قربانــــــی بی‌سامانی سینما





قربانــــــی بی‌سامانی سینما

۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۰۸

به بازیگری اکبر عبدی می‌توان از منظری بینارشته‌ای نگریست؛ به‌ویژه اگر هم آغاز فعالیت او و هم ادامه مسیر حرفه‌ای‌اش را در نظر بگیریم. در واقع، می‌توان کارنامه او را به چند دوره تقسیم کرد. آغاز دوره نخست در شرایطی رقم خورد که فضای حاکم بر جامعه، فضایی ایدئولوژیک بود و از سینما نیز انتظاری کاملاً ایدئولوژیک وجود داشت؛ به این معنا که سینما فقط آرمان‌ها و اهداف معنوی مطرح در آن دوران را دنبال کند. با این حال، گروه‌هایی، به‌ویژه در تلویزیون، از همان دهه فعالیت خود را آغاز کردند که هرچند کارشان مغایر با آن اهداف نبود، وجوه دیگری از زندگی را نیز مدنظر قرار می‌دادند؛ وجوهی که در روند معمول زندگی کارآمد بودند و اساساً هنرهای دراماتیک باید به آن‌ها توجه می‌کردند.

اکبر عبدی با بازی در آثاری مانند «باز مدرسه‌ام دیر شد» و «محله بهداشت» یکی از چهره‌های مهم این جریان بود. او در واقع، جریان پویای زندگی و مسائل واقعی آن را، فارغ از اهداف و آرمان‌هایی که از سیر عادی زندگی فاصله داشتند، برجسته می‌کرد. برای مثال، در «بازم مدرسه‌ام دیر شد» داستان بر این محور استوار بود که پسربچه‌ای در مسیر مدرسه شیطنت می‌کرد، دیر به مدرسه می‌رسید و مرشد، مجموعه‌ای از نصیحت‌ها را به او منتقل می‌کرد. هرچند این مجموعه نیز رویکردی سنتی داشت و بر این اساس شکل گرفته بود که بزرگ‌ترها باید به کوچک‌ترها شیوه درست زندگی را بیاموزند، اما در مجموع حال‌وهوایی متفاوت با فضای رایج آن دوران، به‌ویژه در هنرهای دراماتیک، داشت.

البته اکبر عبدی، به‌ویژه از این جهت که می‌توانست چنین تیپ‌هایی را بازی کند، مهارت بسیار بالایی داشت. برای مثال، او نقش یک دانش‌آموز را در حالی ایفا می‌کرد که سنش از شخصیت بسیار بیشتر بود، اما همین تیپ را به شخصیتی باورپذیر تبدیل می‌کرد. این توانایی او بسیار مورد توجه تلویزیون قرار گرفت و حتی تلویزیون را برای مخاطبان ایرانی دیدنی‌تر کرد. کمااینکه مجموعه‌های یادشده نیز تا حد زیادی به دلیل حضور اکبر عبدی و بازی قدرتمند او دیده شدند.

در کنار این آثار، او در فیلم‌هایی بازی کرد که با ایفای نقش‌های کمدی، از فضای عبوس آن دوره که با نگاه ایدئولوژیک گره خورده بود فاصله می‌گرفت. بنابراین، فیلم‌های کمدی او از این فضای عبوس مبرا بودند و در قالب کمدی، انتقادهای اجتماعی و سیاسی را مطرح می‌کردند که نمونه شاخص آن «اجاره‌نشین‌ها» است. فیلم‌های کمدی دیگری نیز که او در آن دوران بازی کرد، در همین چارچوب قرار می‌گرفتند.

او در فضایی متفاوت، مانند فیلم «مادر»، نیز ایفای نقش کرد. جالب است که زمانی مرحوم علی حاتمی، هنگام انتخاب اکبر عبدی برای این فیلم، گفته بود نمی‌خواهد کسی این نقش را به شکلی کمیک اجرا کند و قرار نیست شخصیت دارای معلولیت به شکلی کمدی به تصویر کشیده شود. اما اکبر عبدی آن‌قدر هوش و فراست داشت که این نگاه را به‌خوبی دریافت و درک کرد؛ اینکه برخورد با معلولیت نباید در فضای یک کمدی سخیف اتفاق بیفتد، بلکه باید در همان فضای احساسی و عاطفی فیلم باقی بماند. بنابراین، می‌بینیم که او هوشمندی بزرگی داشت و هرگاه نقش‌هایی به او پیشنهاد می‌شد که می‌توانست او را به شکلی متفاوت برجسته کند، از عهده آن‌ها به‌خوبی برمی‌آمد. در دوره دیگری که بخشی از آن با «آدم‌برفی» آغاز می‌شود و سپس در دهه ۹۰ با فیلم «خوابم می‌آد» ادامه پیدا می‌کند، نقش یک زن را بازی می‌کند و باز هم، هرچند این کمدی در حد کمدی‌های قدرتمند پیشین او نیست، این نقش را به‌خوبی ایفا می‌کند. اما پس از آن، بخشی از مسیر حرفه‌ای او با فیلم‌های مسعود ده‌نمکی گره می‌خورد. انگار احساس کرده بود که دوره دیگری در سینمای ایران آغاز شده و نسل او به‌تدریج در حال کنار رفتن است. از سوی دیگر، طبق مصاحبه‌هایش، به دنبال حل مسائل مالی خود بود و همین موضوع او را به سمت درآمدزایی سوق داد؛ مسیری که در آن، توانایی بازیگری‌اش کمتر دیده می‌شد. برای مثال، در فیلم «اخراجی‌ها»، توانایی بازیگری عبدی در دل نگاهی ایدئولوژیک قرار گرفت که دیگر چندان مورد پسند نبود و به‌تدریج او را به سمت نامحبوب‌شدن سوق داد. با این حال، از جایی به بعد که در نقش‌های ضعیف ظاهر شد، همچنان آن استعداد ناب بازیگری را به نمایش می‌گذاشت، هرچند آثارش دیگر ارزش محتوایی گذشته را نداشتند.

او بازیگر بزرگی بود. می‌شد از او استفاده‌های بهتری کرد. می‌شد سینمای ما وضعیت سامان‌یافته‌تری داشته باشد تا چنین استعدادهایی به هرز نروند. اما متأسفانه به نظر می‌رسد سینمای ما این توانایی را دارد که آدم‌های بااستعداد را به دلایل مختلف به مسیری عبث بکشاند.

اکبر عبدی در ابتدای فعالیتش بیشتر در قامت کودکی ظاهر می‌شد که پس از شنیدن حرف‌های بزرگ‌ترهای خود تجربه به دست می‌آورد و متوجه اشتباهاتش می‌شد. این روند، با وجود محتوای ایدئولوژیک، در قالبی جذاب و کمیک به نمایش درمی‌آمد و عبدی را به بازیگری محبوب برای تماشاگر عام، به‌ویژه مخاطبان تلویزیون، تبدیل می‌کرد.

دوره دوم زمانی بود که او در فیلم‌های کمدی سینمای ایران بازی می‌کرد که شاخص‌ترین آن «اجاره‌نشین‌ها» است؛ فیلمی که در قالب کمدی، انتقادهای سیاسی و اجتماعی را مطرح می‌کند و این دوره نیز بخشی مهم از کارنامه او به شمار می‌رود.

دوره آخر زمانی است که او به‌تدریج برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های شخصی، در آثار کم‌ارزش‌تری نقش ایفا می‌کند، اما همچنان حتی در آثاری مبتذل نیز توانایی‌های بزرگ بازیگری خود را به رخ می‌کشد. در مجموع، فقط می‌توان نسبت به این استعداد و ذوق بزرگ بازیگری ابراز تأسف کرد؛ استعدادی که تا حد زیادی هرز رفت و در میان نابسامانی‌ها و بی‌نظمی‌های موجود در سینما و تلویزیون ایران نادیده گرفته شد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *