فروغ فکری
روزنامهنگار
فروغ فکری
21 تیر 1404
تولهخرسهای گمشده مادر نیمهجان
روز جمعه، ۲۰ تیرماه، جسم نیمهجان خرسی در ارتفاعات بخش «نشل» شهرستان لاریجان پیدا شد؛ با وضعیتی ناپایدار و غیرطبیعی. همیار محیطبانی که این خرس را پیدا کرده، به «پیام ما» میگوید آنها حداقل سالی یکبار بهدلیل تعارض باغداران و زنبورداران با جنازه این گونه روبهرو میشوند و خرس فعلی احتمالاً مسموم شده است. در این میان خبری از دو تولهخرس نیست و در ۲۴ ساعت گذشته فقط ردپای آنها دیده شده و نگرانی برای سرنوشت آنها بالاست. مانند دو تولهخرس قهوهای که اردیبهشتماه امسال مادرشان را در مرودشت استان فارس از دست دادند و به پارک پردیسان تهران آورده شدند، اما یکی از آنها اوایل خردادماه در این پارک گم شد و هنوز خبری از او نیست و سرنوشتش به معمایی بدل شده که هیچیک از مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست تا این لحظه برای آن جوابی ندارند.
فروغ فکری
17 تیر 1404
جنگ تمام شد، زمین هنوز میسوزد
حملات اسرائیل که منطقه حفاظتشده سفیدکوه لرستان را به آتش کشید، محیطبانان با چشمان خود کَل و بزهایی را دیدند که از شر آتش و صدای جتها و پهپادها فرار میکردند. آنها به چشم خود مرگ حیاتوحش و نابودی جنگلها را دیدند. مانند محیطبانان منطقه حفاظتشده بیستون کرمانشاه و منطقه مانشت و قلارنگ ایلام. سازمان حفاظت محیطزیست در روزهای گذشته بیانیهای درباره تبعات محیطزیستی جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران صادر کرد و نام استانهای فارس، ایلام، کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، همدان، لرستان، کهگیلویهوبویراحمد و گیلان را در آن آورد. استانهایی که مناطقی از آنها تحتتأثیر قرار گرفتهاند. در میان استانهایی که نامشان در این بیانیه آمده، اما جای تهران خالی است. استانی که تلفات جانی گستردهای در این جنگ داد و بمبهای اسرائیل، بخشهای مختلفی از این شهر خصوصاً در شرق تهران و در نزدیکی پارک ملی خجیر را نابود کردند.
فروغ فکری
8 تیر 1404
چه کسانی زاگرس را آتش زدند؟
دو هفته قبل که آتش جنگندههای اسرائیل به ایران رسید، آتشسوزی جنگلها در ایلام هم شدت گرفت. همان روزها که بمبها بر سر مردم در تهران، کرج و بسیاری دیگر از شهرها میریخت، مردان و زنان برای مهار آتش «توه حل صالحآباد» و «بانسر» میجنگیدند؛ همچنانکه آتش به جنگلهای استان فارس هم آمد. استانی که بارها توسط جنگندههای اسرائیل بمباران شد و البته جنگلهای زاگرس در بویراحمد و لرستان هم از آتشسوزی در امان نبودند. «حسین منصوری»، مدیر انجمن مردمنهاد زاگرسبان در ایلام که در آتش دو هفته قبل شاخهای آتشگرفته به چشمانش خورد و دستانش سوخت، حالا از شکستگی دست یکی از نیروهای منابعطبیعی استان و سوختگی دستوپای دیگر دوستانش میگوید. وضعیت در جنگلهای فارس هم همینطور بود و «بهمن ایزدی» میگوید آتش، دشمن مقابل همیاران و نیروهای دولتی بود و آنها همچنانکه صدای جنگندهها را میشنیدند، رو در رو با آتشی بودند که در زاگرس تمامی نداشت. آنها مردانی بودند که در کنار بمباران مداوم ۱۲روزه کشور، هر روزشان در جنگلهایی گذشته که میخواهند حفظ شود. آنها نگران زاگرساند، همچنانکه نگران کل ایراناند.
فروغ فکری
2 تیر 1404
کوچ اجباری ۲۶ کودک به دامنه البرز
«ليلا» زودتر از باقى دختران مؤسسه «مهر طه» صداى جتها را شنيد. دستانش را بههم قفل كرد و گفت: «اين صداى رعدوبرق نيست. جنگ شده؟» صبح جمعه، ٢٣ خرداد، در بهت مربيان مركز و ۲۶ دخترى شروع شد كه آنها هم صداى جنگ را از پشت پنجرههای خانه خيابان مطهرى شنيده بودند. شنبه، روز دوم كه حملات اسرائيل شدت گرفت و صداى تهران زير صداى پدافند و جتها بیصدا شد، «زهره زارع»، رئيس مركز مهر طه، روز يكشنبه با مسئوليت خود بچهها را راهى گیلان كرد و اين شروع سفرى سخت شد كه هنوز از آیندهاش خبر ندارند؛ مانند همه کسانی كه حالا در شهرى غير از تهراناند. اما براى زارع چارهای نبود. او گریه مدام دخترانش را ديده بود كه از ترس صداى پهپادها و جتها به گوشه اتاق پناه برده بودند و يكى از آنها از ظهر جمعه كولهپشتىاش را آماده كرده و كفشش راكنار تختش گذاشته بود؛ براى دور شدن از جنگ، از صداى بمباران و آتش بیامان تهران.
فروغ فکری
31 خرداد 1404
قلبهایی که برای ایران میتپد
۱۰ روز میشود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بیوقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنتها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران ماندهاند، از لحظههای سکوت و زمانی که جنگندههای اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمیدارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهراناند، سخت کرده؛ بیخبری رنج بزرگ دیگری است. عدهای در این شرایط اعلام کردهاند به آنها که در تهران ماندهاند سر میزنند؛ اگر کسی میخواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدماند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
فروغ فکری
27 خرداد 1404
نه! نه! قلبم نمیخواهد خانه کوچکم را رها کند
در دو راهی رفتن یا ماندن
فروغ فکری
20 خرداد 1404
برخورد محرمانه با اصلاحیه قانون مدیریت پسماند
زباله از در خانه که خارج میشود، گویی دیگر از زندگیمان خارج شده و اغلب افراد دیگر مسئولیتی در قبال آن ندارد. این مسئولیت اما در سالهای اخیر برای مردمی در شهرهای شمالی و جنوبی که محلهای دفن زباله در نزدیک خانههایشان بوده، حالا دغدغهای جدی شده است. آنها میدانند چیزی بهنام «دور» وجود ندارد و وقتی زباله را دور میریزیم، خیلی زود آثارش به زندگیمان برمیگردد. شیرابهاش در زمین فرو میرود و بو و حشراتش جانمان را کم میکند. «نرگس آذری»، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه پسماند، نیز بر این امر صحه میگذارد. او که سالها در این حوزه پژوهش کرده، معتقد است سیاستگذاران فقط میخواهند مسئله را از خود دور کنند و این را میتوان در اصلاحیه قانون پسماند هم دید؛ اصلاحیهای که در مجلس در دست بررسی است، اما هیچیک از فعالان این عرصه تاکنون امکان دسترسی به آن را نداشتهاند.
فروغ فکری
11 خرداد 1404
تیر بر جان حافظان جنگل، تبر بر جان درختان
صدای تیر، تپهها و کوههای اطراف روستای کوپیچ سفلی را در هم پیچید تا به گوش «شهرام سلامی» برسد. شهرام، صدای تیر را که شنید، قلبش به تپش افتاد. یک ساعت قبل برادرش، «آراس»، زنگ زده بود، صدایش پشت تلفن میلرزید. گفته بود قاچاقچیان چوب را دیده که در روشنایی روز درختان بلوط را میبرند. به آنها گفته بود نکنید، درختان زندگی ما هستند. اما آنها به روی آراس و پسرعمویش، «محمد»، آتش گشودند. جنگلهای کوپیچ سفلی از دو روز قبل هنوز صدای تیر را در خود نگه داشتهاند. آراس حالا در بیمارستان صلاحالدین بانه بستری است، درحالیکه تیر از کنار شاهرگش گذشته و محمد که تیر به قفسه سینهاش خورده و صدا و نفسش را تنگ کرده، بهدلیل شدت جراحات به سقز منتقل شده است.
فروغ فکری
10 خرداد 1404
خرس یتیم در تهران گم شد
عاقبت سفر از مرودشت برای زندگی بهتر
فروغ فکری
9 خرداد 1404
مردم پای کار آمدند، آهوان زاده شدند
وقتی خبر رسید دوربینهای تلهای در قرق علیآباد چهلگزی یزد بالاخره و بعد از غیبتی چهارساله تصویر پلنگ را ثبت کردهاند، «مهدیه کرمی»، کارشناس قرق که در راه بازگشت از منطقه بود، تمام راه را گریه کرد. آن روزِ آذرماه پارسال برای او تصویری از زندگی دوباره در ۵۰ هزار هکتار از زمینهایی بود که از سال ۱۳۹۵ مجوز قرق را گرفته بودند. همان روزی که برای «امیر منصوری»، قرقدار منطقه، متفاوتترین روز فعالیت ۱۲سالهاش است و حالا هم که یاد آن روز میافتد، سرش را بالا میگیرد و با صورتی که از شادی شکفته، میگوید «چه خوشحالیای بیشتر از این؟ تلاشهایمان نتیجه داد. بعد از هفت سال حفاظت، مجوز قرق دادند.» هفت قرقبان از هشت سال قبل در علیآباد چهلگزی، تنه به تنه منطقه حفاظتشده کالمند-بهادران، شب را به روز رساندهاند و تصویر ماندگار هر لحظهشان دیدن آهو در دشت علیآباد و دنبال کَل و بزها گشتن در رشتهکوههای مشرف به دشت است؛ آنجا که کلها و بزها در سایه کوه پناه میگیرند و پرندگان شکاری در آسمانش راه پروازشان طولانی است. در همان دشتی که بهتازگی تصویر رودک عسلخوار در آن ثبت شده و مهدیه کرمی با چشمانی که از ذوق برق میزند، دست به گوشی میشود، فیلم رودک عسلخوار را پیدا میکند و میگوید: «میدانستیم در منطقه هستند، دوربین تلهای آنها را ثبت کرده بود. اما این فیلم فرق دارد. یکی از بچههای خودمان گرفته، ببینید چقدر زیباست!»
فروغ فکری
2 خرداد 1404
پرندهها نادیده گم میشوند
فروردینماه امسال که بعد از چند سال بسته بودن درهای برج پرندهنگری سِلکه در جنوب تالاب انزلی بهبهانه ساختوساز، فعالان با هماهنگی یکی از اساتید دانشگاه به این منطقه رفتند، با واقعیت عجیبی روبهرو شدند؛ نه ساختوسازی در جریان بود و نه تغییری در آنجا داده شده بود. درهای این برج که یکی از استانداردترین برجهای فعلی است، بیدلیل، از سال ۱۴۰۱ بسته بود و بعد از آنهم کسی پاسخی برای این اتفاق نداشت. از سال ۱۳۸۶ که نخستین برج پرندهنگری بهصورت رسمی در تالاب کانیبرازان آذربایجانغربی به راه افتاد، تا کنون نقدها به عملکرد این مجموعهها کم نبوده است. برجهایی که قرار بود محلی برای اتصال آموزش و گردشگری باشند، با نقدهایی چون جانمایی اشتباه، استفاده نکردن از مواد مناسب هر منطقه، بسته بودن درهایشان و البته نداشتن ضابطه برای رسیدگی بر عملکردشان روبهرو هستند. برجهایی با سازههایی عمرانی و عموماً غیر همسو با اصول و استانداردهای محیطزیستی.
فروغ فکری
28 اردیبهشت 1404
بودن یا نبودن سطلهای زباله؟
سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشینهای حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله به جنگل نرسد، میگذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دههها از بو و کوه چندصدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابلحل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوههای زباله در جنگل و ساحل، نبود سایتهای استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زبالهسوزها، بیتوجهی به تفکیک از مبدأ و زبالههای سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشینهای حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبتها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته بودند؛ زمانی بهاجبار سطلهای زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زبالههای روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده بهاجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها میپرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زبالهها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محلهای دپو کردهاید و آیا قرار است حالا برخلاف سالهای قبل زبالههای روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها میگویند بازگشت سطلهای زباله یعنی برگشت به عقب.
