روایت موج نوی بومگردی و لزوم احیای مفهومی سیساله
بومگردی در بحران هویت
21 اردیبهشت 1405، 22:25
میپرسم: «من با بومگردی تماس گرفتهام؟» با اکراه میگوید: «نه! اقامتگاه سنتی، البته بوتیک هتل.» میپرسم: «عنوان در مجوزتان چیست؟» آرام میگوید: «بومگردی ولی بومگردی نیستیم. خیلی بهتریم. خودتان بیایید و ببینید. عکسهایمان هم در اینستاگرام هست. اصلاً خودتان قضاوت کنید ما بومگردی هستیم یا بوتیک هتل؟» میگویم: «مگر بومگردی چه اشکالی دارد؟» میگوید: «ما همه اتاقهایمان مستر است و تخت دارد. کفخواب نداریم. اتاقها هم بسیار تمیز است. کاملاً هتلی.» چه شد که روزگار بومگردیها اینگونه تلخ شد؟ چه شد که بومگردی از یک روش عارفانه و بومی زیبا تبدیل به مقصد گردشگری مبتذل و ارزان شد؟ چه شد که بومگردی از سبک زندگی بومی تبدیل به روش اقتصادی ناکارآمد و ناپایدار برای مردم روستایی شد؟ و شاید کلیدیترین سؤال اینکه بعد از سه دهه، مفاهیم توسعه پایدار چه جایگاهی در بومگردیها پیدا کرد؟ توسعه بهعنوان مفهومی غربی چه نسبتی با آبادگری ایرانی پیدا کرد؟ چه شد که نام بومگردی اینگونه زشت شد؟ برای بسیاری بومگردی با برنامه ماهعسل و «عباس برزگر» و کته گوجه و روستاییِ میلیاردر شروع شد؛ اما برای بسیاری که رسانه نداشتند، پیش از آن با گروه «خوشهسار بومی» و مرام درویشی و عارفمسلکی شروع شده بود و حرفهای برزگر راه به بیراهه بود. گذشتن از سد کرونا و هواپیمای اوکراینی و اعتراضات خیابانی و جنگ، درنهایت بعد از چند دهه از بومگردی و اقتصادش تن نحیف و لاغری به جا گذاشت که به بیماری بدخیمی دچار است و به تلنگری از پا درمیآید. گشتن در معانی و حرفزدن درباره این مفهوم به همراه آسیبشناسی، حالا نیاز حیاتی این حوزه است.
داستان شروع بومگردی و نوشتن از تاریخ این مفهوم و خوشهسار بومی و «کیارش اقتصادی» و بازی چهارعنصر، البته داستانی شیرین اما تکراری است. شاید هم برای خیلیها این کلمات معنایی نداشته باشد و یک جستجوی ساده یا شنیدن یکی دو پادکست و مصاحبه، کنجکاویشان را برطرف کند؛ اما برای آنها که دغدغه معناشناختی این حوزه را دارند روزگار بهسختی در حال طیشدن است. ازیکطرف رشد قارچگونه بومگردیها بعد از برجام و خالیشدن از مفاهیم بومی و از سویی مشکلات اقتصادی حوزه گردشگری، واژه بومگردی را پیش از همیشه تهی از معنا و مبتذل کرد.
بومگردی به نظر میرسد در یک سیر تاریخی، سنتزی است که از دل کاروانسرا – بهعنوان شکل کلاسیک سفر – و شکل مدرن سفر انسان امروز، بیرونآمده است؛ بنابراین به دنبال معنای آن در میان واژههای انگلیسی نباید گشت. بسیاری طی این سالها در جستجوی یافتن واژه معادل انگلیسی برای این مفهوم بودهاند. شاید به این دلیل که باید بومگردی را برای گردشگر انگلیسیزبان معنا میکردند. درنتیجه این گشتن، واژگانی نظیر «اکولوژ» (Ecolodge)، «کاتج» (Cottage)، «رورال کاتج» (Rural Cottage)، «هاستل» (hostel) و… معادل بومگردی دانسته شد. عدهای به واژه قناعت کردند و برخی که عمیقتر بودند در میان منابع انگلیسی در جستجوی الزامات کار کوشیدند. بااینحال هیچکدام از واژگان در فرم و محتوا به بومگردی نزدیک هم نبود.
بهقاعده کشوری چون ایران با سابقه میهماننوازی دیرینه و عبور راه ابریشم از میان آن و هزاران کاروانسرای شهری و برونشهری، با مفهوم سفر – در معنای تجارت و زیارت – پیش از بسیاری از کشورهای غربی آشناست؛ بنابراین میزبانی کردن ریشه در ناخودآگاه جمعی ما دارد و چسباندن واژگان غربی به این مفهوم بیمعنا به نظر میرسد. واژهای که از دل تاریخ آبادگری ایران فرهنگی بیرونآمده ارتباط ارگانیکی با غرب پیدا نمیکند و درنتیجه باید گفت بومگردی، بومگردیست.
موج نو در بومگردی
در طول این سیسال یعنی از زمانی که عدهای نظیر «مازیار آل داوود» گروه خوشهسار بومی را تشکیل دادند و با کیفیت بالا شروع به این کار کردند تا امروز سنتز دیگری هم اتفاق افتاده است. درواقع شکل سفر سیسال پیش با امروز تفاوت دارد. دهه هشتاد تورهای طبیعتگرا با محوریت کویر و به مقصد شرق اصفهان برگزار میشد و اقامت یکشبه در کنار آتش با میهماننوازی مازیار در بومگردی «آتشونی» و غذای محلی روستایی تجربه خاطرهانگیزی برای مسافران میساخت. البته در این میان صنایعدستی روستا هم به فروش میرسید و اقتصاد روستایی رونق میگرفت. امروزه اما از دل سفر تجربهگرا به شکلی که ذکر شد، با شکلی از سفر مواجهیم که مخاطبش به دنبال تعامل فرهنگی است و این به معنای سنتز دیگر است. کسانی به سراغ تأسیس بومگردی آمدهاند که معمولاً زندگی شهری را رها کردهاند و در دل بوم جا گرفتهاند. این موج نوی بومگردی اغلب تحصیلکردههای دانشگاهی هستند و تعامل فرهنگی عمیق را روشی برای کسب درآمد نمیبینند؛ بلکه بهمثابه سبک زندگی میدانند. این موج نو که از قضا رو به گسترش است تفاوت آشکاری با توده بیشکل بومگردی دارد. لزوماً غذای محلی به میهمان نمیدهد و جنس تعاملش هم تنها نشستن و ساززدن در کنار آتش نیست. مثلاً همراه مهمانها پیتزا میخورد و روی ویدئو پروژکتور فیلم میبیند و ساعتها درباره آن گفتگو میکند. این سنتز دوباره اگرچه دغدغههای خوشهسار بومی در ارتباط با محیطزیست و فرهنگ را میفهمد؛ اما فرم کارش متفاوت است. رویدادمحور است و مهمتر از همه خلاقانهتر است. شباهت این دو جریان در انتخاب سبک زندگی متفاوت است.
به دنبال واژهها
به نظر میرسد یکی از مهمترین مؤلفههای این دو جریان یک واژه مهم است: «خانه». خانه بهعنوان مفهومی کلیدی جایی برای زندگی بومگردیدار است؛ نه صرفاً محلی برای کارکردن و میهمان گرفتن و پذیراییکردن. خانه و زندگی درون خانه و تعامل فرهنگی با مخاطب مؤلفههای جریان دوم بومگردیاند. جریانی که شاید دیگر نام بومگردی بر آن نمیتوان گذاشت و باید به دنبال واژهای نو برای تبیین آن گشت. در این ساختار جدید فضای عمومی بومگردی اهمیتی دوچندان دارد. فضای عمومی دیگر مکانی برای معاشرت دمدستی نیست، بلکه مهمترین بخش خانه است. شکیلترین بخش با جزئیات فراوان و با محوریت میهمان؛ جایی درست مثل میهمانخانه در خانههای کودکیمان. با این تفاوت که رفتوآمد بیش از همه جای خانه در آن اتفاق میافتد. چیدمان این اتاق مهم است. ایجاد احساس راحتی برای میهمان اهمیت دارد و خلاصه آنکه اتاق دورهمی بهعنوان فضای عمومی جایی برای کنشگری فعال است و مهمتر از اتاقهای اقامت میهمانهاست.
لزوم احیای یک مفهوم
میپرسند: «راست است که برای تأسیس بومگردی وام چند دهمیلیاردی میدهند؟ بومگردیها اصلاً چه میکنند؟ مینشینند تا یکی بیاید و میهمانشان شود و پول در بیاورند؟ آیا همه را راه میدهند یا میهمانها را انتخاب میکنند؟ اگر حالشان بد بود چه میکنند؟ میهمان نمیگیرند؟ اگر مثلاً پدر و مادرشان سرزده آمدند و ظرفیت خالی نداشتند چه میکنند؟ بومگردیها مجوز هم دارند؟ چقدر آموزشدیدهاند؟ وزارت میراث و گردشگری برایشان چه میکند؟ جامعه بومگردی کشور چه؟» میگویند: «راست است که بعد از برجام همه بومگردیها یکشبه پولدار شدند؟» جواب این سؤالات گاهی روشن است و گاهی نه. بااینحال دغدغه معناشناختی بومگردی برای نسل جدید قطعی است. نگاه به بومگردی بهمثابه کنشی فعال الزامی است. بومگردی صرفاً کاری در زمینه گردشگری نیست، بلکه فعالیتی از جنس تفکر و رشد آگاهی است و درنتیجه یک گسست بزرگ بین این تفکر با توده بیشکل بومگردی وجود دارد. درواقع میان جریان فعلی با «خوشهسار بومی» یک توده سقوط کرده وجود دارد. تودهای که شاید نسل جدید با کمک خوشهسار بومی بتواند آنها را بالا بکشد و این مفهوم را احیا کند. برای چنین مقصودی باید پیش از همه به آسیبشناسی این حوزه پرداخت.
پ.ن: انتشار این مجموعه جستار درباره بومگردیها، بهصورت هفتگی ادامه دارد.
برچسب ها:
نظر کاربران
حامد گوهریان نائینی
بسیار عمیق و کارشناسی بود مطلب
محمدجواد
بسیار عالی
نکات دقیق و ظریفی و بیان کردن و باید صاحب نظران جوان و پیشکسوت کنار هم بنشینند و تا حد بالایی نگاه مطلوب به بومگردی را کتابت کنند.
Seyed Hossein Hosseini
بی زحمت اشتباه تایپی فامیلی کارشناس محترم رو اصلاح کنید ممنونم
سعید عبداللهی
بسیار عالی و کامل
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
ممنوعیت ساختوساز و تغییر کاربری در منطقه حفاظتشده آقداغ خلخال
نمایشگاه «قصههای تهران» همزمان با هفته گردشگری در کوشک باغ هنر برپا شده است
روایت تهران از دل نقشهها و خاطرهها
بناهای تاریخی مشهد در سایه توسعه شهری تخریب میشوند و بسیاری پیش از ثبت از بین میروند
میراث مشهد؛ اول تخریب، بعد ثبت
تدوین برنامه اجرایی برای احیای کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان
مدیرکل منابع طبیعی گلستان
گردشگری هیرکانی باید با اولویت حفاظت توسعه یابد
فراخوان جذب سرمایهگذار برای گردشگری آبی کردستان منتشر شد
انسداد ۴۷۵ حلقه چاه غیرمجاز در کرمانشاه طی سال جاری
مایک؛ سرزمین دزدان دریایی
روایتهای متناقض درباره قدمت سینمای یادمان و بیتوجهی به ارزش تاریخی آن
۵۰ سال خاطره، بدون شناسنامه میراثی
«پیام ما» در گفتوگو با دو معمار، رویکردهای حفظ آثار جنگ در تهران را در پرتو یک پژوهش بررسی میکند
جنگ در حافظه شهر
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
افتتاح ۴ پروژه گردشگری در کرمانشاه با سرمایهگذاری ۳۲۰ میلیارد تومانی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




Seyed Hossein Hosseini
با سلام و خسته نباشید خدمت کارشناس محترم
جناب آقای حقیقت قهفرخرخی
بوم گردی از راه روش اصلی خود به بیراه رفته .بقولی شده هتل های مجلل.
خبری از فرهنگ و سوم سنتی و غذاهای بومی و سنتی نیست
خبری از شب چره های سنتی نیست همش شده چیپس و پفک
خلاصه شاید شروع ساخت بومگردی از اول برای احیای سنت های قدیمی اصیل هر منطقه بود لی به بیراهه رفت و شده محفل های آنچنانی.