بایگانی مطالب: گزارش روز
صلح یا تداوم جنگ؟
سومین دور از مذاکرات ایران و آمریکا پس از جنگ رمضان در سایه بیاعتمادی ایرانیان به این مذاکرات در پاکستان در سطح عالیترین مقامات دو کشور آغاز شد. نخستین گزارشها از پیشرفت گفتوگوها حکایت دارد.
پرده های کم فروغ در سایه بمب و انفجار
|پیام ما| اکران نوروزی سینماها همواره یکی از پر طرفدارترین ایام سال برای مخاطبان صاحبان آثار سینمایی بوده است. حتی در چند سال اخیر که کمتر از کارگردانان صاحبنام خبری هست و فیلمهای کمدی باوجود انتقادهای فراوان همچنان روی پرده میروند و میتازند. اما امسال جنگ تمام برنامهریزیهای اکران آثار را تغییر داد؛ همانطور که تأثیرش را روی تمام حوزههای فرهنگی دیگر گذاشت. بررسیهای «پیام ما» از مقایسه آمارهای سامانه مدیریت فروش و اکران سینما (سمفا) در نوروز ۱۴۰۴ در مقایسه با نوروز ۱۴۰۵ هم این موضوع را تأیید میکند.
سینماگران پای کارِ ایران
با همه دلخوریها
انقلاب انرژی در دل خرابیها
ژاپنیها صبح یازدهم ماه مارس ۲۰۱۱ را بهعنوان یکی از تاریکترین روزهای تاریخ معاصر میشناسند. زمانی که زلزلهای ۹ ریشتری سواحل شمال شرقی این کشور را لرزاند و ساعتی بعد، سونامی عظیمی به خشکی هجوم آورد. در پی این دو رویداد، خسارتهای گستردهای به بار آمد؛ هزاران خانه و زیرساخت حیاتی از میان رفت و بیش از ۱۶۰ هزار نفر ناچار به ترک محل زندگی خود شدند. در میان همه این ویرانیها، نیروگاه هستهای «فوکوشیما دایچی» به مهمترین کانون بحران بدل شد؛ جایی که انفجار در چند رآکتور و نشت گسترده مواد رادیواکتیو، آلودگی وسیعی ایجاد کرد و موجی از تردید نسبت به انرژی هستهای را در ژاپن و جهان برانگیخت. این حادثه که پس از چرنوبیل بهعنوان بزرگترین فاجعه هستهای شناخته میشود، پیامدهایی عمیق در حوزههای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی به همراه داشت. یکی از مهمترین واکنشها، تصمیم دولت ژاپن برای توقف موقت فعالیت همه ۴۸ رآکتور هستهای کشور بود؛ تصمیمی که اگرچه با هدف کنترل بحران اتخاذ شد، اما فشار زیادی بر تأمین برق وارد کرد. در نتیجه، ضرورت بازنگری اساسی در سیاستهای انرژی بیشازپیش آشکار شد و این پرسش کلیدی را پیش روی سیاستگذاران قرار داد: چگونه میتوان هم امنیت انرژی را حفظ کرد، هم به تعهدات زیستمحیطی پایبند ماند و هم ثبات اقتصادی را تضمین کرد؟
جنگ، مردم را از حفاظت ناامید نکرد
حالا دیگر جنگ چهره واقعیاش را عیان کرده، نزدیک به چهل روز است که از آسمان بمب بر شهرهای ایران ریخته میشود و هیچ کجا از شر آتش آمریکا و اسرائیل در امان نیست. در میانه این جنگ و درحالیکه شهرهای غربی کشور هم بیشازپیش مورد تهاجماند، «میشمرغها»، اینگونه در معرض خطر انقراض در دشت سوتاو و حمامیان بوکان باید جفتگیری کنند. این در حالی است که بوکان و شهرهای اطرافش هم چندین بار مورد حمله قرار گرفتهاند؛ اما آنطور که معاون دفتر حیاتوحش سازمان حفاظت محیطزیست به «پیامما» میگوید، زیستگاه تاکنون امن بوده و بهخاطر شرایط جنگی پیشآمده، آنها کمی در تأمین غذا و دارو دچار مشکل شدهاند و تعداد چرگهوانان (حافظان میشمرغ) هم از ۱۲ نفر در سال گذشته به ۸ نفر در امسال کاهشیافته است.
سلامت خطقرمز بشریت است
آسیب به بیش از ۲۰۰ مرکز سلامت و ۳۸ بیمارستان کشور و همچنین کشتهشدن تعدادی از کادر سلامت موجب شد تا امروز تعدادی از کادر سلامت و دانشگاهیان بیمارستانها و دانشگاههای علوم پزشکی تهران، در تجمعی اعتراضآمیز ضمن محکومیت این حملات، سلامت را خطقرمز مشترک بشریت خوانده و از نهادهای جهانی خواستار حمایت از حفظ حریم این مراکز شوند. این در حالی است که علاوه بر آسیب به این مراکز، در صورت حمله آمریکا و اسرائیل به نیروگاهها، بیماران بسیاری نگران قطعی برق بیمارستانها و اختلال در روند درمانی خود شدهاند.
جهان ساکت ماند
پیام ما: صبح روز شنبه ۱۵ فروردین سایت نیروگاه اتمی بوشهر بمباران و یک عضو تیم حفاظت فیزیکی آن کشته شد، بهعلاوه یک ساختمان کمکی هم آسیب دید. این چهارمین حمله به این نیروگاه است. نیروگاهی که هر گونه صدمه به آن میتواند حیات را در یک محدوده گسترده دچار اختلال کند و فاجعهای بزرگ را رقم بزند.
بیماران خاص زیر آتش تخریب زیرساختهای درمان
پیامما - از آغاز جنگ تا ظهر ۱۵ فروردین به ۲۵ واحد تولیدی، توزیعی و داروسازی حمله نظامی شده است. صددرصد انستیتو پاستور در حمله نظامی ۱۳ فروردین، تحتالشعاع قرار گرفته است. در دل این تخریب، نامهایی از بین رفتهاند که برای جامعه علمی معنا دارند از جمله آزمایشگاههای مرجع، بخشهای بیوتکنولوژی، بانکهای سلولی و واحدهای تحقیقاتی که سالها داده، تجربه و زیرساخت را در خود انباشته بودند. حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در همین ارتباط اعلام کرد که تخریب به حدی است که باید ۱۰۰درصد انستیتو پاستور بازسازی شود. آمار شهدای سلامت ۲۴ نفر است؛ اما در پی هدف قراردادن قطبهای داروسازی ایران، هزاران بیمار صعبالعلاج در مرز بین مرگ و زندگی قرار دارند. آخرین حمله نظامی مربوط به پژوهشکده لیزر و پلاسما در ۱۴ فروردین بود. ساختمان و آزمایشگاهی که در دانشگاه بهشتی بمباران شد، یکی از مهمترین آزمایشگاههای فوتونیک ایران نیز بهشمار میرفت. چند سال اخیر داشتند روی روشهای جدید تصویربرداری از مغز با روشهای اپتیکی و فوتونیکی کار میکردند. طبق اعلام میعادفر رئیس سازمان اورژانس کشور، در دوران جنگ تحمیلی، ۳۶۰ مورد آسیب به زیرساختهای حوزه سلامت و ۴۶ دستگاه آمبولانس ثبت شده است. تبعات حمله نظامی به انستیتو پاستور و واحدهای تولیدی، توزیعی و داروسازی اما در اعداد و ارقام نمیگنجد. فاجعه انستیتو پاستور ایران را باید در قاب یک حمله به یک مرکز صدساله علمی و بهداشتی دید. روایت رسمی از آن چه رخداده، تصویری از یک تخریب گسترده را ترسیم میکند. به گفته حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، حمله به این مرکز «تجاوز به ستون صدساله بهداشت جهانی» بوده؛ تعبیری که نشان میدهد ابعاد ماجرا فراتر از یک خسارت موضعی است. آن چه هدف قرار گرفت، مجموعهای از آزمایشگاهها، بانکهای زیستی و بخشهای تحقیقاتی بود که هرکدام بخشی از زنجیره کنترل بیماری در ایران و حتی منطقه را تشکیل میدادند.
از رنگ گل تا رنج خار
بحران، خواه جنگ، نسلکشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همهگیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل میکند. بحران نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایتهای بنیادینی را که انسانها از خود و جهان دارند، متزلزل میسازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصهای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل میشوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط بهمعنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر میتواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسلهای بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمیتواند بیطرف بماند و سکوت هنرمند، بیمعنا به نظر میرسد. ازاینروست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه «در انتظار گودو» را مینویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو میریزد و بیمعنایی جهانِ پس از فاجعه را به بیساختاری در فرم تبدیل میکند. «پیام ما» در گفتوگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روانشناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدمها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟
اگر جنگ تمام شود
گفتن و نوشتن از نوروز در سالی که لباس عزای جنگ دوازدهروزه و وقایع تلخ دیماه را از تن درنیاوردهایم و ناگهان عزای جنگی جدید را بر تنمان کردهاند، سخن به گزاف گفتن است. نوروزی که اگرچه زمین و آسمان برایش نو میشوند و درختان در زیر بمباران، شکوفه میدهند از آنطرف مصیبتی که بر ما میرود هم نو میشود. اما آدمی است و امید. آدمی است و میل به زیستن. حالا در آستانه نوروزی تاریخی از جمعی از مردم این سؤال را پرسیدیم که اگر جنگ تمام شود، نخستین کاری که انجام میدهید، چیست؟ چراکه امید به پساجنگ، خود نوید زیستن و آینده را میدهد.
