بایگانی مطالب نشریه

استعفای یک عضو هیات مدیره ایران‌خودرو

استعفای یک عضو هیات مدیره ایران‌خودرو

یک عضو هیأت مدیره ایران خودرو به‌دلیل آنچه که خود او بی‌قانونی، مشکلات مالی، اقتصادی و انجام معاملات ضربدری در این شرکت خودروسازی نامیده است، استعفا کرد.
استخدام 4300نفر نیروی کار جدید در شرایطی که ظرفیت تولید در ایران‌خودرو 15درصد کاهش یافته است، خرید سهام شرکت‌های زیر مجموعه در شرایطی که ایران خودرو با بحران مالی روبه‌رو است، شفاف نبودن اطلاعات و گزارش‌های مالی و بسیاری موارد دیگر ازجمله انتقاد‌هایی است که جمشید ایمانی، عضو هیأت مدیره ایران خودرو به ساختار مدیریت این شرکت وارد کرده است و سپس با ارائه یک نامه 14بندی به مدیرعامل و سایر اعضای هیأت مدیره این شرکت استعفا کرده است.
ایمانی در بند اول نامه استعفای خود نوشته است: در دوره عضویت در هیأت‌مدیره اساسا هیچ‌گونه دسترسی به اسناد و مدارک، قرارداد‌ها و صورتحساب‌ها برای اینجانب فراهم نشد و حتی دسترسی به حداقل اطلاعات میسر نبود. تقاضا‌های موردی برای کسب اطلاع از وضع شرکت نیز از سوی مدیرعامل بلا‌جواب می‌ماند، بنابر این انجام تکالیف مندرج در اساسنامه شرکت و مفاد قانون تجارت برای اینجانب میسر نیست. برقراری جلسات هیأت مدیره از نظم خاصی پیروی نمی‌کند. ایمانی در بند دیگری از نامه خود نوشته است: از نظر اینجانب اطلاعات شرکت و گروه ناقص و بعضا اشتباه است.
او همچنین در ادامه نامه به خرید سهام شرکت ایران خودرو توسط خودش اعتراض می‌کند و می‌گوید چرا باید در شرایطی که ایران خودرو خودش با مشکلات مالی زیادی مواجه است مبالغ زیادی را صرف خرید سهام شرکت‌های زیر مجموعه خودش بکند. در بند6 این نامه تأکید شده است که خرید سهام شرکت‌های زیر مجموعه ایران خودرو توسط خودش به‌معنای کاهش سرمایه است و تأکید شده که در طول سال‌های قبل بر تعداد این سهام اضافه شده است.
ایمانی می‌نویسد: خرید سهام شرکت ایران خودرو توسط شرکت‌های تابعه و ادامه این امر ضمن مغایرت‌های قانونی و تأثیراتی که بر بازار سهام دارد و در شرایطی که شرکت ازکمبود نقدینگی و افزایش هزینه‌های مالی رنج می‌برد خرید سهام شرکت توسط خودش به منزله کاهش سرمایه است

گل گهر رکورددار حمل ریلی و جاده ای

گل گهر رکورددار حمل ریلی و جاده ای
حسین شاهمرادی با بیان اینکه به حول و قوه الهی شاهد جهشی عظیم در حوزه حمل بار در گل گهر هستیم گفت : با تلاش همکاران و مدیریت های مرتبط با حوزه حمل و نقل در دی ماه رکوردهای جدید و قابل توجهی در حمل محصولات شرکت کسب شده است به طوری که در دی ماه امسال با حمل ۴۷۵۰۰۰ تن کنسانتره صادراتی(ریلی و جاده ای ) با ارتقاء ۲۰ درصدی رکورد قبلی شاهد اتفاقی بزرگ در نوع خود بوده ایم .
وی افزود : حمل ۲۹۴۰۰۰ تن کنسانتره صادراتی از طریق جاده با ۳۴ درصد رشد نسبت به رکورد قبلی و بارگیری و حمل۴۶۹ دستگاه کامیون(۱۱۸۵۸ تن ) کنسانتره صادراتی در تاریخ ۲۶ دی ماه از مهمترین رکوردها ی کسب شده در حوزه حمل و نقل بار در دی ماه بوده اند .
وی تصریح کرد: در این ماه جمعا ۱۴۸۸۰۰۰ تن کل محصولات شرکت شامل کنسانتره و گندله به مقاصد مختلف حمل و تحویل مشتریان گردید که نسبت به رکورد قبلی 14 درصد رشد نشان میدهد.
شاهمرادی در ادامه با بیان اینکه همه توان شرکت های حمل و نقل را بکار گرفته ایم تا با نهایت ظرفیت کار را جلو ببریم ، گفت : حمایت های همیشگی مدیر عامل محترم و مدیر مجتمع از حوزه حمل و نقل جای تقدیر و تشکر دارد.
همچنین مهندس محسن نبوی مدیر سیستم ها برنامه و بودجه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر گفت: 500 شرکت بزرگ ایران طبق سنت هر سال در نوزدهمین سال رتبه‌بندی 100-IMI شرکت معدنی و صنعتی گل گهر با فروش 22399 میلیارد ریال در ردیف _59 جدول رتبه بندی شرکت های برتر ایران قرار گرفتند. این شرکت‌ها که بر اساس اطلاعات سال مالی گذشته و با احتساب میزان فروش طبقه‌بندی می‌شوند، نمادی از غول‌های اقتصادی کشور هستند. با توجه به رتبه‌بندی امسال که از سوی سازمان مدیریت صنعتی منتشر شده، شرکت معدنی و صنعتی گل گهر با فروش 22399 میلیارد ریال در ردیف _59 جدول رتبه بندی شرکت های برتر ایران قرار گرفت.
وی تصریح کرد: شرکت معدنی و صنعتی گل گهر در رتبه بندی سال 1395 صد شرکت برتر اقتصاد ایران توانست جایگاه خود را نسبت به سال قبل حفظ و در جایگاه پنجاه و نهمین شرکت برتر ایران قرار گیرد ضمن اینه این شرکت توانست رتبه اول گروه اکتشاف، استخراج و خدمات جنبی را نیز کسب نماید. این در حالی است که در سال گذشته جایگاه اکثر شرکت ها افت داشته است.
نبوی تاکید کرد: رتبه بندی شرکت ها بر اساس شاخص های متعدد و برگرفته از صورت های مالی سال قبل (94) انجام گرفته است و در رتبه بندی سال 94 شرکت جهان فولاد و شرکت سرمایه گذاری گل گهر نیز توانستند در بین صد شرکت دوم و نیز شرکت های گهر انرژی و گهر ترابر نیز در بین صد شرکت سوم قرار گرفتند. وی ادامه داد : در سال 95 در استان کرمان 17 شرکت جزو 500 شرکت برتر اقتصاد ایران قرار گرفتند که 5 شرکت آن متعلق به گل گهر می باشد.

حوادث ایران در سه ماه گذشته

حوادث ایران
در سه ماه گذشته

کشورمان ماه‌های عجیبی را سپری کرد. ماه‌هایی پر از اتفاقات غیر منتظره که مانند رگبار یکی از دیگری به سمت ما روانه شدند. در این دو ماه انگار همه چیز را روی انگار همه چیز را روی تند گذاشته بودند و تا می‌ آمدیم با همه ابعاد یک اتفاق نه فقط در یک حوزه روی می‌داد و هیچ کس نمی دانست واقعا چه خبر است.
نکته جالب‌تر آنکه ابعاد هر اتفاق به اندزه‌ای گسترده بود که اتفاقی قبلی را کاملاً تحت شعاع قرار می‌داد و مردم و رسانه ها به سرعت اتفاقی قبلی را فراموش می‌کردند. در این پرونده کوچک تلاش کردیم از میان حدود50 اتفاق،‌20 مورد آن را صورت کلی مرور کنیم.
1.آلودگی هوا: از اوایل آذر ماه آلودگی هوا در تهران،‌کلانشهر و خصوصاً اهواز به شدت افزایش پیدا کرد. آلودگی‌ها دربرخی موارد نیز باز هم پای درگیری‌های سیاسی و جناح بندی‌های مختلف به میان آمد. گروهی از اصولگریان مقصر اصلی این اتفاقات را مستقیماً معصومه ابتکار و سیاست‌های او می‌دانستند اما گروه‌های دیگر، مسائل ریشه‌ای را در دلیل این مشکلات می‌دانستند.
2. در گذشت سلیم موذن زاده: در تاریخ 2 آذر ماه یکی از مداحان خاطره انگیز ایرانی‌ها در گذشت. برادر او رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی بود که در سال 1384 در گذشته بود. او در میان اقشار مختلف مردم خصوصاً‌ آذری زبانان محبوبیت ویژه‌ای داشت و حتی در مراسم ختم حیدر علی اف رئیس جمهور پیشین جمهوری آذربایجان برای اجرای نوحه دعوت شده بود.
3. تصادف قطار مسافربری: روز جمعه6 آذر ماه،‌روز تلخی برای مردم ایران بود. قطار مشهد- تبریز به دلیل سرمای هوا در 5 کیلومتری تبریز توقف می‌کند. همزمان از سوی دیگر،. قطار مشهد- سمنان نیز در مسیر متوقف می‌شود. در این زمان چراغ برای تردد قطارها درمسیر قرمز می‌شود. شیفت تغییر می‌ کند و فرد جایگزین از قرمز شدن چراغ بی اطلاع بوده است. او وقتی از رئیس قطار مشهد- سمنان مجدد استعلام می‌ کند گفته می‌ شود که مسیر باز است و مشکلی نیست شاید چراغ به دلیل برودت هوا قرمز مانده است. بنابراین پیغام می‌دهد که قطار حرکت می‌دهد که قطار حرکت کند. قطار مشهد- تبریزدر پشت یک پیچ متوقف شده بود،‌ بنابراین قطار مشهد- سمنان وقتی با قطار پیش و مواجه می‌شود به شدت با کوپه‌های انتهای قطار مشهد- تبریزبرخورد م ی‌کند و فاجعه رخ می‌دهد… در این حادثه 49 نفر کشته و بیش از 100 نفر زخمی می‌شوند.
4. سقوط بالگرد امداد: در تاریخ 16 آذر ماه یک فروند بالگرد امداد متعلق به شرکت پنها بود که در ضلع جنوب شرقی دریاچه چیتگر تهران سقوط کرد. این بالگرد هشت سرنشین داشته که شش نفر از آنها مصدوم شدند. هیچ وقت مشخص نشد دلیل این سانحه چه بوده است.
5. دستگیری جراح مشهور ایرانی: در همان حوالی نیمه اول آذرماه،‌ به جامعه پزشکی کانادا یک شوک عظیم وارد شد. یک جراح مغز و اعصاب مشهور ایرانی در تورنتو به اتهام قتل همسرش باز داشت شد. این جراح از شهرت فراوانی در کانادا برخوردار است و بسیاری از مردم این کشور گفته بودند که جان خود را مدیون او هستند. جسد همسر او در یکی از زیر گذرهای بزرگراه های اصلی کانادا پیدا شد و از آن روز تا حالا این پزشک هنوز به عنوان متهم اصلی در حال بازجویی است.
6. خداحافظی با ریال: انگار باید عادت کنیم که خبرهای غافگیر کننده از سمت همه حوزه ها و مسئولین باشد و هیچ سنگری خالی نماند! هیچ کس نفهمد یک دفعه چه اتفاقی که طرح مسکوت مانده تبدیل پول از ریال به تومان در تاریخ 18 آذر ماه امضا شد. از آن موقع تا حالا نیزهیچگونه اطلاع رسانی دقیقی صورت نگرفته که قرار است این طرح چه زمانی و به چه صورت اجرا شود و ما کی می‌توانیم با ریال خداحافظی کنیم.
7. سیلی به دست‌فروشان: آذرماه روزهای پرتب و تابی در مورد دست‌فروشان بود. فیلم‌هایی توسط مردم منتشر شد که رفتار مناسبی با دست‌فروشانی در فومن،‌ ارومیه،‌ اهواز و …. نشده و حتی در برخی مواقع برخوردها فیزیکی نیز بوده است. دل های بسیاری از مردم شکست و اعتراض‌های فراوانی صورت گرفت. برخی از مسئولان عذرخواهی و برخی دیگر نیز بر برخورد قاصع با دست‌فروشان تأکید کردند.
8. سرباز مریوانی: اواخر آذر ماه باز هم خبر تلخی دیگری منتشرشد. یک سرباز 19 ساله مریوانی در پادگان عجب شیر مشغول نگهبانی بود که ناگهان تراژدی رقم خورد. او سگی را می‌بیند که بین تورهای محافظتی گیر افتاده و برای نجاتش پیشقدم می شود. در آن جا اما یک مین عمل نشده وجود داشت که او پایش را روی آن می‌گذارد ومین منفجر می‌شود. در نهایت پزشکان مجبور شدند یک پای او را از زانو به پایین قطع کنند.
9. قتل عام خانوادگی در کرمان: دی‌ماه را با خبرهای تلخ از درگیری و تیراندازی شروع کردیم. قاتل جوانی 26 ساله و دارای سابقه کیفری بود که با مراجعه به در منزل پدر همسرش اقدام تیراندازی و قتل 10 عضو خانواده و همسایگانش و همچنین مجروح کردن 4 نفر دیگر کرده بود. انگیزه و علت اصلی این جنایت اختلافات خانوادگی بوده که قاتل با همسر و خانواده همسرش داشته.
10. پهپاد: در تاریخ 4 دی ماه واژه پهپاد به یک واژه عادی در میان مردم تبدیل شد. صدای ضد هوایی ها در روزجمعه در حوالی انقلاب و امیرآباد شنیده شده و خیلی ها کنجکاو شدند که بدانند ماجرا از چه قرار است. روایت‌ها متفاوت بود و در آخر گفته شد که این پهپاد برای یک گروه مستندساز بوده که از منطقه پرواز ممنوع اطلاعی نداشتند.
11. ریزش سنگ: جاده چالوس خاطره ‌انگیز همچنان قربانی می‌گیرد. این جاده هر از چند گاهی سانحه‌ های تلخی ایجاد می‌کند که بیشترین علت آن قدیمی بودن جاده است. در 5 دی ماه یک سنگ بزرگ از کوه‌ های چالوس به پایین پرتاب شد که در یک بدشانسی محض به روی یک پژو 206 افتاد. چهار سرنشین ایران خودرو در دم جان باختند.
12. گور خواب‌ها: دی‌ماه همچنان با خبرهای بد همراه بود ناگهان انتشار گزارشی از روزنامه شهروند در مورد گور خراب‌ها بازتاب وسیعی در رسانه‌ ها پیدا کرد. این افراد در حاشیه تهران در گورهای آماده می‌ خوابیدند و عکس‌های تأثرانگیز آن ها دست به دست می‌چرخید. ماجرا به بالاترین مقام‌های مسئول و حتی رئیس جمهور رسید و حاشیه تا مدت‌ها ادامه داشت …..
13. قطع گاز: کشور ترکمنستان پس از چند روزکش و قوس ناگهان صادرات گاز به شهرهای شمالی کشور را به بهانه بدهی قطع کرد. ایران رقم اعلام شده به عنوان بدهی را قبول نداشت و همین موضوع سبب اختلاف شده بود. هیات ‌های مختلف رفت و آمد کردند و ناگهان این کشور گاز خود را قطع کرد.
14. در گذشت آیت الله هاشمی: خبر کوتاه بود و شوکه کننده؛‌ هاشمی رفسنجانی در گذشت. مرگ او شوک بزرگی به مردم و جامعه سیاسی ایران وارد کرد که هنوز اثرات آن ادامه دارد. مراسم خاکسپاری رفسنجانی یکی از خاص ترین مراسم های خاکسپاری بود که در قشرهای مختلف جامعه شرکت کرده بودند.
15. روز سیاه اراک و زاهدان: باز هم یک قتل عام خانوادگی این بار در اراک. 22 دی ماه در پی تیراندازی در استان مرکزی 6 نفر از اعضای دو خانواده کشته شدند. مقتولان حادثه از دو خانواده بودند که در جریان درگیری سال گذشته با این قاتل فراری درگیر شده و علیه او در دادگاه شهادت بودند. در این حادثه شهادت داده بودد. در این حادثه 5 نفر با شلیک مستقیم گلوله کشته شد بودند و یک نفر از مجروحان نیز ساعتی بعد در بیمارستان جان باخت. چند روز بعد نیز درگیری در زاهدان رخ داد و دو طایفه به یکدیگر تیراندازی کردند. یک نفر به قتل رسید و دو نفر مجروح شدند.
16. باز هم پهپاد: یک پهپاد دیگر باز هم آسمان تهران را ملتهب کرد. این بار صدای شلیک‌ های ضد هوایی گسترده از قبل بود و حدود 20 دقیقه به گوش رسید. پس از آن باز هم اظهارت مختلفی صورت گرفت اما در نهایت توضیحی در مورد دلایل این اتفاق و ماهیت پهپاد منتشر نشد.
17. پلاسکو: 30 دی ماه قرار بود یک روزعادی باشد مانند همه روزهای دیگر اما….
18. ترامپید: اگر در داخل ایران هم خبری نباشد اما باز در سرتاسر دنیا اتفاقاتی رخ می‌دهد که به ایران مربوط می‌شود. این بار ترامپ با صدور دستور منع ورود ایرانی‌ها و 6 کشور دیگر،‌ حاشیه‌ های فراوانی ایجاد کرد.
19. هوای نامهربان و مرگ کولبرها: در کردستان بهمن آمد و تعدادی از کولبرها جان خود را از دست دادند. در سیسان و بلوچستان سیل آمد و تا مدت‌ها مردم این استان گرفتار سیل شدند. در اهواز هوا دوباره بحرانی شد و آلودگی و غبار آلودگی هوا همه چیز را بحرانی کرد.
20. مرگ حسن جوهرچی: این هنرمند و بازیگر سینما و تلویزیون صبح پانزدهم بهمن به دلیل عارضه کبدی دار فانی را وداع گفت.

قتل یک دختر افغانستانی در کرمان

قتل یک دختر افغانستانی در کرمان

جسد دختر 7 ساله از افاغنه مقیم کرمان پس از 6 روز در خرابه ای اطراف منزل شان پیدا شد. به گفته یکی از اقوام او که نخواست نامش فاش شود، ( ش.ت) دخترک 7 ساله، عصر چهارشنبه هفته گذشته در کوچه ای در حوالی خیابان ابوحامد کرمان به قصد بازی از خانه خارج می شود و وقتی هم بازی هایش را درون کوچه نمی بیند به منزل خاله اش که در امتداد همان کوچه بوده، رفته و بعد از خروج از آنجا، متاسفانه ساعت 5/1 بعد از ظهرهمان روز ناپدید می شود. علیرغم تلاش و جست و جوهای زیاد خانواده خبری از این دختر نمی شود و شب همان روز موضوع را به پلیس اطلاع می دهند. جست وجوها همچنان بی اثر بوده تا اینکه مادر دخترک صبح دوشنبه وقتی برای چندمین بار به یکی از خرابه های اطراف خانه به امید یافتن دخترش سرکشی می کند با صحنه ای دلخراش و غیر قابل تصور روبرو می شود. به گفته این مطلع و بنا به روایت شاهدان، جسد دخترک در حالیکه یکی از دستانش قطع و دو چشمش را از حدقه درآورده و سینه اش شکافته شده بود و پاهایش را بوسیله پارچه ای پوشانده بودند، پیدا می شود.
خانواده این دختر بلافاصله پلیس را در جریان قرار می دهند و نیروهای انتطامی پس از حضور در محل و انجام تحقیقات و گذراندن مراحل قضایی و پلیسی، جسد مقتول را جهت تکمیل و ارائه گزارش کامل در اختیار پلیس قانونی قرار می دهند. جزئیات بیشتری از این حادثه هنوز منتشر نشده اما گفته می شود این کار بوسیله قاچاقچیان اعضا بدن انسان انجام شده و جنایتکاران پس از برداشتن اعضا قابل فروش بدن او، جسد او را در این محل رها کرده اند. لازم به ذکر است پدر این خانواده 7 نفره از کارگران ساختمانی و مادرش از دوزندگان پته است که از این راه امرار معاش می کردند.( ش.ت) فرزند ششم خانواده بوده و تحصیل هم نمی کرده است.

خبر

انفجار سیلندر در سرچشمه قربانى گرفت
انفجار سیلندر اکسیژن در محوطه بیرونی امور تغلیظ سرچشمه، باعث کشته شدن یک نفر و مصدومیت پنج نفر شد.
شریفی مدیر امور ایمنی مس منطقه کرمان، ضمن اعلام این خبر گفت: شش تن از کارگران پیمانکار آهک و تغلیظ در حین برش‌کاری، بر اثر انفجار سیلندر اکسیژن، دچار سانحه شدند که بلافاصله به درمانگاه مس منتقل شدند. یکی از مصدومین به نام سعید عباس‌پور به علت شدت جراحات وارده، در گذشت و پنج مصدوم دیگر بلافاصله به بیمارستان علی بن ابی‌طالب رفسنجان اعزام شدند. شریفی افزود: مصدومین این حادثه، علی استبرقی، اصغر میرزایی، علی عظیمی، علی آقایی و جواد بختیاری نام دارند که در دو شرکت آسیا کانی و حامی فراور الوند به عنوان پیمانکار در بخش تغلیظ مشغول به کار بوده‌اند. وی با اظهار تاسف از حادثه پیش آمده و همدردی با خانواده مرحوم عباس‌پور گفت: علت حادثه توسط کارشناسان امور ایمنی در دست بررسی است و اقدامات درمانی برای بهبود وضعیت مصدومین حادثه توسط کادر درمانی بیمارستان علی بن ابی‌طالب در حال انجام است. روابط عمومی مس منطقه کرمان، درگذشت این همکار را به همه کارکنان مس تسلیت عرض می‌کند و از همگان درخواست دارد از نقل اخبار نادرست که موجب نگرانی خانواده پرسنل حادثه دیده می‌شود، خودداری کنند.

گرفتاری کارگران اداره برق جیرفت در زیر بهمن
به گزارش خبرگزاری میزان، عصر یکشنبه کارگر افغانستانی اداره برق با رساندن خود به روستایی در نزدیکی جیرفت، از گرفتار شدن 5 همکارش در زیر بهمن و برف خبر داد. این کارگر جوان که به شدت مجروح شده بود به اهالی روستا گفت: به همراه پنج هموطن دیگرم مشغول نصب دکل های برق در ارتفاعات جبالبارز بودیم که یکباره هوا خراب شده و بارش برف گرفت. از ترس بهمن به همراه دونفر دیگر برای آوردن کمک به سمت پائین کوه حرکت کردیم و سه نفر دیگر در کانکس ماندند. در میانه راه بهمن روی سرمان ریخت و من توانستم خودم را نجات داده و به روستا برسم. با اعلام موضوع به هلال احمر بلافاصله تیم های امدادی روز گذشته با بالگرد به محل حادثه رسیدند و اجساد دو کارگر افغانستانی را پیدا کردند اما به علت وضعیت جوی نامناسب تیم های امدادی نتوانستند جنازه ها را به پائین منتقل کنند. صبح دیروز بالگرد امدادی هلال احمر موفق شد دو جنازه را به پائین کوه منتقل کند. یک منبع آگاه در سازمان امدادو نجات هلال احمر به میزان گفت: ساعتی قبل با شناسایی محل کانکس کارگران، یک فروند بالگرد به همراه تیم امدادی به محل اعزام شده تا بتوانند اثری از سه کارگر مفقود شده بیابند.

کاهش 16درصدی سرقت‌های مستوجب تعزیر در قلعه گنج
به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان، غلامرضا مارزی در جلسه شورای پیشگیری از وقوع جرم قلعه گنج که با حضور فرماندار ، امام جمعه و جمعی از مسئولین این شهرستان در محل دادگستری قلعه گنج برگزار شد گفت:خوشبختانه در مجموع، تعداد پرونده های سرقت طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش محسوسی داشته است . وی با اشاره به اهمیت ویژه اقدامات پیشگیری از وقوع جرم گفت: تامین روشنایی معابر شهری و روستایی در جهت کاهش جرایمی از قبیل سرقت موثر است. این مقام قضائی تصریح کرد: مجرمان، بیشتر مناطقی را برای ارتکاب جرم بر می گزینند، که وقوع جرم در آنها راحت تر بوده و امکان مشاهده و دستگیری آنان در آن مناطق کمتر باشد. وی با بیان اینکه در سال جاری جلسات متعددی در راستای کاهش وقوع سرقت در شهرستان قلعه گنج تشکیل شده است، خاطرنشان کرد:همه نهادهای مربوطه در راستای پیشگیریاز جرائمی از قبیلسرقت بایستی همکاری لازم را به عمل آورند.

نه به سخنرانی ترامپ

نه به سخنرانی ترامپ

رئیس مجلس عوام انگلیس ضمن اعلام مخالفت با سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در پارلمان این کشور در جریان سفرش به انگلیس گفت با نژادپرستی و جنسیت گرایی رئیس جمهوری آمریکا مخالف است.
به گزارش انتخاب، جان برکو، رئیس مجلس عوام انگلیس در بیانیه‌ای به نمایندگان پارلمان گفت که دعوت از ترامپ برای ایراد سخنرانی در پارلمان درست نیست.
وی ادامه داد: حتی پیش از مطرح شدن ممنوعیت ورود شهروندانی از هفت کشور مسلمان به آمریکا، من خودم مخالف سرسخت سخنرانی ترامپ در وستمینستر بودم. پس از مطرح شدن این مساله نیز من باز هم مخالف سخنرانی او در پارلمان هستم. ما به ارتباطاتمان با آمریکا ارزش می‌نهیم. اگر یک بازدید و سفر رسمی و دولتی صورت گیرد، ربطی به رئیس پارلمان ندارد. اما از آنجا که قرار است بازدید و سخنرانی ترامپ در مجلس عوام صورت گیرد این مساله مهم است و من هم رئیس مجلس هستم لذا به دلیل رویکرد نژادپرستانه و جنسیت گرایی ترامپ با این سخنرانی مخالفم. حمایت ما از برابری در مقابل قانون و استقلال سیستم قضایی یکی از ملاحظات در مجلس عوام است.

اینکه ترامپ در پارلمان انگلیس سخنرانی کند یا نه، محل بحث و مناظره قرار گرفته است. رئیس مجلس عوام انگلیس گفته که به عنوان یکی از سه فرد مهم در مجلس اجازه نمی‌دهد تا این دعوت از ترامپ برای ایراد سخنرانی صورت گیرد.
این اظهارنظرها از سوی رئیس مجلس عوام انگلیس پس از دعوت ترزا می، نخست وزیر این کشور از ترامپ برای سفر رسمی به انگلیس صورت گرفته است. ترزا می گفته که ترامپ پیش از پایان سال جاری میلادی به انگلیس می‌آید. این دعوت اعتراضات گسترده مردمی را هم به دنبال داشت و قرار است انگلیسی‌ها همرمان با سفر ترامپ به لندن بزرگترین تظاهرات اعتراضی را برگزار کنند.
بسیاری از سیاستمداران انگلیسی چون جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر گفته‌اند که این بازدید و سفر باید لغو شود تا زمانیکه ترامپ دستور اجرایی‌اش را درباره لغو سفر شهروندان از هفت کشور مسلمان باطل کند.
در جریان اعتراضات به این دستور، حدود ۴۰ هزار تن در لندن دست به راهپیمایی زده و ۸ / ۱ میلیون تن هم طوماری را علیه این سفر امضا کردند.
گزارش شده که ترامپ خودش تمایل چندانی برای سخنرانی در مجلس عوام ندارد و بیشتر به دنبال شرکت در مراسم‌هایی است که در جریان این سفر برگزار می‌شود.

یادداشت صادق زیبا کلام ترامپ لیبرال دموکراسی را نمایندگی نمی کند

یادداشت صادق زیبا کلام
ترامپ لیبرال دموکراسی را نمایندگی نمی کند

واکنش ایرانیان به تصمیم آقای ترامپ رئیس‌جمهور جدید آمریکا مبنی بر جلوگیری از ورود شهروندان ۷ کشور مسلمان به خاک آمریکا از برخی جهات جالب است. بگذارید با واکنش‌های رسمی شروع کنیم. آقای روحانی به آمریکایی‌ها یادآوری کردند که «عصر کشیدن دیوار بر دور کشورها دیگر گذشته است»؛ که البته این اظهارنظر از رئیس‌جمهور کشوری که بیشترین «دیوارها در آن برگرد فضای مجازی کشیده شده» بسیار شنیدنی بود. ایضاً وزارت خارجه‌مان آن را مغایر با کنوانسیون‌های بین‌المللی در زمینه حقوق پناهندگان دانستند. این واکنش هم از کشوری که خود چندان دغدغه رعایت حقوق میلیون‌ها افغانستانی که به آن پناه آورده‌اند و علیرغم آنکه بسیاری از آن‌ها متجاوز از بیست سی سال است در ایران زندگی می‌کنند مع‌ذلک از حقوق پناهندگی برخوردار نیستند، شنیدنی بود(بماند تبعیضات دیگری علیه آنان ازجمله جلوگیری از ورود آن‌ها به برخی استان‌ها یا ممانعت از درس خواندن فرزندانشان و…). یک واکنش دیگر مسئولین آن بود که «ایران هم تصمیمات مقتضی اتخاذ خواهد کرد»؛ که معنای آن خیلی مشخص نیست. یک معنی‌اش آن است که ما هم جلوی ورود شهروندان آمریکایی را خواهیم گرفت؛ یعنی همین چهارتا جهانگرد خارجی هم که شروع کرده‌اند به آمدن به ایران را هم دیگر نمی‌گذاریم بیایند. به‌عبارت‌دیگر، به دست خودمان ضربه خواهیم زد به منافع ملی‌مان؛ که البته با توجه به سوابق این‌گونه تصمیمات که با انگیزه‌های سیاسی ما تصمیمات دیپلماتیکی گرفته‌ایم که علیه منافع ملی‌مان بوده، هیچ استبعادی ندارد که این بار هم چنین تصمیمی بگیریم.
می‌رسیم به واکنش جریانات تندرو. فراموش نکنیم که به‌واسطه دلایلی که آن‌ها دارند، درمجموع از انتخاب ترامپ استقبال کردند؛ بنابراین حاضر نیستند علیه وی به مخالفت برخیزند. مضافاً به اینکه نسبت به قربانیان این تصمیم (ایرانیان مقیم آمریکا) هم تندروها نه احساس همدردی دارند و نه احساس مسئولیت شهروندی. می‌دانند که بسیاری از آن قریب به ۵میلیون ایرانی که در آمریکا زندگی می‌کنند احساس خیلی مطبوعی نسبت به تندروها ندارند؛ بنابراین تندروها هم متقابلاً خیلی احساس همدردی با آن‌ها نمی‌کنند. در ثانی آن‌ها خودشان خواسته‌اند بروند به آمریکا و از دید تندروها علت مهاجرت آن‌ها هیچ ارتباطی به سیاست‌ها و عملکرد مسئولین در ایران پیدا نمی‌کند. از همه جالب‌تر اینکه برخی از تندروها مسئولیت تصمیم جدید را بر گردن اوباما و دمکرات‌ها انداخته‌اند. می‌گویند که این تصمیمی بوده که درزمان اوباما گرفته شده بوده و ترامپ صرفاً دارد آن را اجرا می‌کند(آدم حسادتش می‌شود به ترامپ که این‌قدر میان تندروهای ما محبوبیت دارد).
اما یک فقره از جالب‌ترین واکنش‌ها از جانب برخی از «دگراندیشان»، «فرهیختگان»، کمی تا قسمتی «اصلاح‌طلبان» و این دست جریانات بیرون آمده. معمولاً وقتی برخی از رهبران غربی دسته‌گل‌های نظیر ترامپ به آب می‌دهند، اصولگرایان، بالأخص تندروها به سر وقت پرونده قدیمی «غرب‌ستیزی» در «بایگانی ایدئولوژی تاریخ معاصر ایران» می‌روند. باز مجدداً پرونده «غرب‌ستیزی» به جریان می‌افتاد و آن تصمیم، یا اظهارنظر شخصیت غربی، حجتی می‌شود بر اثبات مجدد «به بن‌‌رسیدن تمدن غرب»؛ «آغاز فروپاشی تمدن غرب»؛ «سقوط اخلاقی غرب» و… اما بنا بر دلایلی که گفتیم (استقبال تندروها از انتخاب ترامپ)، این بار آنان پرونده «انحطاط و سقوط غرب» را از بایگانی نخواسته‌اند. بلکه «اقدام کننده» گروه کمی تا قسمتی «دگراندیشان» هستند. آن‌ها ترامپ و سیاست‌های نژادپرستانه، تبعیض علیه زنان، مسلمانان، خارجی‌ها و رنگین‌پوستان وی را در حقیقت «سقوط لیبرال دموکراسی»، «بحران نئولیبرالیسم»، «ترک برداشتن سرمایه‌داری»، «به آخر رسیدن سرمایه‌داری»، «بحران در نظم نوین جهانی (که آمریکا سردمدار آن است)» و امثالهم اعلام کرده و پای «امپریالیسم آمریکا» را به میان کشیده‌اند. اساساً تفکری در ایران وجود دارد که اگر پای یک نفر به یک قلوه‌سنگ در جلوی کاخ سفید بگیرد و او احیاناً زمین بخورد، در ایران اعلام می‌شود که «تمدن غرب به پایان رسیده».
آنان که در مسابقه محکوم نمودن غرب از تندروهای اصولگرا هم جلو افتاده‌اند و از «بحران» در تمدن غرب هم عبور کرده و «امپریالیسم آمریکا» را در حال فروپاشی و سقوط و «لیبرال دموکراسی» را درمانده و به آخر خط رسیده اعلام می‌کنند، دوست ندارند ببینند که یک قاضی دادگاه فدرال کمتر از ۴۸ساعت بعد از به اجرا گذاردن دستورالعمل رئیس‌جمهور، آن تصمیم را مغایر با قانون اساسی‌شان دانسته و حکم به لغو موقت آن می‌دهد. درنتیجه حکم دادگاه فدرال، هزاران نفر که در سالن‌های ترانزیت فرودگاه‌های آمریکا بلاتکلیف و سرگردان به سر می‌بردند خلاص شده و وارد خاک آمریکا می‌شوند. منتقدین غرب و مخالفین «لیبرال دموکراسی» در ایران استقلال قوه قضاییه آمریکا را بالطبع نمی‌بینند. مهم‌تر از آن، اعتراضات مردم آمریکا به‌علاوه مخالفت خیل عظیم سازمان‌های مردم‌نهاد، جمعیت‌ها، هنرمندان، چهره‌ها و شخصیت‌های مختلف اعم از نویسندگان، دانشگاهیان، فعالین حقوق بشر و مدنی را به این تصمیم حکومت نمی‌بینند. بعلاوه به این نکته ظریف هم اشاره‌ای نمی‌کنند که تندروی‌ها و اصرار بر کوبیدن طبل «آمریکاستیزی» ما چقدر در اخذ این تصمیم مؤثر بوده است؟ می‌توان با بغض و کینه و تعصب، «جیمی کارتر» یا «اوباما» را ندید و در عوض «رونالد ریگان» و «دونالد ترامپ» را سمبل دموکراسی گرفت. می‌توان «استقلال قوه قضاییه» در آمریکا را ندید و ایضاً می‌توان امکان مخالفت و حتی اعتراضات خیابانی به حکومت را هم نادیده گرفت و در عوض باز رفت به سروقت پرونده راکد و قدیمی «بحران در نظام سرمایه‌داری و به پایان رسیدن لیبرال دمکراسی».

خبر

انفجار خونین در کابل
در نزدیکى ساختمان دادگاه عالى افغانستان در پایتخت این کشور انفجارى رخ داد.
به نقل از Tolo News این انفجار در نزدیکى ساختمان دادگاه عالى أفغنستان در کابل رخ داد.
از تعداد مجروحین و کشته شدگان فعلا آمارى در دست نیست. جزیئات دیگر این حادثه نیز تا این لحظه مشخص نشده است.
به گزارش Tolo News تعداد مجروحین و کشته شدگان این حادثه به 12 نفر رسیده است.
انفجار خودوری پارک شده ای در کنار این ساختمان دلیل این حادثه بوده است.
طبق آخرین آمار بدست آمده طی این انفجار 4 نفر کشته و 15 نفر زخمی شده اند.
وزارت بهداشت افغانستان می‌گوید که در انفجاری که در پارکینگ دادگاه عالی رُخ داد 19 تن جان باختند و 41 نفر دیگر زخمی شده اند.
ریاست جمهوری افغانستان ضمن محکوم کردن حمله‌ی انتحاری امروز در کابل، این عمل را «وحشیانه و نابخشودنی» خواند.
نخست وزیر افغانستان در حساب توییتر خود با مردم کابل احساس همدردی کرد

جنگ اطلاعاتی ترامپ علیه روسیه
این مرکز فعالیت های خود را از طریق یک موسسه نه چندان معروف وابسته به وزارتخانه امور خارجه امریکا انجام می دهد. این مرکز «مرکز تعاملات جهانی» نام دارد.
به گزارش اسپوتنیک، در ایالات متحده امریکا مرکزی برای به راه اندازی جنگ جدید اطلاعاتی علیه روسیه افتتاح شده است. روزنامه دیلی بیست در این باره می نویسد: «این مرکز فعالیت های خود را از طریق یک موسسه نه چندان معروف وابسته به وزارتخانه امور خارجه امریکا انجام می دهد. این مرکز «مرکز تعاملات جهانی» نام دارد.
گفتنی است که این مرکز اولین اداره مبارزه با تبلیغات روسیه از سال 1990 بوده. آن زمان جنگ سرد به پایان رسیده بود و ادامه تبلیغات معنایی نداشت.
از همان ابتدا پروژه راه اندازی مرکز توسط باراک اوباما رییس جمهور سابق امریکا تحت عنوان مبارزه با گروهک تروریستی داعش کارهای خود را پیش می برد.
در دو سال آینده بودجه ای به مبلغ 160 میلیون دلار برای این مرکز و فعالیتهایش اختصاص داده اند. برنامه های اصلی این مرکز راه اندازی کمپین تبلیغاتی در خارج، تحلیل امور و مقابله با جریانات مخالف است.

سفر ترامپ
به شهر مخروبه
به نقل از پایگاه اینترنتی دیلی اکسپرس؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بهار سال 2017 به پایتخت بلژیک سفر می کند.
دفتر مطبوعاتی کاخ سفید گزارش داد، دونالد ترامپ روز «24می» به منظور شرکت در نشست ناتو، دیدار با «ینس استولتنبرگ»، دبیرکل ناتو و ارتقای همکاری های نظامی آمریکا و اتحادیه اروپا به بروکسل، پایتخت بلژیک سفر می کند. در این دیدار قرار است تعهدات اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بازبینی شود و تصمیماتی جهت حل مسالمت آمیز مناقشه در مرز اوکراین اتخاذ شود.
ترامپ حدود 20 سال پیش به پایتخت بلژیک سفر کرده و آن را شهری زیبا توصف کرده بود. او در حالی قرار است به بروکسل سفر کند که پس از حملات تروریستی به این شهر از آن با عنوان «ویرانه» یاد کرد.

موزه جواهرات ایران

موزه جواهرات ایران

موزه جواهرات ملی ایران در خیابان فردوسی تهران و در مقابل سفارت ترکیه قرار دارد خزانه فعلی جواهرات، در سال 1334 ساخته و در سال 1339 با تاسیس بانک مرکزی ایران افتتاح و به این بانک سپرده شد و اکنون نیز در صیانت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. در حال حاضر این مجموعه بی‌نظیر در قالب موزه معرض دید عموم قرار دارد بسیاری از جواهرات سلطنتی ایران از دوره صفوی، دوره افشار، قاجار و پهلوی در این موزه به نمایش گذارده شده‌ است. از جمله می‌ توان به الماس دریای نور، جقه نادری، تاج فرح پهلوی، تاج کیانی، کره جواهر نشان، تخت طاووس (قاجاری) (تخت خورشید) و تخت نادری اشاره کرد.
موزه جواهرات ملی ایران با مساحتی حدود 1000 مترمربع مجهز به سیستم ایمنی است که توسط آلمانی‌ها ساخته است‌ و تا قبل از انقلاب فعالیت داشته و بعد از آن تعطیل و دوباره در 1369 برای عموم بازگشایی شد.
الماس دریای نور درشت‌ترین و زیباترین الماس برلیان در میان گوهرهای سلطنتی ایران و یکی از گوهرهای معروف جهان است‌. گفته می‌شود این الماس هزار سال پیش کشف و استخراج شده است‌ و می توان گفت در میان جواهرات ملی ایران مقام اول را دارا است. این الماس معروف (دریای نور) و الماس کوه نور ظاهرا به علت قرابت نام پیوسته یک زوج به شمار می آمده اند. در حالی که از نظر تراش و رنگ هیچ وجه مشترکی با یکدیگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود. اما الماس کوه نور بعد از مرگ نادر شاه توسط احمد شاه درانی به افغانستان برده شد. بعد از احمد شاه به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی ملقب به شیر پنجاب الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده در آمد.
این گوهر بعدها به دست کمپانی هند شرقی و بدین وسیله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ویکتوریا هدیه گردید.هم اکنون نیز این گوهر در تاج ملکه الیزابت مادر فعلی انگلستان نصب است. الماس دریای نور پس از قتل نادر شاه به نوه او شاهرخ میرزا رسید.سپس به دست امیر اعلم خان و بعد از او به دست لطفعلی خان زند افتاد.هنگامی که لطفعلی خان به دست آقا محمد خان قاجار شکست خورد گوهر مزبور به گنجینه جواهرات قاجار منتقل گشت. ناصرالدین شاه معتقد بود این گوهر یکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسیار به این گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را کلاه و گاهی به سینه خود نصب می کرد و حتی تولیت دریای نور را منصبی مخصوص قرار داد و این افتخار مهم را به عیان و بزرگان کشور محول می داشت. دریای نور بعدها داخل موزه دولتی گردید و اینک زینت بخش خزانه جواهرات ملی است. الماس دریای نور 7 مثقال و 20 نخود، یعنی در حدود 182 قیراط‌، و صورتی است‌، ولی پیش از تراش‌، زیادتر از این بوده است‌.

«پیام ما» بررسی می کند جایگاه جوانان در وزارت ورزش و جوانان کجاست؟

«پیام ما» بررسی می کند
جایگاه جوانان در وزارت ورزش و جوانان کجاست؟

فاطمه پورمرادی

سال 89 بود که اداره تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان با هم ادغام شدند و در قالب اداره ورزش و جوانان آغاز به حیات خود داد.
برخی ها معتقدند که از همان زمان است که با یکی شدن بودجه های این دو سازمان، فاتحه بخش جوانان خوانده شد.
کارشناسان امور جوانان می گویند هزینه های بسیار زیادی که در برخی از حوزه های ورزش حیف و میل می شود بی آنکه اندکی توجه به حوزه جوانان شود وهرگاه می خواهند مدیر کلی برای این سازمان منصوب کنند توجه دارند تا وی ورزشی باشد و یا به نوعی با ورزش در ارتباط باشد در حالی که معاونت جوانان در سازمان گم شده است.
عده ای هم معتقدند که شاید تنها برای راضی کردن جوانان عنوان اداره ورزش ، واژه جوانان را هم به یدک می کشد.
بررسی عملکرد فعالیت‌های دستگاه های اجرایی مرتبط با امور جوانان و آن ارسال به مراجع ذی‌ربط،ساماندهی و نظارت بر مراکز خدمات مشاوره‌ای و اطلاع‌رسانی جوانان و ساماندهی فعالیت‌های فراغتی نسل جوان متناسب با مقتضیات دوره جوانی در جهت سازندگی کشور و رفع محرومیت فرهنگی تنها بخشی از وظایف امور جوانان این اداره کل است و سازمان ورزش و جوانان تا چه اندازه در انجام این وظایف موفق بوده است؟
شناسایی، نظارت، حمایت و تقویت تشکل‌های غیردولتی جوانان نیز یکی دیگر از وظایف این سازمان است.

تشکل های غیر دولتی جوانان یا همان سمن ها با ارائه طرح هایشان به وزارت ورزش و جوانان و پس از تایید آن ها بودجه ای برای کمک به اجرای آنها دریافت می کنند.
بسیاری از طرح ها تاکنون با هزینه شخصی اعضای انجمن ها در حال اجرا هستند اما این بودجه می تواند بخشی از مشکلات مالی این سمن ها را برطرف کند.
از یک دی ماه امسال وزارت این بودجه را به اداره کل ورزش و جوانان واریز کرده است اما علی رغم پیگیری های مکرر انجمن ها به دلایل نامعلومی هنوز این بودجه به حساب سمن ها واریز نشده است.
روح الله اسدی معاون فرهنگی و امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان در گفتگو با خبرنگار ما در خصوص دلیل عدم پرداخت بودجه سمن ها گفت: مشکلات ذی حساب مانع واریز این پول به سمن شده است.
وی در پاسخ به شایعه مبنی بر اینکه« این پول جای دیگر خرج شده است» گفت: خیر تاکنون اجازه ندادیم که مشکلات باعث شود که این پول صرف هزینه ی دیگری شود و تا زمانی که من در این سمت باشم اجازه نخواهم داد چنین اتفاقی صورت بگیرد.
وی ابراز امیدواری کرد که تا هفته آینده این مشکل برطرف شود.
امیر یزدی زاده، مدیر عامل انجمن باران بینش در گفتگو با ما گفت: با توجه به مشکلاتی که در راس مدیریتی سازمان ورزش و جوانان کرمان وجود دارد متاسفانه این سازمان از پرداخت بودجه برای توانمند سازی سمن ها جلوگیری می کند.
وی ادامه داد:به نظر ما از حق جوانان گرفته می شود و صرف امور ورزش می شود که این عادلانه نیست و البته اندک بوجه ای هم که خود وزارت خانه به ما تخصیص داده است را نمی پردازند.
وی گفت: درست است که سمن ها غیر دولتی اند اما دولت وظیفه دارد که آنها را توانمند نگه دارد تا زمانی که نقشی را که دولت خود نمی تواند انجام دهد را سمن ها انجام دهند.
مدیرعامل «انجمن باران بینش» معتقد است که ما در استان کرمان زخم های فرهنگی بسیاری داریم که همین سمن ها در راستای حل این مشکلات و معضلات قدم بر می دارند.
وی ادامه داد: درست است ورزش بخش قابل قبولی از جامه ما را شامل می شود ما نمی گوییم ورزش نباشد اما می گوییم همه چیز باید مساوی باشد، ادغام نا مبارکی که ورزش و جوانان درمجلس هشتم داشت،ضرر بزرگی به حوزه جوانان زده است.
به گفته ی یزدی زاده، چون حوزه ورزش حوزه ای پر خرج است و اعتباراتی که در بخش تنها به یک ورزش قرار می گیرد اصلا با حوزه جوانان قابل مقایسه نیست.
وی معتقد است که متاسفانه بعد از تغییرات مدیرتی که در کرمان به وجود آمده است مشکلات بسیاری گریبان گیرمان شده و هیچکدام از مسئولین این اداره نیز پاسخگو ما نیستند و این نشان می دهد که این موضوع برایشان فاقد اهمیت است.
وی تصریح کرد: ما مکررا، شفاهی، کتبی و یا با بیانیه درخواست خود را به این مسئول گفتیم اما به هیچ نتیجه ای دست نیافتیم.
به گفته‌ی وی اگر به جوانان اهمیت ندهیم وضعیت بد تر خواهد شد و اگر این هزینه های چند میلیونی که در یک ورزش هزینه می شود نصف این مبلغ در امور جوانان هزینه شود قطعا وضعیت بهبود خواهد یافت.
سجاد مزنگ، مسئول موسسه آوای همدلی در گفتگو با خبرنگار ما گفت:همیشه مشکلات مالی هست اما در دوره های قبل به نوعی کمتربوده است.
وی افزود:همیشه هزینه های این سازمان بیشتر به ورزش می رسید حتی ،در دوره های قبل پول به حساب تشکل ها می رفت سپس آن پول را می گرفتند و خرج جاهای دیگر می کردند در صورتی که این پول حتما باید صرف هزینه های تشکل ها شود.
مزنگ بیان کرد: اما این بار تشکل ها پیگیر این قضیه هستند و نمی گذارند حقی ازشان ضایع شود و اجازه نمی دهیم جای دیگر هزینه شود.
وی ادامه داد: سرپرست اداره باید بداند این پول برای چیز دیگر است اصلا نباید روی این بودجه حساب کند ؛ این ضعف مدیریتی است که باعث این نابسامانی ها شده است.
با وجود تماس ها و پیام های بسیار خبرنگار ما با مدیر کل سازمان ورزش و جوانان،دفتر وی و همچنین روابط عمومی این سازمان، تمامی تماس های ما بی پاسخ ماند.

علی اصغر شهری

علی اصغر شهری

زنده یاد علی اصغر شهری (زاده 1325 در زابل، درگذشته 13 اردیبهشت 1389)، شاعر، خواننده، آهنگساز، گوینده، نمایشنامه نویس، فیلم ساز، خوشنویس و پژوهشگر سیستانی می باشد که دریافت جایزه جهانی یونیکا برای اداره بهترین دفتر انجمن سینمای جوانان کشور در سال 1386 را در کارنامه خود دارد.
علی شهری گویندگی را با برنامه کودک رادیو زاهدان در 9 سالگی آغاز نمود. خوانندگی در اولین ارکستر رادیو زاهدان در کنار هنرمندانی از قبیل پرویز مالکی، محمد صالحی افشار، ابراهیم خاوری و حمید خسروپور در سال 1350، تشکیل نخستین گروه موسیقی در سال 1355، اجرای ده ها ترانه سیستانی در کنار غلامرضا شریف در خلال سالهای 1350 تا 1357 از دیگر فعالیت های حرفه ای موسیقایی وی می باشد.
فیلم پیر سیستان (سیستان، سرزمین حماسه ها) ساخته ای از علی شهری به سال 1355 می باشد که موفق به کسب مقام نخست کارگردانی در جشنواره استانی سال 1357 شد. وی فعالیت در انجمن سینمای جوانان زاهدان را در سال 1364 آغاز نمود و در سال 1365، فیلم هامون را منتشر ساخت. در سال 1367 به سرپرستی انجمن سینمای جوانان استان در آمد و در سال 1386، این انجمن را تا سطح دفتر الف ارتقاء داد.
مقام برتر عکاسی و فیلم سازی در جشنواره کشوری سال 1366، کارگردانی فیلم خاک طلا به عنوان یکی از چهار فیلم مستند شاخص کشور در سال 1385 و دریافت نشان درجه یک هنری در سال 1388 از دیگر افتخارات این هنرمند برجسته استان سیستان و بلوچستان می باشد.
شهرت علی شهری در میان اهالی سیستان بیشتر به واسطه آهنگ های سیستانی وی می باشد. وی با همان اجرای نخستین آهنگ خود با عنوان «طوبی» که سروده و تنظیمی از خود وی بوده است، از محبوبیت خاصی در میان مردم سیستان برخوردار شد. از دیگر آهنگ های مطرح وی می توان به «غم بهار (بهار بیومه خدا چش انتظارو)»، «بیوفا (کسئ نکرده خئ مه وفا)»، «قهر (مدتئ مه در کوچه شمه ائرون و سرگردو بودا)»، «چوپان (ائ خدا عاشقو مه عاشق صئرا)»، «مه لقا (روز مه شؤ نو بهار خزونه)»، «جدائی (از غم تو روزه مه شطو شؤ کنو)» و «زبان بی زبانی (وه قدئ که تره دوس دارو ندشته لیلی مجنونه)» اشاره داشت.
در بعد ملّی و فراملّی نیز سروده وی تحت عنوان «انار انار بیا به بالینم» با اقبال بسیاری در داخل کشور مواجه شد و علاوه بر این در کشورهای مختلف نیز ترجمه و اجرا گشت.

کرمان بر پشت اسب

کرمان بر پشت اسب
بخش 45
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
کمتر ایرانی غیر تهرانی را دیده ام که کوچکترین احترامی برای جنس گرامری قائل باشد. (اوی مذکر) تنها ضمیر شخصی بود که به کار می رفت و از آن جایی که ظاهراً تصور می کردند که صفات را باید به صورت مذکر به کار برد. دنبال کردن مکالمه اغلب بسیار مغشوش می شد. مجبور شده ام به شرح حال خانوادگی های طویلی گوش فرا دهم که زنان، خواهران و برادران و انواع خویشان دیگر همه بی تمیز آمیخته شده اند و تقلا برای درک کی، کی هست ذهنم را دچار اغتشاش تمام می کرد.
فضل علی خان، نجیب زاده معمری در میان ملتزمین فرمان فرما، منبع صلاحیت دارای در زبان انگلیسی بود. چون سال ها قبل در سن نه سالگی مدت کوتاهی او را به مدرسه ای در «برایتون» فرستاده بودند. یکی دیگر از هنرهای او عکسبرداری بود و از آن جایی که عکس هایش تقریباً از لحاظ امتیاز حرفه ای بود. مثل اکثر هم وطنانش که به اروپا رفته بودند، بسیار از کشورش و نهادهای آن ناراضی بود و گرچه انتقادش از همه چیز جالب بود، انسان همیشه احساس تأسف می کرد کسی که چیزها را بهتر درک می کند، محکوم به حیاتی اکثراً بی هدف باشد. وقتی«عکاس» آن طور که او را می نامیدیم و سایر اعضای ملتزمین شاهزاده برای سواری با ما بیرون می آمدند، او تنها کسی بود که می توانست روی اسب پیر سفید کج زانویش بماند که مکرر همراه با او زمین می خورد. اسب و سوار همراه در خام می غلتیدند؛ اما بلافاصله سوار سرپا می شد، خود را می تکاند و دوباره سوار می شد و لبخند زنان می گفت باید خصائص اسبش را بشناسند تا از آن تعریف کنند.
طبیب شاهزاده که اغلب می دیدیم پنج سال در پاریس طب خوانده بود و کاملاً جنتلمن (آقامنش) و اروپایی بود. خیلی خوش قلب بود و فقرا را مجانی طبابت می کرد و یکی از شرقیان معدودی بود که به او برخورده بودم که رعایت حیوانات را می کرد و نمی توانست به هیچ وجه رنج آن ها را تحمل کند.
بهجت الملک که قبلاً به او اشاره کرده ام یک ایرانی فوق العاده تنومند بود که نقش معاون حاکم را بر عهده داشت و به نحوی (دولت معتمد) او بود چون او و رئیسش از لحاظ منافع و دوستی دیرینه به هم وابسته بودند. بارها شاهزاده مدیون عقل سلیم او بود که صلابت بریتانیایی داشت.
در میان اعضای فرانسه دان ملتزمین شاهزاده، سلیمان میرزا پسرعموی شاهزاده و بیوک خان بودند. سلیمان میرزا، فرمانده ارتش شاهزاده بود و افتخار می کرد که تنها آدمی در ایران است که می تواند به قول خودش «نقشه بکشد» خیلی از این گفته تحت تأثیر قرار گرفتم تا این که کشف کردم نقشه های او کپی برداری از نقشه های انگلیسی و ترجمه جای- نام ها به فارسی بوده است.