مروری بر توسعه تا تاب‌آوری زیرساخت

نیاز ایران به بازتعریف پارادایم توسعه

تاب‌آوری به معنای صرفِ «مقاومت کردن» و بازگشت به وضع پیشین نیست بلکه حفظ توان ادامه حیات در شرایطی است که خودِ شرایط، پیوسته در حال تغییر است





نیاز ایران به بازتعریف پارادایم توسعه

۸ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۱۲

برای بشری که همواره در معرض مخاطرات طبیعی، ناپایداری‌های محیطی و نااطمینانی‌های بی‌شمار قرار داشته است، شاید هیچ دغدغه‌ای بنیادی‌تر از بقا نباشد. تاب‌آوری، حتی پیش از آنکه نامی بر آن گذاشته شود، در هسته بسیاری از تصمیمات و نوآوری‌های انسان قرار داشته است.

امروزه تاب‌آوری به یکی از پرکاربردترین مفاهیم در ادبیات توسعه بدل شده است، اما همچنان یکی از دشوارترین و پیچیده‌ترین مفاهیم برای تعریف و عملیاتی‌سازی باقی مانده است. United Nations Office for Disaster Risk Reduction دفتر کاهش خطرپذیری بلایای سازمان ملل، تاب‌آوری را توانایی یک سیستم یا جامعه برای مقاومت، جذب، سازگاری، تحول و بازیابی در برابر مخاطرات تعریف می‌کند؛ به گونه‌ای که بتواند ساختارها و کارکردهای اساسی خود را حفظ کند یا در کوتاه‌ترین زمان، آن‌ها را احیا کند. نکته مهم در این تعریف آن است که تاب‌آوری به معنای صرفِ «مقاومت کردن» و بازگشت به وضع پیشین نیست، بلکه حفظ توان ادامه حیات در شرایطی است که خودِ شرایط، پیوسته در حال تغییر است. پیچیدگی این مفهوم زمانی بیشتر آشکار می‌شود که به ماهیت مخاطرات امروز نگاه کنیم. جوامعی که در گذشته با تعداد محدودی از تهدیدهای شناخته‌شده روبه‌رو بودند، اکنون با طیفی از مخاطرات هم‌زمان، درهم‌تنیده و گاه متعارض دست‌به‌گریبان‌اند. Jakarta و Mumbai نمونه‌های گویایی از این تضاد مخاطرات گوناگون هستند: شهرهایی که چند دهه پیش عمدتاً نگران طوفان و سیلاب بودند، امروز به‌طور هم‌زمان با خشکسالی، فرونشست زمین، افزایش سطح دریا و اختلال در زیرساخت‌های حیاتی روبه‌رو هستند. به همین دلیل، چالش اصلی دیگر نه مقابله با یک خطر مشخص، بلکه تعریف و طراحی سطحی از تاب‌آوری است که بتواند عملکرد جامعه را در برابر مجموعه‌ای از سناریوهای متعارض حفظ کند (تاب‌آوری بخشی در برابر تاب‌آوری سیستمی). از زاویه‌ای دیگر، تاب‌آوری صرفاً یک ویژگی مهندسی نیست، بلکه محصول اندرکنش میان منابع، اقتصاد، الگوهای مصرف، ساختار اجتماعی و کیفیت حکمرانی است. تاب‌آوری همچنین یک انتخاب سیاسی است: اینکه چه چیزی باید حفظ شود، در برابر چه مخاطراتی و به نفع چه کسانی، پاسخ واحدی ندارد و گاه افزایش تاب‌آوری یک بخش به بهای افزایش آسیب‌پذیری در جایی دیگر تمام می‌شود.

مدیریت اختلالات زنجیره‌ای

همه‌گیری COVID-19 این واقعیت را به‌روشنی نشان داد. ویروسی که در آغاز، یک تهدید بهداشتی به نظر می‌رسید، در مدتی کوتاه زنجیره‌های تأمین جهانی، بازارهای مالی و نظام‌های آموزشی را درگیر کرد و نشان داد تاب‌آوری در جهان امروز به معنای آمادگی برای یک مخاطره مشخص نیست، بلکه توانایی مدیریت اختلالات زنجیره‌ای در سیستم‌هایی است که بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابسته‌اند. به بیان دیگر، اگر توسعه در گذشته عمدتاً به معنای افزایش ظرفیت‌ها بود، امروز به همان اندازه به معنای مدیریت پیچیدگی‌هاست. شاید بتوان قرن بیستم و دهه‌های آغازین قرن بیست‌ویکم را «عصر زیرساخت‌ها» نامید؛ دوره‌ای که سرعت توسعه در بسیاری از نقاط جهان با گسترش شبکه‌های حمل‌ونقل، انرژی، آب و ارتباطات افزایش یافت. Iran نیز از این روند مستثنی نبود. در تداوم مسیر توسعه ملی، پس از انقلاب، توسعه زیرساخت‌ها نه‌تنها یک اولویت عمرانی، بلکه بخشی از نگاه کلان به عدالت اجتماعی و انسجام سرزمینی تلقی شد و نهادهایی چون Jahad-e Sazandegi نقش مهمی در گسترش راه‌های روستایی، برق‌رسانی و خدمات عمومی در مناطق کمتر برخوردار ایفا کردند. نتایج این سرمایه‌گذاری‌ها قابل انکار نیست. بر اساس گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵ United Nations، شاخص توسعه انسانی ایران از ۰.۶۲۶ در سال ۱۹۹۰ به ۰.۷۹۹ رسیده است؛ رشدی ۲۷.۶ درصدی که کشور را در رده «توسعه انسانی بالا» در میان کشورهای جهان قرار داده است. در بخش روستایی، این تحول حتی محسوس‌تر است. بر اساس آمار Ministry of Energy of Iran و Tavanir، در آستانه انقلاب تنها حدود ۶ درصد از روستاهای کشور برق داشتند، اما امروز این رقم به نزدیک ۱۰۰ درصد رسیده است. طول راه‌های روستایی نیز از حدود ۲۶ هزار کیلومتر ــ عمدتاً خاکی ــ به بیش از ۲۰۰ هزار کیلومتر افزایش یافته است. این اعداد روایتگر بهبود شرایط زیستی میلیون‌ها ایرانی هستند که به آب سالم، برق، آموزش و فرصت‌های اقتصادی دسترسی پیدا کرده‌اند.

تغییر ماهیت توسعه

بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تجربیات کمابیش مشابهی داشته‌اند. اما با بهبود معیارهای زیستی-توسعه‌ای و افزایش زیرساخت‌ها، به نظر می‌رسد ماهیت چالش توسعه در این کشورها نیز در حال تغییر است. اگر چالش دیروز ساختن زیرساخت‌های بیشتر بود، چالش امروز حفظ عملکرد همان زیرساخت‌ها در برابر مخاطرات فزاینده است تا سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در این زمینه به هدر نروند. به بیان دیگر، در جهانی پر از مخاطرات و بلایا، حفظ کیفی و کمی سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده، خود نوعی توسعه محسوب می‌شود. ایران از جمله کشورهایی است که به‌صورت تاریخی با بسیاری از بلایا و مخاطرات طبیعی دست‌به‌گریبان بوده است. اما پیچیدگی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعیِ چند دهه اخیر، شدت آسیب‌پذیری کشور در برابر آن‌ها را به میزان زیادی تحت تأثیر قرار داده است. برای نمونه، بر اساس آمار رسمی صنعت آب کشور، سالانه حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب در شبکه‌های شهری هدر می‌رود.

 

در کشوری که با تنش آبی مزمن دست‌به‌گریبان است، این مسئله چیزی فراتر از یک اتلاف ساده است و به معنای هزینه فزاینده پمپاژ، انتقال و سرمایه‌گذاری برای حفظ همان سطح خدمات است. در بخش انرژی نیز فشار رو به افزایش است. طبق گزارش Tavanir، در تابستان ۱۴۰۳ مصرف برق کشور در اوج بار از ۷۹ هزار و ۸۷۲ مگاوات عبور کرد؛ رکوردی تازه برای شبکه برق ایران که نشان می‌دهد رشد جمعیت شهری و گسترش سامانه‌های سرمایشی، شبکه را به مرز ظرفیت رسانده‌اند.

شاید گویاترین نمونه این تغییر، بحران فرونشست زمین باشد. پژوهشی که محققان Leibniz University Hannover در سال ۲۰۲۴ در نشریه علمی Science Advances منتشر کردند، با تحلیل داده‌های ماهواره‌ای نشان داد حدود ۳.۵ درصد از مساحت ایران دستخوش فرونشست معنادار است و نزدیک به ۱۴ میلیون نفر (بیش از یک‌پنجم جمعیت کشور) در مناطق متأثر از این پدیده زندگی می‌کنند؛ مناطقی که بر اساس همین مطالعه، زیرساخت‌هایی چون جاده‌ها، خطوط راه‌آهن و فرودگاه‌ها را نیز درگیر کرده‌اند. در برخی نقاط جنوب‌غرب Tehran، به گفته Geological Survey of Iran، نرخ فرونشست از ۲۵ سانتی‌متر در سال هم فراتر رفته است که در مقایسه با میانگین جهانی بسیار بالاست. اهمیت این موضوع تنها در خطرات زمین‌شناختی آن نیست. فرونشست، هزینه‌های نگهداشت را افزایش می‌دهد، عمر مفید زیرساخت‌ها را کاهش می‌دهد و قابلیت اطمینان سیستم‌های حیاتی را تضعیف می‌کند. تجربه کشورهای دیگر نیز نشان می‌دهد هزینه واقعی چنین بحران‌هایی اغلب نه در یک فروپاشی ناگهانی، بلکه در فرسایش تدریجی عملکرد اقتصادی ظاهر می‌شود؛ الگویی که در سال‌های اخیر در ایران نیز قابل ردیابی است.

اختلال زیرساخت و هزینه‌های واقعی

اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که به هزینه‌های واقعی اختلال زیرساختی نگاه کنیم. World Bank در گزارش *Lifelines* برآورد می‌کند که در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط، اختلال در خدمات زیرساختی سالانه دست‌کم ۳۰۰ میلیارد دلار به بنگاه‌های اقتصادی خسارت وارد می‌کند که با احتساب آسیب به اقتصاد خانوار، این رقم به نزدیک ۴۰۰ میلیارد دلار می‌رسد. نکته مهم این گزارش آن است که بخش عمده این خسارات نه از تخریب مستقیم زیرساخت‌ها، بلکه از توقف خدمات و اختلال سیستماتیک در عملکرد آن‌ها ناشی می‌شود. از این منظر، قطع برق نه صرفاً به معنای خاموش شدن یک نیروگاه، بلکه منجر به اختلال در خدمات بیمارستان‌ها، آب‌رسانی، حمل‌ونقل و تولید صنعتی می‌شود. این الگو در گزارش دوسالانه «تاب‌آوری جهانی زیرساخت ۲۰۲۵» که توسط Coalition for Disaster Resilient Infrastructure تهیه شده است نیز تأیید می‌شود: بر اساس این گزارش، هزینه اقتصادی ناشی از اختلالات عملکردی و اثرات زنجیره‌ای زیرساخت‌ها، به‌طور متوسط حدود ۷.۴ برابر خسارات مستقیم فیزیکی است.

در چنین شرایطی، موفق‌ترین کشورها لزوماً کشورهایی نیستند که در رقابت ایجاد بیشترین زیرساخت پیشتاز باشند، بلکه کشورهایی هستند که بتوانند عملکرد زیرساخت‌های خود را در شرایط دشوار حفظ کنند. بخش مهمی از زیرساخت‌هایی که امروز در Iran طراحی یا بازسازی می‌شوند، تا چند دهه آینده ستون فقرات اقتصاد و خدمات عمومی کشور خواهند بود و از این منظر، کیفیت تصمیماتی که امروز درباره تاب‌آوری آن‌ها گرفته می‌شود، مستقیماً بر هزینه‌ها و ظرفیت توسعه نسل‌های آینده اثر خواهد گذاشت.
*چگونه زیرساخت‌هایی بسازیم؟*

بر این اساس، پرسش اصلی توسعه در دهه‌های آینده دیگر این نیست که «چه زیرساختی بسازیم؟» بلکه این است که «چگونه زیرساخت‌هایی بسازیم که در جهانی پرریسک همچنان عملکرد خود را حفظ کنند؟» این همان نقطه‌ای است که توسعه زیرساخت با تاب‌آوری زیرساخت پیوند می‌خورد و شاید مهم‌ترین تحول فکری در ادبیات توسعه قرن بیست‌ویکم نیز همین باشد.

اگرچه Iran در حوزه مدیریت خطر بلایا، تغییر اقلیم و توسعه پایدار طی سال‌های گذشته اسناد و نهادهای متعددی ایجاد کرده است، حلقه مفقوده این نهادسازی در پیوند با بحث مقاوم‌سازی توسعه کشور، نبودِ یک نگاه ملی، یکپارچه و آینده‌نگر به تاب‌آوری زیرساخت‌های کشور است. اگرچه بخش عمده سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای ایران، چه در گذشته و چه در آینده، در قالب زیرساخت‌ها صورت گرفته است و برای توسعه بسیاری از این بخش‌ها برنامه‌های بخشی وجود دارد، اما چارچوبی ملی برای پاسخ به این پرسش بنیادین ایجاد نشده است: زیرساخت‌های ایران قرار است در برابر چه آینده‌ای تاب‌آور باشند؟

نکته‌ای که توجه را جلب می‌کند آن است که برخلاف بسیاری از حوزه‌های توسعه، در حال حاضر متولی مشخصی برای نگاه یکپارچه به تاب‌آوری زیرساخت‌ها در کشور وجود ندارد. مسئولیت زیرساخت‌ها میان وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های متعدد تقسیم شده است، اما نهادی که بتواند تصویری جامع از ریسک‌های مشترک و اولویت‌های سرمایه‌گذاری ارائه کند، معرفی نشده و شاید به همین دلیل بسیاری از تصمیمات زیرساختی کشور همچنان به‌صورت بخشی و منفک از یکدیگر گرفته می‌شوند.

در این شرایط و با نگاهی به جنگ تحمیلی اخیر، به نظر می‌رسد کشور بیش از هر زمان دیگری به یک «برنامه ملی تاب‌آوری زیرساخت‌ها» نیاز دارد که به‌عنوان چارچوبی راهبردی برای حفاظت از سرمایه‌های توسعه‌ای کشور عمل کند. چنین برنامه‌ای باید بتواند سناریوهای مختلف آینده را شناسایی کند، آسیب‌پذیری‌های زیرساختی را ارزیابی کند و مشخص سازد منابع محدود کشور در کدام بخش‌ها بیشترین بازده را برای کاهش ریسک خواهند داشت.

در نهایت، تاب‌آوری زیرساخت بیش از آنکه یک موضوع فنی باشد، یک موضوع اقتصادی و مرتبط با امنیت ملی است. هر زیرساختی که از کار بیفتد و هر اختلالی که به زنجیره‌ای از خسارات اقتصادی منجر شود، در نهایت خود را در قالب هزینه‌های مالی نشان خواهد داد. از این رو، خروجی یک برنامه ملی تاب‌آوری زیرساخت‌ها نه صرفاً مجموعه‌ای از توصیه‌ها، بلکه باید پورتفولیویی مشخص از پروژه‌های اولویت‌دار و قابل سرمایه‌گذاری باشد که بتوانند از طریق منابع عمومی، رویکردهای مشارکت عمومی-خصوصی و سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی تأمین مالی شوند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما