فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
۱۵ مرداد ۱۴۰۴
امید برای طبیعت
فاطمه باباخانی
۱۴ مرداد ۱۴۰۴
مهاجرت برای تجربه کار بدون محدودیت
«حضور زنان در تیمهای حفاظتی نهتنها یک انتخاب برابرخواهانه است، بلکه میتواند یک مزیت عملی و مؤثر در پیشبرد اهداف پروژه باشد.» اینها گفته «نگار نجفی سیاوشان»، حفاظتگر و عضو انجمن «رمیاران» حیاتوحش است. او متولد 1376 و جزو نسل جدید کارشناسان حیاتوحش بهحساب میآید. نجفی دوران کارشناسی را در رشته علوم و مهندسی محیطزیست تحصیل کرد و بعد در مقطع کارشناسیارشد در گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین تحصیلاتش را ادامه داد. از همان دوران دانشجویی، مسیر کاری و پژوهشیاش را به سمت حوزههای حفاظتی و پروژههای مرتبط با حیاتوحش و زیستگاهها برد و هماکنون در حال پژوهش و حفاظت روی گوشتخواران است. از او پرسیدیم چطور وارد وادی حفاظت شد، چه مشکلاتی بهعنوان یک زن حفاظتگر دارد و آیا مشابه بسیاری از دانشآموختگان نسل جدید حفاظتگر میخواهد مهاجرت کند یا خیر و چرا؟
فاطمه باباخانی
۱۳ مرداد ۱۴۰۴
مردم «دزک» کارخانه «آهک هیدراته» نمیخواهند
«از مردم عادی گرفته تا اعضای شورای روستا بازداشت شدهاند. برخی یک شب، برخی دو شب، بعضیها حتی زندان رفتند. جلوی بیل مکانیکی را گرفتند و قاضی حکم زندان به آنها داد.» اینها گفته یکی از مرتعداران روستای دزک در استان چهارمحالوبختیاری درباره پروژه کارخانه «آهک هیدراته» است. پروژهای که پس از یک دهه کمتر از ۲۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و با نارضایتی مردم، دچار بحرانهای جدی برای ادامه کار شده است. او تأکید میکند احداث جادههای متعدد در کنارزدن چاه برای برداشت آب، منطقهشان را تخریب کرده است. «محسن کریمی»، سرپرست اداره کل حفاظت محیطزیست چهارمحالوبختیاری، نظر دیگری دارد. به گفته او سرمایهگذار پروژه ضوابط محیطزیستی را رعایت کرده است. «از نظر ضوابط محیطزیستی، این واحد در منطقهای خارج از مناطق چهارگانه واقع و فاصلهاش تا رودخانه، چشمه، قنات و چاه حفظ شده است.»
فاطمه باباخانی
۱۰ مرداد ۱۴۰۴
حفاظت در تعلیق
«نزدیک سه سال است که فضای پروژههای میدانی و پژوهشی در حوزه محیطزیست در حالت تعلیق و رکود قرار دارد، از این رو نگرانی برای دریافت مجوز بیمعناست.» این پاسخ باربد صفایی خزندهشناس به پرسشی درباره وضعیت حفاظت در ایران است. در مقابل ایمان ابراهیمی حفاظتگر معتقد است چالش اصلی به قفلشدگی سازوکار حفاظت از محیط زیست و مدیریت مناطق تحت حفاظت در همان الگوی دهه پنجاه برمیگردد. «اجرا، وظیفه نهادهای مدنی و تخصصی است و سازمان محیط زیست باید نقش ناظر و سیاستگذار را ایفا کند.»
فاطمه باباخانی
۸ مرداد ۱۴۰۴
زاگرس در محاصره شعله و شعار
«مسئولان منابعطبیعی میدانستند؛ در مراسمهای خاکسپاری و... هم شرکت کرده بودند. ترجیحشان این بود که خبری منتشر نشود و به گوش فعالان محیطزیست نرسد.» این گفته «بهمن ایزدی»، فعال محیطزیست استان فارس، درباره شهادت «کاووس مرادی»، عضو طایفه فارسیمدان است که در روزهای اول تیرماه در آتشسوزی منطقه «خان زنیان» جانش را از دست داد. بهگفته ایزدی، متأسفانه ریشههای حریقهای عمدی در زاگرس شناسایی نشده و در مقابل، مسئولان سازمان و ادارات کل منابعطبیعی خود را به کاشت یک میلیارد نهال سرگرم کردهاند. ایزدی این طرح را نابخردانه و ازبینبرنده بخش دیگری از عرصههای زاگرس میداند: «اگر همینطور پیش برویم، زاگرس نابود میشود و در پاییز شاهد حریقهای گسترده در هیرکانی نیز خواهیم بود.»
فاطمه باباخانی
۷ مرداد ۱۴۰۴
زایش امید با تولد گوزن زرد
«افزایش حضور زنان صرفاً یک تغییر کمی در آمار و ارقام نیست، بلکه نیازمند تحولی عمیقتر در فرهنگ جامعه نسبت به نقش و توانمندیهای زنان در این حوزه است.» این گفته «المیرا رضی»، حفاظتگر، است. او در دانشگاه قزوین در رشته HSE (Health, Safety and Environment) یا «ایمنی، بهداشت و محیطزیست» تحصیل کرد. بخش محیطزیست HSE به مدیریت تأثیرات صنایع و سازمانها بر محیطزیست میپردازد. اما آنچه امروز المیرا رضی انجام میدهد، ارتباطی با این رشته ندارد. پیش از ازدواج اهل سفر و طبیعتگردی بود، اما ازدواجش با «امیر چایچی» که در مؤسسه طبیعت در حال گذراندن دوره تخصصی راهنمایان حیاتوحش بود، او را بیشتر به عرصه حفاظت از تنوعزیستی کشاند. در برخی سفرهای مرتبط با حیاتوحش شرکت کرد و دورهای هم با همسرش تصمیم گرفتند سفر با دوچرخه را امتحان کنند. «در سفرهایمان تلاش میکردیم کارگاههایی برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال با هدف آگاهیرسانی در رابطه با اهمیت محیطزیست بهویژه درختان برگزار کنیم که این کارگاهها با همراهی انجمن «we need trees» برگزار میشد.» این زوج چرخهایشان را زدند و درنهایت به گاوبانگی در پارک ملی گلستان رسیدند. او از این نقطه وارد دنیای حفاظت شد. از آن زمان، دغدغه المیرا رضی گونههای مختلف حیاتوحش شد و حفاظت.
فاطمه باباخانی
۶ مرداد ۱۴۰۴
داغ تازه ۳ جوان بر تن زاگرس
فاطمه باباخانی
۴ مرداد ۱۴۰۴
بازیگر هالیوود نبود، «عاشق» زاگرس بود
«میخواهم امروز چند کلمه از این صحبت کنیم که ما چرا میآییم تا آتش را خاموش کنیم؟ ما نه بازیگر هالیوود و نه از بازیگران فیلمهای هندی هستیم و نه بیکاریم. ما هم دوست داریم در کنار خانوادهمان، سر کارمان، جلوی کولر بنشینیم.» وقتی «حمید مرادی» مدیر ۳۶ساله انجمن «شنهی نهوژین» این جملات را مینوشت، آیا فکرش را میکرد روزی در حریق زاگرس کشته خواهد شد؟ فکرش را میکرد که پدرش بعد ازدستدادن یکدانه پسرش در بیمارستان کوثر سنندج تا مرز سکته قلبی میرود؟ میدانست مریم، نامزد جوانش بهجای لباس عروسی، سیاه میپوشد و صورتش را در مراسم خاکسپاری چنان خراش میدهد که خون از آن بیرون میزند. بهنظر حمید مرادی آن پنجشنبه ظهر وقتی میان تف گرما و آتش به «آبیدر» میرفت، فکر میکرد «این خاک برای آیندهمان باقی بماند، گندم و نخود در آن سبز شود، حتی خشخاش در آن سبز شود.»
