مریم فاخر

مریم فاخر

خبرنگار

بازخوانی مفهوم عدالت

مریم فاخر

۲۵ بهمن ۱۴۰۴

بازخوانی مفهوم عدالت

در عصری که حقیقت زیر بار روایت‌های شخصی و اخبار جعلی کمر خم کرده و احساسات جای شواهد را گرفته‌اند، عدالت دیگر فقط نماد یک ترازوی بی‌طرف نیست؛ مسیر دشواری برای بازسازی اعتماد، تضمین حقوق فردی و ایجاد توازن در جامعه است. براساس یکی از ویژگی‌های عدالت، به‌طور مثال حق بهره‌مندی از تأمین اجتماعی یا دستمزد عادلانه، نه گدایی بلکه مطالبه می‌شود. عدالت نوین یعنی اطمینان از اینکه هیچ‌کس به‌دلیل هویت یا طبقه، از دسترسی به دارایی‌های نامشهود اما حیاتی مثل فرصت‌های نوین آموزشی و اعتبار اجتماعی محروم نمی‌شود. بازخوانی مفهوم عدالت در دنیای امروز، از ریشه‌های کهن تا چالش‌های پساحقیقت، نشان می‌دهد عدالت هدفی ایستا نیست، پروژه‌ای پویا و ضروری برای ثبات و بقاست.
مدرسه در وضعیت غیرعادی

مریم فاخر

۱۹ بهمن ۱۴۰۴

مدرسه در وضعیت غیرعادی

در روزهایی که خیابان، مدرسه، خانه و محل کار همگی تحت‌تأثیر بحران‌های پی‌درپی‌اند، تعطیلی مدارس هم یکی دیگر از نشانه‌های بی‌ثباتی در جامعه شده است. «ما نمی‌توانیم برنامه‌ریزی داشته باشیم.» این جمله‌ای است که هم معلم‌ها تکرارش می‌کنند و هم خانواده‌هایی که هر روز صبح منتظرند ببینند مدرسه تعطیل است یا نه. گفت‌وگو با چند معلم و مادر شاغل نشان می‌دهد اثر این تعطیلی‌ها فقط به آموزش محدود نمی‌شود؛ بلکه پای تجربه‌ای از زندگی در نگرانی، خستگی و نارضایتی دائمی در میان است.
اقتصادی که کار زنان را ارزان می‌خرد

مریم فاخر

۱۱ بهمن ۱۴۰۴

اقتصادی که کار زنان را ارزان می‌خرد

دو گزارش تازه درباره جنسیت و کار، هر یک از زاویه‌ای متفاوت، تصویری آشنا از نابرابری را نشان می‌دهند؛ اما وقتی کنار هم گذاشته شوند، واقعیتی سخت و غیر قابل چشم‌پوشی را فاش می‌کنند: کار زنان به‌طور ساختاری کمتر ارزش‌گذاری شده است. درحالی‌که شرکت‌های آمریکایی در پیشرفت زنان عقب‌نشینی می‌کنند و انگیزه ارتقای شغلی در میان زنان کاهش یافته، نابرابری جهانی درآمد و سهم زنان از کار، حتی با گذشت دهه‌ها همچنان ثابت مانده است. این دو روایت نشان می‌دهند اصلاحات سازمانی و برنامه‌های حمایتی لازم‌اند، اما کافی نیستند؛ برای تغییر واقعی، باید ساختار اقتصادی‌ای را بازسازی کنیم که ارزش کار زنان را دست‌کم گرفته است.
ایستاده میان بیم و امید

مریم فاخر

۵ بهمن ۱۴۰۴

ایستاده میان بیم و امید

این روزها در گوشه‌گوشه ایران، مردم در حال تجربه حس‌های مختلفی همچون خشم، غم، درماندگی و ناامیدی هستند. با قطع اینترنت هر فردی به جزیره‌ای جداافتاده تبدیل شده است. بسیاری از مردم روزهای تلخی و دردناکی را تجربه می‌کنند. آمار کشته‌شدگان تکان‌دهنده است. ما به سراغ «قشر خاکستری» جامعه رفته‌ایم تا از حال آنها بپرسیم؛ حالی که به گفته بسیاری از آنها این‌گونه است: «انگار در زندان هستم، حتی پنجره کوچک آنجا را هم ندارم.» روان‌شناسی که با او گفت‌وگو کردیم هم می‌گوید: «این‌قدر روان مردم زخم خورده که دیگر توانی برایشان باقی نمانده است.» از دیدگاه او: «ما مقصر این وضعیت نیستیم. خشم نباید نسبت به خودمان در نظر گرفته شود.»
زخم تعلیق

مریم فاخر

۳۰ دی ۱۴۰۴

زخم تعلیق

تمام جلسات آنلاین روان‌درمانی تعطیل شده است. دو هفته است که اینترنت بین‌المللی قطع شده و تعداد زیادی از افرادی که جلسات تراپی خود را به‌صورت آنلاین می‌گذراندند، دیگر چنین امکانی ندارند. این روزها که بیشتر از هر روز دیگری به گفت‌وگو با روان‌شناس نیاز است، آدم‌ها در دنیایی از ابهام و درماندگی بدون کمک روان‌درمانگر خود، رها شده‌اند. در این گزارش با دو روان‌شناس گفت‌وگویی انجام شده تا راهی هرچند کوچک برای رهایی از این وضعیت بحرانی پیدا کنیم.
وعده پیگیری در پی واکنش‌های گسترده مردمی

مریم فاخر

۱۶ دی ۱۴۰۴

وعده پیگیری در پی واکنش‌های گسترده مردمی

حادثه‌ای که چند روز پیش در بیمارستان امام‌خمینی ایلام به‌دنبال اعتراضات اقتصادی رخ داد، واکنش بسیاری از مسئولان و افکار عمومی را به‌دنبال داشت و پرسش‌های جدی درباره پیامدهای آن برای بیماران، کادر درمان و شهروندان ایجاد کرده است. مسئولان وعده پیگیری شفاف و قانونی داده‌اند. رئیس‌جمهور نیز دستور انجام بررسی و تحقیق درباره این اتفاق را صادر کرده و بر لزوم ارائه گزارشی شفاف درباره آن تأکید کرده است. روایت‌های مردمی همچنان از وجود محدودیت‌ها در شهر خبر می‌دهد.
همه‌چیز روی دوش کارآموزان بود

مریم فاخر

۹ دی ۱۴۰۴

همه‌چیز روی دوش کارآموزان بود

در ظاهر «دیلارا فیندیک‌اوغلو» داستان موفقیت یک طراح نوآور در مد لندن است؛ اما پشت این تصویر، کارآموزانی ایستاده‌اند که می‌گویند ساعت‌های طولانی بدون دستمزد کار کرده‌اند، هزینه‌های تولید را از جیب خود پرداخته‌اند و در فضایی سمی و فرساینده دوام آورده‌اند. صورت‌های مالی شرکت تنها یک کارمند رسمی را نشان می‌دهد، اما شهادت‌ها حاکی از آن است که همه‌چیز بر دوش کارآموزان بوده است.
زندگی پس از سقوط

مریم فاخر

۱ دی ۱۴۰۴

زندگی پس از سقوط

در جهان آدم‌هایی که با محدودیت‌های جسمی‌حرکتی روبه‌رو هستند، چه می‌گذرد؟ به مؤسسه خیریه کهریزک رفتیم تا پا به هزارتوی قصه‌ها و روایت‌های آنها بگذاریم؛ روایت «اسماعیل»، «مصطفی» و «علی» که هر روز با جامعه‌ای در مواجهه‌اند که نگاهی برابر به آنها ندارد و دیوارهای نامرئی، مسیر زندگی‌شان را دشوار می‌کند. اسماعیل وقتی ۱۲ سال پیش با موتور تصادف کرد و فهمید فلج شده، به دکترش ۲۰۰ میلیون تومان پیشنهاد داد تا اتانازی شود و رنجش پایان بگیرد، اما حالا او ناامیدی‌ها را کنار زده و برای زندگی تلاش می‌کند. مصطفی اما با وجود ضعف عضلانی و تحلیل رفتن به‌مرور بدنش از آینده‌ای روشن حرف می‌زند: «دوست دارم استارتاپ خودم را راه‌اندازی کنم و زندگی مستقلی در جامعه داشته‌ باشم.» ورود به جامعه، همچنان برای آنها دشوار است. علی می‌خواهد وارد جامعه شود و مانند دیگر آدم‌ها فعالیت کند. او که در ۱۴سالگی از درخت افتاده و نمی‌تواند راه برود، می‌گوید: «حتی یک پله کوچک هم برای ما مانعی بزرگ است. چطور وارد جامعه شویم، وقتی ساده‌ترین چیزها ما را متوقف می‌کند؟»