بایگانی مطالب: گردشگری
حلقه گمشده حفاظت از آثار موزهای ایران
گردشگری علیه غار شاپور
غارها نیاز به درجهبندی حفاظتی دارند
پادکست خبری ۲۵ تیر
کوچ پزشکان پاشنهآشیل گردشگری سلامت
گردشگری سلامت بهعنوان یکی از شاخههای نوظهور گردشگری، نقشی کلیدی در توسعه اقتصادی کشورها دارد. ترکیب دو حوزه راهبردی سلامت و گردشگری، نهتنها منبعی پایدار برای کسب درآمدهای ارزی محسوب میشود، بلکه بستر مناسبی برای ایجاد اشتغال، تبادل فرهنگی، ارتقای سطح خدمات درمانی و توسعه زیرساختهای ملی نیز فراهم میآورد. با توجه به افزایش روزافزون هزینههای درمان در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، بسیاری از بیماران ترجیح میدهند برای دریافت خدمات درمانی با کیفیت، اما با هزینه کمتر، به کشورهای دیگر سفر کنند و در اینجا نقش گردشگری سلامت بیشازپیش برجسته میشود. ایران بهعنوان کشوری با پیشینه غنی پزشکی، منابع انسانی متخصص، فناوریهای درمانی در حال رشد، تنوع اقلیمی، ظرفیتهای قابلتوجهی در حوزه گردشگری سلامت دارد. وجود پزشکان برجسته، مراکز درمانی پیشرفته، خدمات تشخیص تخصصی و هزینههای نسبتاً پایین درمان در مقایسه با کشورهای همسطح، جایگاه ایران را به یکی از مقاصد بالقوه در گردشگری سلامت تبدیل کرده است. پیوندهای فرهنگی و زبانی با کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای حاشیه خلیجفارس، مزیتی استراتژیک در جذب گردشگران سلامت بهشمار میرود. با وجود این ظرفیتهای چشمگیر، گردشگری سلامت در ایران با چالشهای متعددی مواجه است؛ از نبود سیاستگذاری منسجم و تعارض نهادهای متولی گرفته تا معضل دلالان، ضعف زیرساختها، مهاجرت پزشکان و نبود حمایتهای هدفمند از بخش خصوصی. این عوامل مانع از آن شدهاند که ایران بتواند سهمی شایسته از بازار منطقهای و جهانی گردشگری سلامت بهدست آورد. بررسی دقیق فرصتها، آسیبها و الزامات توسعه این حوزه، نیازمند نگاهی تحلیلی و همهجانبهنگر است.
تالاب ما روزگاری ماهی داشت
چند روز قبل از آنکه صدای جنگندهها در آسمان ایران شنیده و راه پهپادها به استانهای مختلف باز شود، دختران و پسران دبستانی در کنار تالاب لاگون پارک ملی بوجاق به صف شدند و رو به تالابی که میخواهند روزهای پرآبیاش را ببینند، گفتند: «تالاب شهر ما زمانی آب داشت، روزی ماهی داشت، روزی پرندهها میاومدن، روزی میشد قایقسواری کرد،روزی آدمها شاد بودند، روزی تالاب زنده بود…». تالاب لاگون پارک ملی بوجاق بندر کیاشهر زیر پاهایشان قرار داشت، زیر پل چوبی بندری که تا سالهای قبل به داشتن تالاب میبالید و بعدها تبدیل به فاضلاب شهری و نیها شد. آنها روی زمینی خشک که نیها جای آب را در آن گرفتهاند، خواستار احیای تالاب شدند؛ تالابی که در دهه اخیر ساکنان کیاشهر هر روز شاهد کمجان شدنش بودند. آنها با تشکیل زنجیرهای انسانی و امضای طوماری خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، در روزهایی که خبری از جنگ نبود، خواستند راهی برای زندهشدن تالاب پیدا کنند، راهی برای زندگی.
۲۰ سال انتظار برای آزادسازی فلکالافلاک
خبر ثبت محوطههای پیشازتاریخ دره خرمآباد در اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس یک بخش دوم هم داشت و آن اینکه در تنها پرونده ارائهشده از سوی ایران در این اجلاس، دو اثر قلعه فلکالافلاک و پل شکسته از پرونده کنار گذاشته شده و شانس ثبتشدن در فهرست میراث جهانی را پیدا نکردند. دلیل این امر علاوهبر ضعف در تدوین پرونده ثبت، ایراداتی بود که یونسکو به وضعیت این دو اثر گرفته بود. در مورد قلعه فلکالافلاک رئیس میراثفرهنگی لرستان دلیل این امر را اینطور اعلام کرد که همدوره نبودن این آثار با هم موجب حذف این دو اثر از پرونده شد، اما ماجرا چیز دیگری بود. یونسکو درباره وضعیت حریم قلعه فلکالافلاک بارها به ایران هشدار داده بود و قرارگیری پادگان نظامی در حریم این قلعه یکی از مهمترین عوامل حذف آن از فهرست جهانی یونسکو بود. موضوعی که از سال ۱۳۸۷ یکی از چالشهای مهم این اثر بوده و همچنان رفع نشده است. سال گذشته در سفر رئیس قوه قضائیه به لرستان هم این موضوع مطرح و راهکاری برای آن مطرح شد، اما همچنان انتقال این پادگان از حریم فلکالافلاک وعدهای است که زمان تحقق آن مشخص نیست. دیروز «امیرهوشنگ فتحی»، رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح استان لرستان، اعلام کرد موضوع انتقال این مرکز نظامی از حریم قلعه تاریخی در دستورکار قرار گرفته است، اما همچنان زمان دقیقی برای انجام آن مطرح نشده.
از تاریکی غار تا روشنای جهان
روایت کارشناسی از ثبت جهانی دره خرمآباد
شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان
در سه روز گذشته، سحرگاهان بیلهای مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهنترین بافتهای تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطهای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستانشناسی، منجر به تخریب لایههایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب میشود. منطقهای که بهگفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگیهای طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. اینبار خاکی جابهجا شد که بهگفته «علیرضا جعفریزند»، نهفقط خشت و آجر بلکه تاریخ آلبویه، پیشازآن و پسازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، بهوضوح نشانهای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراثفرهنگی استان نامیده میشود. از سکوتهای مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایههایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانههایی است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچگاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستینبار در آستانه متروکشدن حافظهاش قرار گرفته است. در پی واکنشها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارشهای واصلشده مبنیبر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرضکنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. بهنظر میرسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمیکنند که این موضوع بسیار نگرانکننده است و بهطور قطع، دادستانی با این ترک فعلها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی میکند: «محسن جاوری» باستانشناس و مسئول سابق کاوشهای میدان عتیق، «علیرضا جعفریزند» حقوقدان و پژوهشگر میراثفرهنگی و «امیر کرمزاده» مدیرکل میراثفرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، همزمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آنهم در یکی از حساسترین هستههای باستانشناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهنها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب میتواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی میتواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟
هنر زندگی در عصر پارینهسنگی
نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانههایی بهجا گذاشت؛ گویی میخواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانهها و پیامهایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچیای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان میدهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را میگویند و ابزارهایی که در خود نشانههایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کردهاند. غارهای پارینهسنگی خرمآباد از همین جنساند؛ پر از رمزوراز، پر از داستانهایی که از پسِ قرون سر برآوردهاند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعتزده ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان میبرند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامیخواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرمآباد و قدمت این سرزمین است.
غارهای پارینهسنگی آغل گوسفندان شده بودند
«محوطه پیشازتاریخ (پارینهسنگی) دره خرمآباد» بهعنوان بیستونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسانهای نئاندرتال و دورههای مختلف پیشازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای دادهاند. این محوطه بهعنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سالهای گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راهآهن» هم حضور داشت.
