بایگانی مطالب نشریه
آیا میدانید
سرقت ادبی چیست؟
در ویکی پدیا دربارهی سرقت ادبی چنین نوشتهاند:
انتحال، دزدی علمی، دستبرد فکری/هنری یا ایده دُزدی به معنی «تخصیص دادن خلاقیت ادبی، هنری یا پژوهشی دیگری یا بخشی از آن یا متن ناشی از آن به خود، گویی که خود شخص آن را خلق کرده است.» دستبرد فکری ممکن است بدون رضایت صاحب اصلی اثر و یا با رضایت وی انجام شود. دستبرد فکری اگر در حوزه ادبیات باشد دزدی ادبی، اگر در حوزه هنر باشد سرقت هنری و اگر در حوزه پژوهشهای دانشگاهی انجام شود سرقت علمی نامیده میشود. به زبان ساده دستبرد علمی یا ادبی یعنی رونویسی کارها یا ایدههای دیگران و انتساب آنها به خود.
در حال حاضر به واسطه اینترنت و در دسترس بودن اطلاعات برای همه این عمل بسیار راحتتر هم شده اما نقطهی مقابلش هم صدق میکند و رسوا شدن پس از سرقت ادبی هم به همان دلیل انفجار اطلاعات زودتر و راحتتر اتفاق میافتد. برای مثال دیروز برای اعتراض به سریال شهرزاد که در آن دیالوگی توهین آمیز علیه مردم کرمان ذکر شده بود و باعث رنجش عدهی زیادی از کرمانیها هم شده بود روزنامهی پیامما به نویسندگی آقای عبادی مطلبی را منتشر نمود که در سایت همین نشریه به آدرس(payamma.ir) هم موجود است و حقیقتی است غیر قابل انکار اما روزنامه همدلی همین مقاله را بدون ذکر نام منبع یا نویسنده منتشر نموده است. هرچند عبادی همکار عزیز ما میگوید همین که صدای کرمانیها به پایتخت رسیده برای من کافی است. اما داشتن اخلاق حرفهای در هر شغلی امر بسیار مهمی است که صره را از ناصره مجزا میکند و گاهی اوقات نگاه مردم را به یک شغل تغییر میدهد ،مثل ماجرای بخیهی چانهی کودک در خمینی شهر.
متاسفانه این استفاده از مطلب بدون ذکر نام منبع تبدیل به عادت بعضی از سایتها و رسانهها شده و هر چند معمولا از سر سهلانگاری اما گاهی هم بعضی از دوستان کم لطفی مینمایند و چنان برخورد میکنند که به خودشان هم امر مشتبه میشود که آن متن دست نوشتهی خودشان است.
برای پیشگیری از اتفاقات آینده چند نمونه از مصادیق این عمل را ذکر می کنیم:
مصادیق دزدی علمی
اگر عین جملهای را از کسی نقل میکنید باید حتماً در گیومه قرار دهید و مرجع هم به دنبال آن بیاید. ضمناً توجه کنید که آیا اجازه دارید جمله را نقل قول کنید یا خیر (برخی از نشریات شرایط خاصی برای نقلقول قائلند -نظیر نحوه ارجاع دادن یا حداکثر جملاتی یه کلماتی که میتوانید نقل قول کنید – که میبایست این شرایط را دقیقاً در نظر گرفت). ولی اصولاً نقل قول در حد یکی دو جمله مشکلی ندارد.
استفاده از نتایج دیگران
استفاده از نتایج اشکال نمودارها (هر چند کوچک و جزیی) باید با ارجاع کامل باشد. اگر از نتیجه منحصربهفرد کسی یا گروهی استفاده میکنید حتماً باید ارجاع بدهید. مفاهیمی که بسیار جا افتادهاند (مثل قانون نیوتون) نیازی به مرجع ندارند.
استفاده از جملههای دیگران
کپی کردن حتی با عوض کردن ساختار جمله باز هم دزدی علمی است. بدین معنی که مثلاً تغییر زمان فعل از معلوم به مجهول جمله را از آن شما نمیکند.
استفاده از جملات قبلی مقالات خودتان
کپی کردن جملاتی از مقاله قبلی خودتان یا مقالهای که جای دیگری چاپ کردهاید میتواند جرم به حساب میآید و اگر هم جرم نباشد کار ناپسندی است. ولی مقالهای که در یک کنفرانس ارائه شده میتواند با تغییراتی در یک مجله چاپ شود (باز هم باید قوانین هردو یعنی کنفرانس و مجله را چک کنید)
ارائه مقالات در کنفرانس و سمینارها
در ارائه مقالات: زیر هر شکل عکس و نموداری که کار مستقیم خود شما نیست باید مرجع بدهید. مراجع را میتوانید در پایین صفحه هم بنویسد. ولی باید دیده شود.
دزدی علمی غیرعمدی
بعضی وقتها سرقت علمی واقعاً به صورت اتفاقی است. سرقت علمی اتفاقی هم جرم است (همانطور که اگر شما مستقلاً اختراعی را بکنید که قبلاً ثبت شده حق استفاده تجاری از آن را ندارید و استفاده تجاری اتفاقی از آن جرم است). بنابراین بهتر است با دقت بیشتری منابع را مطالعه کنید و نت بردارید.
سایه نویسی
سایه نویسی یکی از مصادیق دستبرد فکری است. در سال های اخیر و با افزایش تعداد فارغ التحصیلان از یک سو و افزایش تعداد دانشگاه هایی که معیارهای ارزیابی آسان تری دارند باعث شده که شکل سازمان یافته ای از سایه نویسی در ایران شکل بگیرد. شاه قاسمی و اخوان با انجام پژوهشی نشان می دهند که این پدیده در ایران بسیار شایع است و تعداد زیادی از فارغ التحصیلان عملا سایه نویسی را شغل خود می دانند.
منبع:ویکیپدیا
مصاحبه ای با ایک دزد کتاب
تحت تاثیر استفادهای که روزنامهی همدلی بدون ذکر منبع از مطلب دیروز پیامما اانجام داده بود، تصمیم گرفتیم با کسی مصاحبه کنیم که به امر سرقت مشغول بوده، وی معترف است که از دوم دبیرستان تا به امروز که ۲۸ سالهاست بارها و بارها به اقدام به سرقت کرده و صرفا بخاطر راز داری از ذکر نامش خودداری میکنیم.
با سلام امکان دارد کمی از خودت برای ما بگویی؟
من ع هستم ۲۸ ساله اهل کرمان و دانشآموختهی ادبیات دانشگاه باهنر هستم قبل از هرچیز این توضیح را بدهم که عملی که من انجام دادهام با هر دزدی دیگری فرق دارد. همهی ما داستان ژانوالژان را میدانیم داستان من هم بی شباهت به شخصیت داستان ویکتور هوگو نیست.
یعنی شما نان و مواد غذایی دزدید برای امرار معاش؟
خیر اما دست کمی از نان برای من نداشت. من تقریبا از دوم دبیرستان به دام اعتیاد افتادم اما اعتیادم هم یک اعتیاد عادی نبود، کتاب گریبان مرا گرفته بود و مجبور بودم حداقل دو یا سه روزی یک بار یک جلد کتاب خوب مطالعه کنم از ادبیات و جامعهشناسی و تاریخ معاصر گرفته تا فلسفله و این اواخر هم سیاست و با وضعیت مالی نچندان خوبی هم که داشتم موفق به خرید این همه کتاب نمیشدم در نتیجه با هر کتابی که میخریدم یک کتاب هم میدزدیدم و به لطف همین سوغاتیهای یواشکی بود که دردانشگاه هم به دنبال ادبیات رفتم و تا امروز یک مجموعه داستان و چند نمایشنامه و بی حساب مقالات و مطالب مختلف در نشریات استانی و کشوری به رشتهی تحریر در آوردم.
تبریک بخاطر رزومهی خوبتان اما چه ربطی دارد به کاری که انجام میدادید به هر حال شما کتابها را میدزدید.
من نام این را عمل را دزدی نمیگذارم به نظر من این عمل در واقع بازتوزیع دانش هست.
باز توزیع دانش؟ خوب نمیتوانستید از کتاب خانههای عمومی استفاده کنید؟
خیر در واقع کتابخانههای عمومی به هیچ وجه به روز نبودند و کتابهای زیادی که در کتابفروشیها بود به هیچ وجه در کتابخانهها یافت نمیشد و از آن گذشته میل به توزیع دوبارهی دانش من و امثال مرا در ذهنمان تبدیل به رابینهودها و عیارانی کردهبود که کتابرا از کتابفروشانی که سرمایهداشتند و صد البته نه هر کتابفروش بی پول و اهل دلی و که برای اندیشهاش کتابفروش شده بلکه همیشه از کسانی میدزدیدیم که سرمایهی کافی داشتند و با چند جلد کتاب ما بیچاره نمیشدند و از همانها هم به ازای هر جلد سرقت یک جلد میخریدیم که ضرر زیادی نزده باشیم.و در عین حال ما هیچوقت کتابهایمان را انبار نکردیم و در خانه به عنوان دکور از کتابهایمان استفاده نکردیم بلکه هر کتاب که خواندیم را یا بین دوستان به اشتراک گذاشتیم و یا در کافی شاپها و کتابخانههای عمومی برای استفادهی عموم گذاشتیم.
پس همکارانی هم داشتید؟
همکار که نه همکلاسیهایی داشتیم که همفکر همدیگر بودیم و هیجانانگیز ترین بخش روزما شده بود ساعاتی که بدنبال کتاب بودیم و بعد هم تقسیم و خزیدن به گوشهی ساکتی در خانهبه قصد مطالعه و البته هر کتابی که مثلا من میخواندم باید بین همهی بچهها میچرخید و بعد از اینکه همه خواندند آن کتاب به کتابخانهی مدرسهکافی شاپ و یا کتابخانهی جایی که به آن علاقمند بودیم بخشیده میشد که دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند.
دچار عذاب وجدان نمیشدید؟
شما فکر می کنید عیاران پس از حمله به کاروانی خراج فلان آبادی و تقسیم آن بین مردم آبادی دچار عذاب وجدان میشدند؟ ما با این روش تقسیم دانش مخالف بودیم و هستیم ،چرا باید شما که پول دارید بتوانید با آرای فلان نویسنده آشنا بشوید و حتی راه زندگیتان تغییر کند و نگرشتان به جامعه و مردم و هرچیز دیگری دستخوش تغییر و رشد و نمو باشد اما ما که پول نداریم بنشینیم و منتظر بمانیم که فلان کتابخانهی عمومی شاید مسئول مهربانی پیدا کند که همفکر ماهم باشد و از فلان فیلسوف و نویسنده کتاببیاورد و تازه اگر چند هفتهی اول را توی صف منتظر نمانیم بعد از خرید آن کتابخانه بتوانیم بخوانیم که مثلا خوان رولفو در پدرو پارامو چه نوشته و از چه آرایههایی استفاده کرده و روایت چگونه پیش رفته و از همهمهمتر مردم کشورش و حکومت آنرا چگونه تصویر کرده.
گناه کتاب فروش در این میان چیست؟
قبل از هرچیز برایتان بگویم که چندسال پیش در نمایشگاه کتاب تهران ناشران جلسهای گذاشته بودند و اکثر غریب به اتفاق ناشران حاضر در جلسه میگفتند باید دزد کتابرا تحویل هم گرفت و ما راضی هستیم که کتابمان خوانده شود حتی به زور دزدی و از آن گذشته از وقتی که تکنولوژی پیشرفت کرد و تبلتها و کتابخوان ها وارد بازار شدند به لطف یکی از تبلتها کل مطالعاتم را دیجیتال کردم و چون زمانهی زیادی هم از دوران دبیرستان میگذشت با همهی آن عیاران باهم نزد تمام کتابفروشانی که باز توزیع دانش از مغازهی آنها شروع میشد رفتیم و اعتراف کردیم و گفتیم هر مبلغی را که راضی باشند میپردازیم البته به اقساط و یواش یواش چون هرچند همه شاغلیم اما خیلی هم اوضاعمان فرقی نکرده و جالب اینجاست که آنها هم میگفتند: ما میدانستیم که شماها میدزدید اما نمیدانستیم دقیقا چه زمانی یا به چه تعدادی به هرحال این هم زکات کتابفروشی است. و به خوبی هم با ما برخورد میکردند کلی هم خاطره بایکدیگر داشتیم که مدتها نمیتوانستیم به همدیگر بگوییم اما آن روز به هم گفتیم.
هنوز هم کتابهای دیجیتال را میدزدید و بدون اجازه دانلود میکنید؟
در واقع مساله اینجاست که وقتی به خواندن کتاب دیجیتال میگویند دزدی که اگر من آن کتاب را دانلود نکنم میروم و از کتابفروشی همان کتابرا تهیهمیکنم در حالی که ابدا اینطور نیست و کسانی را که من میشناسم اگر نسخهی دیجیتال کتابیرا پیدا نکنند کلا آن کتابرا رها میکنند تا نسخهی دیجیتالآن پیدا شود و یا دوستی آن را بخرد و به ایشان قرض بدهد . درنتیجه اتفاقا نشر دیجیتال باعث میشود مخاطبان یک کتاب گستردهتر بشود و تمام کسانی که توانمالی خواندن یک جلد کتاب ۳۰ هزارتومانی را ندارند هم آن کتاب رامیخوانند و به دوستانی که توان خرید دارند هم پیشنهادش میکنند تا آنها بخرند به هر حال ما کتابخوان داریم و کتابباز، کتاببازها اگر کتابی را در کتابخانهی شان نداشته باشند احساس میکنند که آنرا نخواندهاند و حتما باید کاغذ آن کتاب در قفسههای کتابخانهشان موجود باشد و اینها به هرحال کتابرا میخرند و به نظر من استفاده از نسخههای دیجیتال اتفاقا به ناشر و نویسنده کمک میکند که نامو اثرشان به سراسر کشور برود و به هر حال بودنش بهتر از نبودنش است.(از لحاظ فرهنگی و وسد یک کشور البته)
فقر گل در لیگ پانزدهم
در حالی لیگ پانزدهم به ایستگاه چهاردهم خود رسیده و کم کم بوی پایان نیم فصل اول لیگ برتربه مشام میرسد که شاهد بازی هایی نسبتا کم گل هستیم که در ان فقر گل و گلزنی تمام عیار، کاملا مشهود است.این در حالیست که سال های قبل بازیکنانی چون فرشاد پیوس علی دایی و فرهاد مجیدی با میانگین گل بالای بیست اقای گل میشدند اما این آمار گل در لیگ امسال به حدی پایین است که تیم استقلال تهران با دارا بودن 22 گل و بهترین خط حمله ،به طور میانگین 0،6 گل وارد دروازه حریفان کرده و مهدی طارمی» گلزن تیم ملی و پرسپولیس هم فقط با هفت گل زده تا کنون اقای گل لیگ است و این آمار خوبی نمیتواند برای لیگ برتر ایران محسوب شود.
این نکات وقتی بیشتر جلب توجه میکند که اگر مهاجمان ایرانی شاغل درلیگ های مختلف را به این جمع اضافه کنیم میبینیم که کریم انصاری فرد» مهاجم تیم پانیونوس یونان که بهترین مهاجم کنونی تیم ملی محسوب میشود هم اکنون بایک گل در 125 دقیقه و مهدی طارمی» گلزن تیم پرسپولیس با 141دقیقه ویک گل پس از آنها سردار آزمون» مهاجم روستوف روسیه با 185 دقیقه و یک گل قرار دارد که امار نگران کننده ایست.
نمیتوان این آماررا با فوتبال تدافعی ویانقض در بازیسازی و مسائلی از این درست را توجیه کرد چرا که آزمون، قوچان نژاد و انصاری فرد در لیگ های خارجی توپ میزنند.
اگراشکال از بازی سازی و پلی میکرهاست چرا این همه موقعیت گل زنی نصیب بازیکنان ومهاجمان تیم های لیگ ما میشوند و آنها نمیتواننند از آن سود ببرند و یک تمام کننده تمام عیار باشند.
مهدی طارمی در حالی برای پرسپولیس در لیگ برتر در هر 141 دقیقه یک گل میزند که امار بهتری در تیم ملی تحت هدایت کی روش دارد وهر هشتاد دقیقه یک گل به ثمر میرساند و از نظر، گل بردقیقه نفر اول این جدول است و پس از او سردارکه ازمون هر 104 دقیقه یک گل برای تیم ملی وارد دروازه ی حریفان کرده است و همینطور برای سایر مهاجمین . شاید از این نظر امار رضا قوچان نژادنسبت به سایرین بهتر باشد چرا که او هر 165 دقیقه ای برای تیم باشگاهی اش و هر 143 دقیقه برای تیم ملی گلزنی کرده و وضعیت بهتری دارد .این امار نشان دهنده این است که فوتبال و تفکرات دفاعی تیم هایمان روی عمل کرد مهاجمان تاثیر منفی گداشته است هنگامی که تیم های باشگاهی ما با ارایش کاملا تدافعی و با دفاع چهار نفره و یک یا دو هافبک دفاعی و دروازه بان هم به عنوان دفاع آخر، وارد زمین میشوند و عملا» با هفت بازیکن دفاع میکنند و این کار را برای گل زدن بازیکنان حریف سخت کرده و آمار گلزنی بازیکنان را پایین می آورند هر چند، گاهی اوقات شاهد گلهای زیبایی هستیم که اکثر آنها بر اثر توان فردی وتکنیکهای انفرادی به ثمر میرسد ولی دربه نظر میرسد همین حالت تدافعی بودن حریف و گاهی عدم وجود بازیکن بازیساز در مرکز زمین و حتی عدم آمادگی جسمی ، روحی وروانی بازیکنان است که باعث شده فقر گل در لیگ پانزدهم بیشتر از همیشه به چشم آید.
چطور خشم را مهار کنیم؟
هر کسی ممکن است خشمگین شود، اما همه نمیدانند چطور خشم شان را به شیوهای سالم ابراز کنند.
این نکات را درباره ابراز و مهار خشم در نظر داشته باشید:
– قبل از اینکه حرفی بزنید، فکر کنید. چند لحظهای صبر کنید، افکارتان را جمع و جور کنید و بعد چیزی بگویید. به سایر افراد دخیل در آن وضعیت نیز اجازه دهید حرف شان را بزنند.
– از واکنشهای خشونتآمیز خودداری کنید. بیان خشم مشکلی ایجاد نمیکند، به شرطی که به شیوهای آرام و عقلانی آن را ابراز کنید. همانطور که در بالا گفته شد، کمی صبر کنید و هنگامی که توانستید به روشنی فکر کنید. ناراحتی خود را به طور مؤکد اما غیرتهاجمی بیان کنید. نگرانیها و نیازهای تان را به طور روشن و صریح بیان کنید، بدون اینکه عواطف دیگران را جریحهدار کنید یا اینکه تلاش کنید به زور بر آنان مسلط شوید.
– هنگامی خشمتان را فرومیبرید، احتیاط را از دست ندهید. از درونی کردن خشم و متوجه کردن آن به خودتان یا برونریزی آن از راههای دیگری خودداری کنید.
– در هنگام خشمگین شدن، پیش از آنکه به حل مشکل بپردازید، اول اقداماتی برای آرام نگه داشتن خودتان، کنترل کردن احساساتتان و اجازه دادن به فروکش کردن خشم تان انجام دهید.
– از طنز برای رهایی تنشتان استفاده کنید. به شوخی گرفتن میتواند به کاهش تنشتان کمک کند. از طنز استفاده کنید تا بتوانید با چیزی که خشمگینتان میکند، مواجه شوید و انتظارات غیرواقع گرایانهای از پیشرفت امور دارید، از سرتان بیفتند. البته از زخمزبان زدن پرهیز کنید، این کار میتواند احساسات مخاطبانتان را جریحهدار کند و باعث بدتر شدن وضعیت شود.
– راههای حلهای احتمالی را شناسایی کنید. به جای متمرکز شدن بر چیزهای که شما را عصبانی میکنند، بر راهحلهایی متمرکز شوید که میتوانند مشکل را برطرف کنند. آیا اتاق شلوغ بچهتان شما را عصبانی میکند. در اتاقش را ببندید. آیا هر شب همسرتان دیر بر شام حاضر میشود. ساعت شام را عقب بیندازید. به خودتان یادآوری کنید که خشم هیچ چیز را حل نمیکند و فقط ممکن است موقعیت را بدتر کند.
– فعالیت جسمی میتواند به کاهش استرس که میتواند باعث خشمگینتر شدن شما شود، کمک کند. اگر احساس میکنید خشم تان دارد بالا میگیرد، به پیادهروی سریع یا دویدن بپردازید یا اینکه مدتی را صرف انجام فعالیت جسمی لذت بخش دیگری کنید.
– به خودتان زمان استراحت بدهید. در طول زمانهایی از روز که تنشزا هستند، دورههای کوتاه استراحت برای خود بگذارید. چند دقیقه زمان آرام ممکن است به شما کمک کند که آمادگی بیشتری برای مواجهه با امور بدون تحریک یا خشمگین شدن پیدا کنید./ همشهری انلاین
از خود، راضی بمانید
فاطمه محمد صالحی: راضی بودن از خود همیشه منفی نیست و اگر افراد خود را اصلا قبول نداشته باشند و فقط ضعفهای خود را ببینند، درست مثل افراط در رضایت از خود، مانع پیشرفت آنها میشود.
تمرینهای حفظ رضایت مثبت از خود را برای پیشرفت به ذهن بسپارید:
*بلندپروازیهای سیاه وسفید
همه روزها، نمرهها، اتفاقها و…سیاه یا سفید نیستند. وقتی وضعیت موجودتان را سیاه بدانید و هیچ کدام از نقطه قوتها و خوبیهای شرایطتان را با ارزش ندانید کمکم رؤیاپردازیها به سراغتان میآید و برای خودتان هدفهای بلندپروازانه غیر واقعی میخواهید. فرق یک آرزوی غیرواقعی با هدفی که میتواند به شما قدرت حرکت و تلاش بدهد این است که لازمه تعیین هدف، اطلاع داشتن از شرایط حال و تعیین یک هدف مرتبط با توانایی است. برای اینکه از فواید رضایت از خودی که تواضع هم به همراه دارد بهره ببرید؛ هدف داشته باشید و با یک برنامهریزی قدمهای زمانبندی شده رسیدن به آن را تعیین کنید. اغلب بیاعتمادیها بهخود از همین هدفهای غیرواقعی که روی هم انباشته میشود شروع میشوند.
*حال را دستکم نگیرید
مطمئن باشید هیچکس از همه گذشته خود راضی نیست و گاهی حتی موفقترین آدمها هم حسرت گذشته خود را میخورند. اگر بهطور وسواسی و ناامیدکنندهای در گذشته خود دائم سیر کنید از حال غافل میشوید و کسانی که به فکر ساختن امروز زندگی خود نیستند دوباره کاری و عدمرضایت از خود را تجربه خواهند کرد. آدمهایی که در حد تعادل از خود راضیاند، شادتر و دوستداشتنیترند. برای تجربه حس رضایت از خود تمرین کنید تا 1- تجربههای تلخ گذشته را در حد یک تجربه و جلوگیری از اشتباه دوباره بهخاطر داشته باشید و نه بیشتر. 2- بهخودتان اجازه استفاده از کلماتی مانند بدشانس، به درد نخور و…را ندهید و از جملات زیبا مانند بهخودم افتخار میکنم دائم استفاده کنید.
*با انصاف باشید
ویژگی خوب رضایت از خود اگر از افراط و تفریط در امان بماند افراد را از نیاز به تأیید و موردپسند، دیگران بودن نجات میدهد. این ویژگی مفید اغلب وقتی که شما در مورد خودتان قاضی بیانصاف شوید یا معلم سختگیری باشید به خطر میافتد. فکر کنید که غذای جدیدتان آنطور که دوست داشتهاید، نشده، اینطور وقتها میشود گفت چون هیچی بلد نیستم، به درد این کار نمیخورم و…اما این نوع نگاه کردن و نمرهدادن به نتیجه تلاشتان، هم رضایت از خود و اعتماد به نفستان را نابود میکند و هم پیشرفت آیندهتان را سخت میکند.بهتر است به یاد تلاشهایتان هم باشید و به آن نمره دهید. مثلا بگویید: «این بار چقدر بیشتر همت کردم؛ خوشم اومد».
*با خودتان کنار بیایید
موفق شدن، انرژی میخواهد و اگر دائم در حال تلاش برای تغییر شرایط غیرقابل تغییر خودتان باشید انرژی کم میآورید. رضایت از خود با وجود درگیریهای فکری قدیمی و کارهای به زمین مانده جور نیست؛ این بار تلاش کنید تا بهخاطر خودتان هم که شده شرایط خانوادگی، فرهنگ شهر و… را درست بشناسید تا از آن به بعد فرصت زندگی بهتر را پیدا کنید. میتوانید وقتی تنهایید با خودتان حرفهای منطقی بزنید تا ذهن و قلبتان مثلا کوتاهی قدتان را باور کند. مقایسه، سم خطرناک رضایت از خود است از آن فرار کنید.
بدون موبایل، چه کارها که نمی توان کرد!
بدون موبایل، چه کارها که نمی توان کرد!
به نظر شما چه اتفاقی می افتد اگر موبایل خود را برای یک روز خاموش کنید؟ شما به جز موبایل با چیزهای دیگری هم می توانید سرگرم شوید، خوش بگذرانید، از استرس دور باشید و آرامش داشته باشید. شاید برای خیلی ها این کار غیر ممکن به نظر آید اما خاموش کردن موبایل به مدت یک روز می تواند فواید بسیار زیادی داشته باشد.
ما در اینجا چند کاری را که شما می توانید در نبود موبایل انجام دهید، برایتان آورده ایم.
1.یادگیری چیزهای جدید
با دور ماندن از موبایل چیزی را از دست نخواهید داد بلکه کارهای زیادی است که می توانید انجام دهید. به عنوان مثال در کلاس های مختلف ثبت نام کنید و بر دانش خود بیافزایید.
2.کتاب خواندن
یک کتاب، مجله یا روزنامه به دست بگیرید و آن را بخوانید. احساسی که از ورق زدن کاغذ به شما منتقل می شود، به هیچ وجه قابل مقایسه با لمس گوشی و کتاب خواندن در دنیای مجازی نیست.
3.نقاشی کردن
دوست دارید تخیلات خود را بر کاغذ پیاده کنید اما جرات آن را ندارید؟ نگران نباشید فقط کافی است یک بوم نقاشی یا یک مقوا و کمی رنگ بخرید و تجربه نقاشی خود را آغاز کنید. مهم نیست اثر هنری شما در نهایت چگونه خواهد شد، آنچه مهم است احساسات شماست که در قالب یک اثر هنری فوران کرده است.
4.تغییر دکوراسیون
تغییر دکوراسیون به افراد زیادی آرامش می دهد و روحیه آنها را عوض می کند. اگر یک روز گوشی خود را به کناری بگذارید، پروژه تغییر دکوراسیون خانه را که ماه ها به تاخیر انداخته اید، اجرا خواهید کرد. یک بار این کار را انجام دهید تا تاثیر مثبت آن را ببینید.
5.بازدید از موزه
چند ساعت از وقت خود را برای بازدید از یک موزه آزاد بگذارید. اگر دوست دارید برای خودتان وقت بگذارید، تنهایی بروید اما اگر می خواهید به اقدام فرهنگی خود کمی هیجان بیشتری بدهید، از یکی از دوستان تان بخواهید شما را همراهی کند. راستی آخرین باری که به موزه رفته اید، چه زمانی بوده است؟
6. عکس گرفتن با یک دوربین قدیمی
حتما شما هم برای گرفتن عکس از دوربین موبایل خود استفاده می کنید اما اگر دوربین عکاسی دیگری در خانه دارید، به سراغ اش بروید و پس از مدت ها لذت عکس گرفتن با دوربین های قدیمی را تجربه کنید. ثبت لحظه ها از مکان ها و چیزهای مورد علاقه تان، بسیار لذت بخش بوده، به علاوه خاطرات خوبی را نیز برای شما رقم خواهد زد.
7.دیدار خانواده
خانواده مهمترین دارایی هر فردی است بنابراین برای دیدار آنها درنگ نکنید. به پدربزرگ یا مادربزرگ خود سری بزنید و با آنها در مورد مسائل مختلف گفتگو کنید. این کار شما آنها را خوشنود و راضی خواهد کرد و چه چیزی با ارزش تر از نشاندن لبخند بر لبان آنها؟
8.مدیتیشن
حال که زمانی کافی برای خود دارید، کمی مدیتیشن کنید تا استرس های روزمره از شما دور شود و به آرامش برسید.
8 گام تا اعتماد به نفس!
اعتماد به نفس بالا میتواند شما را در هر زمینه ای از زندگی شگفت انگیز نشان دهد. 8 گام رسیدن به اعتماد به نفس را در این مطلب بخوانید:
1. شناخت عمیق از خود، در جهت پی بردن به توانائی های عظیم و پنهان خویش یکی از راه های اساسی افزایش اعتماد به نفس می باشد.
2. نقاط ضعف خود را نیز باید شناخته و در جهت رفع آنها اقدامات لازم را به کار بگیریم و در صورتی که این کار عملی نباشد، با آنها مدارا کنیم یا از طریق دیگر به جبران آن بپردازیم.
3. از مقایسه خود را دیگران دست بکشید. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت آن فرد را که در حال مقایسهاش با خودتان هستید میبینید. هر شخص به صورت متفاوتی فکر میکند، درک میکند، احساس میکند و یاد میگیرد.
4. سپاسگزار باشید. به جای آن که به نداشته ها و نقاط ضعف خود تاکید کنید لیستی از چیزهایی که دارید تهیه کنید و هر روز زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهید. موفقیت های گذشته، مهارت های منحصر به فرد و حرکت های مثبت خود را مرور کنید.
5. از دیگران تعریف کنید. مثبت اندیش باشید. این به شما اجازه میدهد تا نقاط قوت دیگران را ببینید و از آنها تعریف کنید. خوب این چه ربطی به اعتماد به نفس داشت!؟ وقتی شما از دیگران تعریف میکنید به طور حتم آنها هم همین گونه با شما رفتار میکنند و از نقاط قوت شما میگویند
6. به افراد محتاج کمک کنید. در ظاهر کمک به بیچارگان و درماندگان ممکن است این گونه به نظر برسد که این کار موجب ناراحتی میشود. اما شاید ندانید که کمک کردن به نیازمندان یکی از بهترین احساسات را در شما ایجاد میکند. افرادی که به صورت داوطلبانه این کار را انجام میدهند معمولاً افراد با اعتماد به نفس، با اراده ای هستند.
7.با صدای بلند صحبت کنید. اگر جزو گروهی هستید که از صحبت کردن با صدای بلند در جمع وحشت دارید از همین حالا شروع کنید. سعی کنید حداقل یک بار در گروه با صدای رسا صحبت کنید؛ از این روش نه تنها اعتماد به نفس خود را بالا می برید بلکه در جمع دوستان تان محبوب تر نیز می شوید.
8.آنقدر وانمود کنید تا به دستش بیاورید. ممکن است این حرف را قبلاً نیز شنیده باشید. به نظر من در مورد اعتماد به نفس واقعاً درست است. اگر شما در وضعیتی قرار بگیرید که احساس کردید اعتماد به نفستان کم شده، وانمود کنید که اعتماد به نفس بالایی دارید. مطمئن باشید که اثر میکند. در آن لحظه فکر کنید یک فرد با اعتماد به نفس و محکم هستید. سعی کنید ظاهرتان را هم کنترل کنید. بهتر است برای اینکه بتوانید سریع این کار را انجام دهید یک فرد با اعتماد به نفس را در ذهن تجسم کنید.
21 آذرماه زادروز رضا براهنی مرده باد شاعری که راز سنگر و ستاره را نداند
21 آذرماه زادروز رضا براهنی
مرده باد شاعری که راز سنگر و ستاره را نداند
رضابراهنی، نویسنده، شاعر و منتقد ادبی در ۲۱ آذر ۱۳۱۴ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. وی عضو کانون نویسندگان ایران و از چهرههایی است که در سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ برای تشکیل کانون نویسندگان ایران همکاری داشت. او همچنین رئیس سابق انجمن قلم کانادا است. آثار او به زبانهای مختلف از جمله انگلیسی، سوئدی و فرانسوی ترجمه شدهاست. براهنی در ۲۲ سالگی از دانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت، سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجه دکتری در رشته خود به ایران بازگشت و در دانشگاه به تدریس مشغول شد. وی تا زمان حضور در ایران او چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه نویسی برگزار کرد که از مشهورترین شاگردان او در آن کارگاهها میتوان به شیوا ارسطویی، هوشیار انصاری فر، شمس آقاجانی، روزبه حسینی، عباس حبیبی بدرآبادی، مهسا محب علی، سید علیرضا میرعلینقی، فرخنده حاجی زاده، ناهید توسلی، ایرنا محیالدینبناب، رؤیا تفتی، رزا جمالی، احمد نادعلی، رضا شمسی، علی ربیعی وزیری، پیمان سلطانی و… اشاره کرد که باعث شکل گیری یک جریان در دهه هفتاد شمسی شدند.
آهوان باغ (۱۳۴۱)، جنگل و شهر (۱۳۴۳)، شبی از نیمروز(۱۳۴۴)، مصیبتی زیر آفتاب(۱۳۴۹)، گل بر گسترده ماه(۱۳۴۹)، ظل الله(۱۳۵۸)، نقابها و بندها (انگلیسی)(۱۳۵۶)، غمهای بزرگ(۱۳۶۳)، بیا کنار پنجره(۱۳۶۷)، اسماعیل(۱۳۶۶) از مجموعه های شعر براهنی هستند. و رمان های او عبارتند از: آواز کشتگان، رازهای سرزمین من، آزاده خانم و نویسندهاش، ناشر: انتشارات کاروان، الیاس در نیویورک، روزگار دوزخی آقای ایاز، چاه به چاه
در زمینه نقد ادبی: طلا در مس، قصهنویسی، کیمیا و خاک، تاریخ مذکر، خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟ از او منتشر شده است.
بخشی از منظومه «اسماعیل» سروده رضا براهنی
… قسم به چشمهای سُرخت اسماعیل عزیزم،
که آفتاب، روزی، بهتر از آن روزی که تو مُردی خواهد تابید
ای آشنای من در باغهای بنفش جنون و بوسه!
ای دراز کشیده بر روی تختخواب فنری بیمارستان «مهرگان»!
ای آزادی خوان فقیر بر روی پلههای مهربان
ای اشکهای تنهای سپرده به نسیم باد تیمارستان
ای شاعرتر از شعرهای خود و شعرهای ما
ای تباه شده در دانشگاه، در مدارس، در کافهها، میخانهها
و در محبت زن و فرزند و دوستان نمکنشناسی چون ما
ای متناقض ابدی!عاشق«استالین»،«دوگل»، «آل احمد»،
«هوشی مینه» زنی رنگین چشم، و«سیاوش کسرایی»، با هم،
ای متناقض ابدی! که سادگی روحت به پیچیدگی همهی عقایدت میچربید،
و سادگیات کندوی عسلی بود که انگار فقط یک ملکه داشت، و زنبورهای دیگرش نبودند
ای مثل باغی از درختان گردو در ذهن کودکان سادهی شعر
ای بهار فقید کلمات بر گلستان مخدوشی از دهانی افسرده،
ای گنجشک دربهدر در خانههای اجارهای!
ای پسر واقعی « ابراهیم » و« نیما» با هم
ای بیخانه، ای بیآسمان، ای بیسقف، ای بیزمین!
ای سایهنشین تنگ دست این عصر تنگدل
ای شاعر نسلی تهیدست
گورت کجاست تا که به مدد عشق تو را از اعماق آن بیرون کشم د
ای تبعید شده از شانهی سوختهی کویر به روسپی خانه تهران
تهران، تو را، پیش از آن که بمیری به گوری گمنام بدل کرد
بلند نشو از رختخوابت،
اما به من بگو: گورت کجاست تا ابریشمی از کلمات بر آن بریزم
مرده باد شاعری که راز سنگر و ستاره را نداند
زنده باشی تو که این راز را میدانستی …
مجتبی دل زنده خواننده و مدرس موسیقی در گفتگوی اختصاصی با شهرام پارسا مطلق :
ورود به مافیای موسیقی
کار هر کسی نیست
جناب دل زنده کار موسیقی را از کی شروع کردید؟
از 7 سالگی با گروه های امور تربیتی مدارس شروع کردم بعد از آن سال حدود 77 به صورت علمی با کلاس تئوری موسیقی زیر نظر آقای حسین خسرویان شروع کردم و پس از آن کار را در تهران زیر نظر اساتید دانشگاه ادامه دادم.
تاکنون چه کارهایی انجام داد ه اید؟
اجرای کنسرت دوئت پیانو و آواز با آقای حسین خسرویان حدود سال 88 سال 90 کنسرت پیانو و آواز کلاسیک را با پروفسور تنگیزشاولوخاشویلی از گرجستان برگزار کردم در سال 92 یادمان استاد محمد نوری اجرای پیانو و آواز کارهای استاد نوری با همراهی پیانوی بهنام ابوالقاسم نوازنده ی ارکستر سمفونیک ایران و پنج دوره کنسرت هنرجویان، تهیه یک آلبوم پیانو آواز سال88 با آقای حسین خسرویان بود که اشعار آن مجوز نگرفت ،آلبوم « ساعت خواب » که سال 93 منتشر شد یک آلبوم پاپ و یک آلبوم پاپ کلاسیک که در حال گرفتن مجوز هستند
در این آشفته بازار موسیقی پاپ و افزایش روز افزون تعداد خواننده ها و افت کیفیت چه ضرورتی برای حضور در این عرصه وجود دارد؟
برای من و کسانی که کار موسیقی را به صورت علمی دنبال کرده اند این یک رسالت و فرهنگ سازی است یعنی در واقع، با انجام کار درست جای کارهای سطحی و متبذل تنگ تر می شود.
رشته تحصیلی شما مدیریت بازرگانی و در موسیقی فعالیت می کنید به ظاهر در دو زمینه ای که ارتباطی با هم ندارند؟
رشته تحصیلی ام در اقتصاد موسیقی و در زمینه ی پخش و ایده هایی برای جذب بازار به من کمک کرده است و به دوستان دیگر در این مورد کمک می کنم.
آیابهتر نبودموسیقی را آکادمیک دنبال کنید؟
موسیقی جزو رشته های هنری است که در آنها تحصیلات به تنهایی کافی نیست مثلاً استاد محمد نوری رشته شان زبان انگلیسی بود با تمرین مفید و کار کردن نزداساتید خوب می توان موفق شد.
با چه اساتیدی کار کردید؟
سولفژ را نزد آقایان حمیدرضا دیبازر، امیر اسلامی از اساتید دانشگاه تهران و پروفسور تنگیزشاولوخاشویلی ،آواز کلاسیک نزد خانم ها آزاده رضایی ،هاسمیک کاراپتیان و آریا زند، آواز پاپ زیر نظر استاد محمد نوری و در خارج از کشور سه دوره آواز کلاسیک زیرنظر پروفسورالدار گجاذره در کنسرواتور تفلیس
بازخورد آلبوم « ساعت خواب» در بین مخاطبان چگونه بود؟
به صورت کلی در مورد موسیقی پاپ وآواز علاقه مندی به صدای یک خواننده، از دید من به صورت سلیقه ای است یک نفر از صدای من خوشش می آید و یکی خوشش نمی آید و شاید تخریب هم بکنند در کرمان معمولاً یک حس غریب نوازی دارند و برخی تعریف و برخی تخریب می کنند و من به این ها عادت کردم و زیاد هم مهم نیست و هنرمنددر مسیرش باید به فکر تعالی خودش باشد. ناگفته نماند اکثریت کسانی که کار من گوش دادند دوست داشتند.
آلبوم« ساعت خواب » را با کدام شرکت کار کردید؟
شرکت هنرنمای پارسیان و این شرکت و شرکت های مثل این هر کاری را قبول نمی کنند.
برای حدود بیش از15سال سابقه ی فعالیت در موسیقی آیا یک آلبوم به نوعی کم کاری نیست چرا کار جدیدی انجام نمی دهید؟
بیشتر به خاطر مسایل مالی است شما وقتی می خواهید کاری خوب به بازار عرضه کنید باید از نظر مالی ساپورت شوید. شرکت ساختمانی هفتواد با پرداخت یک دهم هزینه آلبوم از کار من حمایت کرد البته مافیای هنری هم در کارها وجود دارد.
وضعیت موسیقی پاپ در کرمان چگونه است؟ در این سالها کار خیلی شاخصی نداشتم؟
در کرمان دوستان کار می کنند در این جا مشکل تنظیم کننده های درجه یک و برند، استودیوهای درجه یک و افراد کار بلدی که بتوانند کار استودیویی انجام دهند وجود دارد و به عبارتی در سطح عالی نیست من اولین کسی بودم که آواز کلاسیک و پاپ را در کرمان به صورت علمی تدریس کردم و الان یک آلبوم از شاگردهای خودم(9 خواننده در یک آلبوم) با آهنگ سازی دکتر محمدرضا چراغعلی در حال کسب مجوز و انتشاراست همچنین آلبوم دو نفره ای از هنر جویانم آقایان دکتر امینیان و مصطفی سلطان در حال گرفتن مجوز است. و یک آلبوم دیگر هم با یک هنرجوی نوجوان 10 ساله به نام دانیال خواجویی با جمعی از بهترین آهنگ سازان و تنظیم کنندگان ایران در حال تهیه است نزدیک به 40-30 تا تک آهنگ از هنرجویانم پخش شده است با این وجود وضعیت موسیقی کرمان در حال حاضر رو به پیشرفت است.
شما مدرس آواز در آموزشگاههای مختلف بودید فکر می کنید چقدر آموزشگاهها در کرمان در اعتلای موسیقی پاپ نقش داشتند؟
خیلی زیاد آموزشگا ه ها عامل خیلی مؤثری در پیشرفت هنرآموزان موسیقی هستند و آنها را به سمت موسیقی علمی و آکادمیک سوق می دهند از جمله آموزشگاهها موسیقی ایران زیر نظر آقای خسرویان، آموزشگاه رامتین زیر نظر آقای ارجمند، آموزشگاه بتهوون زیر نظر آقای خسروی دانش، آموزشگاه شباهنگ زیر نظر آقای ابوعامری، آموزشگاه همساز زیرنظر آقای مصطفی طالبی زاده، آموزشگاه کامکار زیرنظر خانم کامکار و آموزشگاه سروش زیر نظر آقای مهراللهی و….
با چه آهنگ ساز ها و ترانه سراهایی کار کردید؟ ملاک شما در انتخاب ترانه چیست؟
اول انتخاب ترانه است بعد از آن من با آهنگ سازهایی که کارشان با حس من هم خوانی داشته است کار کرده ام و آهنگ های را که خودم دوست داشتم اجرا کرده ام کمتر به سلیقه بازار توجه کرده ام. با ترانه سراهای زیادی کار کردم از جمله اقایان بابک صحرایی، محسن کاشانی، امیر ارجینی، حسین صفا، میثم مشرفی، میلاد حسینی نسب، مصطفی سلطان و… و آهنگسازانی چون آقایان دکتر چراغعلی، شهاب اکبری، ایمان حجت، پویان اعتصامی، مسعود جهانی، ویلیام نیری، طویجان نیازی، کوشان حداد، کارن زیاری و…
در روند تولید آثارتان با چه مشکلاتی مواجه بوده اید؟ آیا به کنسرتی در کرمان فکر کردیده اید؟
همان طور که عرض کردم مشکلات بیشتر مالی هستنداز طرفی ورود به مافیای موسیقی کار هر کسی نیست قرار بودکنسرتی با جمعی از بهترین نوازنده های ایران و سرپرستی کارن زیاری بهمن ماه جاری در کرمان برگزار کنیم ولی به خاطر تعدد کنسرتها به اردیبهشت ماه 95 موکول شد.
کار کدام خواننده ها را می پسندید؟
خواننده های پاپ نیما مسیحا، حامی، مانی رهنما، محمد اصفهانی، مهدی یراحی سنتی: استاد شجریان، همایون شجریان، قربانی و…
نظرتان را در مورد خواننده های زیر در یک یا چند جمله بگویید
محسن چاووشی: خواننده ای باهوش است که کارهای متفاوتی انجام می دهد نبض بازار دستش است فقط افکت های کامپیوتری که روی صدایش است مورد تایید من نیست.
محسن یگانه- خواننده ای مردمی
رضا یزدانی- خواننده خوب راک مردمی
فریدون- خواننده ای با حس و احساس
شادمهر عقیلی- هنرمند مردمی، خواننده مردمی
نظرتان راجع به موسیقی زیرزمینی چیست؟
امروز موسیقی زیرزمینی از جهاتی سکوی پرتاب شده است چون مرزهایی را شکستند و یک سری ارزش ها و ضد ارزش ها دارند مثلاً مساله حجاب چالش بر انگیز است کلیپ ضد حجاب می دهند و بعدها می آیند مجوز می گیرند یا در مورد شعر شعرهایی راانتخاب می کنند که مورد تائید ارشاد نیستند و به صورت زیر زمینی منتشر می کنند و به هر حال علاقه گروهی از نوجوانان و تین ایجرها به این کارها بیشتر است مخاطب عمده ی موسیقی سنین بین 15 تا 25 سال است و معمولاً علاقه شدیدی به حاشیه های موسیقی دارند برای افرادی در این سن اشعار مخالف جذاب تر است و بیشتر جذبشان می کند.
کارکرد فضای مجازی در موسیقی امروز چیست؟ کارکرد مثبتی است از این نظر که قانون کپی رایت در ایران رعایت نمی شود این فضا به پخش موسیقی کمک می کند.البته معایبی هم دارد از جمله یک موسیقی ضعیف می تواند در مقطعی مورد اقبال واقع شود.
آیا قبول عام یافتن کارهای عامه پسند و شاد می تواند معیار موفقیت باشد؟
الان در ایران دو نوع کار می گیرد کار شاد یا کار مرثیه ای پاپ اما گاهی اوقات کارهای گروهی خوب هم مثل گروههای پالت و چارتار که تلفیقی بودند مورد استقبال واقع شده اند و به صورت کلی کارهای گروهی پتانسیل اقبال مردمی را دارند مثل آریان اما قبول عام به تنهایی معیار موفقیت نیست.
در حال حاضر چه کاری انجام می دهید؟
تدریس آواز کلاسیک و پاپ در آموزشگاههای موسیقی استان کرمان روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در تهران تدریس خصوصی آواز دراستودیو تویی جان
اگر حرف خاصی دارید بفرمایید؟
صحبت خاصی ندارم فقط کاش مقداری جو موسیقی کرمان دوستانه تر بود و دوستانی که کار حرفه ای نکرده اند در مورد کارهای حرفه ای دیگران نظر نمی دادند
بیست و یک آذر زادروز احمد شاملو من به هیئت ما زاده شدم به هیئت پرشکوه انسان
بیست و یک آذر زادروز احمد شاملو
من به هیئت ما زاده شدم به هیئت پرشکوه انسان
از مهتابی به کوچه تاریخ خم می شود و به جای همه نومیدان می گرید. شیر آهن کوه مردی که عشق را رعایت کرد، انسان را رعایت کرد و پیش از آنکه خشم صاعقه خاکسترش کند تسمه از گرده گاو طوفان کشیده بود. او که ترجیح می داد شعرش شیپوری باشد تا انسان، زندگی، عشق، آزادی و برابری را تا همیشه تاریخ در آن فریاد کند.
فریادگر دردهای مشترک است او با لبان مردم لبخند می زند، درد و امید مردم را با استخوان خویش پیوند می زند وزن و لغات و قافیه ها را همیشه در کوچه جستجو می کند و آحاد شعر او همه افراد مردمند. او شعر می نویسد یعنی دست می نهد به جراحات شهر پیر یعنی او قصه می کند به شب از صبح دلپذیر. او شعر می نویسد یعنی دردهای شهر فریاد می کند یعنی با سرود خویش روان های خسته را آباد می کند. او شعر می نویسد یعنی رو به صبح طالع چشمان خفته را بیدار می کند.
شاعر انتظار می کشد روزی را که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری است. روزی که دیگر درهای خانه ها را نمی بندند قفل افسانه ایست و قلب برای زندگی کردن بس است و آن روز را انتظار می کشد حتی اگر نباشد. شب و تاریکی را هیچ گاه باور نمی کند چرا که در فراسوی دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته است. شعر برای بامداد رهایی، نجات، آزادی و آهی به رضای خاطر از سر آسودگی ست شاعر عاشقی ست که اعتراف را چنان به فریاد می آورد که وجودش همه بانگی می شود.
«زیباترین حرفت را بگو/ چرا که ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست/ چرا که عشق حرفی بیهوده نیست» و یقین گمشده اش ماهی گریزی است که در برکه های آیینه تو به تو می لغزد و به سحر عشق راهی در او می جوید…
او که نهال نازک دستانش از عشق خداست و پیش عصیانش بالای جهنم پست است. و فروتنانه بر آستانه عشقی به خاک می افتد آن که در کمرگاه دریا دست حلقه توانست کرد. «سلاخی می گریست/ به قناری کوچکی دل باخته بود»
کاشف فروتن شوکران و شعبده باز لبخند در شب کلاه درد همانند آنان که در برابر تندر می ایستند، خانه را روشن می کنند و می میرند. ترانه بزرگ ترین آرزویش آزادی یست که اگر کوچک تر از گلوگاه پرنده ای سرودی بخواند هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جا نمی ماند.
برای مردمش آرزو می کند که از آفتاب یاد بگیرند که بی دریغ باشند در دردها و شادی هایشان و کاردهایشان را جز از برای قسمت کردن بیرون نیاوردند.
شاعر بچه های اعماق جامعه را از اعماق شعرش بیرون می کشد همان کاوه های اعماقی که در شهر بی خیابان می بالند و باتلاق تقدیر بی رحم در پیش و از فردا چیزی در مشت ندارند.
«قناعت وار/ تکیده بود/ باریک و بلند/ چون پیامی دشوار که در لغتی/ با چشمانی/ از سوال و عسل/ و رخساری بر تافته از حقیقت و باد / مردی مختصر که خلاصه خود بود/ رهگذری نامنتظر/ که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت…./ »
* شعرهایی که در گیومه آمده اند از اشعار احمد شاملو می باشند همچنین در نگارش متن از شعرهایش استفاده شده است.
برگزاری مسابقه بین تیم های والیبال بارز کرمان و گل گهر سیرجان
برگزاری مسابقه بین تیم های والیبال بارز کرمان و گل گهر سیرجان
تیم والیبال بارز کرمان روز چهارشنبه 25 آذرماه ساعت 16 به مصاف تیم والیبال گل و گهر سیرجان خواهد رفت.
به گزارش روابط عمومی باشگاه فرهنگی- ورزشی بارز این دیدار در سالن ورزشی رشید فرخی واقع در خیابان شهید باهنر(ناصریه) نرسیده به چهارراه کارگر برگزار خواهد شد.
گفتنی است این دیدار در قالب مسابقات لیگ دسته یک کشور برگزار خواهد شد و تیم والیبال بارز کرمان میزبان تیم والیبال گل و گهر سیرجان در این دوره از مسابقات می باشد.
تیم های والیبال گل و گهر سیرجان، شیراز، اصفهان و یزد دیگر رقبای تیم والیبال بارز کرمان هستند.
رییس هیات مدیره کانون بازنشستگان شرکت مس: پیگیر مطالبات بازنشستگان مس هستیم
رییس هیات مدیره کانون بازنشستگان شرکت مس:
پیگیر مطالبات بازنشستگان مس هستیم
معادن مس استان کرمان شهرتی جهانی دارد. از چنین معدنی انتظارات زیادی برای جامعه ایجاد می شود. زیرا هم ایجاد ثروت می کند و هم از رهگذر کسب ثروت، عوارض زیست محیطی را نیز به جامعه اطراف خود اجمیل می کند. اما حد اقل توقع از معدن ثروتمندی مانند مس این است که بازنشستگانی مرفه داشته باشد. اما آیا این گونه است؟ برای بررسی چند و چون آن با محمد حسین پور محمدی رییس هیات مدیره کانون بازنشستگان شرکت مس به گفت و گو نشسته ایم.
جناب آقای پور محمدی! در خصوص فعالیتهای کانون بازنشستگان مقداری توضیح دهید.
در واقع کانون بازنشستگان یک انجمن صنفی است که دارای مقررات خاص خود میباشد. این کانون مورد تایید کمیسیون ماده 10 احزاب و فعالیتهای سیاسی است. البته این اهداف در جهت دفاع از حقوق و مطالبات بازنشستگان و استفاده از تجربیات ارزندهای که بازنشستگان در طول مدت خدمت در زمینههای مختلف شرکت مس داشتند می باشد.
آیا از نیروهای بازنشسته یا خانوادههای آنها در شرکت های زیر مجموعه صندوق بازنشستگی استفاده می شود؟
بازنشستگان دغدغه دارند که بچههای ما سر کار نیستند؛ ما هم مکاتباتی انجام دادیم اسامی افرادی را که در آن مجموعه مشغول به کار هستند خواستیم. یکی دو شرکت به ما اسامی را دادند ولی مابقی را هنوز به ما اعلام نکردند. به همین مناسبت بازنشستگان ما نگران هستند چون در جامعه بازنشستگان و خوشبختانه در نظام اسلامی قریب به اتفاق بالای 80 درصد از فرزندان ما در رشتههای مختلف تحصیلات عالیه دانشگاهی دارند. خواسته و مطالبه ما این است که از فرزندان بازنشسته از تخصصهای مختلفی که نیاز هست در شرکتهای زیر مجموعه صندوق بازنشستگی شرکتهای سرمایهگذاری استفاده کنند. چون فرزندان بازنشستگان به دلیل احساس تعلق و دلسوزی و با توجه به تجربیاتی که از پدران خود می آموزند میتوانند مثمر ثمرتر باشند.
نمایشگاه هایی که توسط صندوق بازنشستگی برگزار می شود به چه منظوری است؟
صندوق بازنشستگی فعالیت اقتصادی میکند و از محل برگزاری نمایشگاه درآمد کسب می کند تا بتواند به صندوق بازنشستگی و هزینههایی که صندوق بازنشستگی انجام میدهد کمک کند.
چه قدر هزینه صرف برپایی نمایشگاه شده است؟
من هزینه نمایشگاه را دقیقا نمیدانم. چون اسناد مالی در اختیار خود نمایشگاهها و شرکت توسعه است.
آیا داشتن اطلاعات در این زمینه ارتباطی به جایگاه حقوقی شما ندارد؟
ما چون اختیارات اجرایی نداریم فقط به عنوان دفاع از حقوق بازنشستگان اگر اشکال و ایرادی جایی مشاهده کنیم وارد عمل می شویم. جلساتی داریم و مشکلات را گوشزد کنیم.
به هر حال باید ابزارهای نظارتی بیشتر کنترل کنند بیشتر نظارت کنند که اتفاقات خاصی نیفتد. نگرانی ما هم از همین جاست.
آیا سود حاصل از نمایشگاه های برگزار شده به کانون بازنشستگان رسیده یا نه؟
در جلسات باید مشخص شود ولی علیرغم این مسایل تا الان بر اساس اطلاعاتی که به دست آمده سودی در کار نبوده است. به ما گفتند که درآمدی از سال گذشته عاید نشده است. من فکر میکنم که آقایان دستگاههای نظارتی باید حتما بیشتر این موضوع را رصد کنند. تلاش کنند که فعالیت این نمایشگاهها بیشتر شود. راجع به سودآوری باید از مجموعه اداره بازرگانی سوال کرد به خاطر اینکه به هر حال آنها اطلاعات و فعالیت این نمایشگاهها را به خوبی میدانند. من فکر میکنم اگر شما به آنها مراجعه کنید قطعا اطلاعات دقیقتری به شما خواهند داد که آیا فعالیتی داشتند یا فعالیتهای آنها مثمر ثمر بوده و سودآوری داشته یا نه؟ اتفاقا جلسهای که با مدیرعامل صندوق بازنشستگی داشتیم از آنها سوالاتی در همین خصوص و شرکتهای دیگر داشتیم که از ایشان خواستیم توضیحات لازم را بدهند تا ببینیم آیا درآمد حاصل از نمایشگاهها با آن سرمایهگذاری که شده همخوانی دارد یا نه؟ که هنوز موفق نشدیم. انشاءا… بتوانیم در فرصتهای آتی این اطلاعات را کسب کنیم.
در حال حاضر چند شرکت زیر مجموعه صندوق بازنشستگان مس کار می کنند؟
بسیاری از شرکتهای زیر مجموعه صندوق بازنشستگان که زیانده بودند در حال تعطیل شدن هستند. به دلیل اینکه شرکتها در حال تغییر ماهیت هستند من تعداد شرکتها را نمیدانم. ما به عنوان متولیان و مدافعین حقوق بازنشستگان از خود صندوق هم خواستیم که تعدادشان را دقیقا به ما بگویند؛ اما پاسخ نگرفتیم. امیدواریم که در آینده بتوانیم اطلاعات را کسب کنیم و حقوق و مطالبات بازنشستگان را پیگیری کنیم.
شایعهای وجود دارد که یکی از اعضای مهم کانون در جلسات مجمع حاضر نمیشود.دلیل خاصی دارد؟
به هر حال در بعضی مواقع به دلیل گرفتاریهایی که بعضی از دوستان دارند در مقاطع مختلف به دلیل مشکلات و گرفتاری حضور پیدا نمیکنند. برخی نیز برای عدم شرکت در جلسات دلایل خودشان را دارند. باید از خودشان پرسید که به چه دلیل حضور پیدا نمیکنند. به هر حال رسالت نمایندگان کانون بازنشستگان دفاع از حقوق بازنشستگان و حفظ و صیانت از صندوق بازنشستگی و تلاش در جهت حفظ این صندوق است. مطمئنا با توجه به اینکه مردم اعتماد کردند و رای دادند و این عزیزان را انتخاب کردند باید حتما در خصوص مسولیتی که به عهده شان واگذار شده حساسیت خاصی داشته باشند و بتوانند مسایل بازنشستگان را به طور احسن و اکمل پیگیری کنند که خدای نکرده دینی از طرف بازنشستگان به گردن این عزیزان نماند.
در بین اصحاب رسانه چنین شایع شده است که در ادوار قبل برخی از شرکت های زیر مجموعه مس حیاط خلوت برخی گروه های سیاسی بوده اند. آیا در حال حاضر چنین نظارتی وجود دارد که دوباره چنین مساله ای رخ ندهد؟
نگرانی جامعه بازنشستگان نیز همین موضوع است. ما در 2 ماه قبل نامهای نوشتیم به مدیرعامل موسسه و در این خصوص اشاراتی کردیم و نگرانیهای بازنشستگان جامعه را گوشزد کردیم. ضمن اینکه در این نامه آن درد دل و دغدغه بازنشستگان و رونوشتی از این نامه را به هیات موسس و هیات امنای صندوق بازنشستگی فرستادیم. در این راستا یکی دو تا جلسه گذاشته شد که پیگیری شود؛ ولی دیگر جلسهای گذاشته نشد. دغدغه ما همین است. در بعضی از شرکتها احساس میکنیم که یک سری مسایل این چنینی وجود داشته باشد که البته ما در حال پیگیری هستیم و از طریق کانالهای نظارتی و از مسیر قانونی پیگیری میکنیم.
با توجه به اینکه دولت تدبیر و امید توسعه پایدار را در سیاستهای کلی خود قرار داده و در حال حاضر مجموعه استانداری کرمان به دنبال همین توسعه است. به نظر شما صنعت مس چه نقشی را میتواند در استان ایفا کند؟
البته موضوع کلی که وجود دارد این است که استان کرمان، استانی سرشار از منابع طبیعی و معدنی است. میطلبد که یک مدیریت خیلی قوی بالای سر این مجموعه باشد تا بتواند کاری راهبردی انجام دهد. ضمن اینکه بتواند این را به منصه ظهور و تحقق برساند.
در حال حاضر این مدیریت قوی وجود دارد و آیا این امر محقق میشود؟
با توجه به تجمع نیرویی که در شرکت ملی مس هست که در ادوار مختلف نیروهایی خارج از توان و ظرفیت به کار گمارده شده و با توجه به افت قیمت جهانی مس و تحریم های ناعادلانه بین المللی که به اخلال در صادرات ما انجامید نتوانستیم محصولات شرکت مس را صادر کنیم. از طرفی مساله این است که بازار جهانی مس هم افت کرده به خصوص بیشترین صادرات ما به چین بوده است. همه این ها موانعی در مسیر توسعه بوده است.
مطمئنا اگر وضعیت مس در بازار جهانی بهبود پیدا کند و مدیران هم بتوانند مجموعه خود را به خوبی مدیریت کنند، می توانند به اهداف خود برسند. مطمئنا در استان پتانسیل های بزرگی وجود دارد.
آیا صحبت دیگری باقی مانده است؟
آرزوی موفقیت برای شما و همکارانتان دارم. شما رسالت بزرگی بر عهده دارید. برای این که در میهن اسلامی مان حقایق جامعه را به طور مطلوب و در فضایی آرام و سرشار از همدلی و همزبانی به گوش مردم برسانید.همان طور که رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کردند و امسال را به این نام، نام گذاری کردند. انشاا… بتوانید در این فضا واقعیتها را به جامعه انتقال بدهید. با توجه به پتانسیلی که در شما هست و اطلاعاتی ذی قیمتی که دارید بتوانید به توسعه کشور کمک کنید و انشاا… که ذخیره آخرت تان باشد.
