بایگانی مطالب نشریه

مردی از تبار انسانیت و آگاهی

به مناسبت 11 آذر سال روز درگذشت حاج علی اکبر صنعتی
مردی از تبار انسانیت و آگاهی

از استانبول که برگشت، نگاهش به جامعه عوض شده بود، مفاهیم اجتماعی برایش معنای دیگری پیدا کرده و اصطلاحاتی مثل حق و حقوق اجتماعی،قانون،فقر و غنا معانی جدیدی در افکارش پدید آورده بود، در سیاحت و جهانگردی سه ساله اش به هندوستان، عربستان و ممالک عثمانی، هر چند سرمایه و اندوخته های مادیش را از دست داده و در همان ابتدای سفر شنوایی اش آسیب دیده و گوش هایش بر روی اصوات ظاهری بسته شده بود، لکن سرمایه های انسانی که در هم نشینی با دوست دانشمند همشهریش میرزا آقاخان و آگاهی هایی که از محضر سید جمال الدین اسدآبادی می گرفتند سرمایه عظیمی از بینش اجتماعی را نصیب او نموده بود که این سرمایه در تمام دوران زندگی پربارش چراغ راه او شد. در کرمان، همین که زندگیش سروسامانی گرفت، رفت سراغ فقرا و مستمندان. بیست سال قبل ازآن که دارالایتام یا همین پروشگاه صنعتی تأسیس شود. «حاج علی اکبر» که حالا به «حاج اکبر کر» معروف شده بود از سرمایه خودش مقداری «متقال» که پارچه ارزان قیمتی بود می خرید، به خیاط می داد تا از آن پیراهن و شلوار بدوزد و در روزهای عید به سراغ فرزندان یتیم رفته و به تناسب سن و سال یکدست پیراهن و شلوار به آنان هدیه می داد و موجبات شادی دل های ایتام را فراهم می کرد. در زمان حکومتی حسام الدوله به فکر افتاد که بخشی از زمین های جای خندق کرمان را که بلاصاحب بود از حاکم گرفته و مدرسه ای برای اطفال فقیر و یتیم بسازد. حسام الدوله طی دستخطی آن زمین را به او واگذار کرد و «حاج اکبر» خانه اش را فروخت و باغ و بنای نمونه ای در آن جا ساخت. هر چند حاسدان و دشمنان دوست نما این موفقیت را برنتافته و پس از رفتن حاکم گرفتاری هایی برایش فراهم آوردند؛ اما لحظه ای دلسرد نشد و به کمک فرزند نوجوانش در تهران موفق به عزل حکم بعدی که مخالف بود گردید و به اولین آرزوهایش در حمایت از ایتام رسید. انسان دوستی، یتیم نوازی و تلاش های بی توقعش موجب شد، در جنگ اول جهانی که فقر عمومی، قحطی و گرسنگی تمام ایران و بیشتر از همه جا کرمان را فرا گرفته بود و فقرا از شدت گرسنگی و بی غذایی در روز روشن و در معابر عمومی می افتادند و می مردند، نصرت السطنه حاکم کرمان را بر آن داشت که برای جلوگیری از مرگ و میر، حداقل برای ایتام کاری انجام دهد، عده ای از مشاهیر و ثروتمندان شهر را جمع نموده، بر آن داشت که جایگاهی برای نگاهداری فرزندان یتیم اختصاصی داده و هر کدام مبلغی را سالانه متقبل شوند تا هم از مرگ و گرسنگی به حالشان داده و هم حرفه و صنعتی به آن ها بیاموزند. برای سرپرستی و اداره آن ها با توجه به سابقه 20 ساله «حاج اکبر» نسبت به کمک ایتام، همگی وی را معرفی نمودند. این جا بود که به قول شاعر
«خدنگ مارکش با مار شد جفت /قضا هم خنده زد، هم آفرین گفت!»
بدین ترتیب 99 سال پیش در سال 1295 شمسی اولین پرورشگاه به مفهوم امروزی که شامل نگهداری و حمایت همه جانبه از ایتام است، در ایران شکل گرفت. هر چند یک سال پیش تر، پرورشگاهی با همین خصوصیات با زعامت شهرداری در تهران به وجود آمده بود؛اما خیلی زود متلاشی شد و از بین رفت. بنابراین با اطمینان می توان گفت که پرورشگاه صنعتی، اولین پروشگاهی در تمام ایران است که تا امروز دایر بوده و امروزه هم به لطف هئیت مدیره، هئیت امنا و مدیرانش هر روز که می گذرد، برند اجتماعیش به عنوان یک NGO یا سازمان مردم نهاد که یار و یاور دولت است افزوده می شود.
به هر حال طولی نکشید که نصرت السلطنه رفت و حاکم بعدی -حشمت الدوله و الاتبار- به عادت همه حکام مستبد ایرانی که هر حاکم جدید تمام آثار مثبت و منفی حاکم قبلی را نفی می کند، بنای مخالفت با دارالایتام را گذاشت و کمک ها هم به تبعیت از قانون زور:«حق همان است که خان فرماید!» دود شد و به هوا رفت! هر کس جای «حاج اکبر» بود، در آن را بسته و دنبال زندگی خودش می رفت. اما این انسان به تمام معنا انسان دلش راضی نشد. بلافاصله دست به کار شد. در آن سال ها دم و دستگاه S.P.R (پلیس جنوب ایران)در کرمان فعال بود، به سراغ کنسول انگلیسی و دیگر فرماندهان پلیس جنوب رفت. استعمارگران انگلیسی در آن سال های قحطی بره های کم سن و سال را کشته از پوست آن ها برای نیروهایش کلاه پوست بره درست می کردند، صنعتی آن ها را قانع کرد که حاضر است برای آن ها کلاه هایی درست کند از نخ پشمی، شبیه همان پوست بره که هم قابل شستشو و بهداشتی باشد و هم یک پنجم قیمت کلاه پوستی برای آنها تمام شود! پس از موافقت انگلیسی ها کارگاه های پارچه بافی کوچکی برای بچه ها ترتیب داد و با آموزش آنها کار به جایی رسید که علاوه بر اداره پرورشگاه در آن وضعیت وحشتناک جنگی، سرمایه ای هم برای دارالایتام پس انداز کرده و با همان پس انداز اولین جا را برای پرورشگاه خریداری کرد. روح ماجراجویی، شجاعت، پشتکار، نهراسیدن از شکست و بیشتر از همه حس نوع دوستی وی سبب شده بود که بارها و بارها، دارالایتام را از لبه پرتگاه از هم گسیختگی نجات دهد. کم کم کارش رونق گرفت و او هر سال متوکلاً علی الله تعداد بیشتری یتیم را زیر پوشش می گرفت.
از حق نباید گذشت که عده ای از مسئولین دلسوز دولتی بودند که وقتی علاقه و پشتکار این مرد بزرگ را می دیدند در قوام و دوام پرورشگاه نقش مثبتی ایفاء می کردند. که در زمان خود حاج اکبر از افرادی همچون «افضل الملک روحی» و «حسین جودت» روسای معارف و استانداری چون «سهیلی» می توان نام برد.
در سال 1315 «حاج اکبر» شروع به ساختن خوابگاهی برای بچه ها در همین جایگاه امروزی نمود که هم اکنون جزو موزه صنعتی است. از طرفی هم چون زمین پشت پرورشگاه که امروزه بیمارستان باهنر است، میدان مشق ارتش بود. فرماندهی ارتش نیز دست روی آن گذاشته و در صدد تصرف آن بود. در بهار 1318 با آن که هنوز درب و پنجره های خوابگاه نصب نشده بود، با همکاری «سهیلی» استاندار وقت، بچه ها را بی سر و صدا و شبانه در آن جای دادند و دست ارتش کوتاه شد. همکاری های استاندار، حاج اکبر را به این فکر انداخت که در جهت بقای پرورشگاه و جلوگیری از انهدام آن بالاترین مرجع تصمیم گیری استان یعنی استاندار وقت را در هر دوره ای رئیس هیئت مدیره پروشگاه قرار دهد و بدین وسیله پرورشگاه را از دست اندازی قدرتمندان طماع حفظ نماید.
سرانجام در 11 آذر ماه 1318 در حالی که تقریباً خیالش از آینده پرورشگاه صنعتی و ادامه کار آن راحت شده بود، چشم از جهان فروبست. عصر آن روز با تصویب هئیت مدیره پیکر «حاج علی اکبر صنعتی» معروف به «حاج اکبر کر» در همان پرورشگاه – محلی که امروز کتابخانه موزه صنعتی – است به خاک سپرده شد. بر سنگ مزارش که به علت بنای کتابخانه نیم متری گود افتاده و برای این که هم سطح سرامیک کف کتابخانه شود روی آن را با شیشه پوشانده اند، این بیت نقر شده:
بعد از وفات مرقد ما در زمین مجوی
در سینه های مردم عارف مزار ماست
روانش شاد
علیجان غضنفری

شاه شکار قسمت دوم

شاه شکار
قسمت دوم

به باغ جیران وارد شدم، مجد الدوله را میان ایوان جلوی قبر جیران دیدم که مرا به نام صدا می زد و سخت دشنامم می داد. خیال کردم یزدی ها داخل اتاق را گرفته اند و ما هم متهم شده ایم. به طرف ایوان رفتم. چنان سیلی به صورتم نواخت که چشمانم سیاه شد، به داخل اطاق هدایتم کرد. وارد شدم فریاد اتابک را شنیدم که می گفت: «بارک الله دکتر، امروز روز (نشان دادن) هنر و لیاقت است، شاه را حال بیار! چند لحظه چشم خود را بستم و باز کردم، دیدم جلوی دری که از مقبره جیران به راهروی بین حرم شاهزاده عبدالعظیم و امام زاده حمزه است، شاه روی زمین دراز کشیده است. کنار شاه نشستم، اول نظرم به جوراب نخی سفید ساق کوتاه افتاد. دیدم خون روی جوراب پای چپ شاه است، به ناچار از زیر دو شلوار شاه به ساق پای شاه دست بردم، تا جایی که مقدور بود و دست من بالا می رفت، جریان خون را از قسمت بالای پا احساس کردم، به واسطه تنگی شلوار ناچار بند شلوار را گشودم تا جریان خون را تعقیب کنم. سیلی دیگری صورتم را نوازش داد و مجدالدوله دشنامم می داد که کارت به جایی رسیده، بند شلوارش را باز می کنی؟ اتابک از طرف دیگر با عصایی که در دست داشت، به مجد الدوله به سختی کوفت و فوری اطاق را به کلی خلوت و خالی کرد و باز به من فرمود: «دکتر جان! امروز روز ترقی تو و بروز لیاقت است. کار کن شاه به حال بیایند!» من با نهایت اطمینان خاطر بندها را گشودم و از کنار پهلوی چپ شاه خون را تعقیب و بین دنده های چپ، همان جایی که در کلاس مدرسه طب، قسمت تشریح میان حقیقی قلب را نشان داده بودند، انگشتم فرو رفت. با کمال انگشت خود را چندین بار داخل و خارج و میان قلب را هم امتحان کردم و مطمئن شدم که قلب به کلی از کار افتاده و شاه مدتی است مرده! از جیب شاه دو دستمال سفید بیرون آوردم، یکی را داخل قلب نموده، بیرون کشیدم، و دومی را وارد کرده، آنجا برای بیرون نیامدن خونابه گذاردم (این دستمال اکنون در موزه معارف تهران است). در این وقت اتابک میان راهرو بین حرمین قدم می زد با اشاره ایشان را به طرف خودم آوردم، به طوری که خم شدند.
در گوش ایشان با اینکه اتاق خلوت بود، آهسته گفتم، قربان، قلب به کلی از کار افتاده و شاه قطعاً مرده است. نظر به اینکه چاکر نمک خوار شما بوده و هستم، در عالم دولتخواهی عرض می کنم که مثل حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه از میان این حرم بیرون نروید تا از این جا مانند او به کربلا بروید!اتابک یک سیلی بسیار محکمی به گوشم نواخت و بدون تغییر گفت:«معراج نرو»!و باز فریاد کرد:«دکتر جان، روز بروز لیاقت و هنر است، تمام ترقیات تو امروز است، شاه را حال بیار، تیر به پای شاه خورده، زود کاری کن، که شاه حال بیاید. پس از خوردن سیلی اتابک در حقیقت بیدار و هوشیار شدم. و مشغول مالش پهلو و پای شاه کردم، لباس های او را مرتب نمودم و فریاد زدم قربان، الحمدلله حال قبله عالم به جا آمده اتابک فریاد زد ناصر الملک، قلیان بیار، حال شاه جا آمد. فوری ناصر الملک که بعد نایب السلطنه شد، قلیانی برای اتابک در همان راه رو بین حرمین آورد و اتابک ایستاده در حالی که قلیان دست ناصر الملک بود کشید و دائم فداییان شکر می کرد. ناصر الملک و قلیان را مرخص کرد. بعد از چند دقیقه پسرهای کرم خان که فداییان اتابک بودند، وارد اطاق شده یک صندلی آوردند و یک چوب پهن بلند آورده زیر صندلی عبور دادند. پدر عزیز السلطان منیژه (ملیجک) که مردی کوتاه و باریک بود، آمد و روی صندلی نشست، با کارد لباس های شاه را از پشت سر از یقه تا دامن پاره کردند و شاه را جلوی آن روی صندلی نشانیدند، دو دست پدر منِیژه را از زیر پیراهن داخل کرده، وارد آستین شاه نمودند و به او تعلیم دادند که دست شاه را حرکت دهد و گاهی به سبیل شاه کشیده شود و آن تخته زیر صندلی را چهار نفر، هر سر تخته را دو نفر بلند کردند، دو نفر هم پشت صندلی را گرفته، به ایوان مقابل مقبره آوردند. کالسکه شاه بدون اسب جلوی ایوان حاضر بود، اول پدر منیژه را وارد کالسکه کرده بعد شاه را به همان ترتیب جلوی او نشاندند و دست های شاه را به همان کیفیت به او گفتند گاهی حرکت بدهد و سبیل ها را دستمالی کند. عینک یاقوت کبود شاه را از جیبش بیرون آوردند و به چشمش گذاردند. اتابک به من گفت در راه مراقب باش به کسی حرفی نزنی، جز اینکه خدا را شکر کنی که شاه به دست تو حالش جا آمده و تیر به پالیش خورده و دست های خود را هم خوب از خون پاک کن! بعد اتابک هم میان کالسکه شاه رفت و نشست و با دست کالسکه را از باغ جیران که فعلاً باغ مقبره شاه است از در جنوب غربی به خارج آوردند! اسب های آن را بستند و به طرف شهر حرکت کردیم. بین راه چند بار اتابک از آبدار برای شاه آب خواست و قوری آب خوردن را به لب شاه می گذاشت و بعد آبش را میان کالسکه می ریخت و پس می داد، و چند مرتبه شاه از نوکرهای محترم در رکاب به توسط اتابک احوال پرسی و تفقد می فرمود و هر یک هر چه پول زرد داشتند برای تصدق تقدیم می کردند و اتابک پول ها را میان کالسکه شاه جا می داد. در وسط راه عبداله میرزایی دارایی سردار حشمت کالسکه چی باشی شاه که به امر اتابک از شاهزاده عبدالعظیم برای آوردن حکیم باشی طولوزان (حکیم فرانسوی مخصوص شاه) به شهر رفته بود به اتفاق حکیم باشی سوار اسب به موکب شاه رسیدند. اتابک سراز کالسکه بیرون کرد به حکیم باشی فرمودند: «الحمدالله حال شاه به جا آمده است، دنبال موکب همایون به شهر بیایید.» و به شهر آمدیم. پس از ورود از داخل تکیه دولت کالسکه را دیگر بار بدون اسب وارد حیاط گلستان حالیه نمودند. جلوی اطاق برلیان شاه را از کالسکه به اطاق برلیان برده خوابانیدند و اتابک چهل و چند شب و روز در آن عمارت مشغول مملکت داری بود و حاج علیقلی خان سردار اسعد با پنجاه سوار بختیاری و اولاد کرم خان فقط مراقب اتابک بودند! به این ترتیب تا مدتی هیچکس از مرگ ناصرالدین شاه آگاه نشد و تا ورود شاه جدید، مظفرالدین شاه، هیچ شورشی به وقوع نپیوست. ادامه مطلب را از کتاب حیات یحیی اثر میرزا یحیی دولت آبادی پی می گیریم: «در ایران در موقع تبدیل سلطنت غالباً انقلاب و اغتشاش روی می داده اشخاص صاحب نفوذ و ستمگرانی که منتظر فرصت بوده اند از تجاوز به زیردستان خود دریغ ندارند. اما در حادثه قتل ناصرالدین شاه امنیت و آسایش حکمفرما می گردد به دو سبب: اول آنکه ناصرالدین شاه پادشاهی که چهل و نه سال با کمال قدرت سلطنت نموده، عموم بزرگان و گردنکشان مملکت را دچار وحشت و اضطراب ساخته به طوری که جرأت نمی کنند دست از پا خطا نمایند دوم آنکه صدراعظم در مدت چهل و چند روز، تمام استعداد و قابلیت خود را برای نگاهداری مملکت بروز داده به حقیقت مملکت داری می نماید… به طوری که می توان گفت در تمام مدت سلطنت قاجار نه ایران چنین حکومتی به خود دیده و نه تهران چنین مرکزیتی داشته است!… میرزا علی اصغرخان اتابک صدراعظم اگرچه از رجال با سیاست درجه اول شمرده نمی شود ولی دارای هوش و جربزه سرشاری است. همان هوش ذاتی او را رهبری کرده، تذکراتی می دهد که از مانند او بعید به نظر می رسد، اول مانع کشته شدن کشنده شاه می شود، بی آنکه معلوم شود همدستان او کیانند. دوم قتل شاه را پنهان می کند و مانع اغتشاش می گردد. و اما میرزا رضا را به دستور صدراعظم از دست عوام خشمگین نجات داده، وی را به کند و زنجیر کشیده زندانیش می کند. با انتشار خبر قتل، درباریان این طور به خاطر اسلام شهید شده، مخصوصاً وقتی که یکی از بستگان شاه به نام معین السلطان، به همین تصور به زندان رفته و شاعری و رقاء نام را که با پسرش زندانی بوده اند، اول پسر و سپس پدر را می کشد. لیکن استنطاق ها که بیرون درز می کند و البته خود صدر اعظم هم برای برائت ذمه خود از شرکت داشتن در قتل شاه، راه آمد و شد خواص را با میرزا رضا باز می گذارد. مجموعه این استنطاق ها، میرزا رضا را مسلمانی آگاه معرفی می کند که از فساد شاه و دربار به خوبی اطلاع داشته و رنج ها و شکنجه هایی را که آزادی خواهان در زندان های آن پادشاه ظالم تحمل می کردند، خود با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده بود شرح زندگانی میرزا رضا در کتابها به تفصیل آمده و مردم کرمان با این قهرمان راه آزادی آشنایی کامل دارند و من به اشاره کوتاهی از کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته ناظم الاسلام کرمانی درباره او اکتفا می کنم. در این کتاب آمده:«میرزا رضا مسلمان و متدین به دین اسلام بود در فتوت و مردانگی مسلم و متفق علیه است، چه، در حبس آنچه کردند، (حتی) یک نفر از آشنایان و دوستان خود را گیر (لو) نداد و نام نیک خود را در صفحه روزگار باقی گذارد».
میرزا رضا که از شاگردان سید جمال الدین اسدآبادی بود، در بازپرسی سوگند خورد که «جز خودم و سید، کسی دیگر از منظور و قصد من در کشتن شاه آگاهی نداشته. سید در استانبول است. هر چه از دستتان بر می آید درباره او کوتاهی نکنید». بازجوها بر فشار افزودند. اما وی همچنان مقاومت می کرد. و چون از این نظر ناامید شدند، سبب و انگیزه قتل شاه را از او پرسیدند. میرزا رضا ابتدا از ظلم و ستم شاه و درباریان نسبت به مردم سخن گفت و سپس ادامه داد:«اکنون بنا به عقیده خودم خدمتی به مخلوق، به ملت و همچنین به دولت کرده ام. من این تخم [عدالت و آزادی] را آبیاری کردم و در آغاز روییدن است. همه خواب بودند و حالا بیدار شدند. من درخت بی ثمر و خشک ریشه زدم و این جانوران را آواره کردم… یک درختی که پس از پنجاه سال ثمرش وکیل الدوله، عزیز السلطان ملیجک و امین خاقان بوده و این گونه اولاد و اطفال دنی زاده رذل [را] که آفت جان های جامعه مسلمین اند به بار آورد… بایستی از ریشه کنده شود که دیگر چنین اشماری (میوه هایی) به بار نیاورد. ماهی از سرگنده گردد نی ز دُم. اگر ظلمی شده از بالا بوده است…» وی در بازپرسی ضمن بیان رنج ها و دردهایی که تحمل کرده می گوید:«وقتی که به استانبول رفتم و قضیه خود را در حضور بندگان و مجامع علما شرح دادم. آن ها از این مظلومیت و بی عدالتی که خود موضوع آن بوده ام قوم مفلوک و مشتی مردم ایران ودیعه الهی نیستند؟! قدمی از خاک ایران بیرون گذارید، خواهید دید که در عراق عرب، قفقاز، عشق آباد و سرحدات روسیه هزاران ایرانی بیچاره از فشار ظلم، وطن عزیز را ترک کرده، برای امرار حیات به پست ترین کارها تن در داده اند. هر چه باربر، جاروکش، خرران و مزدور که در آن نواحی ببینید همه ایرانی هستند. این ستمکاری و فشار بی اندازه، چه و از که بوده و چه کسی می تواند آن را بیفزاید؟:آن هایی که قطعات گوشت بدن ها را برای بلعیدن می برند و از روی شهوترانی به خورد سگان و مرغان شکاری خود می دهند، [یا] از بدبخت گمراهی از این قبیل صد هزار تومان رشوه می گیرند و درم قابل [او را] بر جان، مال، عرض و ناموس و امنیت [مردم] یک شهر مسلط می کنند….!!» و در برابر با بی معرفی نمودن او، در شعری که منسوب به اوست و در آن روزها در سراسر ایران منتشر شده بود، می گوید: محب آل رسولم غلام هشت و چهارم/ فدایی همه ایران، رضا شاه شکارم

کلینیک زیبایی – پزشکی پیام ما

در این ستون قصد داریم پاسخ سوالات پزشکی خوانندگان مان را در زمینه های مختلف پزشکی بدهیم. همچنین توصیه های مهم سلامتی را از زبان خود پزشکان داشته باشیم.
خوانندگان محترم لطفا سوالات خود را در رابطه با تمام رشته های تخصصی پزشکی را به شماره 10009353412500 پیامک کنید تا از طریق دکتر صفا با پزشکان متخصص حاذق شهرمان در میان گذاشته و پاسخ را در این ستون چاپ کنیم.
شماره تلفن مطب دکتر صفا: 32478203
www.drsafa.org
با پیوستن به کانال تلگرام مرکز پزشکی زیبایی دکتر صفا از مهمترین و جدیدترین خدمات زیبایی این مرکز مطلع شده و از خدمات مشاوره رایگان و انلاین بهره ببرید.
Telegram.me/safacenter

1213…0938
روش‌های جراحی کم‌خطر کاهش وزن برای افرادی که بی‌ام‌آی بالای 40 دارند، چیست؟
پاسخ: بی ام‌آی بیشتر از 40 نشان‌دهنده چاقی درجه سه است. در این شرایط عوارض جدی‌تر بیماری چاقی شروع به آزار بیمار می‌کند. در حال حاضر موثرترین و پایدارترین درمان در این وضعیت جراحی چاقی است. عمل‌های جراحی مانند اسلیو معده یا بای‌پس بهترین نتایج را به همراه دارند. اگر بیمار تاکنون تلاش برای کاهش وزن نداشته باشد، این جراحی‌ها برایش مناسب است.
6791…0936
آیا فشار دادن جوش‌های سر سیاه صورت خوب است یا خیر؟ مشکلی پیش نمی‌آید؟
پاسخ: هم بله هم خیر! خوبی‌ این کار ‌این است که جوش‌های سرسیاه که منافذ را بسته و به‌صورت دانه سفت چربی درآمده‌اند از منافذ خارج شده و امکان تخلیه طبیعی چربی از پوست را فراهم می‌کند و هم ‌اینکه ظاهر زشت آن را برطرف می‌کند. بدی‌ این کار هم‌ این است که چون معمولا ریشه و قاعده آنها بزرگ‌تر از نوک و دهانه آنهاست تخلیه آنها به سختی صورت می‌گیرد و اگر کسی بخواهد خودش با فشار دادن، آنها را خارج کند مجبوراست با ناخن‌ها فشار زیادی به بافت اطراف آنها وارد کند که باعث له شدن بافت و لک و اسکار می‌شود. برای حل‌این مشکل باید تخلیه آنها را به پزشک بسپارید تا با وسایل مخصوص و بدون آسیب به بافت اطراف آنها را برطرف کند.
9468…0913
با خوردن مواد شیرین بی‌حال، خواب‌آلود و بی‌حوصله می‌شوم انگار که قندم افتاده باشد، طوری که توانایی هیچ کاری را ندارم. علت چیست؟
پاسخ: برخی افراد وقتی خوراکی شیرین می‌خورند سطح انسولین بدن‌شان به سرعت بالا می‌رود و احساس افت قند، ضعف، لرزش و گرسنگی مجدد پیدا می‌کنند، به‌خصوص در مورد مواد شیرینی که جذب سریع دارند. به این افراد توصیه می‌کنیم خوراکی‌های خیلی شیرین نخورند زیرا انسولین خون‌شان یکدفعه بالا می‌رود و قندشان را با سرعت پایین می‌اندازد و ممکن است خیلی برای‌شان مفید نباشد. بهتر است از مواد شیرینی استفاده کنید که سرعت جذب‌شان آهسته است. برای مثال نان و شکر هر دو قند دارند؛ اما اگر شکر بخورید زودتر قندتان می‌افتد تا نان و پنیر.
1378…0935
لطفا درباره دیابت نوع 2 عصبى توضیح دهید.
پاسخ: دیابت نوع دو عصبی وجود ندارد. دیابت نوع 2 یک فرم شناخته شده دیابت است که معمولا از 45 سالگی شروع می‌شود و زمینه ارثی دارد. معمولا افرادی که چاق هستند و فعالیت بدنی‌شان کم است و زمینه ارثی دارند به این بیماری مبتلا می‌شوند. در افرادی که عصبی می‌شوند و اضطراب دارند معمولا بیماری تشدید می‌شود یا باعث شروع بیماری می‌شود اما اینطور نیست که بگوییم هر فردی عصبی می‌شود دیابتی خواهد شد. بلکه در کسانی که ژن و زمینه دیابت دارند، فشار عصبی قند را از کنترل در می‌آورد یا باعث شروع دیابت می‌شود.

بررسی مشکلات تنفسی و آلرژیک در فصل زمستان استقبال از سرما

بررسی مشکلات تنفسی و آلرژیک در فصل زمستان
استقبال از سرما

سرما را می شود یک عامل خطر برای بروز بیماری های قلبی و تنفسی به حساب آورد. دوره سرما که از اوایل دی ماه آغاز شده و تا اواسط بهمن ماه ادامه دارد. در بعضی منطقه ها حتی از اواخر مهر ماه نیز شاهد سرما هستیم، خطرناک ترین دوره برای بیماران قلبی و تنفسی و بروز یک سری مشکلات در این بیماران است. در زمستان عروق بدن به دلیل سرما برای اینکه حرارت از دست ندهند دچار انقباض می شوند وکار قلب، بیشتر می شود؛ بخصوص در ساعات اول روز، که برای کار صبح زود از خانه بیرون می رویم. قلب در زمستان باید سخت تر و شدیدتر کار کند؛ به طوری که رگ های خونی بتواند گرمای کل بدن را حفظ کنند.علاوه براین در زمستان، نرخ ابتلا به امراض دستگاه تنفسی مانند آنفلوآنزا و آسم به بیشترین حد می رسد که باز هم به دلیل بالا رفتن فشار خون، در بیماران قلبی؛ بار زیادی به قلب تحمیل می شود.
در شهرهای بزرگ در فصل سرما ، پدیده اینورژن در هوا وجود دارد. یعنی هوای آلوده روز گذشته در طول شب که هوا سرد است، به نقاط پایین حرکت می کند و در سطح تنفس و زندگی ما قرار می گیرد و وقتی که شخص زود از منزل خارج می شود در مجاورت این هوای سرد و آلوده قرار می گیرد در حالی که در زمستان زمانی که به نیمه های روز می رسیم هوا گرم تر می شود. به این ترتیب حتی می توان گفت خطر بروز حمله قلبی، صبح های زود بیشتر است.
افراد باید اکسیژن بیشتری در پاییز و زمستان دریافت کنند. اکثریت ما بد نفس می کشیم و در دم و بازدم دچارمشکلات فراوانی هستیم که این خود بیشتر و بیشتر در سیستم بدن ایجاد اختلال می کند. با اصلاح شیوه تنفس می توانیم کیفیت و کمیت زندگی مان را افزایش دهیم. در هر فصل با تغییرات آب و هوا بدن سعی می کند خود را با تغییرات محیطی تطبیق دهد. برای آنکه بدن، خود را با تغییرات هوا تطبیق دهد، نیاز به زمان دارد، این تغییرات می تواند به شکل تغییر در رژیم غذایی و تغییرات آب وهوایی باشد. درهنگام تغییر فصل ، تطبیق پذیری بدن با این شرایط زمان می برد و این زمان فرصتی برای حمله عوامل بیماری زا به بدن است.
دکتر یزدانی در خصوص مشکلات تنفسی در سرما و زمستان و راه های بهبود تنفس با پیام ما به گفت و گو پرداخت.
دکتر یزدانی گفت: در اثر تغییرات فصلی و آب و هوایی، سیستم بدن ضعیف تر می گردد و بنابراین بیشتر درمعرض عفونت های ویروسی و میکروبی قرار می گیرد. به طور معمول وقتی در ماه های سرد سال دمای بدن افت می کند ، بیشتر به بیماری هایی مثل سرما خوردگی و گلودرد مبتلا می شویم.
وی افزود: با بیان اینکه در سرما عروق محیطی بدن دچار اسپاسم (گرفتگی) می شوند افزود: به علت نیاز بدن به گرما در فصل سرما و انرژی هورمونی به نام آدرنالین در خون ترشح می شود که باعث افزایش ضربان قلب می شود و در نتیجه نیاز عضله قلب به اکسیژن و مواد غذایی بیشتر خواهد شد.
دکتر یزدانی اظهار داشت: گذشته از عوارض سرما، در زمستان آلودگی هوا هم مشکل ساز است. عوارض ناشی از آلودگی هوا سردرد، خستگی، مشکلات تنفسی، سرگیجه، تهوع وضعف والبته ناراحتی های قلبی است، وارونگی هوا در روزهای سرد سال به طور جدی تر بروز کرده و سبب حملات قلبی یا تشدید آن می شود واز این رو افراد جامعه، به ویژه سالمندان و مبتلایان به بیماری های قلبی یا ریوی، با توجه به اعلام رسانه ها از سوی سازمان هواشناسی در روزهایی که وضعیت هوا از نظر آلودگی بحرانی اعلام می شود تا حد ممکن باید در منزل یا محیط کار بمانند واز بازکردن پنجره خودداری کنند ودر صورت ضرورت خارج شدن از محیط های بسته از ماسک استفاده کنند.
وی با اشاره به پیشرفت زندگی شهری افزود: عدم تحرک و عدم رویارویی با دماهای پایین در زمستان، نیاز بدن به انرژی مازاد را منتفی می کند و مصرف غذاهای چرب مشکل بیماری مزمن چاقی را بوجود می آورد. پس تحرک و ورزش جایگاه مهمی را در سلامت و کسب اکسیژن بدن دارد. ورزش منظم هم نه تنها سیستم ایمنی بدن را درمقابل عفونت ها مقاوم می سازد، بلکه باعث کاهش یافتن حساسیت ها نیزمی شود واز بروز آنها جلوگیری می کند.
دکتر یزدانی در خصوص نقش دانه ها ی مغزی در کاهش افسردگی در زمان تغییر فصل گفت: برخی دانه ها ضمن دارا بودن سهم قابل توجه روغن، دارای مواد معدنی ارزشمندی مانند مس، آهن، روی، فسفر، پتاسیم و مانند آن می باشند، که چربی مناسب برای بدن را تهیه کرده و مانع از افسردگی در تغییر دمای فصلی می شود.
وی تصریح کرد: در فصل سرما باید از رژیم غذایی کم نمک با مقدار قابل توجهی از پروتئین استفاده کرد تا فرد را از حالت افسردگی و خواب آلودگی در فصل زمستان دور نگه دارد . در طول مدت سازگاری بدن با تغییرات فصلی، فعالیت سیستم ایمنی بدن افت می کند و بنابراین بدن در برابر حملات ویروس ها و باکتری ها، آسیب پذیرتر و مستعدتر می شود. این دوره، زمانی است که اکثر افراد با علائم و مشکلاتی چون سرماخوردگی عادی، سرفه، گلودرد و یا آنفلوآنزا مواجه می شوند.
این پزشک در ادامه به معرفی چند نوشیدنی مفید فصل سرما پرداخت وگفت: مصرف مایعات گرم بخصوص چای کم رنگ بسیار خوب است . چای کم رنگ تأثیرات ضد ویروسی دارد . در این فصل مصرف مایعات معمول بسیار توصیه می شود. چکاندن چند قطره لیمو ترش در آب و مصرف صبحگاه آن می تواند به سم زدایی بدن پرداخته یا مصرف شب هنگام آب آناناس نیز می تواند همین خاصیت را داشته باشد. مصرف آب روزانه را باید در این فصل افزایش داد. در زمستان باید آب بیشتری به نسبت تابستان در اختیار بدن قرار بگیرد گرچه کمتر، این نیاز در فصل زمستان احساس می شود. نوشیدن حداقل ۱.۵ لیتر آب در زمستان توصیه می شود. دکتر یزدانی اظهار داشت: هنگام بیرون آمدن از منزل ازیک شال گردن که بینی و دهان را بپوشاند استفاده شود. ورزش در ساعات میانی روز و در زمان تابش کامل خورشید توصیه می گردد و اگرصبح زود برای ورزش یا دویدن از منزل خارج می شویم جوانب را در نظر بگیریم؛ چون وقتی از خواب بیدار می شویم؛ بدن در حالت نسبی است و در نتیجه وقتی ناگهان شروع به ورزش کنیم چون قلب آمادگی این فعالیت را ندارد دچار عوارض وخطر می شود. برای همین ورزش در ساعات اولیه روز در سرما برای بیماران قلبی و افراد مسن اکیدا ممنوع است. وی در پایان افزود: توصیه دیگر قرار دادن یک دستگاه بخور آب در هنگام خواب و استراحت در اتاق است، تا هوای اتاق مرطوب شود و اینگونه از خشکی گلو و دستگاه تنفسی جلوگیری می شود. زمستان خوب و سرشار از شادی را برای همشهریانم آرزو میکنم.

تاثیر استفاده از گوشی روی ستون فقرات

تاثیر استفاده از گوشی روی ستون فقرات

این روزها دیدن افرادی که سرهای خود را پایین انداخته و غرق در گوشی هوشمند خود هستند تبدیل به یک موضوع عادی شده است. ولی تا چه حد با ضررهای ناشی از حالت نامناسب بدن در حین کار با گوشی‌های هوشمند آشنا هستید؟ با ما همراه باشید تا بهتر متوجه شویم که استفاده از گوشی هوشمند در حالت بدنی نامناسب چقدر به ستون فقرات ما آسیب می‌زند.
پیشرفت فناوری طی دهه اخیر بسیار شگفت‌انگیز و البته ترسناک بوده است. شاید تا همین ۲۰ سال پیش داشتن گوشی هوشمندی که دارای نمایشگر لمسی و قادر به اتصال به اینترنت باشد به نوعی یک داستان علمی تخیلی بود ولی حالا همه چیز دگرگون شده است. قسمت ترسناک رشد فناوری این است که فناوری چگونه بر عادت‌ها و سلامتی ما اثر گذاشته است. استفاده از گوشی‌های هوشمند سبب شده تا شیوه نشستن، ایستادن و راه رفتن ما تغییر کند.
آیا می توانید تصور کنید که وقتی ایستاده‌اید و گوشی خود را پایین‌ نگه داشته‌اید درست مثل این است که یک کودک ۸ ساله روی سر شما نشسته است؟
زمانی که شما در حال مطالعه پیام‌های گوشی هوشمند خود هستید یا به وب‌گردی می‌پردازید تقریبا ۲۷ کیلوگرم فشار را روی گردن و ستون فقرات خود تحمل می‌کنید.
دکتر کنت هانسراج رییس تیم جراحی ستون فقرات در مرکز جراحی و توانبخشی ستون فقرات نیویورک مدلی را که در بالا مشاهده می‌کنید، طراحی کرده است. به کمک این تصویر کاملا مشخص است که جلو بردن سر و تحمل این میزان از فشار روی گردن و ستون فقرات برای سلامتی بسیار مضر است.
شاید جالب باشد که بدانید بسیاری از افراد بطور میانگین بین ۲ تا ۴ ساعت از وقت خود را در طول روز به این ترتیب سپری می‌کنند. مقاله دکتر هانسراج در ژورنال فناوری جراحی بین‌المللی منتشر شده است. او در مقاله خود به این نکته اشاره کرده است که بهترین حالت این است که گوش‌های شما هم راستا با شانه‌های شما قرار بگیرند.
این امر فشار به بدن را کاهش می دهد و میزان کورتیزول را نیز کم می‌کند. از سوی دیگر حالت نامناسب بدن به ستون فقرات فشار وارد می کند و ممکن است منجر به ساییدگی و پارگی ستون فقرات شود و حتی نیاز به جراحی را نیز ضروری کند.
اما مواردی که برای حفظ سلامتی شما در حین کار با گوشی‌های هوشمند ضروری به نظر می رسد عبارتند از:
 بجای این که گوشی هوشمند خود را در قسمت پایین نگاه دارید و به سمت آن خم شوید، گوشی را دقیقا جلوی صورت خود نگاه دارید.
 سعی کنید در هنگام تایپ روی تبلت خود زاویه ۳۰ درجه را حفظ کنید این زاویه باعث می‌شود تا فشار کمتری روی مچ شما وارد شود.

میراث اوزال محسن جلال پور

میراث اوزال
محسن جلال پور
به این روزهای ترکیه نگاه نکنیم که پر از حاشیه است و ماجرا جویی. آن قدر که بیشتر مردم این کشور هم نگرانند و از خود می‌پرسند برای چه در ایام اخیر این همه حاشیه به این کشور تحمیل شده‌است؟ در سفری که اخیرا به شهرهای استانبول و آنکارا داشتم، کنجکاو بودم بدانم مردم این کشور چه نگاهی به سیاست‌های پر هزینه دولت خود در حوزه بین الملل دارند و بار‌ها شنیدم که آن‌ها هم ناراضی‌اند. هرچند در مذاکره با یک ایرانی از نقدهای شدید پرهیز می‌کردند اما در چشم‌هایشان می‌شد یک علامت سوال بزرگ دید. واقعا برای چه؟ داستان توسعه در ترکیه سال هاست برای نظریه پردازان اقتصادی و سیاسی، یک مثال دم دستی است. هرجا می‌خواهند کشوری موفق را مثال بزنند، سراغ ترکیه می‌روند. با این حال مدل ترکیه با ایده‌های نه چندان عاقلانه سیاست خارجی دولت اردوغان یکی‌دوسال اخیر در تضاد است. ستیزه جویی در روابط بین الملل، حمایت از داعش، تلاش مضاعف برای براندازی حکومت در سوریه، درگیری مداوم با کرد‌ها و در ‌‌نهایت پنجه در پنجه خرس افکندن، ایده‌های خوبی نیست و قاعدتا برای اقتصاد این کشور هزینه‌های گزاف به‌همراه خواهد داشت. جمعه هفته پیش یکی از بازرگانان ترک درگوشی به من گفت «انداختن هواپیمای روسیه یعنی نابودی اقتصاد ترکیه» و همین گونه هم شد. ظرف مدت یک هفته پس از آن ماجراجویی دور از انتظار، روسیه در‌هایش را به کالاهای ترکیه بست. گردشگرانش را از رفتن به این کشور برحذر داشت و حتی کامیون‌های ترکیه را در مرز سوریه به آتش کشید. به قول آن بازرگان سر‌شناس ترکیه «این یعنی بازی با آتش».
برای من، داستان توسعه در ترکیه تا آنجا شیرین و دلچسب است که پای یک ایده تاریخی یا احیای یک فکر قدیمی در میان نباشد. ایده احیای امپراطوری عثمانی در دنیای حاضر مثل این است که ما در بازار تهران، راسته مسگر‌ها را دوباره احیا کنیم. ایده‌ای پر سروصدا اما بی‌فایده. آن هم زمانی که سفیران اقتصادی ترکیه در تسخیر کشور‌ها بسیار موفق‌تر از پیشینیان خود در امپراطوری عثمانی بوده‌اند. کدام کشور را در منطقه سراغ دارید که به اندازه ترکیه در صادرات موفق عمل کرده باشد؟ ترکیه در سال‌های ابتدایی دهه ۱۹۸۰ سیاست جایگزینی واردات را کنار گذاشت و آزاد سازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. رفته رفته از حجم فعالیت‌های دولت به شدت کاسته شد و نقش آن در مقام تولیدکننده اصلی کالا و خدمات، به‌جز در زیر ساخت‌ها به شدت کاهش یافت. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود.. او زمانی گفته بود: «ما خوشبخت هستیم که نفت نداریم، ما مجبوریم سخت کار کنیم تا پول در بیاوریم.» در شرایطی که بیشتر دولت‌های سوسیالیست دنیا، روزهای آخر عمر خود را سپری می‌کردند، دولت تورگوت اوزال جهت‌گیری مشخصی درباره گذار از اقتصاد دولتی داشت. نکته قابل توجه سیاست‌های او، مشروعیت بخشیدن به بخش خصوصی برای گذار به توسعه بود. در دوره‌ای که اوزال قدرت و ابتکار عمل را دردست داشت، در ناحیه مرکزی ترکیه تجار و بازرگانانی متولد شدند که بعد‌ها نقش اصلی را در سیاست و اقتصاد این کشور را بر عهده گرفتند. اوزال پرچمدار برنامه آزادسازی شده بود و بسیاری از افرادی که اطراف وی بودند، شامل اعضای کابینه، ارتباط و تجربه قبلی با بخش خصوصی داشتند. خود اوزال روزگاری به‌عنوان مدیر عامل یک بنگاه بزرگ خصوصی فعالیت کرده بود و روابط گسترده‌ای با تجار و صنعتگران بخش خصوصی داشت. بنابراین موتور محرک رشد اقتصادی در ترکیه، بازرگانان و کارآفرینان جدیدی بودند که در حقیقت ثمره اصلی آزادسازی‌های تورگوت اوزال بودند. در مقابل این طبقه نوخاسته، بازرگانان ملی گرا و کمالیست‌های ترکیه قرار داشتند که به صورت سنتی، اداره صنایع بزرگ این کشور در اختیار آن‌ها بوده است.
نکته جالب این است که بازرگانان عضو انجمن بازرگانان مستقل ترکیه که به موسیاد (MUDIAD) معروف است، اسلام گرا هستند و در سیاست، از حزب عدالت و توسعه طرفداری می‌کنند. در مقابل طبقه نوخاسته و نسبتا مذهبی بازرگانان ترکیه که به حزب عدالت و توسعه گرایش دارند، اعضای توسیاد (TUSIAD) بیشتر متمایل به کمالیست‌های ترکیه هستند. کمالیست‌ها از اصلاحات فراگیر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در کشور خود دفاع می‌کنند و به طور خلاصه به غرب تمایل دارند. توسیاد در سال ۱۹۷۱ توسط چند مجموعه برجسته از صنایع ترکیه شکل گرفت. این نهاد روابط بسیارخوبی با جناح لائیک ترکیه و مراکز بازرگانی بین المللی دارد. نتیجه اینکه: حزب عدالت و توسعه از هنگام به قدرت رسیدن، همواره تلاش می‌کند تا نقش دولت را در فعالیت‌های اقتصادی کم کند. این حزب، مدافع آزاد سازی و متعهد به ادغام اقتصاد ترکیه در اقتصاد جهانی است.‌‌ همان گونه که اشاره شد، این فرایند در ابتدای دهه ۱۹۸۰ با حضور تورگوت اوزال آغاز شد. از این دوره به بعد، در استان‌های مرکزی ترکیه و شهرهایی مثل کایسری و قونیه صنایع کوچک قدرت گرفتند و در نتیجه، سرمایه دارانی مذهبی ظهور کردند که بدون وابستگی به کمک‌های مالی دولت توفیق قابل ملاحظه‌ای در کسب وکار داشتند و توانستند به غول‌های تولیدی و صادراتی در منطقه و جهان تبدیل شوند.
در نقطه مقابل آنها، سرمایه داران سنتی و بازرگانان و سوداگران ملی و باسابقه ترکیه قرار داشتند که به طور سنتی روابط نزدیک و اغلب وابسته به دولت و اقتصاد متمرکز ترکیه تا پیش از روی کار آمدن تورگوت اوزال داشته‌اند. هرچند در انتخابات اخیر ترکیه، هردو گروه در زمره مدافعان حزب عدالت و توسعه پیوستند و از حزب رجب طیب اردوغان حمایت کردند.

چرا ارائه بودجه 95 به تعویق افتاد؟ اولین تعویق بودجه‌ای دولت روحانی

چرا ارائه بودجه 95 به تعویق افتاد؟
اولین تعویق بودجه‌ای دولت روحانی

اگرچه پیش از این رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بارها اعلام کرده بود بودجه سال 95 در نیمه آذر تقدیم مجلس می‌شود اما آخرین اخبار از مراحل تدوین لایحه بودجه سال آینده حاکی از به تعویق افتادن زمان ارائه آن است.
به گزارش اقتصادنیوز، دولت یازدهم بر خلاف دولت پیشین، در دو سال گذشته همواره نظم زمانی برای ارائه بودجه را رعایت کرده و 15آذرماه لایجه بودجه سال آینده را به مجلس فرستاده است. اگرچه محمدباقر نوبخت وعده داده بود امسال هم رویه دو سال گذشته تکرار خواهد شد اما اکنون به گفته برخی از مقامات مسوول«بنابر دلایلی ارائه بودجه به مجلس به اوایل دی ماه موکول شده است.»
آنطور که ایسنا گزارش داده؛ طبق اعلام یک مقام آگاه با توجه به اینکه قرار بود لایحه بودجه در یکشنبه هفته اخیر در هیات دولت بررسی شود و چارچوب کلی آن به تصویب برسد، با وجود بررسی‌های انجام شده چارچوب بودجه به تصویب نرسیده و به یکشنبه هفته آینده موکول شده است. بر این اساس در صورت نهایی شدن کلیات بودجه در هیات دولت، لایحه به سازمان مدیریت و برنامه ریزی برمی‌گردد و اعداد و ارقام آن با توجه به سقف‌های تعیین شده و متغیرهای کلان آن نهایی خواهد شد. اما مساله این است که چرا دولت نتوانسته برنامه را در زمان مقرر ارائه دهد. به نظر نمی‌رسد که تصویب نشدن کلیات بودجه تنها دلیل تعویق در ارائه لایجه بودجه باشد. بر اساس اخبار متفاوت قرار بود لایجه بودجه سال 95 براساس برنامه ششم توسعه تدوین شود.
این موضوع را هم سخنگوی دولت تایید کرده و هم رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس در گفت‌وگو با خانه ملت گفته بود: سیاست‌های کلی بودجه سال 95 کل کشور بر اساس برنامه ششم تدوین خواهد شد. بر این اساس به نظر می‌رسد احتمالا هنوز احکام برنامه شش مدر هیات دولت نهایی نشده و همین مساله بر تاخیر در ارائه لایجه بودجه هم تاثیر گذاشته است. با این حال مراحل تدوین لایحه بودجه و همچنین برنامه ششم در سازمان مدیریت و برنامه ریزی در حال انجام است.
اما نکته اساسی در این میان این است که اگر هنوز کلیات برنامه ششم به تصویب نرسیده و اگر قرار بوده بودجه سال 95 بر اساس برنامه ششم تدوین شود، آیا دولت هنوز کلیات بودجه را تدوین نکرده و قرار است در فاصله یکی دو هفته تدوین کند و یا آنکه کلیات بودجه بدون توجه به برنامه ششم توسعه تدوین شده است؟ احتمالا این سوالی است که مسئولان برنامه و بودجه باید پاسخ آن را بدهند.
گرچه لایحه بودجه سال 1395 قرار است با تاخیری حدود دو هفته ای و تا اوایل دی ماه به مجلس برود اما این اولین عقب ماندن دولت فعلی از 15 آذر ماه یعنی زمان قانونی لایحه بودجه به مجلس است. این در حالی است که لایحه بودجه سال 1393 به عنوان اولین بودجه دولت یازدهم 17 آذر ماه ( با تاخیر دو روزه به دلیل همزمانی با تعطیلات) و لایحه سال جاری در 16 آذر از سوی رییس جمهور تقدیم شده بود.

وزیر اقتصاد خواستار شد: عوارض بیمه حذف شود

وزیر اقتصاد خواستار شد:
عوارض بیمه حذف شود

وزیر اقتصاد با انتقاد از ضریب نفوذ بیمه ۱.۹ درصدی صنعت بیمه در ایران از برنامه جدی دولت برای حذف عوارض صنعت بیمه خبر داد و اعلام کرد: تورم تولید در چند ماه اخیر تک رقمی شده و به زیر ۵ درصد رسیده است. به گزارش اقتصادنیوز، علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد و دارای در بیست‌و‌دومین همایش بیمه و توسعه با اشاره به اینکه بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید از تصدی‌گری فاصله بگیرد و تنها به نظارتی که از جنس تعرفه‌گذاری نیست بپردازد، گفت: مالیات بر ارزش‌افزوده و عوارض تحمیل شده بر صنعت بیمه کشور باید حذف شود تا با حذف هزینه‌های غیرضروری این صنعت زمینه برای رشد توسعه آن و به تبع رشد اقتصادی کشور فراهم شود. گزیده صحبت های وزیر اقتصاد در ارتباط با هر موضوع را در ادامه بخوانید:
بیمه در دنیای امروزی
صنعت بیمه از اجزای لاینفک بازارهای مالی محسوب می‌شود. شرکت‌های بیمه از نهادهای اثرگذار در بازار مالی و بازار سرمایه محسوب می شوند و به توسعه اقتصادی کشورها و ارتقای رفاه عمومی کمک می کنند.
رابطه سرمایه‌گذاری و صنعت بیمه
سرمایه گذاری رابطه مستقیمی با تولید و رابطه معکوسی با ریسک دارد. یکی از خدمات صنعت بیمه به تولید و سرمایه گذاری، پوشش ریسک‌ها و خطرات و جبران خسارت ناشی از بروز حوادث است. پوشش دادن به خطر آینده را پیش بینی پذیر می کند و باعث رشد سرمایه گذاری می شود.
مدیریت در صنعت بیمه و ضریب نفوذ بیمه
مدیریت صحیح صنعت می تواند ضمن تامین امنیت لازم برای فعالیت‌های تولیدی به رشد و توسعه اقتصادی و افزایش رفاه اقتصادی کمک شایانی کند. با وجود پیشرفت‌های صنعت بیمه کشور در سال‌های گذشته هنوز با مقیاس‌های جهانی فاصله قابل ملاحظه ای در این صنعت داریم به طوری که ضریب نفوذ بیمه در سطح جهانی در سال ۲۰۱۴ معادل ۶.۲ درصد، بیمه های زندگی ۳.۴ درصد و بیمه های غیرزندگی ۲.۷ درصد بوده است و این در حالی است که در اقتصاد ایران ضریب نفوذ بیمه ۱.۹ درصد است که در مقایسه با متوسط جهانی فاصله زیادی دارد. در عین حال شاخص بیمه های زندگی در ایران ۰.۲ درصد است که با شاخص ۳.۷ درصد در جهان فاصله قابل مقایسه ای دارد.
نظارت بیمه مرکزی و بازار غیررقابتی بیمه
نهاد ناظر صنعت بیمه با وضعیت مطلوب فاصله دارد. بیمه مرکزی قرار بود که از فعالیت‌های تصدی‌گری فاصله بگیرد و بر نظارت متمرکز شود که این نظارت نباید از جنس تعرفه ای باشد بلکه باید از جنس توانگری باشد تا بیمه ها بتوانند به تعهدات بیمه ای خود عمل کنند؛ گرچه قدم‌های موثری در این راستا برداشته شده است اما هنوز اقدامات زیادی باید انجام شود. بنگاه های خصوصی فعال در این صنعت به لحاظ مالی و سرمایه انسانی و مدیریتی با حد نصاب‌های بین‌المللی فاصله دارند، اصلاحات باید به گونه ای طراحی و هدایت شود که در آینده نزدیک شاهد بازار رقابتی کارآمد باشیم.
بیمه‌های زندگی
بیمه های زندگی از پرطرفدارترین رشته های بیمه ای در جهان است و ۴۰ تا ۶۰ درصد سبد بیمه را در اختیار دارد، اما این بیمه ها در ایران از توسعه لازم برخوردار نیستند و شکاف‌ها در این حوزه با آمارهای جهانی از همه رشته های بیمه ای بیشتر است که دلایل آن اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متعددی است که باید مورد شناسایی قرار گیرد.

چه عواملی در قیمت مسکن بیشترین تاثیر را دارند؟ ساره ناصری

چه عواملی در قیمت مسکن بیشترین تاثیر را دارند؟
ساره ناصری

این روزها بازار مسکن به بازاری تبدیل شده که هر چیزی تاثیری در آن ایجاد می‌کند، حال برخی عوامل به صورت مستقیم و برخی به صورت غیرمستقیم این بازار را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند، اما چه عواملی در قیمت مسکن بیشترین تاثیر را دارند؟ برخی از مشاوران املاک در این مورد نظرات خود را بیان کرده‌اند. یکی از مشاوران املاک در بالای شهر گفت: عواملی همچون نرخ ارز، قیمت بنزین، قیمت مصالح ساختمانی، افزایش دستمزد کارگران و… از جمله عواملی هستند که تاثیرهای اندکی در قیمت مسکن ایجاد می‌کنند؛ برای مثال وقتی قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کند، به دلیل آنکه اکثر کارهای ساختمانی با حمل‌ونقل در ارتباط هستند، قیمت مسکن نیز کمی افزایش می‌یابد. او در ادامه بیان کرد: چیزی که بیش از همه در قیمت مسکن اثر می‌گذارد، سازنده‌های بزرگ هستند، زیرا این سازنده‌ها یک سری بازارها را در دست دارند و بهترین‌ها را می‌سازند و در ازای ارائه بهترین‌ها، قیمت زیادی برای آنها در نظر می‌گیرند و از آنجایی که به پول آن احتیاجی ندارند، اگر هم ساختمان‌شان فروش نرود برایشان مهم نیست و حتی پیش آمده است که حدود سه سال ساختمان‌های آنها فروش نرفته، ولی آنها قیمت‌ها را پایین نیاورده‌اند، بنابراین این باعث می‌شود که بازار را نیز تحت تاثیر خود بگذارد و همین می‌شود که به صورت یکباره ملکی که متری n میلیون تومان به فروش می‌رسد، متری 2n میلیون تومان می‌شود.
یکی دیگر از مشاوران املاک بیان کرد: اکنون همه چیز در بازار مسکن اثر می‌گذارد، البته این اثرات تنها در قیمت مسکن اثر نمی‌گذارد، بلکه باعث می‌شود که رکود در این بازار بیشتر شود و از نظر من در حال حاضر سود بانکی بیشترین اثر را در بازار ایجاد می‌کند. مشاور املاک دیگری گفت: دلار مهم‌ترین عامل در قیمت مسکن است، اما در حال حاضر بازار به حدی دچار رکود شده که حتی افزایش نرخ دلار نیز، اثری در قیمت‌ها نمی‌گذارد و بازار همچنان هم بدون تغییر و در رکود است. او در ادامه به اقتصادنیوز خاطرنشان کرد: عوامل دیگری نیز وجود دارند که در قیمت مسکن اثرگذار هستند، مانند قیمت مصالح ساختمانی، دستمزد کارگران و…، اما باز هم تکرار می‌کنم، در حال حاضر هیچ یک از این عوامل اثری در قیمت مسکن نمی‌گذارند و تنها باعث می‌شوند که سازنده‌ها دیگر اشتیاقی برای ساخت‌وساز نداشته باشند، زیرا این عوامل باعث می‌شوند که قیمت ساخت‌وساز یک ساختمان برای سازنده افزایش پیدا کند و از آنجا که بازار در رکود است، یا سازنده برای به فروش رسیدن ملکش، مجبور است که قیمت را بالا نیاورد یا در صورت بالا بردن قیمت، ملکش به فروش نمی‌رسد.

امروز در تاریخ

امروز 15 آذر
برابر با ششم دسامبر
ترور خواهرزاده شاه به دست فدائیان اسلام در پاریس
15 آذرماه 1358 (1979 و در آن سال مصادف با 6 دسامبر) شهریار شفیق خواهرزاده 34 ساله پهلوی دوم (محمدرضاشاه)، پسر اشرف [از شوهر مصری اش] و افسر پیشین نیروی دریایی ایران هنگامی که در یک خیابان پاریس، پیاده به سوی خانه مادرش در حرکت بود به دست مردی جوان که کلاه موتوسیکلت سواری بر سر داشت و به او نزدیک شده بود با شلیک گلوله کشته شد و تیرانداز با موتوسیکلتی که در انتظار وی بود از صحنه گریخت. سپهبد اویسی [فرماندار نظامی تهران در سال انقلاب و قبلا فرمانده ژاندارمری ایران] نیز به همین صورت در یک خیابان پاریس هنگامی که با برادرش، پیاده در حرکت بود کشته شد. پس از ترور شهریار شفیق، روزنامه اطلاعات (شماره 16020 ـ 17 آذر، صفحه آخر) به نقل از شیخ صادق خلخالی نوشت که شهریار شفیق به دست اعضای جمعیت فدائیان اسلام ترور شد.

روزی که ماندلا بازداشت شد
نلسون رالی هلا هلا ماندلا که از او به عنوان یک «داور جهانی» نام برده می شود، بزرگ مردی که توانست بدون خونریزی به تبعیض نژادی و حکومت اقلیت سفید پوست مهاجر هلندی بر وطن خود پایان دهد و کسی هم آسیب ندید و حتی مجازات نشد ششم دسامبر سال 1956 با 156 تن دیگر از رهبران جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان بازداشت شد. ششم دسامبر همچنین یادآور تغییر زندان او در سال 1988 است که در این روز به یک زندان «کیپ تاون» منتقل شد.

استقرار نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس در پی تسخیر لانه جاسوسی
15 آذر 1358 (6 دسامبر 1979) و یک ماه و دو روز پس از تصرف ساختمان سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفته شدن کارکنان آن، شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آراء از جمهوری اسلامی خواست که بی درنگ گروگانهای آمریکایی را که پرسنل دیپلماتیک بودند آزاد سازد و به ایشان اجازه خروج از ایران بدهد و دو کشور اختلافهای خودرا در چارچوب منشور ملل از راههای مسالمت آمیز حل کنند. این مصوبه عملا پذیرفته نشد و گروگانها تا سیزده ماه و چند روز بعد آزاد نشدند. به نظر مورخان، این گروگانگیری بهانه قرارگرفت که آمریکا به تدریج در منطقه خلیج فارس مستقر شود، بویژه که همزمان با گروگانگیری، پیمان دفاع و امنیت مشترک ایران و آمریکا (منعقد در سال 1959) لغو شد. به دستور جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا تا نیمه آذر 1358 شمار کشتی های نظامی آمریکا در خلیج فارس به 21 فروند رسیده بود که مسکو ـ قدرت رقیب، هم به همین تعداد ناو جنگی در برابر آنها مستقر ساخته بود.

برای نجات خود، معاونش را به میان مردم خشمگین افکند تا اورا بکشند!
شم دسامبر سال 189 میلادی کومودوس امپراتور وقت روم که با اعتراض شدید مردم شهر «رم» و شورش ایشان به خاطر کمبود گندم و گران شدن نان رو به رو شده بود برای جلب نظر اتباع کشور نسبت به خود و به علاوه راحت شدن از دست معاونش که از سوی سنای روم به او تحمیل شده بود هنگامی که شنید رمی های خشمگین پشت دیوار کاخ او اجتماع کرده و تظاهرات می کنند به اتفاق معاونش «کلیاندر» به بالکن کاخ رفت و خطاب به مردم حق را به جانب آنان داد و گفت که عامل کمبود گندم را تا چند لحظه دیگر به شما می سپارم و سپس به محافظانش دستور دادکه «کلیاندر» را از بالکن به میان مردم افکنند و مردم هم اورا قطعه ــ قطعه کردند!. کومودوس معاون قبلی خودرا هم به جرم خیانت اعدام کرده بود و اجازه نداد که سنا برای او معاونی دیگر انتخاب کند. علت تعیین معاون برای امپراتور این بود که کومودوس بیشتر وقت خود را صرف خوشگذرانی و تماشای کارهای گلادیاتورها می کرد و به امور کشور نمی رسید و فساد اداری که نمونه اش گرانی نان بود نتیجه همین بی اعتنایی او به خدمات عمومی بود. کومودوس در به جان هم انداختن گلادیاتورها که اسیران جنگ ها بودند و کشته شدن آنان به دست یکدیگر به قدری افراط می کرد که گاهی هم خود او با ارابه به میان گلادیاتورها می رفت و آنان را می کشت!.

برخی دیگر از رویدادهای 15 آذر
1240: 23 سال پس از مرگ چنگیز خان، باتو خان Batu Khan مغول (نوه چنگیزخان و پسر جوجی = جوشی) شهر «کی اف» در اوکراین را تصرف و ویران ساخت. منطقه شرق فرارود ازجمله نواحی روس نشین و قفقاز شمالی سهم جوجی و پس از او اعقابش شده بود که 250 سال بر این منطقه حکومت کردند. اینان زمانی تا اروپای مرکزی هم پیش رفته بودند.
1862: به دستور آبراهام لینکلن (لینکن) رئیس جمهوری وقت آمریکا 39 سرخپوست (بومیان آمریکایی) از قبیله «سو» به دار آویخته شدند.
1877 : «واشنگتن پست» نخستین شماره خودرا منتشر کرد . این روزنامه پایتخت ایالات متحده توسط Stilson Hutchison تاسیس شده بود که بعدا فروخته شد و در سال 1933 Eugene Meyer از یهودیان آمریکایی آن را خرید که مالکیت آن از آن زمان در خانواده او باقی مانده است. گزارش شده است که 740 روزنامه نگار برای واشنگتن پست خبر و مقاله می نویسند. طبق همین گزارش، تیراژ این روزنامه بیش از 740 هزار نسخه است.

از میان خبرهای کرمان

با نگاهی به خبرهای کرمان در روز 15 آذر در سال های گذشته به این نکته پی می بریم که این روز، روز حادثه بوده است.
ناکامی سارقان در سرقت 15 تن سنگ آهن در سیرجان/ 15 آذر 92
فرمانده انتظامی شهرستان سیرجان گفت: ماموران پاسگاه گلستان در هنگام گشت زنی در سطح حوزه استحفاظی روز گذشته طی عملیاتی 2سارق را دستگیر و 15 تن سنگ آهن کشف کردند. سرهنگ «مهریار سعیدی» در تشریح این خبر بیان کرد: ماموران انتظامی پاسگاه گلستان روز گذشته هنگام گشت زنی در سطح حوزه استحفاظی به دو نفر که در حال بارگیری سنگ آهن از یک دستگاه کامیون تصادفی حاشیه جاده بودند، مشکوک شدند . وی اشاره کرد: این افراد با مشاهده تیم گشت قصد متواری شدند را داشتند که ماموران بلافاصله آنها را دستگیر و یک دستگاه کامیون را با 15 تن سنگ آهن کشف و به پاسگاه انتقال دادند .سعیدی تصریح کرد: متهمان دستگیر شده در بازجویی های به عمل آمده از سوی پلیس، با توجه به دلایل و شواهد ارائه شده از سوی ماموران ، لب به اعتراف گشوده و اذعان داشتند هنگامی که متوجه شدیم کامیون تصادفی برای ساعات متمادی بدون راننده و نگهبان است ، قصد سرقت بار آن را داشتیم که با حضور ماموران ناکام ماندیم. وی افزود: این سارقان با شناسایی خودروهای تصادفی دارای بار حاشیه جاده از نداشتن نگهبان اطراف آنها اطمینان حاصل کرده، سپس در اقدامی دست به سرقت می زدند .
کشف 849 کیلو تریاک و هلاکت یک شرور مسلح
15 آذر 92
فرمانده انتظامی استان کرمان از کشف 849 کیلوگرم مواد مخدر و هلاکت یک شرور مسلح در جنوب استان خبر داد. سردار «حسین چناریان» در جمع خبرنگاران با اعلام این خبر اظهار کرد: در راستای مبارزه با قاچاقچیان مواد افیونی، پلیس کرمان پس از ماه ها کار اطلاعاتی یک باند تهیه و توزیع مواد مخدر را شناسایی و واحدهای عملیاتی دستگیری اعضای این باند را در دستور کار خود قرار دادند. وی افزود: ماموران مبارزه با مواد مخدر استان با همکاری ماموران انتظامی شهرستان های جنوبی ضمن کنترل تحرکات این باند قاچاق مسلحانه، شامگاه گذشته، پس از اطمینان از بارگیری و حمل مواد از سوی این باند و قصد انتقال این محموله از مسیر استان کرمان، مسیر های احتمالی تردد قاچاقچیان را تحت کنترل قرار دادند. مقام ارشد انتظامی استان کرمان خاطر نشان کرد: قاچاقچیان با عبور از مناطق صعب العبور و کویری اطراف شهرستان رودبار در جنوب استان، قصد انتقال محموله مواد افیونی را داشتند اما در کمین ماموران انتظامی گرفتار و بدون توجه به دستو توقف پلیس، با تیراندازی و افزودن بر سرعت خود قصد فرار داشتند که با عکس العمل به موقع ماموران انتظامی و در یک درگیری چند ساعته متوقف شدند. چناریان با بیان اینکه در این عملیات یک شرور مسلح به هلاکت رسید، تصریح کرد: ماموران انتظامی دو دستگاه خودرو را متوقف و در بازرسی از آن 849 کیلوگرم تریاک کشف و یک متهم را نیز در این رابطه دستگیر کردند.
کشف بیش از یک تن مواد مخدر در راور
15 آذر 92
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان راور گفت : در پی رصد اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان (عج) یک تن و 80 کیلو گرم مواد مخدر از نوع تریاک در راور کشف و ضبط گردید. سید «مهدی قویدل» با اعلام این خبر افزود : با کشف این مقدار مواد، تیم حمل و نگهداری این مواد نیز شناسایی و دستگیر شدند. وی ابراز کرد: این افراد مواد مخدر را از ارتفاعات شرقی راور که منتهی به دشت لوت است از قاچاقچیان تحویل گرفته و در راور با جاسازی به سایر نقاط مرکزی کشور قاچاق می کردند. دادستان راور افراد دستگیر شده این عملیات را دو نفر ذکر کرد و بیان داشت : دو دستگاه خودرو نیز که یکی حامل مواد و یکی نیز اسکورت بوده نیز توقیف شده و از منزل افراد دستگیر شده نیز مقدار زیادی مواد مخدر و یک دستگاه موتور سیکلت کشف گردید که جمع کل مواد کشف شده از خودرو و منزل متهمین یک تن و 80 کیلو گرم می باشد.

از میان خاطرات هاشمی گلایه امام جمعه کرمان از اختلاف روحانیون کرمان

از میان خاطرات هاشمی
گلایه امام جمعه کرمان از اختلاف روحانیون کرمان

چرا تعداد شهدای عملیات بستان زیاد بود؟
15 آذر 60
جلسه‌ علنی‌ داشتیم‌؛ ولی‌ من‌ به‌ خاطر اینکه‌ شورای‌ عالی‌ دفاع‌ در خدمت‌ امام‌تشکیل‌می‌شد، شرکت‌ نکردم‌. آقای‌ موسوی‌ خوئینی‌ها جلسه‌ را اداره‌ کردند ولایحه‌ دیوان‌[عدالت‌]اداری‌ از تصویب‌ گذشت‌. در محضر امام‌، شورای‌ عالی‌ دفاع‌ ساعت‌ ده‌ صبح‌ تشکیل‌ شد. آقایان‌ صیادشیرازی‌ ومحسن‌ رضائی‌ که‌ از جبهه‌ آمده‌ بودند، گزارش‌ پیروزی‌ جبهه‌ بستان‌ رادادند. پیروزی‌ مهمی‌است‌. یکصد تانک‌ و نفربر سالم‌، حدود یکصد ماشین‌بزرگ‌ راه‌ سازی‌، ماشینهای‌ فراوان‌دیگر و مهمات‌ و سلاحهای‌ فراوان‌گرفته‌ایم‌. دوهزاروپانصد نفر از دشمن‌ کشته‌ و پانصد نفراسیر شده‌اند. راه‌تدارکاتی‌ میان‌ بر دشمن‌ قطع‌ شده‌ و دشمن‌ نیروی‌ فراوانی‌ برای‌ جبران‌ این‌شکست‌ جمع‌ کرده‌ است‌. متأسفانه‌ ما هم‌ تلفات‌ زیاد داده‌ایم‌. یکصدوبیست‌ وپنج‌ نفرنظامی‌ شهید، چهارصد نظامی‌مجروح‌، هفتصد نفر از نیروهای‌ مردمی‌ شهید ویکهزار و هشتصدنفرمجروح‌ داشته‌ایم‌. به‌ دلیل‌اینکه‌ نیروهای‌ پیاده‌، عامل‌ این‌ فتح‌ بوده‌اند وفداکارانه‌ به‌ قلب‌ دشمن‌ زده‌اند، پیروز شده‌ایم‌ وتلفات‌ زیاد داده‌ایم‌. تاکیدکردیم‌ که‌ این‌ گونه‌ تلفات‌ در حمله‌های‌ دیگر، نباید داشته‌ باشیم‌.برنامه‌ بعدی‌ به‌ همین‌ زودی‌، در غرب‌ عمل‌ می‌شود، ولی‌ به‌ وسعت‌ بستان‌ نیست‌. بین‌ آقایان‌صیاد و ظهیرنژاد اختلاف‌ است‌. به‌ طور کلی‌ اختلافات‌ بین‌ ستاد و نیروی‌ زمینی‌و نیروی‌ هوایی‌مطرح‌ شد و امام‌ نصیحت‌ کردند، همکاری‌ کنند. ناهار، آقای‌ خامنه‌ای‌ و احمد آقا منزل‌ ما بودند. پلو قیمه‌ داشتیم‌. عصر درجلسه‌ شورای‌حزب‌ شرکت‌ نکردم‌، فکر کردم‌ برای‌ مراعات‌ وقت‌ و امنیت‌ بهتراست‌، این‌ راه‌ طولانی‌ را نروم‌.بیشتر به‌ مطالعه‌ پرداختم‌. امروز شایع‌ کرده‌اند که‌ من‌ را به‌ گروگان‌ گرفته‌اند. دو سه‌ روز است‌ که‌ در منزل‌مانده‌ام‌ وظاهر نشده‌ام‌، ضدانقلاب‌ از این‌ فرصت‌ برای‌ شایعه‌ پراکنی‌ استفاده‌کرده‌. امروز دو هواپیمای‌دشمن‌ ساقط شده‌اند. خلبانی‌ از آنها اسیر [شده‌ است‌].دیروز دو هواپیمای‌ مهم‌ اف‌ – چهارده‌ما، سقوط کرده‌اند؛ خسارت‌ مهمی‌ است‌.
اختلاف فرماندهان نظامی در ارتش چه بود؟
15 آذر 61
در خانه‌ ماندم‌. مطالعه‌ بیشتر وقتم‌ را گرفت‌. نخست‌ وزیر تلفن‌ کرد و درباره‌ جذب‌ نیروها پس‌از اعلام‌ آمادگی‌ پذیرش‌ آنها و در مورد قانون‌ حفاظت‌ کارخانه‌ها و صنایع‌ صحبت‌ کردیم‌. از دیروز برف‌ متناوبا تاکنون‌ ادامه‌ دارد. مهدی‌ و یاسر به‌ برف‌ بازی‌ در باغچه‌ مشغولند و گاهی‌ هم‌ دعوامی‌کنند. با رئیس‌ جمهور تلفنی‌ صحبت‌ کردم‌؛ راجع‌ به‌ اختلاف‌ فرماندهان‌ نیروی‌ زمینی‌ [ارتش‌] با سیاسی‌ ـ ایدئولوژی‌ و مطالبی‌ که‌ در نیروی‌ هوائی‌ گفته‌ می‌شود؛ قرار شد در این‌باره‌ جلساتی‌ داشته‌باشیم‌.
جلسه مشورتی هاشمی با آیت‌الله خامنه‌ای
15 آذر 62
جلسه‌ علنی‌ داشتیم‌. وزرای‌ جدید رسما معرفی‌ شدند. موج‌ مخالفت‌، شدید است‌؛ باید کمک‌شود. ظهر آقای‌ [محسن‌]راثی‌ نماینده‌ میاندوآب‌ و فرماندار و فرمانده‌ سپاه‌ [این‌ شهر] آمدند و ازامام‌ جمعه‌ شکایت‌ داشتند. آقای‌ محسن‌ موسوی‌ تبریزی‌ آمد و از ضوابط جدید مدیریت‌دانشگاه‌ها که‌ توسط ستاد انقلاب‌ فرهنگی‌ تهیه‌ شده‌، گله‌ داشت‌. مدعی‌ بود که‌ رؤسا و اساتیددانشگاه‌ها به‌ این‌ دلیل‌ استعفا می‌دهند. آقای‌ [مصطفی‌] تبریزی‌ نماینده‌ بجنورد آمد. از انتخاب‌ مجدد [برای‌ نمایندگی‌ مجلس‌] مأیوس‌است‌ و برای‌ آینده‌ خودش‌ کمک‌ می‌خواست‌. از تحت‌ تعقیب‌ قرار گرفتن‌ همفکرانش‌ در بجنورد،شاکی‌ بود. آقای‌ [سیدکاظم‌]اکرمی‌ نماینده‌ بهار همدان‌ آمد و انتقاداتی‌ داشت‌ و چاره‌جویی‌ می‌کرد.آقای‌ [علی‌] شمخانی‌ قائم‌ مقام‌ سپاه‌ آمد و گزارشی‌ راجع‌ به‌ ترکیب‌ و تاریخ‌ و حرکات‌ جریان‌موسوم‌ به‌ خط سه‌ آورد و در مورد اختلاف‌ اطلاعات‌ سپاه‌ با [آقای‌ اسداله‌ لاجوردی‌] دادستان‌انقلاب‌ تهران‌ و رفع‌ مشکلات‌ استمداد نمود. [آقای‌ کاظم‌ سیفیان‌]شهردار تهران‌ و مهندسان‌ [شهرداری‌] آمدند و نقشه‌ مترو تهران‌ و فاضلاب‌تهران‌ را آوردند. طرحهایی‌ برای‌ حل‌ مشکل‌ ترافیک‌ و تراکم‌ جمعیت‌ در تهران‌ داشتند. طرح‌متروی‌ تهران‌ در دولت‌ موقت‌ لغو شده‌ و معلوم‌ است‌ بدون‌ مترو مشکل‌ ترافیک‌ تهران‌، قابل‌ رفع‌نیست‌. بر اثر تبلیغات‌ منفی‌ و نیز شرایط جنگی‌، [طرح‌ مترو] در مجلس‌ و جامعه‌ پذیرش‌ ندارد، امامن‌ فکر می‌کنم‌، چاره‌ای‌ نیست‌ و باید این‌ طلسم‌ شکسته‌ شود. آقای‌ [کمال‌]خرازی‌ مسئول‌ ستاد تبلیغات‌ جنگ‌ [و مدیرعامل‌ خبرگزاری‌ جمهوری‌ اسلامی‌]آمد و درباره‌ سیاست‌ تبلیغات‌ آینده‌ مشورت‌ کرد. عصر دکتر [محمد تقی‌] بانکی‌ [وزیر مشاور ورئیس‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌] با معاونانش‌ آمدند و برای‌ دفاع‌ از برنامه‌ پنج‌ساله‌ کمک‌می‌خواستند. کمیسیون‌ برنامه‌ [و بودجه‌ مجلس‌] اعتراضات‌ زیادی‌ به‌ برنامه‌ دارد. [دکتر محسن‌نوربخش‌] رئیس‌ [کل‌] بانک‌ مرکزی‌ [و اعضای‌ هیأت‌ عامل‌ بانکهای‌ کشور] و پرسنل‌ مربوط به‌پیاده‌ کردن‌ قانون‌ حذف‌ ربا از سیستم‌ بانکی‌ آمدند. گزارشی‌ دادند و من‌ مفصلا برای‌ آنها صحبت‌کردم. اول‌ شب‌ با آقای‌ آیت الله خامنه‌ای‌، جلسه‌ خصوصی‌ مشورتی‌ داشتیم‌. سپس‌ شورای‌ مرکزی‌ [جامعه‌]روحانیت‌ مبارز [تهران‌] برای‌ تصمیم‌گیری‌ درباره‌ کاندیداهای‌ مجلس‌ آینده‌، جلسه‌ داشت‌. شام‌خوردیم‌ و به‌ مجلس‌ رفتم‌ و خوابیدم‌.
خبر خلوت شدن نماز جمعه در شهرستانها!
15 آذر 63
از وضع‌ هواپیمای‌ ربوده‌ شده‌، استفسار کردم‌؛ بحرانی‌ است‌. احتمال‌ خطر برای‌ مسافران‌هواپیما موجود است‌. قبل‌ از دستور در جلسه‌ علنی‌ [مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌]، راجع‌ به‌ هفته‌ وحدت‌و حادثه‌ ناگوار پخش‌ مواد سمی‌ از کارخانه‌ شیمیائی‌ آمریکائی‌، در ”بوپال“ هندوستان‌ ـ که‌ منجر به‌مرگ‌ حدود دو هزار نفر و مسموم‌ شدن‌ حدود هفتاد هزار نفر شده‌ است‌، ـ صحبت‌ کردم‌. برای‌ بحث‌ درباره‌ مسئولیت‌ حفاظت‌ شخصیتها، جلسه‌ [مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌] را غیر علنی‌کردیم‌. طرح‌ پیشنهاد واگذاری‌ آن‌ به‌ سپاه‌ رأی‌ نیاورد که‌ این‌ جریان‌، اثر ناگواری‌ برروی‌ سپاهیان ‌خواهد داشت‌. ظهر، با ائمه‌ جمعه‌ خوزستان‌ ملاقات‌ داشتم‌؛ از کمبودها و مشکلات‌ استان‌ گله‌داشتند. قرار شدهر موضوع‌ مورد شکایت‌ را جداگانه‌ بنویسند که‌ مشکلات‌ مربوط به‌ آن‌ موضوع‌ را تعقیب‌ کنیم‌. [همچنین‌] خواهان‌ ادامه‌ جنگ‌ بودند. آقای‌ نیکنام‌، مسئول‌ فرهنگی‌ ستاد نماز جمعه‌ [تهران‌] هم‌ آمد. برای‌ پخش‌ سخنرانی های‌ قبل‌ ازخطبه‌ها از رادیو، کمک‌ می‌خواست‌. از خلوت‌ شدن‌ نماز جمعه‌های‌ شهرستانها، اظهار ناراحتی‌می‌کرد. عصر، دادستان‌ها و حکام‌ شرع‌ سپاه‌ [سراسر کشور] آمدند. برای‌ آنها مفصلا صحبت‌ کردم‌. مسئولان‌ بنیاد [امور] مهاجران‌ جنگ‌ آمدند و از کمی‌ بودجه‌ و کارشکنی‌ نمایندگان‌ مجلس‌ [درکار بنیاد]، گله‌ داشتند. خبر رسید که‌ امروز هواپیماربایان‌ یک‌ [مسافر] آمریکائی‌ [دیگر] را کشته‌اند و جسدش‌ را بیرون‌ انداخته‌اند و برای‌ بدست‌ آوردن‌ خواسته‌هایشان‌ از دولت‌ کویت‌ تهدیدات‌بیشتری‌ کرده‌اند. شب‌، با تماس‌ تلفنی‌ با مراجع‌ مسئول‌، وضعیت‌ هواپیمای‌ کویتی‌ را استفسار کردم‌. قائم‌ مقام‌وزارت‌ امور خارجه‌، آقای‌ [علی‌ محمد] بشارتی‌ گفت‌، امید به‌ حل‌ مسالمت‌آمیز [جریان‌ هواپیماربایی‌] بیشتر شده‌ است‌. شب‌، به‌ خانه‌ آمدم‌. برف‌ هم‌ می‌بارید. برف‌ زیادی‌ در شمیرانات‌ جمع‌شده‌ است‌.
توصیه هاشمی به دفتر امام درباره وزیر اطلاعات
15 آذر 64
برای نماز جمعه به دانشگاه رفتم. با اینکه هوا سرد بود، جمعیت زیادی آمده بود و هفت هزار نفر بسیجی راهیان کربلا از استانهای دیگر حضور داشتند. شب آقای [حسین] مهدیان آمد و گزارشی از وضع شرکت طاهر و پیشنهادی در جهت اصلاح آن داد. اخوی زاده محمد و اکبر صفریان آمدند که در مراسم فارغ‏التحصیلی رشته پزشکی شرکت کنم. اکبر از مشکلات مس سرچشمه گفت. با نخست‏وزیر و رئیس‏جمهور درباره وزرای جدید حرف زدم. قرار شد فردا کار یکسره شود. به دفتر امام گفتم، وقت ملاقات زودتر به آقای ری‏شهری بدهند که درباره مخالفت‏هایی که با قائم‏مقامی رهبری آیت‏الله منتظری می‏شود، مشورت کنند.
رفع اختلاف سپاه و ارتش توسط هاشمی
15 آذر 65
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، گزارش‌ها را خواندم. سپس در جلسه ستاد قرارگاه خاتم شرکت کردم. سپاه و ارتش برنامه عملیات آینده خود را با پرده‌پوشی به منظور حفظ اطلاعات گفتند. مشکل کمبود توپخانه است که به نحوی حل کردم. تقسیم پدافند هوایی، هلی‌کوپترها و چیزهای دیگر هم انجام شد. زمان عملیات هم مشخص گردید. جلسه خوبی بود. ظهرآقای حسنی سعدی و جانشین نیروی زمینی آمدند. از تقسیم توپخانه اظهار نارضایتی کردند و برای انتقال دختر جانشین از دانشکده پزشکی اهواز به دانشگاه تهران استمداد نمودند.
عصر [آقای عبدالکریم کروما] وزیر خارجه سیرالئون برای ملاقات آمد. صحبت‌ها کلی بود1. دکتر ولایتی آمد و برای تحویل زمین‌های شهرک دیپلماتیک [در اراضی عباس آباد تهران] برای سفارتخانه‌ها استمداد کرد. سرهنگ جلالی [وزیر دفاع] آمد و برای خرید کامیون کمک خواست. امروز عراق شهر اهواز را به شدت بمباران کرده و گویا بیش از یکصد نفر شهید شده‌اند و خرابی زیاد بوده‌است2. دستور مقابله به مثل داده شد. برای اولین بار نیروگاه نکا [در استان مازندران] بمباران شده که بعید می‌دانستیم بتوانند آن را بمباران کنند.
شب قرار بود با فرماندهان سپاه جلسه داشته باشیم که به علت عدم نیاز لغو شد. شب در مجلس ماندم و کار جنگ و کارهای دفترم را انجام دادم. کمی هم تب دارم. نخست وزیر تلفنی و با نگرانی، درباره انهدام نیروگاه نکا و بمباران اهواز صحبت کرد.
شلیک هاشمی با توپ ۱۳۰ میلیمتری در لارک
15 آذر 66
صبح با چند هلی‌کوپتر به جزیره قشم رفتیم. اسکله جدید اداره بندر را که یک شرکت ترکیه‌ای ساخته است، دیدیم. مشکلاتی دارد. از آنجا به محل جمع آوری گازهای شیرین جزیره رفتیم. گفتند از پنج چاه، گاز می‌گیرند و به نیروگاه بندر عباس می‌فرستند. به محلی رفتیم که دو ساحل بندر عباس و قشم به هم نزدیکند. کمتر از دو کیلومتر فاصله دارند. پیشنهاد شده که با پلی، جزیره قشم را به ساحل شمال متصل کنیم که وضع جزیره خوب شود. به خاطر شرایط جاری می‌گویند از جنگ خرج شود؛ بنا شد بررسی کنیم. از آنجا به جزیره‌های تنب رفتیم. تنب کوچک را از داخل هلی‌کوپتر دیدیم. در آنجا نیرو نداریم و نیازی هم نیست. با توپخانه از تنب بزرگ، می‌شود از آن دفاع کرد. در تنب بزرگ پیاده شدیم. در مقر نیروی دریایی از طریق ماکت جزیره، با وضع جزیره و امکانات دفاعی آن آشنا شدیم. جزیره جالبی است. می‌تواند سر سبز باشد. آب شیرین هم دارد. ارتفاعات خوبی در آنجا بود. مدتی در جزیره گشتیم و همه جا را دیدیم. یک کشتی موشک خورده – ایران جواد – که از حیّز انتقاع افتاده و کنار جزیره روی گل نشسته، دیدیم. پیشنهاد شده برای موضع پدافند به خارک ببرند. هاور کرافت رسید. به تماشا رفتیم. خلبان آن توضیحاتی داد. سوار شدیم و دور جزیره چرخی زدیم. وسیله خوبی است. یک متر بالاتر از سطح آب یا زمین حرکت می‌کند و حدود یک صد کیلو متر سرعت می‌گیرد. به بندر عباس برگشتیم. در محل مرکز نیروی دریایی سپاه درکنار بندر شهید باهنر نماز و ناهار و استراحت انجام شد. سپس به جزیره هنگام رفتیم. سپاه مسئول دفاع از جزیره است. اوضاع آنها را هم بررسی کردیم. نیازمندی‌های زیادی دارند. یک کشتی حامل نفت با پرچم سنگاپور را در جنوب جزیره، نزدیک سواحل عمان زده بودند. آتش آن از دور پیدا بود. توضیح دادند. از آنجا به جزیره لارک پریدیم. نزدیک غروب بود. از چند موضع دفاعی سپاه بازدید کردیم. مسئولیت دفاع از جزیره با سپاه است. آنها در ساختمان های نیروی دریایی که نیمه تمام است و قبل از انقلاب بنا شده، ساکن هستند. اول شب از توپ 130 میلی متری دو گلوله منّور بر روی همان منطقه کشتی آتش گرفته پرتاب کردیم. به مقر جهاد سازندگی رفتیم. نماز مغرب را خواندیم و با آنها مذاکره کردیم. برای کارهای مهندس رزمی آمده‌اند. شب با هلی‌کوپتر به مقر نیروی دریایی بندرعباس آمدیم و ساعت هشت شب رسیدیم. اخبار را گرفتیم. پس از صرف شام، فیلمی از منظره زدن کشتی سنگاپوری که امروز سپاه برداشته بود، دیدیم.
جلسه هاشمی و حاج احمد آقا
با آیت‌الله خامنه‌ای
15 آذر 67
به مجمع تشخیص مصلحت رفتم. تعزیرات حکومتی در دستور بود. بعد از جلسه و شام با آقای خامنه ای و احمدآقا درباره اصلاح قانون اساسی مذاکره شد. احمدآقا گفت با آقای منتظری صحبت کرده و ایشان با اصلاح موافق است، ولی خودشان نمی خواهند پیشقدم شوند. دیر وقت به خانه رسیدم.
در دیدار لشگر سپاه تهران با هاشمی چه گذشت؟
15 آذر 68
جمعی از لشکر سپاه تهران آمدند. نظر من را درباره آینده سپاه و سه نیرو پرسیدند و کمک خواستند. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. از نگرانی کمیته‌ای‌ها از مسأله ادغام نیروهای انتظامی و از نظرات رادیکال‌ها و مسائل قزوین گفت.
گلایه آقای جعفری امام جمعه کرمان
از اختلاف روحانیون کرمان
15 آذر 69
آقاى [سید یحیی]جعفرى، امام جمعه کرمان آمد. براى تأمین امنیت استان و اصلاح مقررات عوارض اخیر ، استمداد کرد و از اختلاف روحانیون کرمان اظهار ناراحتى نمود. آقایان [محمد]غرضى، [وزیر پست و تلگراف و تلفن] و [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]آمدند. اختلاف خود را در مورد اعتبارات ارزى – ریالى پست و مخابرات مطرح کردند؛ رفع اختلاف نمودم. عصر دکتر ولایتى[وزیر امورخارجه]آمد. گزارش سفر به پاکستان را داد؛ مطابق معمول راضى است و سفر را موفق مى‌داند.