یک جنگل‌شناس و استاد دانشگاه «محقق اردبیلی» در گفت‌وگو با «پیام ما» عنوان کرد

برداشت بی‌برنامه از هیرکانی به اسم «جنگلداری نوین»

سازمان منابع طبیعی به جای اینکه مدام بگوید می‌خواهم درختان شکسته و افتاده را برداشت کنم یک برنامه علمی و بلندمدت برای احیای جنگل‌های مخروبه هیرکانی داشته باشد





برداشت بی‌برنامه از هیرکانی به اسم «جنگلداری نوین»

۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۲

بحث بر سر مدیریت جنگل‌های هیرکانی وارد مرحله تازه‌ای شده است. ۵۱ استاد دانشگاه در روزهای اخیر در نامه‌ای به مسعود پزشکیان خواستار توقف طرح «جنگلداری نوین» شده‌اند. «کیومرث سفیدی»، جنگل‌شناس و مدرس دانشگاه محقق اردبیلی، یکی از امضاکنندگان این نامه بود. او در گفت‌وگو با «پیام ما» ضمن مخالفت با برداشت یک درخت بدون برنامه، جنگلداری نوین را واژه‌ای مرتبط با ادبیات سیاسی و حقوقی عنوان می‌کند. راه‌حل از نگاه این جنگل‌شناس، تصمیم‌گیری مشارکتی با حضور تمام ذی‌نفعان است.

در ماه‌های اخیر بحث‌های جدی بین موافقان و مخالفان درباره جنگلداری نوین شکل گرفته، جنگلداری نوین به چه معناست؟

اینکه برداشت درختان شکسته و افتاده را تحت عنوان جنگلداری نوین معرفی کنیم، تعبیر درستی نیست، زیرا ما در دنیا عبارتی تحت عنوان «جنگلداری نوین» نداریم. شیوه‌های مدیریت جنگل به دو بخش شیوه‌های مبتنی بر رویکرد کلاسیک و شیوه‌های مبتنی بر رویکرد نزدیک به طبیعت تقسیم‌بندی می‌شوند. جنگلداری نوین که این روزها از سوی سازمان منابع طبیعی مطرح می‌شود، بیشتر یک ادبیات حقوقی و سیاسی است تا در برابر افکار عمومی و منتقدان، حرف جدیدی برای گفتن داشته باشند.

مدیریت جنگل یک مفهوم مشخص است که رویکرد ما نسبت به طبیعت را مشخص می‌کند. تشخیص ارتباط میان درخت، طبیعت، پرنده، خاک و سایر اجزای اکوسیستم هم کار اکولوژیست و جنگل‌شناس است. از این رو، برداشت درخت باید با نظر متخصص جنگل انجام شود و نمی‌توان صرفاً براساس یک نگاه اداری درباره آن تصمیم‌گیری کرد.

در طرحی که شما پیشنهاد می‌کنید، آیا برداشت چوب اتفاق می‌افتد؟

بحث من این نیست که بگوییم چوب برداشت کنیم یا نکنیم، بلکه بحث این است که مدیریت جنگل را نباید براساس میزان چوب تعریف کنیم. باید ببینیم یک عرصه جنگلی چه کارکردهایی دارد و مدیریت آن باید چگونه باشد. جنگل‌ها کارکردهای متعدد دارند؛ برداشت چوب یکی از آنهاست. تهیه غذا، شکار، جمع‌آوری قارچ، تأمین آب، زیستگاه حیات وحش، جلوگیری از فرسایش خاک و کاهش خطر بهمن از دیگر کارکردهای این عرصه‌ها هستند. امروز در دنیا جنگل‌ها را عرصه‌هایی با چند کارکرد می‌دانند، هرچند که ممکن است برخی از آنها همه این پتانسیل‌ها یا کارکردها را نداشته باشند. برای مثال، در بسیاری از مناطق اروپا، جنگل‌ها به واسطه آنکه در انقلاب صنعتی تحت تأثیر فعالیت‌های انسانی قرار گرفته‌اند، زیستگاهی برای حیات وحش نیستند و آنها تلاش می‌کنند به شیوه مصنوعی این پتانسیل را ایجاد کنند. اما جنگل‌های هیرکانی ما هنوز از معدود جنگل‌های چندپتانسیلی جهان هستند و بسیاری از این کارکردها را به‌صورت هم‌زمان در خود دارند.

این گفته البته به این معنا نیست که با رویکرد حفاظت مطلق اداره شوند، زیرا جنگل‌های ما در طول تاریخ تحت تأثیر انسان قرار گرفته و در آنها مداخله صورت گرفته است. در این چارچوب، ممکن است در شرایط مشخص، برداشت یک درخت در هر هکتار مطرح شود، هرچند این برداشت باید با رعایت اصول اکولوژیک انجام شود. این اصول به این معناست که باید ملاحظات محیط‌زیستی و ظرفیت اکوسیستم در نظر گرفته شوند.

شما معتقدید که مجموعه‌ای از عوامل تخریب در جنگل‌های هیرکانی وجود دارد و این وضعیت باید مدیریت شود. در طرحی که پیشنهاد می‌دهید، امکان برداشت یک درخت در هر هکتار مطرح است. از طرف دیگر، مخالفان دغدغه‌ای دارند که به هیچ‌وجه نابجا نیست. تجربه برداشت‌های گذشته باعث ایجاد بی‌اعتمادی در جامعه شده است. مخالفان می‌گویند هر نوع برداشتی در فقدان نظارت، یا با نظارت ناکافی، می‌تواند همان اشکالاتی را ایجاد کند. برای مثال، در هر هکتار به جای یک درخت ممکن است ۱۰ درخت برداشت و یا از این امکان برای ایجاد رانت استفاده شود. در شرایطی که از یک طرف اعتماد جامعه مدنی وجود ندارد و از طرف دیگر مدیریت جنگل هم ضروری است، چطور می‌توان این دو را با هم جمع کرد؟

این ایراد کاملاً وارد است و نگرانی دوستان جامعه مدنی را باید جدی گرفت. اما در عین حال باید واقعیت‌های جنگل‌های شمال را هم بپذیریم. در مورد جنگل‌های شمال ما چند رویکرد می‌توانیم داشته باشیم. یکی اینکه بگوییم جنگل را به سمت حفاظت صرف ببریم. اگر بخواهیم حفاظت را صرفاً به معنای دست‌نزدن به جنگل و کشیدن سیم خاردار بدانیم، این با واقعیت جنگل‌های شمال سازگار نیست. در مجموع دو میلیون هکتار جنگل‌های شمال، شاید ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار هکتار عرصه‌ای پیدا شود که بتوان گفت کمترین میزان دخالت انسانی را داشته است، اما همین مناطق هم تحت تأثیر تغییر اقلیم قرار دارند. بنابراین، جنگل کاملاً دست‌نخورده تقریباً نداریم. در این شرایط لازم است که حفاظت فعال را به عنوان رویکرد درست داشته باشیم؛ به این معنا که اکولوژیست و جنگلبان در جنگل حضور داشته باشند، از زادآوری، زیستگاه پرندگان و سایر گونه‌ها حفاظت کنند و اجازه ندهند کارکردهایی مثل تولید آب در جنگل دچار اختلال شود.

تجربه گذشته هم نشان می‌دهد در دوره‌هایی که طرح‌های جنگلداری اجرا می‌شد، در بعضی مناطق ورود دام به جنگل کمتر بود. حتی گاهی محدوده طرح با سیم خاردار مشخص می‌شد و همین باعث می‌شد ورود افراد و تغییر کاربری کنترل شود. وقتی محدوده طرح مشخص بود، زمین‌خواری و جنگل‌خواری هم دشوارتر می‌شد. این تجربه درست است، اما باید ببینیم امروز چگونه می‌توان از آن برای مدیریت جنگل استفاده کرد، به طوری که بر اساس واقعیت‌های امروز جنگل و با سازوکارهای شفاف و قابل نظارت باشد.

البته حرف من این نیست که حتماً باید در هر هکتار یک درخت برداشت شود. یک درخت در هکتار در جایی مطرح باشد که بررسی‌های اکولوژیک نشان دهد برداشت آن درخت در مقایسه با سایر کارکردهای جنگل توجیه دارد. ممکن است در یک محدوده جنگلی یک مقبره یا محل فرهنگی قرار داشته باشد، در این محدوده برداشت چوب مجاز نیست. همچنان که نمی‌توان از عرصه‌ای که در افسانه‌ها آمده مداخله و برداشت داشته باشیم.

در ایده‌ای که من مطرح می‌کنم، آمایش جنگل اهمیت دارد؛ یعنی ابتدا باید جنگل را مدیریت کنیم و بعد مشخص کنیم در هر بخش، کدام کارکرد اهمیت بیشتری دارد. این کار فقط بر اساس نظر کارشناسان انجام نمی‌شود. ذی‌نفعان جنگل هم باید در این فرایند حضور داشته باشند. روستاییان، جوامع محلی، فعالان محیط زیست، سمن‌ها و حتی بهره‌برداران، ذی‌نفع هستند و باید نظرشان شنیده شود. بعد از آن، تحلیل ذی‌نفعان انجام می‌شود و بر اساس مجموعه اطلاعات به این نتیجه می‌رسیم که مثلاً این جنگل به دلیل وجود یک گونه خاص، زیستگاه مرال، وزغ تالشی یا حتی گونه‌های خاصی از بی‌مهرگان، کارکرد حفاظتی بالاتری دارد. وقتی کارکرد غالب یک جنگل حفاظت از تنوع زیستی باشد، دیگر نمی‌توان در آن چوب برداشت کرد. اما ممکن است در جایی کارکرد تولید چوب هم اهمیت داشته باشد و بتوان با محدودیت‌های بسیار دقیق، برداشت انجام داد.

با این حال، درباره جنگل‌های هیرکانی من معتقدم نباید به دنبال تولید چوب به لحاظ کمی باشیم. نباید بگوییم چند مترمکعب چوب از جنگل خارج کنیم. اگر قرار است چوبی از جنگل برداشت شود، باید چوب باکیفیت و خاص باشد. برای مثال، چوبی که برای صنایع خاص، نظیر ساخت سازهای موسیقی یا محصولات با ارزش افزوده بالا استفاده شود.

اما مسئله مهم‌تر این است که جنگل‌های ما در شرایط اورژانسی قرار دارند. قبل از اینکه بخواهیم درباره وزن کارکردهای مختلف صحبت کنیم، باید جنگل را از وضعیت بیمارگونه‌ای که در آن قرار دارد خارج کنیم. فشار دام، تغییر کاربری، برداشت و قطع غیرقانونی چوب و عوامل دیگر همچنان وجود دارند. سازمان منابع طبیعی هم به جای اینکه مدام بگوید می‌خواهم درختان شکسته و افتاده را برداشت کنم، یک برنامه علمی و بلندمدت برای احیای جنگل‌های مخروبه هیرکانی، یعنی جنگل‌هایی که ترکیب گونه‌ای آنها به هم ریخته، زادآوری طبیعی در آنها مختل شده و ساختارشان آسیب دیده است، داشته باشد.

بخش عمده عرصه‌های جنگلی در اختیار سازمان منابع طبیعی است و بخش محدودی نیز در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد. سازمان محیط زیست برای مناطق تحت مدیریت خود طرح مدیریت دارد و در آن موضوعاتی مانند حفاظت و طبیعت‌گردی مشخص شده است. آیا سازمان محیط زیست می‌تواند با استفاده از همین ظرفیت، یک پایلوت موفق برای حفاظت و مدیریت جنگل اجرا کند و در صورت موفقیت، الگوی آن را در مناطق دیگر نیز توسعه دهد؟

به نظر من نگاه ما به جنگل باید نگاه زیستگاهی باشد. جنگل یک زیستگاه بزرگ است که در آن زیستگاه‌های کوچک‌تر وجود دارند. همین درختان شکسته و افتاده که درباره‌شان صحبت می‌کنیم، درخت زیستگاهی هستند؛ زیر و درون حفره‌ها و شکاف‌هایشان ریززیستگاه شکل می‌گیرد. بنابراین، جنگل هم یک زیستگاه در مقیاس بزرگ است و هم مجموعه‌ای از ریززیستگاه‌ها را در خود جای داده است. بسیاری از پرندگان و دیگر گونه‌ها به همین حفره‌ها و ساختارهای موجود در درختان وابسته‌اند و بقای آنها به وجود همین زیستگاه‌ها بستگی دارد. متأسفانه ما در ایران هنوز به اندازه کافی به این موضوع توجه نکرده‌ایم.

سازمان حفاظت محیط زیست می‌تواند با چنین نگاهی وارد مدیریت جنگل شود و حتی یک پایلوت موفق اجرا کند. سازمان حفاظت محیط زیست متولی تنوع زیستی کشور است و نباید تنوع زیستی را فقط به معنای تنوع گونه‌های جانوری در نظر بگیرد. تنوع زیستی سه سطح تنوع ژنتیکی، تنوع گونه‌ای و تنوع بوم‌سازگانی و زیستگاهی دارد. در سطح گونه‌ای هم فقط جانوران مطرح نیستند و گونه‌های گیاهی را نیز شامل می‌شود. از این رو، به نظر من سازمان حفاظت محیط زیست باید یک دفتر تخصصی برای تنوع زیستی و بوم‌سازگان‌های خشکی داشته باشد تا موضوعاتی مانند جنگل، زیستگاه‌های خشکی و گونه‌های گیاهی را به‌صورت تخصصی دنبال کند. باز هم تأکید می‌کنم که بدون برنامه، برداشت حتی یک درخت از جنگل هم خطاست.

شما از برداشت با برنامه صحبت می‌کنید، اما فعالان محیط زیست نسبت به هر نوع برداشت یا مداخله‌ای که از سوی دولت در جنگل انجام شود، مقاومت اجتماعی نشان می‌دهند. این مسئله هم به دلیل دهه‌ها بی‌اعتمادی شکل گرفته است. در چنین شرایطی که اگر کسی بگوید یک درخت بردارید، بلافاصله این نگرانی ایجاد می‌شود که این یک درخت به ۱۰ درخت تبدیل شود، چطور می‌توان این مسئله را حل کرد؟

راه رفع این بی‌اعتمادی این است که تحلیل ذی‌نفعان مقدم بر تصمیم‌سازی در مدیریت جنگل باشد و تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری به شکل مشارکتی انجام شود. وقتی فعالان مدنی می‌گویند این جنگل ارزش زیستگاهی و ارزش تنوع زیستی دارد، این ارزش باید در تصمیم نهایی وزن پیدا کند. اگر مردم بومی منطقه هم همین نظر را دارند، همه این موارد باید در تصمیم‌گیری دیده شود.

من با اینکه برای کل جنگل‌های هیرکانی یک نسخه واحد بپیچیم، مخالفم و معتقدم اگر بخواهیم از شیوه‌های نزدیک به طبیعت استفاده کنیم، مدیریت باید محل‌محور باشد. ذی‌نفعان جنگل در مناطق مختلف با هم تفاوت دارند. مردم یک منطقه در نوشهر ممکن است مطالبات و نگاه کاملاً متفاوتی با مردم اسالم یا سایر مناطق داشته باشند. شرایط اکولوژیک هم متفاوت است. بنابراین، نمی‌توان یک نسخه واحد برای همه هیرکانی نوشت.

مردم امروز حتی از بسیاری از مدیران جلوتر حرکت می‌کنند، اما ما باید اطلاعات درست را در اختیارشان قرار دهیم. اینکه بگوییم به جنگل دست نزنید، راه‌حل نیست. ما باید جنگل را به شکل اصولی، فنی، علمی و مشارکتی مدیریت کنیم. فرایند مدیریت هم باید به این شکل باشد که ابتدا ذی‌نفعان شناسایی و تحلیل شوند، بعد کارکردهای جنگل مشخص شود و سپس بر اساس این اطلاعات تصمیم‌گیری کنیم.

اینکه در سازمان منابع طبیعی کشور چند نفر کارشناس دور هم جمع شوند و تصمیم بگیرند بهره‌برداری کنیم یا برعکس، نتیجه‌اش وضعیتی است که امروز شاهدیم. در حوزه محیط زیست، رویکرد مشارکتی و توجه به ذی‌نفعان به شکل جدی‌تری دنبال می‌شود، در سازمان منابع طبیعی هم باید به جای تمرکز صرف بر برداشت، برنامه احیای جنگل‌های مخروبه و عملیات پرورشی جنگل در اولویت قرار گیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

۳۰ دلار برای تخریب، یک دلار برای طبیعت

گزارش ۲۰۲۶ برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد از شکاف بزرگ میان سرمایه‌گذاری مخرب و حفاظت از طبیعت می‌گوید

۳۰ دلار برای تخریب، یک دلار برای طبیعت

نقشه تازه سفر ایرانیان

جنگ و فشار اقتصادی، مقصد و شیوه سفر ایرانیان را تغییر داده است

نقشه تازه سفر ایرانیان

دستگاه‌های اجرایی اصفهان برای سیلاب‌های احتمالی پاییز آماده شوند

ابلاغ دستورالعمل پیشگیری و کنترل

دستگاه‌های اجرایی اصفهان برای سیلاب‌های احتمالی پاییز آماده شوند

به آلودگی نفتی سواحل و جزایر خلیج فارس پایان دهید

فعالان محیط‌زیست در نامه‌ای به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست خواستار شدند

به آلودگی نفتی سواحل و جزایر خلیج فارس پایان دهید

انتخابات شوراها ۲۴ مهر ۱۴۰۵ برگزار می‌شود

اعلام رسمی از سوی هیئت نظارت

انتخابات شوراها ۲۴ مهر ۱۴۰۵ برگزار می‌شود

آمادگی نیروگاه‌ها برای زمستان

ذخیره ۸۲ درصدی سوخت و تحقق ۷۵ درصدی برنامه افزایش ظرفیت

آمادگی نیروگاه‌ها برای زمستان

بحران خدمات پس از فروش برای خودروهای وارداتی

آیا تنوع مدل‌ها به قیمت نبود قطعه تمام شده است؟

بحران خدمات پس از فروش برای خودروهای وارداتی

چرا «ظرفیت نصب‌شده» با «تولید» متفاوت است؟

تحلیل فنی مناقشه آمار نیروگاه‌های تجدیدپذیر

چرا «ظرفیت نصب‌شده» با «تولید» متفاوت است؟

سهم ناچیز تعطیلی مدارس در رفع ناترازی انرژی

تمرکز اصلی باید بر مصرف خانوارها باشد

سهم ناچیز تعطیلی مدارس در رفع ناترازی انرژی

هشدار معاون وزیر بهداشت درباره افزایش ۷ برابری «تجرد قطعی» در ایران

هشدار معاون وزیر بهداشت درباره افزایش ۷ برابری «تجرد قطعی» در ایران