من از جدایی میترسم
15 مرداد 1404، 21:56
شلیک اول اسرائیل در بامداد 23 خرداد امسال، مرا به راهرویی تاریک در کودکیام پرت کرد؛ زمانی که اجازه نداشتیم برای اینکه جنگندههای صدام جایمان را پیدا کنند، حتی یک چراغ را برای دستشویی رفتن روشن کنیم؛ اما موشکها کورکورانه روی شهرها رها میشدند و با خود شهروندانی که در راهروهای تاریک خانهها پنهان شده بودند را نابود میکردند.
در دومین جنگ تحمیلی ترس از تاریکی، جای خود را به موضوعات ترسناکتری داده است. وقتی در چند روز اول، سران نظامی و کلیدی کشور در خانههایشان و نه در محل کارشان شهید شدند. همه میپرسیدند مگر میشود؟
ادعای اسرائیل آزادی ایرانیان است! به خیال خود میخواهد در تلافی آزادسازی قوم یهود توسط کوروش، حالا ایرانیان را رها کند؛ انتظار دارد وقتی خانهها را میزند مردم به خیابانها بریزند و اعتراض کنند و زهی خیال باطل. اگر کسی حمله ناگهانی اسرائیل آن هم در میانه مذاکرات بینالمللی، کشتن غیر نظامیها، کشتن 60 هزار نفر در غزه در میانه سکوت جهانیان و … را ببیند و تصور کند اسرائیل برای صلح و آزادی آمده از هم دستی اگر نباشد، حتما از نادانی است.
من از جنگ میترسم، نه به دلیل تاریکی و صدای انفجار و ویرانی، بلکه از اهداف پنهان گرگی که لباس میش پوشیده. دشمنی که از 10سال پیش برای بمب گذاشتن درون پیجرها برنامهریزی کرده، حتما برای تجزیه ایران برنامههای بلندمدتتری دارد.
خیال تکه تکه شدن ایران به سرزمینهای کوچک و جدایی انداختن بین اقوام ایرانی من را میترساند. در این روزها که پردهها کنار رفته و علنا میگویند که هدفشان «تجزیه ایران» است به روزهایی فکر میکنم که کامرانمیرزا با دسیسه انگلستان هرات را از ایران جدا کرد، مردم در آن روزها از چه میترسیدند. دستشان به کجا میرسید؟ آن امضاها که پای گلستان و ترکمنچای زده شد، مردم چه کار کردند؟ آیا میدانستند این تمدن ایران است که با «تفرقه بینداز و حکومت کن» استعمار در حال تجزیه است؟ من از ماسیده شدن واژه استعمار و کج فهمی هموطنانم از این واژه میترسم. جنگ ترسناک است ولی جدایی ترسناکتر است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به داستان «هرس»، نوشته «نسیم مرعشی»
جنگ در غیاب جنگ
بهبهانه سالگرد تأسیس انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران
گرافیک ایران و راه پیشرو
اینله؛ زندگی روی آب
روایتی از «استاد حسن قمی»
پایداری دریای خزر؛ از عزم سیاسی تا اقدام
از گواهینامههای معطل تا گذرنامه ضبطشده
نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگیهایی که میتوانستند اتفاق بیفتند
اگر میشد زندگی را از نو نوشت
تمامقد به احترام شهدای دانشآموز میناب و لامرد
ای داغ، از قلب پریشانم چه میخواهی
پشت روایت «روستای گمشده»
صلح از جایی آغاز میشود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید