فرزانه قبادی
روزنامهنگار
فرزانه قبادی
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴
شکست قاچاقچیان در تختجمشید
گامهای بیاجازه، شبانه به حریم تاریخ نفوذ کرده بودند. نیروهای یگان حفاظت گوشبهزنگ بودند و کتیبهای ارزشمند، مدتی بود زیر ذرهبینشان بود. نشانهها و اخباری به گوششان رسیده بود که عدهای در پی سرقت کتیبهاند. آن شب بالاخره آمدند. آسوده در حال حفاری بودند که نیروهای یگان حفاظت مرودشت به محل نزدیک و با پرتاب سنگهایی از سوی حفاران روبهرو شدند. درگیری آغاز شد. یکی از نیروها مجروح شد و نزاع بالا گرفت، دو طرف حالا گلاویز شده بودند. مأمور یگان دستبندش را بیرون کشید تا خاطی را بازداشت کند، اما کاردی تیز، عمیق به رگ دستش نشست تا حفاران بتوانند از مهلکه جان به در برند، او اما با وجود زخم عمیق تیغ، آن فرد را رها نکرد. پنج ضربه چاقو، مأمور یگان حفاظت میراث را راهی بیمارستان کرد. همکارش هم که با پرتاب سنگ آسیب دیده بود، همراه او شد. کتیبه عجالتاً در امان مانده و ضارب بازداشت شده است. به دستور دادستان نه وثیقه و نه ضمانت برای آزادیاش پذیرفته نشد و همچنان، در بازداشت بهسر میبرد تا تعیینتکلیف شود. دشت مرودشت و کوهستانهای اطراف آن و بسیاری از مناطق این سرزمین همچنان جولانگاه حفاران غیرمجاز است. آنها در امنیتی عجیب در سایه ضعف قوانین، بیپروا به فعالیت مشغولند و با جسارتی گستاخانه به روی حافظان تاریخ این سرزمین تیغ میکشند.
فرزانه قبادی
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
رؤیای یک تحریف
«من پارسیام و از پارس، مصر را فتح و امر کردم این کانال را بکنند و از «پی رو» (رود نیل) که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس میآید (خلیج فارس) این کانال حفر شد؛ چنانکه فرمان داده بودم و کشتیها بهوسیله این راه آبی از مصر بهسوی سرزمین پارس روان شدند، چنانکه اراده من بود.» همان زمان که داریوششاه هخامنشی دستور ساخت آبراه سوئز را صادر کرد، این متن بر تن سنگ نقش بست تا قدمت نام «دریای پارس» تا امروز بماند و روشن باشد. حالا اما این تاریخ چند دههای که است که در حال تحریف است.
فرزانه قبادی
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
مدعیان بلاتکلیف آرامگاه «رازی»
از قرن چهارم هجری تا همین چند سال پیش مزار رازی یک راز تاریخی بود. در کتابها گمانههایی درباره آن مطرح میشد، اما همه تنها حدسهایی بود که استناد چندانی به تاریخ نداشت. مطالعات پژوهشگران اما در اواخر دهه نود گمانه جدیتری را مطرح کرد مبنیبر اینکه با توجه به قرارگیری بیمارستان قدیم ری در محدوده روستای فیروزآباد و ثبت اسنادی درباره طبابت رازی در این بیمارستان و موارد دیگر، احتمال فراوانی وجود دارد که او را در نزدیکی امامزاده این روستا که گورستان قدیمی این منطقه بوده، به خاک سپرده باشند. همان روزها سخن از ساخت یک بنای آرامگاهی در فیروزآباد و تأسیس بنیادی بهنام رازی مطرح شد. قرار بود برای طراحی این بنا فراخوانی ملی داده شود و بودجه خاصی برای آن در نظر گرفته شود. حالا چندسالی از آن وعدهها و حرفها گذشته. زمین سه هکتاری که قرار بود محل ساخت یادمان باشد، مدعیانی پیدا کرده و شورای روستا را مجبور به محصور کردن محدوده زمین کرده است. دولت سیزدهم دستور مسکوت ماندن طرح ساخت آن را داد و تا به امروز هم این طرح مسکوت مانده است. محلیها روی این طرح حساب باز کردهاند و برخی مسئولان محلی نیز پیگیر این طرح هستند، اما سالهاست که طرح همچنان معطل مانده است.
فرزانه قبادی
۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
تاقبستان در تله تلهکابین
عمر پروژه از دو دهه هم گذشته و گویی قرار نیست سایه تهدید آن از سر نقوش برجسته بینظیر باقیمانده از عصر ساسانیان کم شود. همچنان، مدیران شهری چشم به دشت کاهو و محوطههای پیشازتاریخی دارند که قرنها در همسایگی تاقبستان آرام گرفتهاند. پروژه تلهکابین کرمانشاه به گواه بنری که در نزدیکی این اثر نصب شده، باز هم از سر گرفته شده است و بهرغم مخالفت صریح میراثفرهنگی، از سوی مجریان پروژه و مدیران شهری و استانی در حال پیگیری است. «بیژن کلهرنیا»، پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی، معتقد است اجرای این پروژه از هر زاویهای که بررسی شود، توجیه منطقی و علمی ندارد. اجرای آن نام این اثر کمنظیر جهانی را برای همیشه از فهرست میراث جهانی حذف میکند اما این تنها آسیبی نیست که این پروژه به کرمانشاه و تاقبستان میزند. نگاه کوتاهمدت مدیران میتواند معامله سنگینی برای مردم کرمانشاه رقم بزند. معامله دوسرباختی که در آن اجرای پروژهای که بهزعم کارشناسان شهرسازی در دنیا دیگر مورد توجه نیست، به حفظ و جهانی شدن اثری ارزشمند و منحصربهفرد ارجحیت دارد.
فرزانه قبادی
۲۰ فروردین ۱۴۰۴
سریال تاریخی علیه بنای تاریخی؟
سه سال پیش وقتی فیلمبرداری سریال سووشون در باغ عفیفآباد و مسجد نصیرالملک شیراز همراه با وارد آوردن آسیب به این آثار ملی شد و اعتراض فعالان میراث فرهنگی و کنشگران محلی را بهدنبال داشت، «نرگس آبیار» در صفحه اینستاگرامش توضیحاتی را منتشر و در بخشی از آن تأکید کرد: «خودم یک فعال میراث فرهنگی هستم و دغدغه میراث فرهنگی دارم.» اما او بهعنوان «فعال میراث فرهنگی» وقتی سریال بعدی خود را کلید زد و باز هم برای لوکیشن سریالش به سراغ بناهای تاریخی رفت، باز هم بیتوجهی به ضوابط میراث فرهنگی در حفاظت از بناهای تاریخی را در پیش گرفت. چندی پیش تصاویری از حسینیه امینیها در قزوین منتشر شد که نشان میداد عوامل سریال «بامداد خمار» بدون توجه به قدمت بنا داربستها و الحاقاتی به آن اضافه کردهاند و حالا تصاویری از مسجد عتیق قزوین منتشر شده است که نشان میدهد دیوارهای این بنای ثبت ملی بهشکل غیرمسئولانهای توسط گروه فیلمبرداری رنگی شده و آسیب دیده و بعد از اتمام فیلمبرداری به حال خود رها شده است؛ هرچند پس از رسانهای شدن موضوع، روابطعمومی این سریال رنگپاشی به دیوارهای مسجد را تکذیب و اعلام کرد: «تا جایی که امکانپذیر بوده از دیوارهای کاذب و پرتابل در این پروژه استفاده شده است». این اولینبار نیست که موضوع آسیب گروههای فیلمبرداری به بناهای تاریخی موجب نگرانی میشود. پیشازاین، بارها این مسئله محل اعتراض فعالان میراث فرهنگی بوده است، اما گویا نه وزارت میراثفرهنگی در اجرای قانون جدیت لازم را دارد و نه گروههای فیلمبرداری توجهی به رعایت ضوابط فعالیت در این اماکن دارند.
فرزانه قبادی
۲۷ اسفند ۱۴۰۳
کلیدواژههای تکراری؛ بحرانهای پایدار
نگاهی به وضعیت میراث فرهنگی ایران در سالی که گذشت
فرزانه قبادی
۱ اسفند ۱۴۰۳
سفیران فراموش شده فرهنگ
امروز روز جهانی راهنمایان گردشگری است. آنها که در سالهای اخیر تجارب سختی را از سر گذرندهاند، از رکود شدید گردشگری و ترک ناخواسته شغلشان تا مشکلات اقتصادی و بیکاری. فعالان این بخش از گردشگری امروز برای شانزدهمین سال گردهمایی سالانه خود را در حالی در موز ملی ایران برگزار میکنند که این حرفه هنوز با چالشهای زیادی دست و پنجه نرم میکند. این گردهمایی به نوعی یادآور تلاش و ایستادگی راهنمایان گردشگری در بحرانهایی است که گردشگری ایران از سر گذراند، کسانی که در سختترین شرایط هم ایستادند، اما امروز بسیاری از آنها به دلیل مشکلات اقتصادی تن به مهاجرت داده یا خانهنشین شدهاند.
فرزانه قبادی
۲۹ بهمن ۱۴۰۳
نمایشگاه گردشگری بدون حضور معلولان
نمایشگاه گردشگری تهران با تمام نقاط قوت و ضعف به پایان رسید. نمایشگاهی که رئیسجمهور در آیین افتتاح آن تأکید کرده بود «ایران برای تمام ایرانیان است»، اما در همان نمایشگاه حتی بهصورت نمادین هم به بزرگترین اقلیت کشور یعنی افراد دارای معلولیت توجهی نشده بود. در جریان برگزاری نمایشگاه، ویدئویی منتشر شد از حضور چند نفر از افراد دارای معلولیت که به بازدید از نمایشگاه گردشگری رفته بودند و با چالشهای جدی از مشکلات تردد در سالنها و نبود رمپهای مناسب تا فاصله پارکینگ از محل برگزاری نمایشگاه و نبود امکانات حملونقل مناسب افراد با شرایط خاص در فضای داخلی نمایشگاه مواجه شده و از این موضوع گلهمند بودند که چرا حتی در نمایشگاه تدبیری برای حضور آنها اندیشیده نشده است. دسترسپذیری در فضاهای عمومی سالهاست که برای افراد با شرایط خاص مطالبهای است که به آن توجه نمیشود و بخش گردشگری هم از این قاعده مستثنا نیست. اما برگزارکنندگان نمایشگاه میتوانستند حتی بهصورت نمادین به این قشر توجه ویژه کنند و امکاناتی برای حضورشان در نمایشگاه فراهم کنند؛ شاید همین مقدمهای میشد برای توجه متولیان به نیازهای افراد با شرایط خاص در بخش گردشگری، اما این موضوع هم مثل موارد بسیار دیگر در نمایشگاه گردشگری تهران آنگونهکه باید مورد توجه قرار نگرفت.
