بایگانی مطالب: گزارش روز

انفجار در پایتخت تاریخ و تمدن ایران

در روز شانزدهم جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، استان همدان مورد حمله واقع شد. به‌گفته معاون سیاسی و امنیتی استانداری همدان، در روز یکشنبه، ۲۴ اسفندماه، یک مرکز نظامی و دو مرکز آموزشی در شهر همدان، یک مرکز دانشگاهی در اسدآباد و یک مرکز نظامی در رزن هدف اصابت جنگنده‌های دشمن قرار گرفتند. حمله‌ای که تاکنون ۹ کشته و شهید به‌جا گذاشته است. اگرچه هنوز مشخص نیست چه تعداد از این ۹ نفر نظامی و غیرنظامی بوده‌اند؛ اما به‌گفته یکی از مخاطبان «پیام ما» که صبح دوشنبه در گورستان باغ بهشت همدان حضور داشت، تعداد کشته‌شده‌ها بیش از ۹ نفر است. پایتخت تابستانی مادها، همدان در غرب ایران واقع است. این استان با داشتن یک اثر ثبت جهانی یونسکو محوطه باستانی هگمتانه، دو کاروانسرای ثبت جهانی تاج آباد و فرسفج و پرشمار بنای ثبت ملی منجمله آرامگاه باباطاهر و آرامگاه بوعلی و نزدیکی به مرزهای غربی ایران از شهرهایی با تمدن چندهزارساله و باقیمانده دوره سکاهاست که آخرین یکشنبه سال برای چندمین بار مورد حمله قرار گرفت.

شمعدانی‌های جنگ‌زده مادر

۱۲ اسفندماه پاوه، شمالی‌ترین و خوش‌آب‌و‌هواترین شهر استان کرمانشاه، روزهای پایانی زمستان سرد و برفی را می‌گذارند. آفتاب سر ظهر هنوز قدرت بهاری پیدا نکرده، اما درخشندگی‌ عجیبی را در آسمان پاک و آبی بر برف‌های کوهستان ستبر «شاهو» و کوه «آتشگاه» که همچون مادر و پدری مهربان شهر را در دامن خود گرفته‌اند، می‌تاباند.

خارک هزاران سال در قلمروی ایران

|پیام ما| نام «خارک» این روزها همراه با نگرانی در مکالمات روزمره مردم و همراه با تهدید در میان سخنان مردان سیاست تکرار می‌شود. این جزیره اما فارغ از نقشی که حالا در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران پیدا کرده، پیشینه‌ای تاریخی هم دارد که مرور آن شاید ما را در پی بردن به اهمیت این جزیره در تاریخ و اقتصاد ایران کمک کند. جزیره‌ای که این روزها همراه با تنگه هرمز بیش از هر نام دیگری در اخبار ایران و جهان تکرار می‌شود.

سال خاموشی

در سال ۱۴۰۴ اتفاقات بزرگ و تلخی افتاد که در همه آنها اینترنت را به روی مردم بستند؛ جنگ دوازده‌روزه در تابستان، اعتراضات خون‌بار زمستان و جنگی که اکنون برپاست. کمتر از دو ساعت پس از اولین بمباران در روز شنبه، ۹ اسفند، اینترنت قطع شده و اگر بنا را بر ادامه این وضع تا آخرین روز اسفند بگذاریم، در سال سخت ۱۴۰۴ مردم ایران بیش از دو ماه خاموشی دیجیتال را از سر گذرانده‌اند؛ وضعیتی که در اظهارات رسمی «محدودیت اینترنت» نامیده می‌شود، اما چیزی جز «خاموشی مطلق» نیست. در این گزارش آنچه بر همه ما گذشت را مرور می‌کنیم.

تاب‌آوری برای زندگی

|پیام‌ ما| مردم نه شروع‌کننده جنگ‌اند و نه قدرت پایان دادن به آن را دارند. در این شرایط تنها چیزی که کمی می‌تواند روان ما مردم را آرام کند، احساس کنترل هرچند اندک بر زندگی‌مان است. اینکه با کارهای کوچک مانند تعیین نقطه امن‌ خانه، تنظیم خواب و یا برگشتن به کار و فعالیت، به چنین کنترلی دست یابیم. اینها را «امیرحسین جلالی ندوشن» روان‌پزشک به «پیام ما» می‌گوید؛ آن‌هم در شرایطی که بیش از دو هفته از قطعی اینترنت می‌گذرد و هیچ راه ارتباطی‌ای با جهان نداریم و حالا مدام از خود زخم خورده‌مان می‌پرسیم آیا کسی در جهان می‌داند ما زیر بمباران چه می‌کشیم و چطور صدایمان از دست رفته است؟

قرار بود به خانه برگردند

صبح شنبه، نهم اسفند، تا زمانی که تلفن «سجاد میرانی» زنگ نخورده بود، یک روز عادی بود؛ یک روز کاری معمولی در میناب که قرار نبود او پیکرهایی بسیار کوچک را از زیر آوارهای مدرسه «شجره طیبه» بیرون بکشد، برایشان تابوت بسازد و بعد به خانه برگرداند.

چشم‌نگران «بارِ شیشه»

زنان باردار از جمله گروه‌هایی هستند که به‌دلیل شرایط خاصی که دارند، باید به دور از استرس و هرگونه شرایط ناایمن باشند که سلامت خود و جنینشان را تهدید می‌کند. با‌این‌حال، تحمیل جنگ بر ایران شرایطی بحرانی برای بسیاری از آنان به وجود آورده است؛ به‌گونه‌ای‌که علاوه‌بر خطرات جنگ، نگرانی و اضطراب‌های آنها را دوچندان کرده است.

توافقنامه‌های محیط‌زیستی در جنگ نقض شده است

از همان زمان که آتش‌بس اعلام شد‌، بسیاری نگران از آغاز جنگ دوباره بودند. بسیاری از شهروندان در تهران چسب پشت شیشه‌ها را نگه داشتند و با نگرانی چشم به مذاکرات دوختند. حالا دو هفته از جنگ دوباره می‌گذرد. در این بازه زمانی سازمان حفاظت محیط‌زیست چه اقداماتی انجام داده است؟ آیا آنها هم خودشان را برای این روزها آماده کرده بودند و این روزها مدیران این سازمان چه می‌کنند. در گفت‌وگو با «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، در‌این‌باره از او پرسیدیم.

مأموریت روی خط باریک زندگی

در جنوب ایران جنگ همیشه با استرس بیشتری همراه است؛ اینجا حملات به شهرها و تأسیساتی می‌رسد که قلب صنعت نفت کشور در آنها می‌تپد. جایی که دکل‌ها، خطوط لوله و مخازن نفت بخشی از چشم‌انداز روزمره زندگی مردم‌اند و همین نزدیکی خطر را ملموس‌تر ‌می‌کند. کارکنان صنعت نفت سال‌ها است این خط باریک میان کار و خطر را تجربه کرده‌اند؛ از روزهایی که بمب‌ها در جنگ هشت‌ساله زمین و آسمان را می‌لرزاند تا امروز که با بالاگرفتن تنش‌ها، دوباره نام زیرساخت‌های انرژی در میان اهداف احتمالی جنگ شنیده می‌شود. در این میان، حمله به انبارهای نفت تهران هم زنگ خطر را دوباره به صدا درآورده است. بااین‌حال، کسانی هستند که در همین شرایط دور از خانواده و در دل میدان‌های نفتی کار می‌کنند؛ با این آگاهی که یک اشتباه، یک لحظه غفلت یا یک حمله می‌تواند آخرین روز زندگی‌شان باشد.

زندگی در سایه جنگ با عضلات ازدست‌رفته

ترک کردن تهران ساده نیست و همه نمی‌توانند بروند‌؛ یکی جایی در شهر دیگری ندارد،‌ یکی باید برود‌ سر کار و یکی کندن از این شهر برایش غیرممکن است. علاوه‌بر همه اینها، گروه دیگری هستند که به این شهر چسبیده‌‌‌اند،؛ آنها نمی‌توانند از این شهر خارج شوند به‌خاطر پدر و مادر بیمارشان. آنها باید بمانند تا از عزیزانشان که توان جابه‌جایی ندارند، مراقبت کنند. این گزارش شرحی از وضعیت دو نفر با چنین شرایطی است.