مریم فاخر

مریم فاخر

خبرنگار

استمرار مقاومت زنان در ایران

مریم فاخر

۲۳ آذر ۱۴۰۴

استمرار مقاومت زنان در ایران

در کتابخانه و موزه ملک، در سایه نورهایی که ما را به تاریخ هدایت می‌کنند، می‌توان امتداد روایت مقاومت زنان ایران را دید؛ از نقش «بی‌بی‌خانم استرآبادی» در آگاهی‌بخشی به زنان تا پایداری دختران «حاج‌حسین ملک» برای به‌دست‌آوردن مدیریت میراث او. «نوشاد رکنی»، رئیس اداره کتابخانه و موزه ملی ملک، در چهارمین دوره نکوداشت زنان تأثیرگذار در حفظ و معرفی میراث تمدن ایرانی، از شجاعت بی‌بی‌خانم گفت که در ۲۲سالگی عاشق شد و ازدواج کرد، مدرسه دخترانه ساخت، تکفیر شد و مدرسه‌اش را آتش زدند، اما دست نکشید. «این زن‌ها آغازگران مسیر بودند؛ مسیری که زنان امروز ادامه می‌دهند.»
تجدیدپذیرها گرفتار بروکراسی

مریم فاخر

۲۱ آبان ۱۴۰۴

تجدیدپذیرها گرفتار بروکراسی

سرمایه‌گذاران بخش تجدیدپذیر از پیچیدگی مسیر تأمین مالی گلایه دارند، اما «محسن طرزطلب» معاون وزیر نیرو و رئیس ساتبا، ریشه اصلی کندی طرح‌ها را در «مشکلات فرایندی میان ساتبا و صندوق توسعه ملی» دانست. به‌گفته او، تأمین مالی پروژه‌های تجدیدپذیر به نیابت از صندوق توسعه ملی پیگیری می‌شود و به‌ همین دلیل، سرمایه‌گذاران ناچارند مراحل پیچیده و طولانی‌ای را طی کنند؛ لازم است برای تسریع در اجرای طرح‌ها، این مراحل اصلاح شود.
کارگران نساجی گرفتار پرز، رطوبت و ترس

مریم فاخر

۳ آبان ۱۴۰۴

کارگران نساجی گرفتار پرز، رطوبت و ترس

در سالن‌های تولید نساجی، نفس کشیدن گاهی سخت‌تر از کار کردن است. هوا سنگین و پر از پرز است و دستگاه‌های فرسوده بی‌وقفه می‌کوبند. کارگران مجبورند ماسک بزنند، اما گرمای هوا طاقت‌فرساست و رطوبت امان می‌برد. «سمیه» زنی ۴۰ساله است و اپراتور دستگاه‌های بافندگی. او شب‌ها از شدت سرفه خواب ندارد. ۱۰ سال است که میان صدای کرکننده دستگاه‌ها و هوای دم‌کرده کار می‌کند. ریه‌هایش آسیب دیده، اما ریه بخشی از دردسرهای اوست. کارگران این کارخانه همچون بسیاری کارخانه‌های دیگر امنیت شغلی ندارند و قراردادهایشان موقت است. بعضی فعالان کارگری معتقدند آنها «از ترس اخراج، برای اعتراض به وضعیت دستمزد و شرایط کار سمت تشکیل شورا نمی‌روند». بعضی دیگر می‌گویند: «ذهن کارفرما بسته است و مدیریت صرفاً در سخت گرفتن بیش‌از‌اندازه به کارکنان، خلاصه می‌شود.» سؤال اینجاست که چرا قدمی برای پایان مشکلات این کارگران برداشته نمی‌شود؟
فروش قناتِ کاروانسرای جهانی

مریم فاخر

۲۸ مهر ۱۴۰۴

فروش قناتِ کاروانسرای جهانی

«قنات مرتبط با یکی از کاروانسراهای آهوان به فروش رفته است.» این را «هادی احمدی‌ روئینی»، مدیر پایگاه میراث جهانی کاروانسراهای ایران، در نشست «میراث فراموش‌شده» که به بررسی وضعیت دو کاروانسرای آهوان سمنان اختصاص داشت، می‌گوید. به‌گفته او، هیچ نظارتی بر عملکرد مالک این دو کاروانسرا که «ستاد اجرایی فرمان امام» است و اقدام به فروش بخش‌هایی از این میراث ملی و جهانی کرده، وجود ندارد: «حتی در گذشته آگهی فروش این بناها در روزنامه‌ها و سایت‌ها منتشر شده، هدف فقط فروش است. اما چه چیزی را می‌خواهند بفروشند؟ بنای تاریخی که متعلق به همه مردم است؟»
یادمان غریب پدر نثر فارسی

مریم فاخر

۲۷ مهر ۱۴۰۴

یادمان غریب پدر نثر فارسی

با وجود گذشت نزدیک به هزار سال از نگارش «تاریخ بیهقی»، یاد «ابوالفضل بیهقی» چنانکه باید، در زادگاهش زنده نیست. بنای یادمان او در روستای «حارث‌آباد» بیست سال است که نیمه‌تمام رها شده، اما هم‌زمان گروهی از پژوهشگران و دوستداران زبان فارسی تلاش کرده‌اند با برگزاری مراسمی در روز بیهقی، اول آبان، در کنار همین بنای نیمه‌کاره در حارث‌آباد، یاد نویسنده‌ بزرگ نثر فارسی را زنده نگه دارند. «مهدی سیدی‌فَرُّخَد»، پژوهشگر تاریخ بیهقی، از جمله افرادی است که سال‌ها بر روی نسخه‌های خطی این اثر کار کرده و حالا از ضرورت توجه دوباره به میراث بیهقی می‌گوید: «اهل قلم و سواد باید بیهقی را بخوانند و با آن آشنا شوند. هر کس قلم به دست می‌گیرد، باید بداند پشتوانه‌ زبان فارسی در نثر، از او آغاز می‌شود.»
آب‌نشین‌ها یا تختک‌نشین‌های اطراف هامون

مریم فاخر

۲۶ مهر ۱۴۰۴

آب‌نشین‌ها یا تختک‌نشین‌های اطراف هامون

«تختک‌نشین‌ها»، آرام‌آرام با خشکیدن هامون ناپدید شدند. روزگاری زمین‌های سیستان سبز بود و پرآب، اما حالا فقط در خاطره‌ها باقی مانده است. کاهش بارندگی و سدسازی‌های بالادست رود هیرمند، این دریاچه‌ بزرگ را به پهنه‌ای از خاک و نمک تبدیل کرده؛ دریاچه‌ای که با بیابان‌شدنش، زندگی را در جزیره‌های کوچکش و میان مردمانی که روزی بر آب می‌زیستند، خاموش کرد. آنها خانه‌هایشان از گل و نی بود و قایق تنها راه ارتباطشان با دنیا. صیاد، کشاورز و دامدار بودند و زندگی‌شان با آب گره خورده بود. «کلثوم بزی»، نویسنده‌ و تسهیلگر اجتماعی، خود از میان همین مردم تختک‌نشین آمده است. او در کتاب «آب‌نشین‌ها» از قصه زندگی روزمره زنانی گفته که در گذشته‌ای دور در میان آب‌های هامون می‌زیستند؛ قصه‌هایی که نشان می‌دهد چگونه جامعه‌ای کوچک، با سختی‌ها و امیدهایش، در پهنه‌ آب و نیزار هامون شکل گرفته بود. قصه‌، بخش پررنگی از فرهنگ آنها بود و شاید اگر این قصه‌ها نبودند که نسل‌به‌نسل نقل شوند، همین یک قطره کوچک از زندگی آنها نیز باقی نمانده بود.
کاش می‌توانستم برای ایران  کار کنم

مریم فاخر

۱۶ مهر ۱۴۰۴

کاش می‌توانستم برای ایران کار کنم

«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» می‌گوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبه‌های ایکوم» با عنوان «موزه‌ها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سال‌ها برای زمین‌شناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه‌ تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمین‌شناسی و فعالیت موزه‌ها در ایران است. مهم‌ترین میراث او، «موزه شهاب‌سنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطن‌دوستی‌اش به‌خوبی پیداست. صحبت‌هایش نشان از آن داشت که ای کاش می‌توانستم همه‌ این فعالیت‌ها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سال‌ها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارک‌ها، موزه‌ها و به‌خصوص موزه شهاب‌سنگ نراق به‌خوبی انجام نشده است. او باز هم با کوله‌باری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک می‌کند.