بایگانی مطالب نشریه

انتقاد مسئولان استان از همکاری نکردن برخی بانک ها در اعطای تسهیلات به واحدهای تولیدی دست تولید زیرچرخ شبکه بانکی

انتقاد مسئولان استان از همکاری نکردن برخی بانک ها در اعطای تسهیلات به واحدهای تولیدی
دست تولید
زیرچرخ شبکه بانکی

مدیرعامل بانک توسعه صادرات در حالی گفته که استان کرمان در اولویت دریافت تسهیلات دو هزار میلیارد ریالی به بنگاه‌های کوچک و متوسط است که شب گذشته استاندار کرمان از شبکه بانکی درخواست کرد توجه بیشتری در این خصوص داشته باشند.
علی صالح‌آبادی مدیرعامل بانک توسعه صادرات ایران خبر داده که استان‌های تهران، کرمان، فارس، خراسان رضوی و یزد، پنج استان اول در لیست اعطای تسهیلات دو هزار میلیارد ریالی به بنگاه‌های کوچک و متوسط هستند. آنطور که خبرگزاری صدا و سیما نوشته این بانک اعلام کرده که در حال حاضر، تسهیلات به بنگاههای کوچک و متوسط فعال در صنایعی مانند فرش، خشکبار و مواد غذایی، آبزیان، چرم، زعفران و سایر حوزه هایی که دارای ارزش افزوده، به ویژه در حوزه صادراتی هستند در فرایند پرداخت است. این اقدام بانک توسعه صادرات در راستای تصمیمی است که دولت گرفت و بر اساس آن شبکه بانکی موظف شد بنگاه‌های کوچک و متوسط که از بازار محصول مناسبی برخوردار بوده‌اند را تأمین مالی کند. اوایل اردیبهشت‌ماه گذشته بود که بانک مرکزی بخشنامه‌ای در این خصوص صادر کرد. در این بخشنامه تأکید شده بود که «در راستای رسالت شبکه بانکی کشور جهت تأمین مالی نظام اقتصادی کشور و با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری – مدظله العالی- در ابتدای سال مبنی بر ضرورت فعال‌سازی ظرفیت‌های تولیدی صنایع کوچک و متوسط و ارتقاء توان رقابت‌پذیری آن‌ها و همچنین با عنایت به نقش برجسته و بی‌بدیل واحدهای تولیدی کوچک و متوسط در ایجاد اشتغال و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی، لازم است تا در شرایط حاضر، بانک‌ها و مؤسسات اعتباری غیر بانکی نقش مؤثرتر و کاراتری را جهت حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط ایفاء کنند.»
رتبه پایین کرمان در تسهیلات پرداختی
در حالی که مدیرعامل بانک توسعه صادرات از قرارداشتن کرمان در بین 5 استان اول لیست اعطای تسهیلات خبر داده که سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان روز گذشته در کمیته رفع موانع تولید استان به پرداخت تسهیلات به واحدهای صنعتی نیمه فعال اشاره و بیان کرد: «از مجموع واحدهای نیمه فعال و یا دارای بیش از 60 درصد پیشرفت فیزیکی، حدود 22 مورد موفق به دریافت تسهیلات به مبلغ 480 میلیاردریال شده اند.» به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان مهدی حسینی نژاد افزود: «جایگاه استان از نظر رتبه تسهیلات پرداختی به واحدهای صنعتی ومعدنی نیمه فعال و با بیش از 60 درصد پیشرفت، رتبه 19 کشوری است که رتبه خوبی نیست.» وی اظهار داشت: «در سه ماه امسال 439 واحد از طریق سامانه بهین یاب ثبت نام کرده اند و شش هزار و 300 میلیارد ریال در این رابطه مصوب شده است.»
انتقاد استاندار از شبکه بانکی
عدم همکاری بانک‌ها در زمینه رفع موانع تولید از نکاتی بود که استاندار کرمان در جلسه رفع موانع تولید به آن اشاره کرد. آنطور که پایگاه خبری «کرمان نو» نوشته، با توجه به آماری که از سوی مسئولین سازمان صنعت، معدن و تجارت استان در این جلسه ارائه شد سه بانک کشاورزی، ملت و صنعت و معدن به ترتیب بیشترین همکاری و ارائه تسهیلات را داشته‌اند. رزم حسینی استاندار کرمان در صحبت‌هایش در این جلسه از سه بانک نامبرده تشکر کرد و تقاضای توجه بیشتر سایر بانک‌ها به این قضیه را داشت. او با بیان این‌که «نترسید، شما عوض نمی‌شوید» به مدیران بانک‌ها می‌گفت اگر با تهران مشکلی دارید به ما اعلام کنید. استاندار به بانک‌ها این قول را داد که به گونه‌ای با مدیران عامل صحبت می‌کند که مشکلی برای مدیران استانی این بانک‌ها به وجود نیاید و تاکید می‌کرد «ما به دنبال تقویت شما هستیم نه تضعیف شما».
شرط اعطای تسهیلات
اعطای این تسهیلات شروطی دارد. همراه با بخشنامه‌ای که بانک مرکزی اردیبهشت‌ماه صادر کرده بود، پیوستی هم وجود داشت که اولویت پرداخت تسهیلات به واحدهای تولیدی را مشخص می‌کرد. بر این اساس بنگاه‌های کوچک و متوسطی که از سوی کارگروه تسهیل و رفع موانع تولید معرفی‌شده در اولویت دریافت تسهیلات قرار می‌گیرند. همچنین واحدهای تولیدی که تعدیل نیرو نداشته یا در صورت تعدیل نیرو، دریافت تسهیلات جدید این امکان را برای آن‌ها فراهم می‌کند تا شرایط بازگشت به کار نیروهای تعدیل‌شده را فراهم کنند، واحدهای تولیدی که به دلیل عدم وصول مطالبات خود از دستگاه‌های اجرایی دولتی، شرکت‌های دولتی و وابسته به دولت نتوانسته‌اند تعهدات خود را در قبال شبکه بانکی کشور ایفا کنند، واحدهای تولیدی که دارای توان صادراتی بوده و استمرار عملیات تولیدی آن‌ها می‌تواند باعث افزایش صادرات غیرنفتی کشور شود، واحدهای تولیدی که استمرار عملیات تولیدی آن‌ها بنا به دلایلی خارج از حیطه اختیار مدیران و بر اساس شرایط کلان اقتصادی نظیر نوسانات ناگهانی شدید نرخ برابری اسعار با مانع مواجه شده‌ است و واحدهای تولیدی که تسهیلات دریافتی قبلی را در محل موضوع قرارداد تسهیلات اعطایی مصرف کرده‌اند، در اولویت دریافت تسهیلات قرار می‌گیرند. همچنین بنگاه‌های مشمول این دستورالعمل از شرایط نداشتن بدهی غیر جاری، چک برگشتی، رعایت نسبت مالکانه و مفاد آیین‌نامه رعایت شاخص‌های مالی در اعطای تسهیلات سرمایه در گردش به اشخاص حقیقی و حقوقی توسط بانک‌های دولتی به‌منظور بهره‌مندی از تسهیلات و تعهدات مستثنی هستند. برای خواندن تمامی شروطی که در پیوست بخشنامه بانک مرکزی آمده بود، از رمزینه زیر استفاده کنید.

محمد صنعتی پیشکسوت و خیر ورزش یار کرمانی: جناح‌بازی کنار رود، ورزش پیشرفت می‌کند

محمد صنعتی پیشکسوت و خیر ورزش یار کرمانی:
جناح‌بازی کنار رود، ورزش پیشرفت می‌کند

پیام ما- برنامه عصر ورزش شبکه کرمان در اولین قسمت فصل جدید خود به سراغ یکی از پیشکسوتان مطرح ورزش استان رفت. محمد صنعتی که سال گذشته به‌عنوان یکی از پنج خیر ورزش یار کشور معرفی شد در این برنامه درباره مسائل مختلفی ازجمله تغییر و تحول در اداره کل ورزش و جوانان کرمان صحبت کرد. او معتقد است که ورود سیاست به ورزش، مشکل ایجاد کرده و تنها در صورت کنار گذاشتن جناح‌بازی، ورزش پیشرفت می‌کند. صنعتی همچنین از دست‌اندرکاران می‌خواهد که هر مدیری را که بیکار شد به ورزش نیاورند چراکه ورزش به مدیران دلسوز و وارد نیازمند است. در ادامه مشروح صحبت‌های محمد صنعتی در برنامه عصر ورزش را می‌توانید بخوانید:

در دوران نوجوانی و جوانی چه ورزشی انجام می‌دادید؟
من از سال 1327 یعنی از حدود 68 سال پیش ورزش را با فوتبال، دوچرخه‌سواری و باستانی شروع کردم. از سال 1331 عضو تیم ملی فوتبال کرمان شدم.
بعد از تیم شما تیم کلنی آمد؟
نه. من در همان تیم کلنی بودم. در سال 1331 دوچرخه‌سواری هم انجام می‌دادم، درحالی‌که اتوبوس‌ها سه‌روزه کرمان تا تهران را طی می‌کردند، من به همراه یکی از دوستانم به نام علی‌خان ایران‌منش شش‌روزه مسافت بین کرمان تا تهران را با دوچرخه طی کردیم. در هر شبانه‌روز حدود 200 کیلومتر رکاب می‌زدیم. با توجه به شرایط آن زمان که نه آسفالتی بود و نه امکانات رفاهی بین راه بود، این کار را انجام دادیم و آن موقع موردتوجه مردم قرار گرفت.
واقعاً کار بزرگی بود. فکر نمی‌کنم که الان کسی بتواند.
به دلیل علاقه و جوانی توانستیم این کار را انجام دهیم. 20 سالگی بود و علاقه داشتیم در اجتماع فعال باشیم.
پول، سیاست و رقابت، ورزش را مختل کرده
در آن زمان، بیشتر چه ورزش‌هایی موردتوجه مردم بود؟
بیش از همه فوتبال. البته فوتبال آن موقع با الان فرق دارد. فوتبالیست کفش نداشت. توپ و لباس را خودش تأمین می‌کرد. فوتبالیست‌ها با عشق و علاقه خودشان توپ درست می‌کردند و به دلیل همین عشق و علاقه باپشتکار زیادی ورزش می‌کردند. در آن زمان فوتبالیست‌های ارزنده‌ای داشتیم. 65 سال پیش عباس حجری فوتبالیست کرمانی، عضو تیم ملی فوتبال ایران بود. چون پول به ورزش نیامده بود با عشق و علاقه ورزشکاران در فوتبال و در دیگر رشته‌ها مثل کشتی و باستانی پیشرفت می‌کردند. اما از وقتی‌که پول به ورزش آمد، سیاست و رقابت هم آمدند. مقداری ورزش مختل شد.
بازی تیم‌های فوتبال استان را نگاه می‌کنید؟
بله. می‌بینم. من در مراسم رونمایی از پیراهن تیم مس حضور داشتم. آقای ابراهیم‌زاده آن شب حرف‌های خوبی زد و خیلی باعلاقه صحبت می‌کرد و انگار می‌خواهد فوتبال ما پیشرفت داشته باشد زیرا با عشق و علاقه صحبت می‌کرد و تشریفاتی سخن نمی‌گفت.
انتظارات از استان کرمان بیشتر است و استعدادهای زیادی داریم اما معرفی نمی‌شوند. به نظر شما چرا این‌گونه است؟
ورزشکاری که باید کار بکند تا هزینه زندگی‌اش را تأمین کند و ورزش هم بکند، یک مقداری سخت می‌شود. باید به ورزشکاران توجه شود. برخی از ولخرجی‌های بی‌حدوحساب باید در رشته‌های ورزشی به ورزشکاران واقعی داده شود. وقتی از ورزشکار حمایت شود و ورزشکار بفهمد فعالیتش موردتوجه است باعلاقه کار می‌کند و این منجر به پیشرفت می‌شود. البته الان به برخی ورزشکاران یک میلیارد می‌دهند تا بازی کند، این رقمی است که باعث کندی کار می‌شود.
استاندار کرمان به ورزش علاقه‌مند است
چند وقتی است که ورزش و جوانان استان مدیرکل ندارد. وقتی ورزش مدیرکل نداشته باشد، چقدر ورزش استان لطمه می‌خورد؟
وقتی‌که مسئول نباشد و همه دست‌اندرکاران دست‌دوم و دست سوم منتظر مسئول باشند و ندانند چه سیاستی را باید اجرا کنند، اصلاً پیشرفت نداریم. اگر سیاست از ورزش کنار می‌رفت این مسائل پیش نمی‌آمد. با توجه به اینکه استاندار کرمان بسیار به ورزش علاقه‌مند است و برای پیشرفت ورزش تلاش می‌کند اگر جناح‌بازی را کنار بگذاریم، مسلماً ورزش پیشرفت می‌کند.
شما اگر مسئول بودید، مدیرکل ورزش بودید، بیشتر به ورزش همگانی توجه می‌کردید یا قهرمانی؟
ورزش همگانی پایه قهرمانی هست. اگر ورزش همگانی نباشد، ورزش قهرمانی هم وجود نخواهد داشت. نباید به قهرمانی تکیه شود. الان کشتی فرنگی در المپیک چون روی قهرمانان تکیه کرده بود، شکست خورد.
در کرمان کدام ورزش را موفق دیدید؟
ورزش‌های غیر فوتبالی خوب کارکرده‌اند. مثل تکواندو که 20 هزار جوان در استان به این رشته مشغولند که جای خوشحالی دارد. این به خاطر دلسوزی‌های آقای رشیدی است. بنابراین اگر قدر ورزشکار را بدانند و حرفش را بفهمند، ورزش پیشرفت می‌کند.
خیلی از ورزشکاران مطرح ما یا شمالی هستند یا جنوبی. استعداد کرمانی‌ها را در چه ورزش‌هایی می‌دانید؟ در یک مقطع در کاراته خوب بودیم و در یک مقطع هندبال. اما افت کردیم.
در همه رشته‌ها استعداد داریم.
افراد دلسوز را مسئول ورزش کنند
باشگاه مس کرمان تغییر مدیریت زیادی دارد. همین‌الان مدیر باشگاه تغییر کرده. عدم ثبات چقدر لطمه می‌زند؟
عدم ثبات قطعاً خیلی لطمه وارد می‌کند. وقتی یک مسئولی می‌آید، فقط 5 تا 6 ماه زمان می‌خواهد تا به کار آشنا شود تا برنامه‌هایش را پیاده کند. وقتی دنبال پیاده کردن برنامه‌هایش برود، زمزمه برکناری‌اش پیش می‌آید و این باعث دلسردی مدیر می‌شود و درنهایت کاری جلو نمی‌رود. درگذشته ما در همین استان کرمان مدیران 14 یا 15 ساله داشتیم. مثلاً آقای سید ابوالحسن مهدوی 14 سال مسئول ورزش بود. چون جوان بود، کرمانی و دلسوز بود، ورزش پیشرفت کرد. آقای نژاد زمانی 5 سال مسئول ورزش بود. چون خودش قهرمان بود و خاک کشتی را خورده بود دلسوزی داشت. در آن دوران پیشرفت خوبی داشتیم. باید افراد دلسوز و وارد به ورزش را مسئول ورزش کنند نه اینکه هرکسی که بیکار شد را مدیرکل ورزش بگذارند.
شیرین‌ترین خاطره ورزشی شما؟
شیرین‌ترین خاطره ورزشی من به 65 سال پیش و طی کردن مسافت کرمان تا تهران با دوچرخه بود. اولین بار که عکس من و دوچرخه‌ام را روزنامه‌های تهران منتشر کردند برای من لذت داشت. شهریور 1331 بود.
چه نصیحتی به جوانان و نوجوانان علاقه‌مند به ورزش دارید؟
به خودشان اعتماد داشته باشند و باپشتکار و با کنار گذاشتن بدبینی جلو بروند. یعنی نخواهند دوستشان را بد کنند تا خودشان جلو بروند بلکه با عشق و علاقه و پشتکار خودشان پیشرفت کنند. متأسفانه در حال حاضر جوانان ما کاری به مطالعه کردن ندارند. زیاد دنبال ورزش نمی‌روند و گاهی اوقات به دلیل رفتار مسئولین دلسرد می‌شوند.
توجه نکردن به جوانان باعث دلسردی می‌شود
بعضی از هیات های ما گیر حتی یک‌میلیون پول هستند و نمی‌توانند تیم‌هایشان را به مسابقات کشوری بفرستند درحالی‌که در برخی باشگاه‌ها مبالغ هنگفتی هزینه می‌شود. این صورت خوشی ندارد.
بله. به‌عنوان‌مثال 2 ماه قبل به زورخانه باستانی انقلاب رفتم. میل زورخانه و تخته نداشتند. بعد از 2 ماه هیچ‌کس نتوانست به این زورخانه کمک کند و پیش من آمدند و گفتند یک‌میلیون و 800 هزار تومان پول میل زورخانه و تخته را بده. دلسوزی دیگر من ازاین‌جهت هست که جوانان 17 یا 18 ساله می‌خواهند در رشته‌های مختلف مسابقه دهند اما کرایه اتوبوس و یا قطار را ندارند و پیش من می‌آیند. حالا هزینه چقدر می‌شود؟ حدود 600 یا 700 هزار تومان. یعنی چند جوان برای یک مسابقه یک هزینه‌ای برای رفتن به مسابقه می‌خواهند اما ندارند. این عدم توجه است و باعث دلسردی جوانان می‌شود.
صحبت پایانی؟
مجدداً از برنامه‌های صداوسیما تشکر می‌کنم. درگذشته سال‌هایی بود که جز تعارف در رادیو و تلویزیون نداشتیم اما امروز درد مردم را می‌گویند و مسئولین می‌شنوند و اگر 10 درصد هم تأثیر داشته باشد، باعث پیشرفت ایران می‌شود.

معمار شهر کرمان!

معمار شهر کرمان!
مجتبی یزدان پناه، استاد گرافیک در کانال شخصی خود در تلگرام با عنوان دست نوشته ها یادداشتی در ارتباط با لقب دادن به برخی مسئولان نوشته است:
در حالی که از باخت سیف الهی معاون عمرانی استانداری در مقابل شورا و سعید گیلانی یکی دو هفته ای نگذشته و از طرفی بعضی از مدیران مرتبط با مسولیت ایشان از وی بعنوان مدیری که عقیده ای به کار کارشناسی ندارد یاد میکنند که سعی در اجرا برنامه های خود دارد که نمونه اش هزینه ساخت زیر گذر جبلیه که هنوز چند ماهی از ساخت آن نگذشته و شهرداری کرمان مجبور به تصحیح مجدد آن با صرف هزینه های بالا شده است . امروز صبح بسیاری از صفحات مجازی شاهد متنی بودند که از وی به عنوان سردار سازندگی و معمار شهر کرمان یاد شده . بدون شک با نشر چنین نامه ای سراسر تعریف و تمجید در هفته های آتی باید منتظر خبرهای بیشتری از معمار شهر کرمان بود.
متن این نامه را بطور کامل جهت قضاوت شما در زیر می آورم:
سلام و درود خدا بر سردار سازندگی کرمان جناب آقای مهندس سیف الهی عزیز و بزرگوار . روزهای دیار پهناور کریمان از پی هم گذشت و گذشت تا اینکه سکان هدایت نهاد خدمتگزار شهرداری به بزرگ مردی رسید که کارنامه موفق ایشان در مدیریتهای قبلی زبان زد خاص و عام بود ، او آمد تا به تمام ناکامی های گذشته پایان دهد، نیک به خاطر داریم که مدیران شهری قبل ، حتی در احداث تنها تقاطع غیر هم سطح شهر کرمان سالها وقت صرف کردند تا این پروژه را به پایان رساندند، اما حضور پر فروغ جناب آقای مهندس سیف الهی در رآس هرم شهرداری موجب شد تا این شهر کویری طی چند سال و با سرعت غیر قابل تصور از گذشته خود فاصله گیرد، احداث دهها تقاطع غیر هم سطح، به راه انداختن نهضت آسفالت، احداث بوستانهای زیبا و با نشاط، تعریض معابری که سالها موجب گره کور ترافیکی شده بودند، توجه خاص به مبلمان و فضای سبز شهری، تکمیل کمربندی شهر کرمان در کوتاهترین زمان ممکن، ساماندهی جنگل قائم، جلب سرمایه گذار در طرحهای مختلف و ایجاد بستر مناسب در زمینه مشارکتهای مردمی و صدها دستاورد مهم دیگر از جمله توفیقات انسان خدوم و شایسته ای است که چهره ی شهر کرمان را به زیبایی هر چه تمام دگرگون ساخته است، ضمن خدا قوت جانانه به جناب مهندس سیف الهی عزیز که خدمات ارزشمندش از چشمان تیز بین اهل انصاف بدور نخواهد ماند رجاء واثق داریم که حضور ایشان در حوزه معاونت عمرانی استانداری کرمان موجب آن گردد تا سایر شهرهای استان نیز همگام با شهر کرمان به سوی آبادانی و عمران گامهای محکم و پر شتابی بردارند ، لذا کمترین تقدیر آن است تا از صمیم قلب برای معمار بزرگ کرمان که وجود گرانقدر خود را وقف خدمت به مردم فهیم و قدرشناس دیار کریمان نموده آرزوی صحت و سلامت و توفیقات بیش از پیش نمائیم.
ذکر خیرتان در خیل عاشقان فراموش مباد .

گفت و گو با «محمدحسین پورثانی» کاسب قدیمی و فعال سابق سیاسی: کرمانی غلام خانه زاد نیست

گفت و گو با «محمدحسین پورثانی» کاسب قدیمی و فعال سابق سیاسی:
کرمانی
غلام خانه زاد نیست

شاید در همین شهر کرمان هزار بار بلکه بیش تر از کنار مغازه ای عبور کرده باشید. شاید صد بار بلکه بیش تر به سوی آن مغازه نگاه کرده باشید و ده بار بلکه بیش تر پیرمردی را در مغازه اش دیده باشید. اما توجه نکرده باشید. یا ندانسته باشید که برخی از همین افراد مسن در دل خود چه گنجینه هایی از خاطرات دارند.
این بار با یک تماس تلفنی به مغازه«محمد حسین پورثانی» راهنمایی شدم. گفته بودند که یک قصاب قدیمی است. وقتی به مغازه اش رفتم، روی یک صندلی نشسته بود. کتابی در دست داشت. بیش تر که دقت کردم.«تاریخ مطبوعات کرمان» نوشته«اسماعیل رزم آسا» بود. کتاب های دیگری هم دور و برش پیدا می شد. عکس های قدیمی هم بر دیوارها نصب شده بود. عکس هایی از ابوالقاسم کاشانی، مظفر بقایی و ابوالقاسم هرندی و دیگرانی که برخی آشنا بودند و عده ای نا آشنا.
با «پورثانی» به صحبت نشستم. متولد 1310 خورشیدی است. از کودکی به قصابی پرداخته است. در جوانی به سیاست روی آورده و به حزب زحمتکشان علاقه‌مند شده است. در این حزب به فعالیت پرداخته و زمانی هم که حزب از رونق افتاده از سیاست کنار کشیده و در حال حاضر در سن 85 سالگی با خاطرات خود زندگی می کند.

رضا خان در خانه هرندی
پور ثانی می گوید که در بازار قدم گاه کنار قبر ملابمانعلی (راجی کرمانی) که مسقف هم بود، قصابی داشتم. 60 سال پیش گوشت کیلویی 9 قران بود.
هر روز صبح زود به کشتارگاه می رفتم. گوسفند را شقه می کردم. حرام مغزی که وسط شقه بود به عنوان دست مزد به خودم تعلق می گرفت. آن زمان از حرام مغز برای ساختن سفیداب استفاده می کردند. از همان پولی که از راه قصابی به دست آورده بودم، در قبرستان سید حسین اتاقی ساختم برای این که مادرم را در آن دفن کنم. در سال 1329 این اتاق را ساختم. حالا اجازه نمی دهند خودم را در آن اتاق دفن کنند.
وی ادامه می دهد که از 8 سالگی قصابی را شروع کردم. پدرم فوت کرده بود. نزد مادرم زندگی می کردم. قصابی را از حاج اکبر یزدان پناه یاد گرفتم. سال‌ها نزد او به این کار مشغول بودم. بچه بودم که شنیدم رضاخان به کرمان آمده و در خانه هرندی اقامت دارد.
عضویت در حزب زحمتکشان
پورثانی در مورد علاقه خود به سیاست می گوید که در جوانی وارد کارزار سیاسی شدم. به حزب زحمتکشان که رهبری اش با آقای دکتر مظفر بقایی بودم پیوستم. به عقیده من دکتر بقایی مردی آزادی خواه، وطن پرست و مبارز بود. مصدق و بقایی در ابتدا با هم بودند. بعدا بین این دو نفر اختلاف افتاد و از هم جدا شدند. او اظهار می‌دارد که من سال 1328 تا انقلاب اسلامی که حزب زحمتکشان، فعالیت داشت، عضو این حزب بودم. در جریانات سال 57 هم از انقلاب حمایت کردم، همان گونه که دکتر بقایی حمایت کرد. در راه پیمایی ها شرکت داشتم. معلمان آموزش و پرورش کرمان اعتصاب کرده بودند، ما برای معلم‌ها سبد گل می بردیم و از آن‌ها حمایت می کردیم.
قیام برای راستی و درستی
این فعال سیاسی قدیمی کرمان در ادامه خاطرات خود از مبارزات سیاسی ادامه می دهد که شعار حزب زحمتکشان این بود:«ما برای راستی و آزادی قیام کرده ایم.» من به خاطر همین شعار به این حزب و شخص دکتر بقایی علاقه مند شدم. علاوه بر من افرادی مانند حاج قاسم مهرابی، محمد محمدی(روزنامه نگار)، هنرمندی ها و… از جمله طرفداران بقایی بودند.
بنی صدر و مهمانی کشک و بادمجان
پورثانی درباره دردسرهایی که به خاطر فعالیت سیاسی برایش پیش آمده می گوید که ما همه ساله در روز 14 مرداد ماه در جنگل قائم نهار کشک و بادمجان می خوردیم. مهمانانی از تهران، شهرستان ها و خود کرمان به نهار کشک و بادمجان دعوت می کردیم. تعداد زیادی کوار در جنگل برپا کرده بودیم. سال 1359 نیز طبق موعد هر ساله مراسم ناهار را برگزار کردیم. بنی صدر(رییس جمهور وقت)هواپیمایی از تهران برای دستگیری دکتر بقایی به کرمان فرستاد. حتی یک چمدان پر از دستبند نیز فرستاده بودند تا بقایی و اطرافیان او را دستبند زده به تهران منتقل کنند. آقای فهیم کرمانی مقاومت کرد و با این توجیه که کرمان حوزه قضایی من است و تا زمانی که جرم بقایی و دیگران برای من ثابت نشود، کسی را به تهران نمی فرستم، با او همکاری نکرد. در نتیجه هواپیما خالی به تهران بازگشت. من جزو کسانی بودم که بازداشت شدم. یک شب هم در بازداشتگاه بودم که بعد از دادن توضیحات آزاد شدم.
روی قبرش نوشتند
«سید محمود»
او حوادث 28 مرداد سال 32 را این گونه شرح می دهد و می گوید که روز28 مرداد اوضاع کرمان به شدت ملتهب بود. من و تعدادی از دوستان از راسته بازار به طرف میدان ارگ رفتیم. دو، سه تا پاسبان ایستاده بودند. حاج آقا مهرابی به پاسبان ها گفت بروید عقب، جمعیت شما را نابود می کند. در میدان ارگ بودیم که سرگرد سخایی با ماشین ارتشی آمد. دو سه تا تیر هوایی زد و داخل شهربانی رفت. شهربانی، آموزش و پرورش، ستاد ارتش همه به هم راه داشتند. سرگرد سخایی از شهربانی به ستاد ارتش رفت. عده ای لباس شخصی که به رکن2 مشهور بودند و در واقع نیروهای مخفی اطلاعاتی بودند و تعدادی شهربانی چی(کارآگاه) به سمت ستاد ارتش حرکت کردند. زمانی که سخایی کشته شد من آن جا نبودم. بعداً در همین جا(خیابان شریعتی کنونی، نزدیک میدان مشتاق) دیدم که جنازه سخایی را به دنبال ماشین بر زمین می کشند و می آورند. همین اطراف هم جنازه را آویزان کردند. سپس در قبرستان سید حسین (کنار گنبد جبلیه) دفن شد. روی قبرش هم فقط نوشتند:«سید محمود»
کرمانی؛ غلام خانه زاد نیست
پورثانی با تمجید از مرام دکتر بقایی ادامه می دهد که دکتر بقایی خانه و زندگی بسیار ساده ای داشت. همه خانه و زندگی دکتر بقایی چند تا کتاب بود. دم کوچه باغ سردار تهران خانه ای داشت که کرمانی ها به دیدن او می رفتند. سخنرانی‌های دکتر بقایی در کرمان بسیار شلوغ می‌شد.
یکی از خصوصیات دکتر بقایی این بود که روی حرف خود می ایستاد.
مثلاً زمانی که دکتر اقبال نخست وزیر بود. برادرش عبدالوهاب اقبال استاندار کرمان بود. منوچهر اقبال (نخست وزیر وقت) تلگرافی به شاه ارسال کرده و نوشته بود:«چاکر و غلام خانه زاد؛ دکتر منوچهر اقبال»
دکتر بقایی در اعتراض به این طرز نامه نوشتن نخست وزیر گفت:«در زمان قدیم، در خانه اشراف زاده ها غلام و کنیز بوده است. اگر بچه ارباب به کنیز نزدیک می شد و کنیز بچه دار می شد، به آن بچه می گفتند غلام خانه زاد است. کرمانی غلام خانه زاد نیست.»
یکی از نکات جالب کار سیاسی دکتر بقایی این بود که در مجلس شانزدهم و هفدهم هم زمان هم از کرمان و هم از تهران وکیل شد. روزنامه ها در باره این قضیه نوشتند:«برومند باد آن همایون درخت/ هم از شهر کرمان وکیل است؛ هم از پایتخت»
جنگل کاری با پول گدایی
این عضو سابق حزب زحمتکشان، احداث جنگل قائم کرمان را یکی از اقدامات بقایی معرفی می کند و می گوید که بقایی به تازگی از خارج آمده بود. به فکر تاسیس جنگل قائم افتاد. مؤسسان جنگل قائم با دست خالی کار کردند. وزیر کشاورزی وقت به کرمان آمد. از بقایی پرسید:«شما با چه پولی این جا را ساخته اید؟» بقایی پاسخ داد:«با پول گدایی از مردم!» وزیر کشاورزی دستور داد مبلغی به جنگل قائم کمک شود. وقتی که این دستور داده شد، بقایی گفت:«دیدید آقا گفتم با پول گدایی؟ این پولی که شما دادید هم پول گدایی است.»
او در ادامه می گوید که نهال های جنگل قائم را از جاهای مختلف آوردند. بعضی از درختان هم به صورت بذر کاشته شد. به این صورت که میوه های کاج را هم در آب می خیساندند. تخم ها را در می آوردند و می کاشتند.
من عضو هیات امنای جنگل قائم هستم. در کتابی که مرحوم محمد محمدی درباره جنگل قائم نوشته، نام من در ردیف چهاردهم آمده است. در حال حاضر بسیاری از اعضای هیات امنا از دنیا رفته اند و تعداد کمی در قید حیات هستند. من زنده هستم و تا جایی که خاطرم هست دکتر ناصر، هوشنگ ارجمند و محمد صنعتی نیز در قید حیات هستند.

در گفت و گو با مهدی قراری زاده و سیروس خالقی، دو کاراته کا موفق کرمانی عنوان شد: پیشرفت کاتا بیشتر از کومیته است

در گفت و گو با مهدی قراری زاده و سیروس خالقی، دو کاراته کا موفق کرمانی عنوان شد:
پیشرفت کاتا بیشتر از کومیته است

ورزش کاراته در استان کرمان دارای سابقه و قدمت بسیاری می باشد که با زحمات عده زیادی از اساتید این فن، روز به روز پیشرفت و علاقمندان زیادی را به خود کسب کرده است. در این بین بوده و هستند ورزشکارانی که با جدیت خود و صرف فعل خواستن به رتبه ها و مدارج بالایی در داخل و خارج از ایران دست یافته و برای کشورمان افتخار آفرین شده اند.
مهدی قراری زاده و سیروس خالقی دو تن از این جوانان کم نام و نشان اما موفق کرمانی هستند که بارها در سطح مسابقات داخلی و بین اللملی مقام کسب کرده اند.مهدی قراری زاده متولد سال 76 کرمان. کاراته را از 6 سالگی زیر نظر سنسی سامع محمدی در باشگاه الماس شروع واز سال 92 تا 94 به عضویت تیم ملی کاراته در رده نوجوانان جوانان در آمده است.همچنین سیروس خالقی نیز متولد1370 کرمان است و کاراته را از 5سالگی با استاد صادقی شروع و سپس زیر نظر استاد مهدی محمدی در باشگاه الماس ادامه واز آن زمان تا کنون در رشته کاتا زیر نظر ایشان ، بطور حرفه ای مشغول فعالیت ورزشی می باشد. مصاحبه کوتاهی را با این دو ورزشکار جوان و آینده دار انجام دادیم که در زیر با هم می خوانیم.

چه مقام هایی تا کنون کسب کرده اید؟
قراری زاده: تقریبا در تمامی ردهای سنی مقام ها و رتبه هایی را در سطح کشور کسب کرده ام اما آنچه که باعث رشد و پیشرفت بیشتر من در کنار تمریناتم بود، حضور در مسابقات برون مرزی و بین المللی است که مهترین این مدال‌ها و رتبه‌ها عبارتند از:
طلا انفرادی کاپ جهانی انگلیس سال2008، برنز تیمی کاپ جهانی انگلیس سال 2008، طلا انفرادی آسیا گوجوکای تایلند2011، طلا انفرادی لیگ جهانی ترکیه 2013 و طلای انفرادی در مسابقات جهانی گوجوکای هند 2013.
پس از اینکه از سال1392 به عضویت تیم ملی در آمدم، مقام‌های ذیل را به صورت انفرادی کسب کردم که شامل:
برنز جهانی اندونزی 2015، برنز آسیایی مالزی2013، پنجمی جهانی اسپانیا2013، طلا کاراته وان ترکیه2014 و طلا کاپ آزاد تایلند در سال 2015 می باشد.
خالقی: بنده نیز دررشته کاتا و کلیه ردهای سنی مقام های کشوری زیادی هم در مسابقات سبکی و هم مسابقات آزاد دارم
که مهمترین آنها عبارتند از؛
طلا انفرادی کاپ جهانی انگلیس سال2008، طلا تیمی کاپ جهانی انگلیس سال 2008، طلا تیمی مسابقات اروپایی بیرمنگام 2008، نقره تیمی جهانی گوجوکای هند 2013 ونقره بین المللی جام وحدت ودوستی ارومیه در سال 93. ضمن اینکه در حال حاضر با داشتن مقام اول کشور و کسب نفر برتر اردوهای تیم ملی کاتا، برای مسابقات جهانی اتریش اماده میشوم.
دلیل موفقیت های خود را در چه می بینید؟
قراری زاده: اول عنایت خداوند و دعای خیر پدرو مادرم و دوم زحمات مربی عزیزم وسوم نظم و تلاش و تمرینات بی وقفه که زندگی خودم را خلاصه کردم در درس و تمرین. امیدوارم نتیجه زحماتم را خداوند به من هدیه کند همان گونه که تا کنون لطفش نصیب من بوده است.
خالقی: لطف خداوند منان و دعا خیر پدرو مادرم که همیشه مشوق و حامی من بودند همچنین زحمات مربی عزیزم استاد مهدی محمدی. نظم درتمرینات، زحمات شبانه روزی و برنامه ریزی منظم و خوب نیز یکی از عوامل موثر در راه پیشرفت در این ورزش است. امیدوارم باعنایت به خداوند، اولین مدال جهانی کاتا انفرادی را برای کشور عزیزم به ارمغان بیارم.
وضعیت کاراته استان را چگونه است؟
قراری‌زاده: کاراته استان متشکل از بهترین وفنی ترین مربیان است و پتانسیل قوی دارد و در کاتا یک قطب در کشور هستیم. همان طوری که آگاه هستید، امسال در تیمی و انفرادی رکورد شکن شدیم و امیدوارم در کومیته هم زمین‌های مهیا شود تا قهرمانان کومیته افزایش و عنوان دار شوند.
خالقی: کاراته استان دارای بهترین وفنی ترین مربیان است و در رشته کاتا پتانسیل قوی دارد ورکوردهای قابل توجه ای در کاتا دارد وامیدوارم من نیز بتوانم یک رکورد از خودم با مدال جهانی بجا بگذارم ولی در کومیته متاسفانه فقط مختص شده به هم باشگاهی اینجانب آقای قراری. امیدوارم با برنامه ریزی که در هیات شده یک جهش هم در کومیته داشته باشیم.
برنامه های آتی شما چیست و برای چه مسابقاتی آماده می شوید؟
قراری زاده: انشالله با دعا خیر ملت و حمایت خانواده وتلاش مربی ام قصد دارم مدال آسیایی و جهانی رده امید و بزرگسالان را به آلبوم کاراته استان اضافه کنم.
خالقی: درحال حاضر با 6جلسه تمرین کاتا درهفته، 3جلسه کار با وزنه و3 جلسه کار هوازی، با توکل به خدا و دعای خیرهمشهریان و حمایت ها و پشتیبانی های مربی ام فقط به مدال کاتا انفرادی جهانی می اندیشم. اگر خدا کمکم کند و بد شاسی نیاورم، در اتریش پرچم پرصلابت کشورم را به اهتزاز درخواهم آورد.
و سخن پایانی شما….؟
قراری زاده: وظیفه دارم از مسولین ورزش استان و هیات کاراته و مربیان محترم تیم ملی اساتید فرید خمامی، روحانی و مربیان محترم بدنساز استاد سید محمد حسینی و استاد کوهی تشکر و قدردانی نمایم که همواره مرا یاری کردند.
خالقی: لازم می دانم از همه پیشکسوتان، مربیان وهمرزمانم در کاراته استان و هیات کاراته و مربیان محترمی که ک.چکترین نکته را هم به بنده یاداوری می کنند، تشکر و قدردانی کنم، به ویژه از مربی بدنسازم استاد سید محمد حسینی که دین بزرگی به گردن من دارند.

رئیس جهاد کشاورزی جنوب کرمان عنوان کرد پیش‎بینی کاهش 25 درصدی سطح زیر کشت ذرت در جنوب

رئیس جهاد کشاورزی جنوب کرمان
عنوان کرد
پیش‎بینی کاهش
25 درصدی سطح زیر کشت ذرت در جنوب

رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان گفت: «پیش‎بینی می‎شود، سطح زیر کشت ذرت 25 درصد در این منطقه کاهش یابد.»
به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان، دکتر سید یعقوب موسوی اظهار داشت: «با وجود برنامه ابلاغی وزارت جهاد کشاورزی از سطح 16 هزار هکتار، این سازمان در راستای سیاست‎های طرح همیاران آب برای تحقق عملیات اجرایی کشت ذرت در سطح 12 هزار هکتار برنامه‎ریزی کرده است.»
وی بیان داشت: «برابر گزارش‎های واصله تاکنون از این میزان 8 هزار و 500 هکتار عملیات اجرایی تحقق یافته است.» موسوی تصریح کرد: «از سطح 12 هزار هکتار حدود 2 هزار هکتار آن علوفه‎ای است که تاکنون 800 هکتار کشت شده و همچنین 10 هزار هکتار آن دانه‎ای است که تاکنون 8 هزار هکتار کشت شده است.»
وی با اشاره به اینکه تاکنون یک‎هزار و 400 هکتار از مزارع ذرت به آبیاری تیپ مجهز شده است، افزود: «پیش‎بینی می‎شود، این سطح به بیش از 2 هزار هکتار توسعه یابد.»
رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان ادامه داد: «پیش‎بینی می‎شود، سطح زیر کشت ذرت در این منطقه حدود 25 درصد نسبت به برنامه ابلاغی کاهش یابد.»

رشد 11 درصدی مصرف آب در کرمان

رشد 11 درصدی مصرف آب
در کرمان
مصرف آب در شهرستان کرمان در مقایسه با مدت‌زمان مشابه سال قبل، 11 درصد رشد داشت. غلامرضا زین‌الدینی مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان کرمان گفت: «مصرف آب در شهرستان کرمان طی 4 ماه نخست سال جاری در مقایسه با مدت‌زمان مشابه سال قبل، 11 درصد رشد داشت.» وی افزود: «بیشترین رشد مصرف در اختیارآباد با (56 درصد) و کمترین میزان رشد در شهداد با (1 درصد رشد) داشته‌ایم.» زین‌الدینی در ادامه همچنین اذعان کرد: «در شهرهای باغین، جوپار، چترود و محی آباد با کاهش مصرف آب در مقایسه با مدت‌زمان مشابه سال قبل مواجه بودیم.»

سدها متهمان اصلی بحران آب در ایران؟ تا نقشه جامع آب کشور نباشد نمی‌توانیم سدسازی را زیر سوال ببریم

سدها متهمان اصلی بحران آب در ایران؟
تا نقشه جامع آب کشور نباشد نمی‌توانیم سدسازی را زیر سوال ببریم

یعنی الان آب را یک کالای اقتصادی نمی‌بینیم؟
مسگرپور: خیر، الان آب براساس سیاست‌های بخشی‌نگر فقط ابزار برای تأمین منافع مورد نیاز است. درواقع به آن به عنوان یک منبع نگاه می‌کنیم، آن هم نه منبعی که تجدیدپذیر باشد و سرمایه‌بین‌نسلی است. برای همین است که اینک شاهد آن هستیم که چاه‌های بسیاری را حفر کردیم و آبی که طی هزاران سال در سفره‌های زیرزمینی به وجود آمده و ذخیره شده بود را بی‌مهابا مصرف کردیم. عملاً با این کار آینده را از بین بردیم. ما اجازه نداریم منابع آیندگان را مصرف کنیم..
آقای حاجی‌کریم شما درباره سدسازی چطور فکر می‌کنید؟ علاوه بر انتقادی که به سدها وارد می‌دانند مبنی بر تغییر اکوسیستم‌های محیط زیستی و بحث تبخیر گفته می‌شود در بسیاری نقاط منافع سیلاب‌ها از منافع سد بیشتر بوده‌است. با این توصیف فکر می‌کنید با توجه به گستره جغرافیایی کشورمان و اقلیم آن ساخت این همه سد لازم بود یا می‌شد برخی سدها را نساخت؟
حاجی‌کریم: مدیریت آب یک زنجیره پیوسته بسیار پیچیده است آن هم با حوزه نفوذی به اندازه تک‌تک افراد جامعه. بنابراین به‌صورت مطلق نمی‌توانیم بگوییم ساخت همه سدها ایراد داشته‌است. سد به عنوان یک ساختار فیزیکی بخشی از یک نظام توزیع و مدیریت آب است و در این نظام، آبخوان ها، شبکه‌های آبیاری پایین‌دستی و ….. لازم است. چه بسا بخشی از این سدها به دلیل تغییرات اقلیمی شاید کارکرد سابق را نداشته باشد. اما نگاه کنیم ببینیم در همین سیل اخیر در خوزستان اگر سدهایی مانند دز نبود چه بر سر شهر اهواز می‌آمد. بنابر نظر کارشناسان اهواز با دبی آب ۵هزارمترمکعب بر ثانیه کاملاً غرق می‌شود و سیل اخیر برای ساعاتی دبی آبی برابر ۱۵هزار مترمکعب بر ثانیه داشت. اگر این سدها نبودند الان مشخص نبود سیل اخیر چه تأثیرات مخربی بر شهر اهواز می‌داشت. بنابراین بهتر است برای پاسخ دادن به این پرسش مقایسه‌ای انجام دهیم بین مقدار تخریب سیل‌ها در یک یا دودهه اخیر وسال‌های پیش از ساخته شدن سدها. اما با همه این اوصاف باز هم نمی‌توانیم به طور مطلق بگوییم سدسازی‌ها اشتباه یا کاملا درست بوده‌است. اما این سدسازی‌ها با بخشی‌نگری درارتباط بوده و مدیریتی جامع بر آن حاکم نبوده‌است، بخشی از این سدها هنوز به کارکرد اصلی خود نرسیده‌اند، در برخی از این سدها هنوز شبکه آبیاری پایین‌دست تکمیل نشده‌است. اگر نقشه جامع آب کشور تهیه و تدوین می‌شد آن وقت میشد گفت کدام سد لازم بوده و کدام سد می‌توانست نباشد. تهیه و تدوین نقشه جامع آب کشور کاری نیست که صرفاً توسط وزارت نیرو ممکن باشد یا به طور عام دولت. باید بخش خصوصی در صنعت، بخش خصوصی در کشاورزی و محیط زیست در تهیه آن نقش داشته باشند و پیوست‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و محیط زیستی آن نیز آماده شود. اما الان بخواهیم بدون داشتن نقشه جامع آب کشور بگوییم چه تعداد سد مفید و چه تعداد سد بدون کارکرد داریم امکان‌پذیر نیست.
آقای خزاعی شما به سبب تجریه و تخصص علمی‌اتان در زمینه سدسازی فعالیت‌هایی داشته‌اید. آیا شما موافقید که ما در ایران باید این همه سد می‌ساختیم تا در مناقطی می‌توانستیم سد نسازیم و با شیوه‌های دیگری به مدیریت آب بپردازیم؟
خزاعی: ببینید ما به جهت فنی و مهندسی در دوره معاصر دیر به سدسازی رسیدیم. درست است که در تاریخ سوابقی در زمینه سدسازی داشته‌ایم اما در ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال اخیر کمتر به این کار پرداخته بودیم. در نتیجه وقتی به این علم و مهارت رسیدیم به نوعی سعی کردیم جبران مافات کنیم. با این حال به هیچ وجه نمی‌توان سدسازی را منتفی دانست زیرا یک پروسه تأمین آب است آن هم در کشور ما که آب و هوایی یکنواخت ندارد. گاهی باران‌های سیل‌آسا داریم و گاهی خشکسالی‌های درازمدت. بنابراین اگر قرار است نقدی به سدسازی کنیم باید هر سد را از منظر خودش نگاه کنیم و نمی‌توانیم یک حکم کلی برای همه سدهایی که ساخته‌ایم صادر کنیم. در بررسی سدها نیز باید ببینیم سد به چه منظوری طراحی شده، برای تأمین آب، برای تولید برق ، برای جلوگیری از سیلاب‌ها و بعد به این پرسش‌ها پاسخ دهیم که آیا خدمات تکمیلی این سدها نیز ساخته شده‌اند؟ آیا ما به سهم محیط زیست در این سدها توجه کرده‌ایم و یا همانطور که دوستان اشاره کردند آیا شبکه زیردست را ساخته‌ایم؟ در خیلی جاها ما دچار مشکل هستیم زیرا اطلاعات جامعی از آب و هوا و تغییرات اقلیمی نداشته‌ایم و دوره‌های خشکسالی و ترسالی را مورد توجه قرار نداده‌ایم. بنابراین اگر اطلاعاتی از آنچه خشکسالی های بلندمدتی که هر ۵۰ سال یکبار گریبان کشورمان را می‌گرفت در این محاسبه‌ها می داشتیم شاید برخی سدهای را نمی‌ساختیم. شاید بعضی‌ از سدهای ساخته نمی‌شد که این هم تعدادش اندک است. اما در مورد تأثیر سدسازی بر خشک شدن دریاچه ارومیه باید عوامل دیگری را هم ببینیم که تأثیر فراوانی در مصرف آب‌های زیرزمینی داشته‌است. حفر چاه‌های متعدد و عمیق و استفاده بیش از حد از منابع تجدیدشونده در کنار نوع کشاورزی بدون بهره‌وری در بحران دریاچه ارومیه نقش داشته است.
من در عین حال که می‌گویم نهضت سدسازی بسیار خوب بوده تأکید می‌کنمم که مثل هر کار دیگری نیاز به نقد داشته است.
چطور می‌شود این نقد را عملی کرد؟ الان وزارت نیرو باز هم بر سدسازی تأکید دارد ولی شما می‌گویید که نقشه جامع آب کشور نداریم و آمایش سرزمین هم انجام نشده است.
مسگرپور: باید برنامه و طرح آمایش سرزمین به طور کامل در کشور انجام شود تا استعدادهای زیست‌محیطی، کشاورزی، صنعتی، معدنی، انسانی و نظایر آن مورد مطالعه قرارگیرد و بعد جانمایی سازه‌ها اعم از سد و صنایع و نظایر آن صورت گیرد. جانمایی سدها، صنایع و نوع کشت و براساس آن طرح جامع آب باید از این آمایش سرزمین منتج شود. جای این مطالعه خالی است .
و این آمایش سرزمین وظیفه چه کسی یا چه نهادی بوده‌است ؟
مسگرپور: سازمان برنامه بودجه یا همان سازمان مدیریت و برنامه ‌ریزی که سالها تعطیل شد و دوباره در دولت فعلی احیا شد. دفتر آمایش سرزمین در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی اساساً به همین منظور راه‌اندازی شده بودولی به دلیل کم‌توجهی در سال‌های اخیر یکسری از استان‌ها خودشان این کار را شروع کردند . کار آمایش سرزمین به صورت منطقه‌ای کار صحیحی نیست و باید به صورت یکپارچه انجام گیرد .
خزاعی: قطعاً برای انجام چنین کاری حضور بخش خصوصی ضروری است. بخش خصوصی به معنای زنجیره‌ای ارزشی غیر از دولت. اخیراً می‌بینیم که بسیاری از بزرگان و متخصصان به آب توجه ویژه‌ای دارند و نسبت به بحران آب هشدار می‌دهند. این خوب است اما کافی نیست زیرا ما نیازمند تغییر نگاه به آب هستیم.
حاجی‌کریم: الان غالباً در بحث‌ها به موضوع پدیدآمدن بحران اشاره می‌شود. باید توجه کنیم که این بحران و موقعیتی که در آن قرار داریم یک فرصت بی‌بدیل و بزنگاه تاریخی است. یک تصمیم‌گیری صحیح می‌تواند بخشی از اشتباهات گذشته را جبران کند. اشتباهاتی که در ۱۰۰ سال اخیر رقم خورده‌است. این فرصت با همین وضعیت بحران آب و طبیعت و اقلیم کشور به ما داده شده‌است. الان این فرصت را داریم که آب به گفتمان غالب کشورما تبدیل شود و برگردیم به گذشته و ببینیم چه کارهایی کردیم؛ اگر سدسازی کردیم، اگر الگوی کشتی که سالها توسط پدرانمان انجام می‌شد را تغییرش داده‌ایم، اگر دیدگاه‌های صرفاً اقتصادی و کوتاه مدت را وارد کشاورزی کردیم، اگر صرفاً با نگاه منطقه‌ای سدسازی کردیم، اگر شبکه‌های پایین‌دستی سدها را نساختیم و اگرهای بسیار دیگر برگردیم و همه این مسائل را به صورت جامع نگاه کنیم. در مدیریت کسی هنرمند است که بتواند از بحران فرصت بسازد. در همه این سال‌ها ما از ظرفیت های بخش خصوصی غفلت کرده‌ایم و کنشگران حوزه آب و به طور کلی زنجیره ارزش این حوزه را در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی ها دخالت نداده‌ایم و امروز با تبدیل گفتمان و بحران آب به موضوعی ملی، فرصت داریم تا از برآیند نظرات این افراد تصمیم‌گیری کنیم.
بسیارخب، فرض کنید همه این جامع‌نگری‌ها صورت گرفت و طرح آمایش سرزمین و نقشه جامع آب هم تدوین شد. آیا این اراده وجود دارد که اگر سدی مخل به اکوسیستم است حذف شود و آن را تخریب کنند؟ به نظر می‌رسد همین الان مقاومت شدیدی در این‌باره وجود دارد؟
مسگرپور: در مورد تخریب سدها و مثالی که این روزها همه از سد گتوند می‌آورند باید بگویم که مطالعات زیادی روی آن شده‌است و امروز امکان تخریب آن نیست چون تبعات زیادی برای پایین‌دست آن رقم می‌زند. راه‌حل‌های مناسبی هم برای رفع مشکل آن دیده شده است و می‌دانم در حال اجراست. این مطالعات هم در دانشگاه تهران انجام شده‌است. اما باید به نکته دیگری توجه کنیم. بحث مدیریت یک سازه است. مدیریت سد می‌تواند به این نحو باشد که امروز که روزگار خشکسالی است هیچ آبی پشت سد نگاه ندارند و همه آب آن را تخلیه کنند. الزاماً که نباید آب را پشت سد نگاه دارند. بحث مدیریت بهره‌برداری از سدها حرف اول را می‌زند. این مدیریت در سال‌های ترسالی و خشکسالی باید متفاوت باشد. در گذشته مردم یک روستا برای آنکه از فواید سیلاب استفاده کنند عمداً جلوی آب را نگاه می‌داشتند و بعد با تخریب یکباره آن بند یا سد سیلاب ایجاد می‌کردند تا با غرقآب پایین‌دست به منافع لازم برسند. بدین‌ترتیب نوعی مدیریت منابع می‌کردند. 
با این وصف ممکن است برخی سدها لازم باشد که تخریب شوند و باید این تخریب انجام شود. اما لازم است سراغ بهره‌وری برویم. یکی از عللی که شرایط کنونی را برای ما رقم زده‌است استفاده از منابع زیرزمینی بوده‌است. اگر بخواهیم مشکلات مربوط به بروز بحران آب را حل و فصل کنیم باید این چرخه و این زنجیره استحصال تا مصرف آب را به طور کامل ببینیم. این نوع نگاه خود اشتغال ایجاد می‌کند، فرصت پژوهشی رقم می‌زند و موجب می‌شود ببینیم چگونه در منابع، در انتقال آب، در الگوی کشت، در استفاده از سم و کود و کاهش زهاب و بهینه کردن نوع محصول باید عمل کنیم بهینه‌سازی صنایع تبدیلی، کاهش پرت محصول از دیگر نیازمندیهای ما در کاهش مصرف آب است. برای این بحث مثالی می‌زنم؛ شما یک کیلو سبزی خوردن می‌خرید و پس از پاک‌کردن و تمیز کردن آن چیزی حدود ۱۰۰ گرم سبزی خوردن به سفره شما می‌رسد. بعد همان ۹۰۰ گرم اضافه سبزی به ذباله تبدیل می‌شود و دوباره برای حمل آن به بیرون از شهر هزینه می‌شود. برای ورود آن به شهر نیز که هزینه شده بود. حال اگر همین سبزی در محل کاشت، دستچین شود و ضدعفونی و بسته‌بندی شود عملاً ۱۰۰گرم سبزی حمل و نقل و برای ورود به شهر هزینه می‌شود و نهایت همه آن ۱۰۰ گرم هم مصرف می‌شود. پس امروز بیش از هر زمان دیگری بحث بهره‌وری مطرح است و اینجا نقطه‌ای است که ایجاد اشتغال به همراه دارد و همه ذینفعان نیز به کارگرفته می‌شوند.
حاجی‌کریم: شاید تصمیم‌گیری درباره تخریب یک سد به سبب فشارهای اجتماعی و سیاسی خیلی سخت باشد و نشود کاری صورت داد. اما کشور ما و مردم ما نشان داده‌اند که وقتی خواسته ای ، خواسته همه آنهاست این پتانسیل را دارند که کار نشدنی را به کار شدنی تبدیل کنند. اتفاقاتی که در سال‌های اخیر رخ داده مؤید همین گام‌های بزرگی است که مردم برداشته‌اند.
مسگرپور: با این کار یکپارچگی اجتماعی نیز به وجود می‌آوریم. اینجاست که می‌توانیم این بحران را به فرصت تبدیل کنیم . برای نمونه ما در فدراسیون صنعت آب ایران با تجمیع دست‌اندرکاران و تشکل های صنعت آب ، می‌خواهیم به افزایش بهره‌وری برسیم.
همه آنچه مرور کردید و به ویژه فقدان مدیریت یکپارچه در عرضه و تقاضا یا عدم مشارکت ذی‌نفعان در تصمیم‌گیری درباره منابع آب در کنار نبود نقشه جامع آب و یا عدم انجام آمایش سرزمین برای جانمایی طرح‌ها نشان از این دارد که حکمرانی مطلوبی در زمینه مدیریت منابع آب نداریم . همه در حال طرح بحران آب و مشکلات ناشی از تغییر اقلیم و خشکسالی هستند. آیا شما راهکاری هم برای برون‌رفت از این بحران دارید؟
حاجی‌کریم: باید اول واقعیتی را بپذیریم. اقلیم ما سرزمینی است که ۸۵درصد آن خشک و بیابانی است و بعد به دنبال راهکار برای برون‌رفت از بحران کنونی بگردیم. ممکن است گفته شود فعلاً پتانسیل در سدسازی وجود دارد و اگر سدنسازیم چه کنیم؟ در مقام پاسخ به این پرسش و البته به صورت تئوری باید بگویم دنیای امروز دنیای گذر از سخت‌افزار به نرم‌افزار است و این یعنی همان افزایش بهره‌وری. اتخاذراهکارهایی که بتوانیم ثروت موجود را چندین برابر کنیم، ما کشوری هستیم با تلفات بسیار در شبکه آبیاری. اگر تلفات شبکه‌ای آب را کاهش دهیم، تلفات آبرسانی را به حداقل برسانیم می‌توانیم ازهزاران میلیارد تومان هزینه‌ های مستقیم و چندین برابر آن هزینه های غیر مستقیم اجتماعی و سیاسی و …. برای انتقال حوضه به حوضه آب جلوگیری کنیم و در مقصد طرح‌های انتقال با افزایش بهره‌وری آب مشکل را رفع‌کنیم. اگر ما از پتانسیل دانشگاهی خود به درستی و به‌موقع استفاده کنیم، اگر از تصفیه‌خانه‌های آب و فاضلاب و نیروی انسانی به درستی استفاده کنیم می‌توانیم بر بهینه کردن و بالابردن راندمان در همه تأسیسات آب و فاضلاب کشورمان استفاده کنیم، ما فارغ‌التحصیلات کشاورزی به وفور داریم و می‌توانیم در بهینه کردن تولید کشاورزی استفاده کنیم. سرانه تولید کیلوگرمی در دنیا متوسط تولید ۲ کیلوگرم در هر متر مکعب است و در ایران حدود یک کیلوگرم و این در مقایسه با کشورهای دنیا زیبنده جامعه ما نیست.
آقای خزاعی شما باین بحث موافقید به ویژه در شرایطی که در کشور از هر سو شاهد بلندشدن آه مردم از خشک شدن رودخانه زاینده رود یا از مشکلات دریاچه ارومیه یا نشست زمین در فارس و خشک‌شدن منابع آب زیرزمینی این خطه یا در کرمان مسائلی از این دست هستیم و یا مردم چهارمحال و بختیاری که مناقشه بر سر انتقال آب را شاهدیم و همه این‌ها نشان از عدم حکرانی مطلوب در زمینه منابع آب دارد.
خزاعی: آب یک ثروت عمومی است. ما نیاز به مدیریت منابع آب داریم . بنابراین هرکسی به اندازه سهم خویش و نسبت به آنچه در تأمین منافع ملی ایفا می‌کند باید بتواند ازاین منابع برخوردار باشد و اینگونه نیست که دراختیار کسی باشد. چیزی که از آن غافل بوده‌ایم و اینک می‌خواهیم در فدراسیون صنعت آب ایران با کمک اندیشمندان و متخصصان آب و بهره گرفتن از تجریه سایر نهادها و ارگان‌ها عملی کنیم به کانال صحیح انداختن مدیریت منابع آب است. باید متوجه باشیم که به همان اندازه‌ای که صنایع با هزینه بالایی آب مورد نیاز خود را تأمین می‌کنند کشاورزی ما با قیمت اندکی آب را مصرف می‌کند. باید از تجریه سایر کشورها نیز بهره بگیریم زیرا این موضوع منحصر به ایران نیست و الان در آمریکا نیز مواجه به کم‌آبی هستند.

کرمان قهرمان مسابقات اتومبیل‌رانی اسلالوم کشور

کرمان قهرمان مسابقات اتومبیل‌رانی اسلالوم کشور

مسابقات اتومبیل‌رانی در رشته‌ی اسلالوم، با حضور 68 ورزش‌کار از 12 استان کشور، در پیست دهکده‌ی ماندگار کرمان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی ورزش و جوانان استان کرمان، مسابقات اتومبیل‌رانی در رشته‌ی اسلالوم، با حضور 68 ورزش‌کار از 12 استان کشور، در پیست دهکده‌ی ماندگار کرمان برگزار شد.
در پایان مسابقات محمدرضا نیکزاد، دبیر هیأت موتورسواری و اتومبیل‌رانی استان کرمان، از قهرمانی تیم کرمان در این دوره مسابقات خبر داد و گفت: در این مسابقات 68 ورزش‌کار از 12 استان کشور شامل استان‌های کرمان، سیستان ‌و بلوچستان، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، البرز، یزد، فارس، مازندران، اردبیل، خوزستان، تهران و قزوین حضور داشتند که در پایان و در بخش تیمی، تیم کرمان اول، سیستان ‌و بلوچستان دوم و تهران سوم شدند.
وی افزود: در کلاس منهای 1500 سی‌سی بانوان نیز به ترتیب خانم‌ها «الهام خداپرست» از کرمان، «ثریا یزدانپناه» از سیستان‌ و بلوچستان و «محبوبه واحدیان» از کرمان، اول تا سوم شدند.
نیکزاد ادامه داد: در کلاس منهای 2000 سی‌سی بانوان هم «فائزه محبی» از تهران اول شد، «سیما یزدانپناه» از کرمان به مقام دوم رسید و «فاطمه احمدی» از کرمان سوم شد.
وی بیان کرد: هم‌چنین در کلاس منهای 1500 سی‌سی آقایان، «محمدعلی کربلایی» از یزد، «وحید شهریاری» از سیستان ‌و بلوچستان و «بهرام توسلی‌کیا» از سیستان و بلوچستان، به ترتیب اول تا سوم شدند.
دبیر هیأت موتورسواری و اتومبیل‌رانی استان کرمان افزود: در کلاس منهای 2000 سی‌سی آقایان هم، «حسن منتظر» از مازندران اول، «یاشا غلامیان‌فر» از قزوین دوم و «علی‌رضا غلامی» از خراسان جنوبی سوم شدند.
نیکزاد ادامه داد: در کلاس آزاد نیز «علی‌اکبر مقیمی» از تهران اول شد، «حمید جعفری» از کرمان به مقام دوم رسید و «مصطفی پورحسینی» از یزد مقام سوم را از آن خود کرد.
در پایان این مسابقات کاپ اخلاق به «امیر امیری» از کرمان اهدا شد.

مس کرمان 1 گل گهر 1 مس روی نوار تساوی

مس کرمان 1 گل گهر 1
مس روی نوار تساوی

دربی زودهنگام کرمانی‌ها در هفته سوم برنده نداشت. روز گذشته 2 تیم مس کرمان و گل گهر سیرجان (در هفته سوم لیگ آزادگان) که در ورزشگاه شهید باهنر کرمان به مصاف هم رفته بودند به نتیجه‌ای بهتر از تساوی دست نیافتند. در این دیدار مس کرمان با ترکیب آرمان شهداد نژاد، بهنام داداش وند، محمدرضا زینال خیری، مجید ایوبی، احمدرضا زنده روح، سجاد اژدر، محسن دلیر، میلاد محمدی، علیرضا قاسمی، وحید اسماعیل بیگی، علیرضا ابراهیمی و با سرمربیگری منصور ابراهیم‌زاده به میدان رفت. تیم گل گهر سیرجان هم با ترکیب پرویز کریمی، عیسی پرتو، مهران گلزاری، هادی رکابی، میلاد صادقیان، علی مرزبان، پیمان نامور، رضا محمودآبادی، مهدی جعفر پور، مهرداد آوخ، اکبر صغیری به سرمربیگری وینگو بگویچ به مصاف مس آمد. در این دیدار وینگو بگویچ محروم بود و از روی سکوها بازی شاگردانش را تماشا می‌کرد. حدود 300 تماشاگر از این بازی دیدن کردند. خلاصه‌ای از گزارش بازی را در ادامه بخوانید:
* گل اول بازی توسط بازیکن شماره ۹۰ گل گهر سیرجان اکبر صغیری، در دقیقه ۱۲ به ثمر رسید.
* احمد زنده روح از روی نقطه پنالتی در دقیقه 39 گل تساوی مس کرمان را به ثمر رساند.
* در دقیقه 63 علیرضا ابراهیمی از مس کرمان کارت زرد دریافت کرد.
* مهرداد آوخ در دقیقه 75 از تیم گل گهر، کارت زرد دریافت کرد.
* علی مرزبان بازیکن گل گهر با دریافت کارت زرد دوم در دقیقه ۸۵ از بازی اخراج شد.
* با این تساوی مس با 3 امتیاز در رده دوازدهم و گل گهر با 7 امتیاز در جایگاه اول قرار گرفت.
اعتراض مربی گل گهر به داوری
ابراهیم میرزاپور مربی گل گهر سیرجان در نشست خبری پایان بازی گفت: «نتیجه تساوی عادلانه بود اما انتخاب داور اصفهانی و داور چهارم که کرمانی بود، کمی شبهه برانگیز بود و امیدوارم کمیته داوران در چینش داور بیشتر دقت کنند.»
تساوی با گل گهر یعنی بهتر شدیم
منصور ابراهیم‌زاده، سرمربی مس در واکنش به صحبت‌های میرزاپور گفت: «اتفاقاً ما بیشتر از گل گهر از داوری متضرر شدیم و به اعتقاد شما کرمانی‌ها و من، داوری آقای صالحی همیشه برای مس بدشانس بوده و از صحبت‌های آقای میرزاپور متعجبم.»
وی ادامه داد: «تیم مس روزبه‌روز بهتر و روان‌تر از قبل بازی می‌کند و وقتی پارسال از گل گهر شکست خوردیم و امسال مساوی کردیم یعنی بهتر شدیم.» سرمربی مس در پاسخ به سؤال خبرنگار پیام ما در مورد عدم آمادگی محسن دلیر اظهار کرد: «محسن بازیکن خوبی است اما دیر به ما اضافه شد و زمان می‌برد به مرز آمادگی برسد، این اولین بازی بود که فیکس بازی کرد و در بازی‌های آتی بهتر خواهد شد.»
ابراهیم‌زاده در پاسخ به سؤالی درباره عدم بازی فرزاد حسین‌خانی درحالی‌که سایت باشگاه از سلامت کامل او نوشته بود،گفت: «به نظر من فرزاد از ناحیه عضله پا دچار مصدومیت است و تا وقتی به‌سلامت کامل نرسد از او استفاده نمی‌کنیم، اما چرا سایت باشگاه از سلامتی او نوشته را من نمی‌دانم.»
مس رفسنجان باخت
مس رفسنجان در ادامه ناکامی‌هایش با نتیجه 2 بر صفر از راه‌آهن تهران شکست خورد تا بدون امتیاز در رده هفدهم جدول باشد.

سدها متهمان اصلی بحران آب در ایران؟ تا نقشه جامع آب کشور نباشد نمی‌توانیم سدسازی را زیر سوال ببریم

سدها متهمان اصلی بحران آب در ایران؟
تا نقشه جامع آب کشور نباشد نمی‌توانیم سدسازی را زیر سوال ببریم

به نظر می‌رسد تا زمانی که «آب» به عنوان یک کالای استراتژیک معرفی نشود نمی‌توان به برون‌رفت از بحران آب امیدوار باشیم این درحالی است که هنوز نقشه جامع آب کشور را نیز نداریم و به درستی نمی‌توانیم درباره وضعیت منابع آب اظهارنظر کرده و تصیم‌گیری کنیم.
سینا قنبرپور: موضوع پدیدآمدن بحران آب این بار نه از منظر کارشناسان محیط‌زیست و جامعه‌شناسان که از منظر متخصصان و فعالان صنعت آب در میزگردی در «کافه‌خبر» بررسی شد. «اسماعیل مسگرپورطوسی»، «فریدون خزاعی» و «رضا حاجی‌کریم» درباره مسائلی چون بررسی تاثیرسدسازی بر بروز بحران آب، تأثیر جدا شدن مدیریت عرضه و تقاضا، فقدان بهره‌وری و اقتصادی نبود آب سخن گفتند. «اسماعیل‌مسگرپور» تحصیلکرده مهندسی مکانیک و مدیریت استراتژیک در مقطع کارشناسی ارشد به عنوان نایب‌رییس اول هیئت مدیره فدراسیون صنعت آب ایران به ویژه بر روند تاریخی جدا شدن مدیریت منابع و عرضه آب از دست مردم و نبود بهره‌وری در مدیریت منابع آب تأکید داشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ «فریدون خزاعی» که تحصیلکرده رشته راه و ساختمان در مقطع کارشناس ارشد از دانشکده فنی دانشگاه تهران است تحقق اقتصاد مقاومتی را منوط به سامان دادن به وضعیت آب و اقتصاد آن توصیف کرد. او دبیرکل فدراسیون صنعت آب ایران است.
«رضاحاجی‌کریم»، مهندسی مکانیک خوانده و دکترای مدیریت استراتژیک از دانشگاه نیس فرانسه دارد و نماینده سندیکای شرکت‌های تاسیساتی و تجهیزاتی در فدراسیون صنعت آب است. او دراین‌میزگرد تأکید کرد: مدیریت آب یک زنجیره به هم پیوسته بسیار پیچیده‌است و حوزه نفوذ آن با نفوذ به معاش تک‌تک افراد جامعه سنجیده می‌شود. در چنین شرایطی به صورت مطلق نمی‌توانیم بگوییم ساخت همه سدها مشکل داشته، سد به عنوان یک ساختار فیزیکی، بخشی از نظام مدیریت و توزیع آب است و بدون توجه به شبکه‌های آبیاری و‌ آبخوانداری پایین‌دست آن معنا پیدا نمی‌کند.
درمیزگردی که پیش رو دارید تلاش براین بوده‌است که علاوه بر طرح و بررسی به وجود آمدن بحران آب راهکارهای میان مدت برای کنترل شتاب این معضل ارائه شود.
*ایران هیچ گاه سرزمین پر آبی نبوده‌است. بررسی اقلیمی ایران نشان از آن دارد که همواره خشک و بیابانی بوده و مردمان کشورما نیز از دیرباز در حال دست و پنجه نرم کردن با این طبیعت خشن بوده‌اند. قنات‌ها و کاریزها و روش‌هایی که مردم ابداع کرده بودند تا از پس این طبیعت خشک و بیابانی برآیند نشانی از همین وضع است. با این وصف الان ما دچار بحران آب هستیم و از سوی دیگر تغییرات اقلیمی نیز خبر از شدید‌تر شدن این ویژگی جغرافیایی‌می‌دهد. با این توضیح چه شد که ما گذشته خودمان را فراموش کردیم و فکر کردیم آب داریم و حالا با بحران آب مواجه شده‌ایم؟ چه روندی باعث این وضعیت شد؟
مسگرپور: آنچه ما را از این فضایی که ترسیم کردید دور کرد جدا شدن مدیریت عرضه و تقاضا است. درگذشته قنات و کاریزی که متعلق به یک یا چندروستا بود یا موقوفه‌ای از اشخاص بود همه ساکنان آن روستا در حفظ و نگهداری آن با هم همکاری می‌کردند. در مرحله حفاری، در مرحله لایروبی و مهمتر در بهینه مصرف‌کردن آن. نوع کشت خود را نیز با میزان آب سالانه‌ای که از این قنات جاری بود تنظیم می‌کردند. در نتیجه می‌دانستند که اگر این منبع آب خشک شود زندگی‌اشان در این روستا از بین می‌رود. مدیریت عرضه و تقاضا در آب یکپارچه و توسط ذی‌نفعان انجام می‌شد. از آنجایی که مدیریت عرضه و تقاضا را از ذی‌نفعان گرفتیم و به دست دولت سپردیم، ذی‌نفعان نظیر کشاورزان ما، گمان بردند آب یک ثروت ملی و بی‌پایان است، هیچ اطلاعی هم از منابع نداشته و ندارند و نمی‌دانند پشت سدها چقدر آب هست و چقدر از آن قابل عرضه است.
آیا اساساً موضوع مدیریت منابع آب حاکمیتی است یا این سیاست که مدیریت عرضه و تقاضا توسط دولت صورت گیرد اشتباه بوده است؟
مسگرپور: حتماً موضوع حاکمیتی است اما در اجرا منحصر به حاکمیت نیست. ذی‌نفعان باید در آن نقش داشته باشند و همراه با آگاهی در آن عمل کنند. وقتی ذی‌نفعان را در مدیریت منابع آب دخالت می‌دهید به آنها اطلاعات هم می‌دهید و آن‌ها خودشان به مدیریت بهتر عرضه و تقاضا می‌پردازند.
حاجی‌کریم: در اینکه آب موضوعی حاکمیتی است، بحثی نیست و دامنه نفوذ آن بسیار گسترده‌است. وقتی از نهاده‌های انرژی صحبت می‌کنیم، مثلاً بنزین، شاید افراد جامعه به طور کلی خیلی درگیر آن نباشند یا به طور غیرمستقیم درگیر باشند. فرض کنید فردی در یک روستا در منطقه‌ای صعب‌العبور زندگی می‌کند، او به طور غیرمستقیم از بنزین و حتی برق تأثیر می‌پذیرد اما آب با حیات تک‌تک ما ارتباط دارد. حوزه‌ای است که حقوق همه باید در آن دیده شود. بحث مدیریت آن نیز موضوعی حاکمیتی است که باید با مشارکت مردم انجام گیرد. میزان مصرف آب در کشاورزی خیلی بالاست و همین سبب شده نوک پیکان انتقادها به سمت کشاورزی برود و وقتی بحث آب مجازی هم مطرح می‌شود، در وهله اول این پرسش به میان می‌آید چه کاری است که محصولاتی با این همه میزان مصرف آب تولید شود. اما موضوع دیگری مطرح است و آن اینکه از منظر استراتژیک و در حوزه مولفه‌های تعیین‌کننده در امنیت ملی، دولت باید بتواند پتانسیل تأمین غذای کشور را حفظ کند. بنابراین باید کشاورز را در این معادلات ببیند و در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داده شود و در مدیریت عرضه و تقاضا حقوقش محاسبه شود.
فکر می‌کنید تا کنون و در برنامه‌هایی که به صورت برنامه‌های میان‌مدت ۵ساله تهیه و تدوین شده است کشاورزان و حقوق آن‌ها در عرضه و تقاضای آب دیده نشده‌است؟
حاجی‌کریم: ممکن است دیده شده باشداما با دیدگاهی دور از کشاورزی دیده شده است. در فلات ایران کشاورزی قدمت ۷هزارساله دارد و بی شک در این دوران بارها بحران‌های آب و خشکسالی و …. را پشت سر گذاشته و در تمام این مدت پتانسیل‌های خود را حفظ کرده است و امروز می‌بینیم قنات‌های ایران به ثبت بین‌المللی رسیده‌است. برای نمونه در منطقه یزد که اقلیمی خشک و کم‌بارش است ایرانیان مدیریت منابع آب را بلد بوده‌اند. در جاهای دیگر همین‌طور. چطور می‌شود در قالب همین برنامه‌های توسعه‌ای حوزه آبریزی نظیر دریاچه ارومیه به این روز می‌افتد؟ در حالی که در همین خاورمیانه کشورهای کوچکی با ۱/۲ میلیاردمترمکعب حجم قابل استحصال آب ، نیاز تغذیه‌ای ۵-۶ میلیون نفر آدم را تأمین می‌کنند و حتی مشغول به صادرات محصولات خود هستند ولی منابع آن‌ها دچار بحران نشده‌است. ما نیز این مدیریت مصرف بهینه را در گذشته داشته‌ایم و کشاورز ما هم آن را بلد بوده‌است اما در دوره معاصر به او نقشی در مدیریت و برنامه‌ریزی منابع آب نداده‌ایم، نه کشاورز و تشکل‌های کشاورزی و نه سایر تشکل های بخش خصوصی. و این روند سبب شده تا در کنار سایر مولفه‌ها امروز شاهد بحران آب باشیم.
آقای خزاعی، با توضیحاتی که داده شد و روند تاریخی که در مدیریت آب طی شده و مدیریت منابع آب از ذی‌نفعان گرفته شده و به دولت سپرده شده و سپس دولت با برنامه‌ریزی‌هایی سعی در اعمال سیاست‌هایی کرده که مدیریت منابع آب از ذی‌نفعان عملاً سلی شده فکر می‌کنید این کارها و سیاست‌های یکسال برای اقلیم پهناور و متفاوت مناسب بوده‌است؟
خزاعی: ببینید مگر ما چیزی مهمتر از آب داریم؛ «و من الماء کل شی حی». باید همه تلاشمان را برای تأمین و حفظ آن انجام دهیم، چون به همه چیز ما مربوط است. آب فقط تشنگی نیست. در چنین شرایطی آنچه به بروز مشکلات کنونی منجر شده عدم دخالت دادن بخش خصوصی در مدیریت منابع آب و مصرف آب قطعاً یکی از دلایلی است که در پدید آمدن معضل امروز نقش داشته است.

مورد دیگر فرهنگ مصرف آب است. ما در دوره‌ای نه چندان دور برای جمعیتی ۲۰ تا ۳۰ میلیون‌نفری باید برنامه‌ریزی می‌کردیم و منابع ما هم به نسبت بیشتر بود و امروز برای جمعیتی ۸۰ میلیون‌نفری باید برنامه‌ریزی کنیم و منابع‌مان هم تحلیل رفته‌اند. در چنین شرایطی نوع برخوردمان هنوز عوض نشده‌است. همان طوری کشاورزی می‌کنیم که ۵۰ سال قبل کشاورزی می‌کردیم. بنابراین باید به این مسأله دقت کنیم که مصرف‌کننده ما امروز باید آگاه به منابع آب باشد و بداند اگر همین روند مصرف ادامه پیدا کند با چه عواقبی مواجه خواهد شد. پس باید در نحوه مصرف تجدیدنظر کنیم. نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است مسأله سرمایه‌گذاری در این عرصه است. اگر کشاورز ما ۶ ماه از سال آب را در کرت‌ها و جویبارها رها کرده و استفاده می‌کند و ۶ ماه دیگر سال آن را به امان خدا رها می‌کند قطعاً نمی‌توان از آب به عنوان یک سرمایه‌حیاتی محافظت کرد. بنابراین ما باید به مقوله «اقتصادآب» توجه ویژه داشته باشیم و بخش خصوصی را در این زمینه دخالت دهیم. اگر مقوله اقتصاد آب مورد توجه قرار بگیرد آن وقت باید محاسبه کنیم برای تولید هر کیلو محصول کشاورزی چقدر انرژی می‌گذاریم و چقدر آب مصرف می‌کنیم و سپس ارزش به دست آمده از این محصول چقدر می‌شود. در چنین شرایطی است که ممکن است سراغ الگوی کشت دیگری برویم.
حاجی کریم: لازم است درباره کشاورزی توضیحی دهم. کشاورزی در بحث‌های مربوط به بحران آب برجسته می‌شود چون حجم آب مصرفی آن بالاست. اما اگر بحث جانمایی صنایع در کشور بررسی کنیم و یا جانمایی ایجاد شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیم را بررسی کنیم، می‌بینیم که مشکلاتی را ایجاد کرده‌اند. شما به الگوی استقرار صنایع فولاد نگاه کنید. به توزیع صنایع پتروشیمی نگاه کنید. توسعه شهری همین طور. الان شهرجدید هشتگرد به گونه‌ای جانمایی شده که اصلاً به بحران آب دشت قزوین توجهی نشده‌است. در حال حاضر به شدت این منطقه بحران جدی آب دارد. با این توضیح می‌خواهم بگویم نبود دو مولفه در برنامه‌ریزی‌های ما مشهود است که نتیجه آن در بروز پدیده و بحران آب نقش داشته است. یکی فقدان تشکل‌هایی که در کنار دولت در تصمیم‌سازی‌ها نقش داشته باشند و دیگری فقدان سند آمایش سرزمین به صورت جامع است.
اتفاقا یک پرسش اساسی هم همین است که آیا ما مطابق با شرایط اقلیمی سیاست‌های مختلفی اتخاذ کرده‌ایم یا نه. اما پیش از ورود به بحث آمایش سرزمین لازم است از موضوع دیگری بپرسیم که با مبحث بحران آب همنشین شده‌است. موضوع سدسازی در سال‌های اخیر مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان محیط زیستی بوده‌است. از طرفی وقتی سد ساخته می‌شود انبوه آبی که پشت آن جمع می‌شود انتظار و مطالبه تأمین آب ایجاد می‌کند، بعد بحث‌های انتقال آب بین حوضه‌ای پیش می‌آید. آیا سدسازی ما در بروز بحران آب نقش نداشته است ؟
مسگرپور: سابقه سدسازی در کشور ما بسیار و ریشه در تاریخمان دارد. فلسفه سدسازی هم حفظ آب برای تمام دوران کشت و ایجاد تعادل بین دوران ترسالی و خشکسالی است. ایران که از دیرباز کشوری خشک بوده سابقه هزارساله در سدسازی دارد. بنابراین نگاهی به تاریخ ایران نشان می‌دهد که این تکنولوژی در گذشته نیز بوده و سدهای تاریخی ما نیز مؤید همین موضوع است. اما پرسش این است که آیا همه جا باید سدساخت؟ پیدایش طرح آن از کجا بوده‌است؟ متأسفانه در گذشته به این موضوع توجه خاص می‌شد و مطالعات آمایش سرزمین برای اجرای آن انجام می‌شد و شیوه‌های تأمین آب نیز مطالعه می‌شده‌است. اما در دوران اخیر تصمیمات برای سدسازی سیاسی و بخشی‌نگر شده به ویژه با حضور نمایندگان مناطق مختلف و روستاها و شهرهای کوچک این تلقی به وجود آمده که هر روستا و هر شهری برای تأمین آب شرب و کشاورزی سد می‌خواهد و این شده نهضت سدسازی و توسعه یافته اخیر ما.
به نظرمن کسانی که سد را طراحی می‌کنند سهم محیط زیست، سهم صنعت، سهم کشاورزی و سهم شرب و شبکه آبیاری پایین‌دست را در مطالعه و طرح خود می‌بینند و پیش‌بینی می‌کنند ولی مهم نحوه بهره‌برداری از سد است. آنان که از سد بهره‌برداری می‌کنند یا تحت فشارهای مختلف، یا نداشتن دانش این کار، سهم محیط زیست را حذف می‌کنند یا سهم یک بخش را به دیگری یا همه را به بخش شرب اختصاص می‌دهند. اما می‌دانید همان‌طور که قوانین بین‌المللی هم تأکید دارد ما نباید بیش از ۴۰درصد از حجم آبهای تجدیدپذیرمان را مصرف کنیم و مصرف مازاد بر ۴۰درصد ما را دچار مشکل و بحران می‌کند و به اکوسیستم محیطمان آسیب وارد می‌کند.
از وقتی دولت متولی بخش آب شده، به بخش مهندسی موضوع توجه کرده و در نتیجه در تصمیم‌گیریها ذی‌نفعان را توجه نکرده‌است. درواقع این سیستم جدید باید جایگزین همان سیستم قنات یا کاریز می‌شد و دوباره همان همکاری، مدیریت در منابع و مصرف باید بر آن اعمال می‌شد. در‌واقع دولت باید ذی‌نفعان را نسبت به سیستم جدید آو نحوه بهره‌برداری از آن موزش می‌داد . در این حالت ذی‌نفعان گمان می‌برند که منابع آب بی‌پایان است .
یک نکته دیگر هم هست. انتقاد دیگر به سدسازی‌های ایران این است که با توجه به همان اقلیم خشک و بیابانی و درجه حرارات بالای کشورمان سدها موجب تبخیر آب استحصال شده می‌شوند .
مسگرپور: موضوع تبخیر انتقاد درستی است اما تبخیر آب پشت سدها به همان نسبتی است که تبخیر در سیستم آبیاری غرقابی در کشاورزی صورت می‌گیرد. ما وقتی آبیاری سطحی می‌کنیم هم همین تبخیر را داریم. به این نکته توجه داشته باشیم که تبخیر در دریاچه‌ سدها را با تکنولوژی‌های مدرن می‌توان کاهش داد. اما این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر آب به عنوان یک کالای استراتژیک و اقتصادی دیده شود تا هزینه‌های مدیریت بهره‌برداری آب در به‌کارگیری تکنولوژی‌های جدید توجیه پیدا کند.

مروری بر کتاب «روزگاری که گذشت» نوشته عبدالحسین صنعتی زاده تکرار سیاهی و بعد مبارزه

مروری بر کتاب «روزگاری که گذشت» نوشته عبدالحسین صنعتی زاده
تکرار سیاهی و بعد مبارزه

مهدی یعقوبی

شهرام پارسا مطلق- کتاب « روزگاری که گذشت» اتوبیوگرافی زیبا و خواندنی عبدالحسین صنعتی زاده اولین نویسنده داستان های علمی تخیلی ایرانی و خالق آثاری چون «دام گستران»، «رستم در قرن بیست و دوم» ، «عالم ابدی» و… ویرایش الکترونیکی این کتاب به کوشش مهدی گنجوی و مهرناز منصوری زوج شاعر و نویسنده کرمانی مقیم کانادا در سایت مهدی گنجوی به آدرس www.mehdiganjavi.comمنتشر شده است. مروری بر این اثر را به قلم مهدی یعقوبی می خوانیم:

صنعتی‌زاده خود زندگی نامه‌اش را از سال‌ها قبل از تولد خود شروع می‌کند. او به حق و به درستی این کار را صورت می‌دهد. در هر اتوبیوگرافی، خواننده انتظار دارد که قهرمان اصلی کتاب خود نویسنده باشد، اما در اینجا کل کتاب در دستان یک نفر می‌چرخد. کسی که تا انتها همراه خواننده است و نویسنده در پایان همه ماجراجویی‌ها و اتفاقاتش، به او باز می‌گردد؛ پدر نویسنده! مرد پیر و ناشنوایی که در گوشه‌ای دورافتاده از شهر کرمان با دست خالی یتیم خانه‌ای بزرگ را می‌چرخاند. او کسی ست که از میان رگ و پی‌اش، آزادی‌خواهی ، انقلابی بودن و سرسختی در مقابل ظلم به پسر می‌رسد. صنعتی‌زاده خود بهتر از هر کسی این را می‌داند. برای همین شیفتۀ مرد است. مردی که دور دنیا را چرخیده و همه جور ظلم و مبارزه‌ای را به خود دیده.
داستان از کودکی پدر آغاز می‌شود. این که در یتیمی چه کشیده و چطور توانسته از زیر بار فقر و فاقه، جان به در برده و در ده سالگی، سی سال بزرگ شود. شرح تلاش‌های او و سفرهایش برای یافتن حقیقت بخش اعظمی از جذابیت متن است. در این راه او شنوایی‌اش را از دست می‌دهد، مالش را می‌بازد و با یک لا پیراهن به کرمان باز می‌گردد. اما تنها چیزی که یافته همانا حقیقت است. حقیقتی که تمام زندگی‌اش را منوّر می‌کند و از طرفی به لجن می‌کشد. حاج اکبر صنعتی‌زاده با دست خالی بر ضد ظلم حاکمه و بلاهت مخصوص زمان قاجار می‌جنگد و می‌ایستد. این را عبدالحسین خوب می‌آموزد و در تمام طول عمرش روبروی خود می‌گذارد. مرد با چشمان نافذ میشی و ریش صافش ، دستی به پیشانی، گوشه نشین است اما همه کرمان و یتیمانش چشمشان به اوست. وقتی برای انجام کاری مهم به سفر می‌رود، عبدالحسین طاقت نیاورده و در پی یافتنش به اولین سفر عمر خود دست می‌زند. سفری که بر روی کیسه‌هایی پر از استخوان مرده صورت می‌گیرد. این سفر شخصیت او را شکل می‌دهد. (انگار پدر به سفر رفته که عبدالحسین را در پی خود بکشاند)
به واسطه این مرد است که نویسنده با بسیاری انسان‌های بزرگ و به قول خودش آزادی‌خواه و متعالی آشنا می‌شود. از جمله نصرت السلطان، دکتر دادسن، سید جمال‌الدین اسدآبادی و میرزا آقا خان. ( از میان همه این ها خود دکتر دادسن باز حکایت غریبی ست. مردی که یک باره به این کتاب جنبه‌ای حماسی می‌دهد. دکتری انگلیسی که برای رفاه حال مردمی فراموش شده در میان کویرهای سوزان ایران، همه چیز خود، رفاه، جایگاه اجتماعی، خانواده، دارایی، سلامتی و در آخر جان خود را فدا می‌کند. نویسنده به درستی یک فصل از کتابش را به او اختصاص داده)
این کتاب شرح حال همۀ ما ایرانی‌ها، از ابتدای تاریخ به الان است. گذر از دورانی سیاه به دوران سیاهی دیگر. احوالات و زمان، همه برای اواخر دوران قاجار است. دوران گذر و تحول، که همه چیز بی‌ثبات است. با گذشت زمان ما انتظار داریم که اوضاع خوب شود. عبدالحسین بزرگ شده و برای خود تجارت‌خانه‌ای در تهران دارد. سپه سالار با ابهت وارد ساختمان مجلس می‌شود و پدر، یتیم خانه‌اش را ساخته و راه انداخته . اما صنعتی‌زاده می‌فهمد. نامه‌های پدر همه بوی غم می‌دهند. در انتهای کتاب که او پس از سال‌ها به کرمان باز می‌گردد، صحنه‌ای ست که به این سادگی از ذهن خوانندگان بیرون نمی‌رود. پیرمرد، خمیده و ضعیف به عصایش تکیه داده و به جوی آب روبرو خیره است. بغض گلویش را فشرده و عنقریب است که او هم جوی شود. عبدالحسین از او حال می‌پرسد. انگاه می‌بینیم که همه چیز همان است. همان کودک یتیمی که در به در، در کوچه‌های کرمان می‌چرخید و با شکم گرسنه پادویی می‌کرد. پیرمرد می‌گرید. عبدالحسین می‌گرید و ما می‌گرییم. چون هیچ چیز تغییر نکرده. همه چیز همان هست و همان خواهد بود.
این کتاب خودزندگی نامه همه ماست. سیاهی و بعد مبارزه، سیاهی و بعد مبارزه اما چه باید کرد؟ یک نفر از پشتم می‌گوید: «باید خانه بزرگمان در وسط شهر کرمان را بفروشیم، تا بتوانیم خندق متروکه بیرون شهر را صاف کنیم. آن‌گاه چندین سال کار کنیم و با مامورین دولتی بجنگیم و تهمت و بی‌مهری را به جان بخریم تا ساختمان تمام شود.»
این مرد وقتی خسته و نیمه جان وارد یکی از اتاق‌ها می‌شود، چند یتیم لاغر را می‌بیند که پشت میزهای درس نشسته‌اند. آنها بر می‌گردند و برای او می‌خندند. همین برای حاصل کل عمر او کافی ست.