بایگانی مطالب نشریه
دستگیری 706 تبعه بیگانه در طرح مبارزه با قاچاق انسان در کرمان
دستگیری 706 تبعه بیگانه در طرح مبارزه با قاچاق انسان در کرمان
یکی از معضلات اساسی استان کرمان بخصوص در شرق و جنوب این استان فعالیت گسترده باندهای قاچاق اتباع غیرمجاز است. پدیده مهاجرت بیرویه اتباع کشورهای خارجی بهویژه افغانستان، پاکستان و عراق به ایران حالا با قاچاق انسان پیوند خورده است.
اتباع خارجی مجبورند برای ورود به خاک ایران همراه با قاچاقبرها راهی سفری پرمخاطره شوند. مشخصات رانندگان بعضی از این خودروها سرّی به نظر میرسد، در خودرویی که ظرفیتش ۵ نفر است، گاهی تا ۱۷ نفر جاسازی و برای زودتر رسیدن به مقصد با سرعتی سرسامآور راهی مقصدی نامعلوم میشوند؛ و این ناامنترین شکل تجارت انسان در مهاجرت غیرقانونی اتباع خارجی است. برخی آمارهای غیررسمی نشان میدهد که سالانه تعداد زیادی از تصادفهای مرگبار در جادههای کشور به خودروی قاچاقچیان اختصاص دارد که بیشتر در استانهای سیستانوبلوچستان، فارس، هرمزگان، کرمان و اصفهان به وقوع میپیوندد. این درحالی است که تعداد زیاد سرنشینان این خودروها در تصادفها، آمار مرگومیر را نیز افزایش میدهد. به عنوان مثال فقط در ماه فروردین سال جاری آنطور که فرارو نوشته طی ۳ روز متوالی و در ۸ تصادف جداگانه خودروی قاچاقچیان ۶۱ تبعه خارجی به کام مرگ فرو رفته و ۶۲ نفر مصدوم شدند.
حالا اما دادستان کرمان از توقیف 94 دستگاه خودرو و دستگیری 706 تبعه بیگانه در طرح مبارزه با قاچاق انسان خبر داده است.
آنطور که ایرنا نوشته دادخدا سالاری افزود: در پی وصول گزارش هایی مبنی بر قاچاق گسترده اتباع بیگانه و عمدتا تبعه افغانستان و پاکستان که از مرزهای شرقی داخل کشور شده و قصد خروج از مرزهای غربی را داشتند مقابله با این جریان در دستور کار دادسرای عمومی و انقلاب کرمان و پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان قرار گرفت.
وی گفت: با تلاش شبانه روزی و کار اطلاعاتی گسترده پس از جمع آوری اخبار، طی چندین عملیات ماموران پلیس اطلاعات موفق به شناسایی و توقیف 52 دستگاه خودرو حامل اتباع بیگانه شدند. این مقام قضایی بیان کرد: همچنین دستور توقیف 42 دستگاه خودرو نیز به مبادی ذیربط صادر شد که جمعا 94 دستگاه خودرو در این طرح توقیف شده است.
وی گفت: تاکنون در این عملیات ها و در قالب طرح مبارزه با قاچاق انسان 706 تبعه بیگانه دستگیر و از کشور طرد شدند. استان کرمان به دلیل همجواری با مرزهای شرقی و شرایط سرزمینی محل تردد اتباع بیگانه ای است که بطور غیرمجاز وارد کشور می شوند.
واکنش نمایندگان استان به دست دادن ظریف و اوباما در گفت و گو با «پیام ما» پای یک دست در میان است
واکنش نمایندگان استان به دست دادن ظریف و اوباما در گفت و گو با «پیام ما»
پای یک دست در میان است
رضا عبادی زاده
برای اولین بار در تاریخ روابط سیاسی ایران و آمریکا یک مقام عالی جمهوری اسلامی ایران با رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا رو در رو شدند و دو طرف با یکدیگر سلام و احوالپرسی کردند.
دست دادن تاریخی
ظریف و اوباما اتفاقی بود
محمد جواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان شامگاه دوشنبه به وقت تهران وقتی می خواست پس از سخنرانی رئیس جمهور کشورمان، هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل را ترک کند با آقایان اوباما، رئیس جمهور و جان کری وزیر امور خارجه آمریکا که در حال ورود به محل مجمع بودند مواجه شد و سلام و احوالپرسی مختصری داشتند و دو طرف با یکدیگر دست دادند. این خبر را که ابتدا یک رسانه غربی به نام بلومبرگ منتشر کرد سبب شکل گیری حواشی زیادی در رسانه های ایرانی شد اما کسی با قطعیت از آن حرف نمی زد ولی صبح سه شنبه بود که یک منبع نزدیک به هیات ایرانی این موضوع را تایید کرد و به ایسنا گفت که روبرو شدن ظریف و اوباما کاملا اتفاقی بوده است.
امریکایی ها برنامه ریزی کرده بودند
دیروز اما یک منبع مطلع به انتخاب گفت که احتمال می رود هیات امریکایی با هدف خود را با ظریف روبرو کرده باشد. انتخاب در این مورد نوشت: با توجه به اینکه اوباما بیش از 2 ساعت قبل در مجمع سخنرانی کرده و از مجمع به جلسات دوجانبه و چندجانبه رفته بود، حضور مجدد وی در سالن مجمع غیر منتظره و غیرمعمول بود و قابل پیش بینی نبود. در واقع، این احتمال وجود داشت که این مواجهه با دکتر روحانی صورت گیرد. این منبع اگاه خاطرنشان کرد: این احتمال منتفی نیست که هیئت آمریکایی زمان بازگشت غیر معمول خود به سالن مجمع عمومی را با زمان خروج رییس جمهور ایران پس از سخنرانی اش تنظیم کرده باشد.
واکنش ها در ایران
همانطور که پیش بینی می شد در ایران این اتفاق با واکنش های فراوانی روبرو شد و اکثر واکنش ها به انتقاد از ظریف مربوط می شد. برخی نمایندگان مجلس هم در مصاحبه های مختلف و برخی هم در صحن مجلس با این اقدام ظریف مخالفت کردند.
واکنش نمایندگان استان کرمان چه بود؟
در این میان خبری از واکنش نمایندگان استان کرمان نسبت به این ماجرا نبود. به همین دلیل با نمایندگان استان کرمان در مجلس شورای اسلامی تماس گرفتیم تا نظر آن ها را در این رابطه جویا شویم.
محمد مهدی زاهدی:
این کار خلاف عرف دیپلماتیک بود
نماینده مردم کرمان و راوردر مجلس نهم که رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری هم هست در این باره به «پیام ما» گفت: اگر این اتفاق رخ داده باشد و آقای ظریف با اوباما دست داده باشند، کاری خلاف عرف دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. گفتنی ست زاهدی با گفتن این جمله که در جلسه هستم و تا ساعات پایانی شب هم جلسه دارم از اظهار نظر بیشتر در این مورد خودداری کرد.
حسین فتاحی:
این کار غیر قابل قبول است
نماینده مردم شهربابک در مجلس نهم هم از مخالفان این ماجراست. سردار حسین فتاحی به «پیام ما» گفت: از این اتفاق اظهار تاسف می کنیم. متاسفانه کم کم دارند به سمت عادی کردن خطوط قرمز پیش می روند. وی افزود: بهانه آورده اند که اتفاق بوده است. اما اگر اتفاقی بود چرا دیگر مسائل به صورت اتفاقی حل نمی شود؟ این نماینده با بیان اینکه دست دادن ظریف و اوباما غیرقابل قبول اظهار داشت: آقای ظریف قطعا باید درباره این کار پاسخ بدهند.
امیری کهنوج:
از خود ظریف بپرسید
نماینده کهنوج، منوجان، رودبار جنوب، قلعه گنج و فاریاب در مجلس نهم در ارتباط با دست دادن ظریف با اوباما به «پیام ما» گفت: از خود آقای ظریف بپرسید که چرا دست داده است. محمدرضا امیری کهنوج افزود: ما اصلا نمی دانیم آن جا چه شرایطی بوده است اصلا معلوم نیست آقای ظریف یک دست داده یا دو دست داده و اطلاعی از ماجرا ندارم. وی اضافه کرد: من جریان را از رسانه ها متوجه شدم و باید مطمتن شوم که اصلا آقای ظریف با اوباما دست داده یا خیر.
منظری توکلی:
دست دادن ظریف با اوباما برخلاف مصلحت، عزت و حکمت بود
نماینده بافت، رابر، وارزویه در مجلس نهم هم در این رابطه به «پیام ما» گفت: آمریکا طی سالیان بعد از کودتای 28 مرداد و در جریان آن کودتا از هیچ جنایتی علیه مردم ایران فروگذار نبوده است و تا آخرین روزها حامی شاه خائن بود و به علاوه به شاه خائن پناه داد. علی منظری توکلی افزود: امریکا بزرگترین ظلم ها را علیه ملت ایران کرده است و امروز هم تمامی اتفاقات و جنایاتی که در یمن، سوریه، عراق، بحرین و افغانستان رخ می دهد زیر نظر مستقیم امریکاست. وی با بیان اینکه چشم مردم دنیا به ایران است و ایران محل امید مردم جهان و ام القرای دنیای اسلام است اظهار داشت: هر حرکت دیپلماسی ایران بر مستضعفین دنیا اثر می گذارد. به همین دلیل اقدامات دیپلمات های ما باید همواره سنجیده، با دقت، به جا و به موقع و طبق سه اصل مصلحت، عزت و حکمت باشد. نماینده مردم بافت اظهار داشت: به نظر می رسد این حرکت آقای ظریف به مصلحت نبوده خصوصا در شرایطی که دشمنی امریکا با ما علنی است و چشم دنیا به ایران بوده و امریکا همواره علیه نظام ما اقدام می کند. این حرکت آقای ظریف ممکن است باعث ناامیدی مستضعفان شود. منظری توکلی اضافه کرد: از منظر هزت هم، عزت ما ایجاب می کرد که این اتفاق نیفتد و ما کمتر باید امریکایی ها را تحویل بگیریم. آن وقتی که امریکایی ها را تحویل نمی گرفتیم هیچوقت نمی توانستند گستاخی کنند. وی در پایان گفت: از منظر حکمت هم عقل ما به ما می گوید که هیچ ضرورتی ندارد با شیطان و مستکبری زورگو ارتباط داشته باشیم. قطعا اگر آقای ظریف این ملاحظات را داشتند این کار را نمی کردند.
تماس هایی که بی پاسخ ماند
گفتنی ست برای جویا شدن نظر نماینده مردم زرند و کوهبنان با وی تماس گرفتیم که حسین امیری خامکانی گفت در جلسه است و یک ساعت دیگر با وی تماس بگیریم. اما پس از آن تا ساعات پایانی آماده کردن روزنامه، گوشی این نماینده خاموش شده بود و موفق به صحبت با وی نشدیم. همچنین تماس ما با موسی غضنفرآبادی نماینده مردم بم هم بی نتیجه بود و وی تماس های «پیام ما» را بی پاسخ گذاشت. شهباز حسن پور نماینده سیرجان هم با گفتن این جمله که صحبت کردن در این باره به تحلیل نیاز دارد و الان در جلسه هستم، درباره دست دادن ظریف و اوباما اظهار نظری نکرد.
محمدرضا پورابراهیمی هم علی رغم تماس های مکرر «پیام ما»، اطرافیان وی هر بار اظهار نظر در این رابطه را به نیم ساعت بعد ارجاع می دادند و در نهایت موفق نشدیم با وی صحبت کنیم.
یک پرده از دست دادن ظریف و اوباما
یک پرده از دست دادن
ظریف و اوباما
آیدین سیارسریع
محمدجواد ظریف در یکی از راهروهای سازمان ملل مشغول قدم زدن است که ناگهان میبیند باراک اوباما هم در همان مسیر از دور میآید. استرس تمام وجودش را میگیرد. تصمیم میگیرد جایی برای پنهان شدن پیدا کند. دستگیره در یکی از اتاقهای راهرو را که رویش نوشته wc را میچرخاند ولی در قفل است، بوی غریبی میآید و صدایی از داخل میگوید: اهممم … ظریف با خواهش و تمنا میگوید: مستِر زود تموم کن کار داریم. شخص نشسته در اتاق چیزهایی میگوید و در آخر تاکید میکند که: آب قطع است. حرفش دوپهلو به نظر میآید ولی ظریف وقتی برای کشف سخنان رمزی یک مقام سعودی در وضعیت اضطرار را ندارد. وزیر خارجه کشور که قطرات عرق بر پیشانیاش نشسته با استرس در بعدی را امتحان میکند، در به راحتی باز می شود، تصویر را میبیند و میگوید «یا جد مونیکا لوینسکی» و سریع در را میبندد. دیگر دری در مسیر باقی نمانده است. کانال کولر را امتحان میکند، آن هم محکم سر جایش چسبیده است و باز نمیشود. از فکر برخورد با اوباما و عواقبش تپش قلب گرفته است. دائم کیهان، کوچک زاده، کریمی قدوسی و چیزهای دیگر توی سرش میچرخند. «آیا وقت آن نرسیده است…»، «تا کی مماشات با خیانتکاران؟»، «بیرون آمدن دست آمریکایی از آستین انگلیسی» و … اوباما داشت نزدیک و نزدیکتر میشد. رسید به فاصله پنج متری. دیگر چارهای نبود. ظریف خودش را از روبهرو چسباند به دیوار و طوری که صورتش دیده نشود مماس با دیوار آهسته با قدمهای نرم حرکت کرد. داشت به سلامت از کنار اوباما و کری رد میشد که این جان کری از خدا بی خبر که الان با این سن و سال قاعدتا باید پیرچشمی داشته باشد از پشت ظریف را شناخت و سریع گفت: Hey ! Mr javad … ظریف آخرین تلاشهایش را هم کرد و همانطور که رویش به دیوار بود گفت: ?I am a artificial flower Who is javad (جواد دیگه کیه؟ من گل مصنوعیام) ولی این حربه هم افاقه نکرد و ظریف بالاخره مجبور شد برگردد. با این که تحت فشار بود خودش را عادی نشان داد و گفت: اِ ! شمایین. ببخشیدا، من گاهی فکر میکنم گلم. ناگهان اوباما دستان بلند و کشیدهاش را به سمت ظریف دراز کرد. وزیر خارجه خودش را عقب کشید و با وحشت گفت: این چیه دیگه؟ میخوای چیکار کنی؟
اوباما: چی میخواد باشه؟ دسته دیگه. میخوام دست بدم
ظریف غرق در افکار مختلف شد. حالات مختلف را در ذهنش مرور کرد. یک حالت این بود که دست میداد و لبخند میزد. حالت دوم این بود که یکی از فنون رزمی را روی اوباما پیاده میکرد و بعد از یک مرگ بر آمریکا به راهش ادامه میداد. هر دو حالت به صلاح نبود. کمی فکر کرد و راه میانه را برگزید، گفت: دست میدم ولی فشار میدم! اوباما و ظریف با هم دست دادند. همه منتظر بودند موسیقی متن به اوج خودش برسد، آسمان رعد و برقی بزند یا حداقل زمین یه کم دهن باز کند ولی هیچ کدام از این تحولات روی نداد. بعد از چند ثانیه کری به عراقچی گفت: چرا هیچی نشد؟ عراقچی گفت: فکر نکنم قراره چیزی بشه. کری گفت: راست میگی. یه دست دادنه دیگه. چی میخواد بشه؟ عراقچی گفت: چیزی نمیشه ولی اینقدر انگولکش میکنن تا یه چیزی ازش درآد. عراقچی این را گفت و یک خودکار سمت کری پرت کرد، بعد از آن دو هیأت از هم خداحافظی کردند و به راه خود ادامه دادند.
آقای روحانی! هوای نیویورک بهتر از تهران بود
آقای روحانی! هوای نیویورک بهتر از تهران بود
محمد مهاجری
دولت عربستان قلدری می کند. به وزیر ارشاد ویزا نمی دهد. در راه جستجوی قربانیان سنگ می اندازد. آمار تلفات را سانسور می کند. رسانه های زیادی را هم خریده و می خواهد همه چیز آن طور که دلش می خواهد پیش برود. ما هم اینجا در تهران نشسته ایم و از طریق رسانه های خودی، حقمان را مطالبه می کنیم. مسئولانمان مرتبا حرف می زنند ، بیعرضگی سعودی ها را افشا می کنند و فاجعه ای را که رخ داده به رخ می کشند. چاره ای هم جز این نداریم و کار درستی هم می کنیم. با این حال دولت ملک سلمان خر خودش را سوار است و کار خودش را می کند. ظاهرا هم هیچ فشاری رویش نیست. با گردن کلفتی اعلام کرده جنازه ها را تحویل نمی دهد و نمی گذارد کسی از کانتینرهای پر از جسد بازرسی کند.
رسانه ها باید عمق فاجعه را تشریح کنند، درست. مسئولان باید از بی عرضگی سعودی ها بگویند، درست. سازمان حج باید آخرین آمار را به مردم بدهد، درست. وزارت خارجه باید سفیر احضار کند، درست. اما رییس جمهور چه باید بکند؟ او به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور باید با قدرت لابی دیپلماسی، فشار دولت ها و سازمان های بین المللی را بر عربستان افزایش دهد. خیلی فرق است که فلان نماینده مجلس یا چهره سیاسی، فاجعه را در رسانه ها مطرح کنند، تا این که رییس جمهور آن را در مذاکره با دولتمردان دنیا مطرح کند و با تحریک احساسات آن ها، راه فشار بر دولت نامرد عربستان را باز کند. آقای روحانی آمده است تهران که چه بکند؟ او حتی اگر در نیویورک هم نبود، باید سوار هواپیما می شد و پایتخت به پایتخت می رفت تا خفقانی را که سعودی ها به وجود آورده اند، بشکند. سعودی ها دارند یک بدعت تازه سیاسی در دنیا می گذارند که حق ملت ها را به هیچ بیانگارند؛ در آن سوی، بسیاری از کشورهای اسلامی هیچ حساسیتی نشان نداده اند. حتی اتحادیه عرب از دولت عربستان تشکر هم کرد!
چه کسی باید حساسیت را برانگیزد؟ صداوسیما؟ نمایندگان مجلس؟ سران احزاب؟ این ها بردشان حداکثر در چاردیواری مرزهای خودمان است و مصرف داخلی دارد… کاش رییس جمهور از نیویورک برنمی گشت و سفرش را چند روز دیگر تمدید می کرد. قطعا نتیجه اش به مراتب بهتر از آن بود که در تهران مانند بقیه مسئولان آچمز شود. هوای نیویورک، برای حال مردم ما مساعدتر بود تا تهران.
نمایش شنگول و منگول
کارگردان :پردیس مسرور
هر روز تا 12 مهر ماه
ساعت : 18
مکان : بلوار شهید صدوقی ، فرهنگسرای جان جهان
خروس تنبل ، روباه جنگل
کارگردان : حبیب الله امیری
نویسنده : امیر کمساری
زمان : 4 الی 22 مهر ماه
سانس صبح : 8:30 و 10
سانس عصر : 18
مکان : بلوار 22 بهمن ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
شام کوتاه کریسمس
کارگردان: امید طاهری
22 شهریور تا 22 مهرماه 1394، هرشب از ساعت 19:30
خیابان احمدی غربی، کوچهی 25، پلاتو موج نو
گاهی خواب می بینم
انگار یک نفر آن سوی دیوارها،
در مِه آوازم می دهد:
این سو بیا،از این راه بیا،
از این جانِب جهان بیا
عکس:مهران مافی بردبار
موشآدَم
کاری از گروه نمایش نان
طراح، نویسنده و کارگردان: مهدی حاج محمدی
1 مهر الی 30 مهرماه 1394، ساعت 18:30
مکان اجرا: چهارراه طهماسب آباد، کانون هنر، پلانوی انجمن نمایش
افشاگری بازیکن پرسپولیس؛ جنجال کاپیتانی پرسپولیس در ترکیه
افشاگری بازیکن پرسپولیس؛
جنجال کاپیتانی پرسپولیس در ترکیه
کادرفنی پرسپولیس تصمیم می گیرد کاپیتان خود را در اردوی ترکیه برگیزند؛ انتخابی سخت بین بازیکنانی که خود را مدعی بستن بازوبند می دانند که در نهایت منجر به جنجالی عجیب و تاریخی در این تیم می شود.
به گزارش «ورزش سه»، در لیگ یازدهم که پرسپولیسی ها برای برگزاری اردوی تدارکاتی پیش فصل به آنتالیا سفر کرده بودند ماجراهایی به وقوع پیوست که موجب شد علی دایی دستور به تغییر کاپیتان تیمش دهد. ماجرایی عجیب که ظ در گفتگویی بی پرده با «ورزش سه»، آن را بازگو می کند.
کاپیتان سابق پرسپولیس که خیلی زود از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و به همراه ستاره های سابق این تیم با افتتاح مدرسه فوتبال به آموزش مشغول است در حالی که مهمان «ورزش سه»، بود با اشاره به ماجراهای آن بازوبند و مشکلاتی که دو بازیکن آن دوره تیم ایجا کرده بودند بدون سانسور صحبت کرد.
اولین بودن از همان کودکی در من وجود داشت
هیچ وقت فکر کاپیتانی پرسپولیس نبودم. افتخار بزرگی بود برایم اما اینکه بخواهم برای رسیدن به آن کاری کنم اصلا چنین چیزی نبود. من از همان کودکی و از اول دبستان مبصر بودم. در تمام سال های دانش آموزی ام اینطور بود و مبصر بودم. در نوجوانان و نونهالان ذوب آهن هم کاپیتان بودم.
آقای ایکس خسته بود، بازوبند رفت روی مچ!
نمی خواهم از خودم تعریف کنم اما شاید یک نفر شخصیت کاپیتانی داشته باشد. من دنبال کاپیتانی پرسپولیس نبودم اما آقایانی که بازوبند بزرگ این تیم را بعد از آقا کریم بستند قدر آن را ندانستند. یک نفر از بازو به مچ بست، البته او هم شاید خسته بود و یک لحظه این کار را کرده باشد و سهوی بود. آقای ایکس شاید خسته بوده و نمی خواهم او را مجرم بدانم. همان نفر را پشت سرش به زمین می رفتم و به پشتش می زدم و می گفتم قوی باشیم و باید امروز برنده شویم. اصلا دنبال این قضایا نبودم.
تلنگر آقای دایی به آقای ایکس و ایگرگ جواب نداد
کاپیتان های این تیم بعد از 10 سال بازوبند به آنها می رسید و من تازه 4 سال در این تیم بودم و به این مساله فکر نمی کردم. اینقدر پرسپولیس و پیراهن را دوست داشتم که دنبال این قضایا نباشم. تا اینکه کسانی که بازوبند را گرفتن قدر آن را ندانستند. این بازوبند یک تیکه پارچه نیست. آقای دایی قبل از آن اعلام کرد یک نظرسنجی می گذارد تا بچه ها انتخاب کنند چه کسی کاپیتان باشد. آقای دایی می خواست این صحبتش تلنگری برای این دوستان باشد که تلنگر نخورد و شیطنت های خودشان را داشتند. هر جا هم هستند برای شان آرزوی موفقیت می کنم.
آغاز ماجرا از ترکیه و اردوی پرسپولیس
رفتیم برای اردوی آماده سازی به ترکیه. آقا وحید هاشمیان هم به ما بعد از 11 سال حضور در آلمان اضافه شده بود و شرایط به نوعی بود که اگر قرار به نظرسنجی هم بود به نظر می رسید ایشان انتخاب شود. در هتل تایتانیک بودیم که آقای کاپیتان دوباره شیطنت کرد و نظم در تیم بهم خورد. تمرین قرار بود ساعت 13:45 به طور مثال برگزار شود و من و آقا وحید و دیگر بازیکنان در لابی هتل آماده تمرین بودیم که خبر رسید این آقا بهمراه دوستانش زودتر بچه ها را برده بود محل تمرین و بی نظمی شکل گرفت. آقای دایی بچه ها را جمع کرد و گفت دیگر نمی شود با این شرایط ادامه داد و نظرسنجی ترتیب دادند و قرار شد از بین هفت نفر مورد نظر 3 بازیکن را انتخاب کنیم. گزینه اول 3 امتیاز، گزینه دوم 2 امتیاز و گزینه آخر یک امتیاز داشت که من، وحید هاشمیان، مازیار زارع، حسین بادامکی، علیرضا حقیقی، شیث رضایی و مجتبی شیری جزو گزینه های کاپیتانی بودیم.
آغاز رای گیری برای انتخاب کاپیتان
قرار شد این افراد خودشان هم در رای گیری شرکت کنند. من به خودم به عنوان نفر اول رای دادم. نفر دوم هم آقای هاشمیان بود و حسین بادامکی هم با توجه به اینکه یک سال بیشتر از من سابقه داشتند نفر سوم انتخابی من بود. یک ساعت بعد همه به من تبریک گفتند و من با 65 امتیاز نفر اول شده بودم که این نشان می دهد بیشتر بچه ها به عنوان نفر اول به من رای داده بودند. آقای هاشمیان هم 45 امتیاز شده بودند و آن دو نفر که قدر این اتفاق را ندانستند به عنوان نفرات ششم و هفتم انتخاب شدند. من راهم را درست رفتم که خدا این لطف را به من داشت و آنجا نان قلبم را خوردم. بعد از اینکه کاپیتان هم شدم اول با این دو بازیکن مشورت می کردم. این شیطنت ها البته به اردوی دوبی رسید و آن یک نفر دیگر نتوانست تحمل کند و از اردو اخراج شد. آیا تقصیر من بود؟ شاید مشاور خوبی نداشت.
حقیقی هم زهرش را به من زد
آن نفر بعدی هم که اکنون موفق است و خوشحالم برایش اتفاقی دیگر برایم رقم زد. همه می گویند عمدی اما من می گویم حرکتش غیر عمد بود. روزی که کی روش به ایران آمد من کاپیتان پرسپولیس بودم. ایشان یک بازی از من دید و در دیدار با استیل آذین هر دو پاس گل را من دادم. در بازی بعد این آقا با زانو رفت روی کمر من و 5 تا از دنده های من شکست. 42 روز باید روی مبل می خوابیدم. در این روزها نمی دانید چه کشیدم و با همان بدن فینال جام حذفی برای پرسپولیس بازی کردم.
قلعه نویی و فردوسی پور زنگ زدند این بامعرفت نه!
این آقا در این مدت یک زنگ هم به من نزد. من در آمبولانس از فشار درد گریه می کردم و صدای تماشاگران را می شنیدم که می گفتند سپهر سرطلایی. آرزویم از بچگی این بود که برای پرسپولیس بازیکن باتعصبی باشم. همیشه می گفتم من هم می توانم برای پرسپولیس بازیکنی مثل علی انصاریان باشم یا حتی بهروز رهبری فرد. در دربی یک بار این کار را کردم و خوردم به تیر و توپ را از خط دروازه در آوردم. این درد البته برایم شیرین بود. خیلی ها می گفتند این عمدی بود و من در محوطه جریمه توپ را ضربه سر دور می کردم که با زانو روی کمرم آمد. آخرین بازی من در استادیوم آزادی جوری بود که با آمبولانس استادیوم آزادی را با چشم گریان دور می زدیم و خارج می شدیم و تماشاگران هم تشویقم می کردند. همانجا فهمیدم این آخرین بازی من است. این آقا یک باز هم به من زنگ نزد. دو نفر زنگ زدند و دم شان گرم. اولین نفر آقای قلعه نویی بود که مربی من در تیم ملی بود که زنگ زد و بعد از او هم عادل فردوسی پور. دو نفری که اصلا انتظار آن را نداشتم و واقعا از آنها ممنونم. هیچ وقت یادم نمی رود. بعد از اینها هم علی دایی زنگ زد. بعدا آقای خوردبین به کنایه به او گفته بود که نمی خواهی به فلانی که زدی اش زنگ بزنی؟ که تازه گفت عه مگه بیمارستانه؟ زنگ زدم و گفت آقا کاری از دستم برمیاد و … خداحافظ. در آن سال آقای کی روش هر 11 بازیکن پرسپولیس را دعوت کرد و این آقا مرا از تیم ملی محروم کرد.
مقتدر مثل هندبال مس
یم هندبال مس کرمان در این فصل از رقابت های لیگ برتر، یکی از تیم های به شدت شایسته ورزش کرمان شده است که نظرهای مثبت را به صورت تمام قد به خود جلب کرده است.
مس کرمان هیات منتخب تهران
در حالی که تیم هندبال مس در رقابت های فصل قبل نتوانست نتایج خوبی بگیرد و در نهایت با عنوان هشتمی بازی های لیگ برتر را به اتمام رساند، اما این تیم در این فصل چهره یک تیم مقتدر بسان آنچه که در گذشته هندبال کرمان می دیدیم از خود ارایه کرده است.
البته با شکل و شمایل جدید رقابت های لیگ برتر کار این تیم راحت تر شده است و با کناره گیری تیم های قوی هندبال کشور از جمله ثامن الحجج، کار هندبال مس برای قدرت نمایی در این فصل به مراتب راحت تر نیز شده است.
آن ها که در گروه الف رقابت های لیگ برتر با 5 تیم دیگر رقابت می کنند، در دور رفت بر تمامی حریفان خود غلبه کردند و با شکست دادن دو رقیب اصلی خود در این گروه یعنی سپاهان و هیات تهران، با اقتدار تمام صدرنشین دور رفت گروه خود شدند.
البته بازی آخر این تیم برابر هیات هندبال تهران، علاوه بر اینکه می توانست قهرمان دور رفت را در گروه الف مشخص کند، یک نبرد حیثیتی نیز برای بزرگان هندبال کرمان محسوب می شد.
در این بازی چهره های نام آشنای هندبال کرمان برابر هم قرار گرفته بودند… محمد موسوی مربی این فصل مس کرمان در حالی هدایت این تیم را برعهده داشت که برابر او مربی فصل قبل مس کرمان یعنی حمید صادقی روی نمیکت تیم هیات تهران می نشست و همگان خبر داشتند که این دو در فصل قبل در هندبال کرمان با یکدیگر اصلا رابطه حسنه ای نداشتند و از این رو رویارویی این دو مربی برای هندبال دوستان کرمانی نیز بسیار جذاب بود.
از سوی دیگر تقابل دو تیم تقابل آقایان مهدوی و باژیان دو چهره سرشناس هندبال کرمان نیز محسوب می شد که شیوه مدیریتی آن ها دو سبک مختلف را در پی دارد…مهدوی خیلی به کار موسوی ها در کرمان اعتقاد نداشت برعکس باژیان که با حمایت خود موسوی را روی نیمکت مس نشاند و از همین رو تقابل دو تیم از هر نظر برای هندبال کرمان جذابیت های خاص خود را داشت.
همچنین تعدادی از بازیکنان فصل قبل هندبال مس نیز راهی تیم هیات تهران شده بودند و برای نشان دادن خود به تیم سابق و سرمربی این تیم بسیار باانگیزه بودند.
مطابق انتظار بازی دو تیم نیز بسیار جذاب و تماشایی و درگیرانه از آب در آمد و در نهایت تیم مس کرمان موفق شد با نتیجه 24 بر 23 از سد هیات هندبال تهران بگذرد و با شایستگی صدرنشینی خود در گروه الف لیگ برتر را حفظ کند.
این پیروزی قطعا روحیه تیم هندبال مس را چند برابر خواهد کرد چراکه به نوعی فاتح دربی بزرگان هندبال کرمان در تهران شد!
با این حال بازی های لیگ برتر هندبال دو ماه تعطیل خواهد شد تا تیم ملی روانه مسابقات آسیایی شود و با شروع دوباره بازی ها باید دید تیم هندبال مس کرمان می تواند روند مقتدرانه خود در دور برگشت را نیز حفظ کند.
آموزش نصب امنترین سیستم عامل دنیا
آموزش نصب امنترین سیستم عامل دنیا
به کوشش عرفان زارعی
چندی پیش مطلبی درباره آزادی نرمافزار و این جنبش منتشر کردیم و امروز هم در راستای آشنایی هرچه بیشتر همشهریان عزیز روش نصب اوبونتو آزادترین و همینطور امنترین سیستم عامل آزاد(به معنی رایگان و دارای کپی لفت) جهان را برایشما به رشته تحریر در آوردیم که امیدواریم همشهریان عزیز هرچه بیشتر به سمت استفاده از این سیستم عامل کامل و تقریبا بی اشکال گنو بروند و برای یک عمر خیالشان از گرفتن ویروس و هک شدن راحت باشد و هزینهای هم پرداخت نکنند. برای شروع میبایست فایل سیستم عامل را دانلود کنید و از حالت ایزو خارج نموده یا آنرا روی دی وی دی رایت کنید در قدم بعد:
بعد از Bootable کردن فلش یا ریختن اوبونتو بر روی DVD , سیستم را با اوبونتو لایو اجرا کنید .
۲) در صفحه ی Welcome برای تست اوبونتو بر روی سیستم قبل از نصب بر روی گزینه ی Try ubuntu کلیک کنید .
نکته : اگر گزینه ی Try ubuntu رو جهت تست انتخاب کنید تغییری در مراحل نصب ایجاد نخواهد شد پس بهتره قبل از نصب از این گزینه جهت تست سازکاری اوبونتو با سخت افزار سیستم استفاده کنید.
و بعد از تست و برای نصب اوبونتو بر روی گزینه ی Install ubuntu بر روی دسکتاپ کلیک کنید.
3 . زبان نصب سیستم را به صورت پیش فرض رها کنید و گزینه ی Next را بزنید.
۴.در صفحه ی Preoaring to install ubuntu با زدن تیک گزینه اول Download update…. همراه با نصب اوبونتو آپدیت ها نیز دریافت می شوند که تیک زدن این گزینه را به دلیل نداشتن سرعت بالای اینترنت ایران توصیه نمی کنم و بعد از نصب هم می توانید این کار را انجام دهید .
اگر تیک گزینه دوم رو بزنید install this third…. همراه با نصب اوبونتو کدک های پخش موزیک و ویدیو نیز دانلود و نصب می شوند .
با این که کدک ها حجم بالایی ندارند ولی باز این کار سرعت نصب رو کم می کند ولی اگر اینترنت پر سرعت دارید این گزینه رو تیک کنین , ولی بعدا به صورت دستی نیز می توانید کدک ها رو نصب کنید.
5) این مرحله بسیار بسیار اهمیت دارد و برای کسانی که برای اولین بار قصد نصب اوبونتو را دارند کمی با خطر همراه است !
با فرض این که شما سیستم پارتیشن لینوکس آماده دارد :
install ubuntu 13.04 alongside ubuntu 12.10 : با زدن این گزینه اوبونتو ۱۳.۰۴ بدون ایجاد مشکل در کنار اوبونتوی قبلی شما نصب می شود ولی حتما باید درایو روت فضای کافی برای نصب دو سیستم عامل در یک پارتیشن را داشته باشد که برای هر سیستم ۸ گیگ نیاز داره.
install ubuntu 13.04 alongside windows : با زدن این گزینه اوبونتو ۱۳.۰۴ بدون ایجاد مشکل در کنار Windows شما نصب می شود ولی حتما باید درایو C فضای کافی برای نصب دو سیستم عامل رو داشته باشد , بهتره خودتون دستی فضای مورد نیاز رو ایجادا کنید و به این نوع پارتیشن بندی اعتماد نکنید !
Upgrade ubuntu 12.10 to 13.04 : اگر می خواهید سیستم خودتون رو آپدیت کنید می توانید از این گزینه استفاده کنید , ولی این کارنیاز به حجم اینترنت بالایی دارد و زمان زیادی رو نسبت به سرعت اینترنت شما نیاز دارد .
Erase disk and install ubuntu : تمامی اطلاعات سیستم رو پاک می کند و اوبونتو رو نصب می کنه ! ( هارد رو به صورت خودکار فرمت و پارتیشن بندی می کند پس بهتره به هیچ وجه این گزینه رو انتخاب نکنید ! )
نکته: دقت داشته باشین که گزینه ی Erase disk and install ubuntu بیشتر برای سیستم هایی استفاده می شود که کاربرد سرور دارند.
بهترین و قابل اعتمادترین روش برای نصب اوبونتو :
Something else : اگر درایو برای نصب اوبونتو از قبل ساخته نشده و یا این که قبلا اوبونتو رو نصب داشتید و می خواهید نسخه ی قبل رو پاک و نسخه ی جدید رو نصب کنید از این گزینه استفاد کنید .
در اینجای کار بر روی گزینه ی Install Now کلیک کنید تا نصب اوبونتو شروع شود .
در این قسمت موقعیت جغرافیایی خودتون را مشخص کنید که اگر دسترسی اینترنت داشته باشید خود سیستم این کار را انجام می دهد .
در این مرحله زبان کیبورد رو مشخص کنید .
( این مرحله را می توان به صورت پیش فرض رها کرد و بعد از نصب انجام داد )
در مرحله ی آخر نام کاربری و پسورد سیستم را مشخص کنید .
۱ . با زدن تیک گزینه ی Log in automaticaly صفحه ی Log in سیستم نمایش داده نمی شود و دیگر به نام کاربری و رمز عبور در هنگام ورود نیاز نیست
در این مرحله کافی است مدتی صبر کنید تا نصب به اتمام رسد و در صورتی که اتصال اینترنت را قطع کرده باشید زمان نصب از روی DVD چیزی حدود ۱۵ دقیقه خواهد بود .
و در آخر گزینه ی Restart now را انتخاب کنید.
تبریک میگوییم حالا شما سیستم عاملی دارید که کمپانی تولید کننده آن مثل مایکروسافت و اپل شمارا بررسی نمیکند و خیالتان از فضولی و دزدی اطلاعاتتان راحت باشد شما فعلا موقعیت امنی دارید. موفق پیروز و آزاد باشید. و البته با مراجعه به این آدرس میتوانید هرگونه اطلاعاتی درباره ابونتو پیدا کنید:
http://ubuntu-book.org
