بایگانی مطالب نشریه
یک سال حبس و جریمه نقدی برای نرگس کلباسی
یک سال حبس و جریمه نقدی برای نرگس کلباسی
سرکنسول ایران در حیدرآباد گفت: نرگس کلباسی هم اکنون با سپردن وثیقه ملکی از بازداشت خارج شده است و باید منتظر دادگاه تجدیدنظر باشد.
حسن نوریان، سرکنسول کشورمان در حیدر آباد در گفتوگو با ایسنا با اشاره به برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده نرگس کلباسی در شهر رایاگادا هند خاطرنشان کرد: جلسه قرائت رای دادگاه شهر رایاگادا از ایالت اوریسا هند درمورد اتهام خانم کلباسی دوشنبه ۱۵ آذر برگزار شد و متاسفانه باوجود اینکه مستندات و مدارک خاص و متقنی علیه خانم کلباسی وجود نداشت، دادگاه محلی حکم به یک سال زندان و ۳۰۰ هزار روپیه جریمه نقدی برای خانم کلباسی صادر کرد. وی ادامه داد: متهم ردیف دوم هم که یک تبعه هندی و بومی همانجا و معاون موسسه خیریه پریشان، تحت مدیریت خانم کلباسی است، کاملا تبرئه شد. سرکنسول کشورمان در حیدرآباد گفت: خانم کلباسی که امروز به همراه سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حیدر آباد و وکیل طرف قرارداد سرکنسولگری در محل حضور دارند، بلافاصله با سپردن وثیقه ملکی توانستند از بازداشت خارج شوند و دادگاه به مدت یک ماه فرصت اعتراض به رای دادگاه داده است. ما بلافاصله از وکلایمان درخواست کردیم که همانجا اعتراض به رای دادگاه را مکتوب کرده و به دادگاه ارائه بدهند. نوریان ادامه داد: خانم کلباسی باید تا یک ماه آینده و برگزاری جلسه تجدیدنظر که در همان رایاگادا برگزار میشود منتظر بمانند. رایزنیهای دیپلماتیک در سطوح مختلف در حال انجام است. سفیر محترم ایران در دهلی نو پیگیر هستند و دکتر ظریف در سفر اخیرشان به هندوستان موضوع را با مقام های رسمی وسیاسی هندوستان در میان گذاشته بودند. ما معتقد هستیم با توجه به اینکه خانم کلباسی در زمینه ناپدید شدن این کودک که گفته میشود هیچ نقش مستقیمی نداشته و حتی آن کودک در مجموعه تحت سرپرستی آنها نبوده است بلکه فرزند یکی از پرسنل موسسه است که خودش خواسته بوده فرزندش در اردوی تفریحی کودکان یتیم باشد و باتوجه به اینکه پدر و مادر در محل وقوع حادثه حضور داشتند بنابر این اتهامی مستقیما متوجه خانم کرباسی نباید باشد. وی خاطر نشان کرد: این رای از نظر وکلای حقوقی رایی ناعادلانه است و امیدواریم دستگاه قضائی هندوستان در مرحله تجدید نظر به نحوی تصمیم بگیرند که حقی از این بانی نیکوکار ایرانی تضییع نشود.
منهای دو
24 الی 28 آذر ماه/ساعت : 18:30/مکان : حد فاصل چهارراه طهماسب آباد و چهارراه باغملی، خیابان بهشتی، مجموعه فرهنگی هنری یادگاران صنعتی، پلاتوی همایون
دکتر امامی از اولین آناتومیست های ایران درگذشت
دکتر «محمدعلی امامی میبدی» آناتومیست و استادیار کالبدشناسی انسانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سن ۷۰سالگی به دیار باقی شتافت. دکتر امامی سال ۱۳۲۵ در میبد به دنیا آمد. وی مقطع لیسانس خود را در دانشگاه جندی شاپور اهواز، دوره کارشناسی ارشد کالبد شناسی را در دانشگاه مشهد و دوره دکتری علوم تشریح را در دانشگاه علوم پزشکی تهران گذراند. پس از پایان تحصیلات در دانشگاه علوم پزشکی کرمان مشغول به تدریس شد. وی از نخستین دانشجویان دوره کارشناسی علوم آزمایشگاهی، اولین دوره کارشناسی ارشد کالبد شناسی و نخستین دانشجوی دکتری علوم تشریح در کشور بود.
جایگاه و سطح فعالیت افراد در تئاتر کرمان
جایگاه و سطح فعالیت افراد در تئاتر کرمان
پدرام شیخ مظفری
مکان و زمان، یکی از بزرگترین دغدغه هایی هستند که بشر برای ایجاد ارتباط و تولید فضاهای جدید زندگی،همیشه مد نظر داشته است. اما اگر نگاهی موشکافه به این دو پدیده کنیم.بدون شک خواهیم دید که (زمان) است که افسار بشر و به نسبت زیست زندگی اش را تحت تاثیر قرار داده است. در نگاه اولیه و ساده لوحانه انسان هایی هستند که (مکان) را مولفه اولیه تولید فضاهای جدید زندگی نام برده اند. واضح است بغیر از نظریه های جامعه شناسی و رفتارشناسی، مثال های گوناگونی وجود دارد که این نگاه ساده لوحانه را مردود اعلام می کند: بیایید خیلی عادی و بدون هیچ زاویه دید خاصی به کشورهای درحال توسعه و کشورهای جهان سومی نگاه کنیم. بدون شک کشورهای درحال توسعه چون به درک مفهوم زمان رسیده اند با پشت سرگذاشتن غفلت و تنبلی، و با گذاشتن الگوی زمان در جلوی راهشان، از فاعل های جهان هستند … مثل چین، ژاپن و خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی. و اما کشورهای حوزه خاورمیانه با گذاشتن الگوی مکان، همراه در حال جنگ و کشتار بوده اند که تقریبا در دسته ی مفعول های جهان قرار گرفته اند.
و حالا کشوری چون ایران، بنظر شما ایران به کدام یک از این دو، (مکان یا زمان) میل دارد؟ مشخصا مقابل پاسخی مبهم قرار خواهیم گرفت. زیرا یکی از شاکله های اصلی هویت ایرانی مصلحت طلبی است (مصلحت طلبی یکی از بهترین کنش ها برای فرار از پذیرش مسئولیت تلقی می شود). اگر لحظه ای تفکری به اتفاق های اطرافمان کنیم. متوجه خواهیم شد در طول روز با دروغ های مصلحتی، شادی های مصلحتی، دوستی ها و ارتباطات مصلحتی و… روبه رو هستیم و ناچار مجبور خواهیم شد گاهی به مکان و گاهی به زمان میل پیدا کنیم.
و حالا وقتی رو به مکان می بریم، اولین کنش ها که بصورت دیالوگ برقرار می شود قابل ذکر است: در این مکان این اتفاق باید بیوفت. در این مکان این اتفاق نباید بیوفتد. این فرد در این مکان نباید باشد.این فرد در این مکان باید باشد. این مکان جای این صحبت ها نیست. با این شرایطی که دارید در این مکان نمیتوانید باشید. این مکان حرمت دارد. تجمع بیش از چند نفر در این مکان ممنوع است. این مکان مخصوص شما و آن مکان مخصوص آنها تعبیه شده است و … و حتی برای اشیا: این شی در این مکان نمیتواند باشد و…و حتی برای حیوانات: این حیوان در این مکان نمی تواند باشد و …
همه ی مثال های بالا از قدرت نانوشته مکان خبر می دهند که زمامداران را می هراساند. با این وجود چون فرصت مجال نمی دهد سراغ اصل مطلب می رویم. آن هم درمورد جایگاه،که از مشتقات مکان می باشد. جایگاه هر انسان با تاثیرات طبیعی و غیر طبیعی در اجتماع مشخص می شود. ولی متاسفانه یا خوشبختانه به وفور دیده می شود در جامعه ای که ما زندگی می کنیم آدم ها در جایگاه اصلی خود قرار نمی گیرند. یکی از دلایل به وجود آمدن این پدیده همان انتخاب هایی هست که فرد برای خود یا فرد برای دیگری با الگوی مصلحت انتخاب می کند. و ناگریز با چاشنی قدرت مجبور می شویم زیست زندگیمان را بر حسب انتخاب های دیگران (انتخاب)کنیم.
وسعت نظریه جایگاه هر فرد در اجتماع را می شود در تمام مسائل مربوطه کشور بررسی کرد: (سیاسی،فرهنگی،ورزشی،اقتصادی و…). اما مسئله این مطلب مربوط می شود به هنر تئاتر، که از مشتقات فرهنگ می باشد. در این مطلب سعی می شود به اختصار در مورد جایگاه در حال حاضر افراد در تئاتر استان کرمان، طرح سوال کرد. مطمئنا هر فرد با قرار گرفتن در هر جایگاهی تاثیرات کنش های خود را بر آن مکان می گذارد. مکانی که همواره افرادی دیگر هم در آن قرار دارند. که ناگریز این افراد تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
وضعیت تئاتر استان کرمان اینگونه است؟
خوشبختانه تئاتر استان کرمان به نسبت دیگر شهرهای ایران در جایگاه مناسبی از دید عملی و تئوری قرار گرفته است. و هر ساله با تعدد اجراهای عموم و شرکت در جشنواره های خارجی و داخلی رو به رو است. و حالا با طرح این سوال که آیا افرادی که به صورت حرفه ای یا غیر حرفه ای به هنر تئاتر مشغول هستند، آیا در جایگاه مناسبی قرار گرفته اند؟ مشخصا معلوم است که در تئاتر استان کرمان اگر هر فردی نسبت به جایگاهش عمل کند و حرف بزند. مطمئنا سرعت پیشرفت تاتر کرمان چندین برابر خواهد شد. اما با نگاهی به ده سال پیش تا به امروز (حضور فعالیت خودم) خواهیم دید که افرادی پا از جایگاه خود فراتر گذشته اند و با کنش هایی که به صورت عملی و دیالوگی از خودشان نشان داده اند موجب کندی جریان پیشرفت تئاتر استان شده اند. و برعکس این جریان هم صادق هست! یعنی افرادی که در جایگاهی بمراتب مناسبتر قرار دارند، بدون هیچ موضعی راه را برای دیگران باز گذاشته اند.
می شود حضور افراد را برای فرایند تولید یک تئاتر، با جایگاهای متفاوتی که دارند به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول کسانی هستند که بصورت مستقیم با یک اثر نمایشی مواجه هستند، مانند کارگردان، نویسنده، بازیگر، طراح صحنه و… که با هدفی مشترک و هر یک با قرار گرفتن در جایگاهی مشخص، مشغول کار می شوند. دسته دوم افرادی هستند که تاثیر غیر مستقیم بر یک اثر نمایشی دارند؛ که به نسبت جایگاه شان این تاثیرات متفاوت است. مانند مدیران فرهنگی،پیشکسوتان تاتر، منتقدان،روزنامه نگران، مخاطب و… .
اگر تمام افرادی که نام برده شد، مشخصا در جایگاه خودشان عمل کنند مطمئنا نتیجه تولید تئاتر بر حسب ظرفیت های گروه اجرایی قابل قبول خواهد. بود اما کمابیش این اتفاق به سادگی رخ نمی دهد.چون افرادی همیشه در صحنه وجود داردند که بخاطر همان عوامل طبیعی و غیر طبیعی و نوع پرورش و آموزش و حتی کهولت و صغیری سن و سال و توهمات جبری، دچار عقیده هایی روانی شده اند که نمود آن، فرا گذاشتن پا، از جایگاهی که هستند به جایگاهی که می خواهند در آن باشند. که بصورت دیالوگ ها و عمل هایی تخریب کننده برای فضای اجرایی یک اثر و حتی به تخریب روانی یک شخص خاص می انجامد.
با این تفاسیر به این درک خواهیم رسید که فضای تاتر کار هنوز طعم حرفه ای شدن را نچشیده است. قطعا وجود فضای حرفه ای این امکان را برای افراد ایجاد نمی کند که با کنش های نادرست (از روی عمد و غیر عمد) از جایگاه خود خارج بشوند. ناگریز علاقمندان تاتر کرمان باید در حوزه ی آموزش کوشش بسیار انجام دهند و همیشه درک واحد و منطقی از جایگاه خود داشته باشند. و هر شخص حقیقی و حقوقی را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب نکنند. خوشبختانه در استان کرمان افراد بسیاری وجود دارند که با ورود به دانشگاه مدارک تحصیلی سطح بالا را در رشته تئاتر از آن خود کرده اند. اما باید آگاه بود هر فرد تحصیل کرده ای نمی تواند در جایگاه معلم و یا استاد اظهار نظر بکند. متاسفانه و یا خوشبختانه فضای غیر حرفه ای یا نیمه حرفه ای استان کرمان بیشتر از اینکه به تولید کارگردان، نویسنده، بازیگر و … بپردازد. عواملی دست به دست هم دادند! که فعلا مشغول به تولید (استاد) است.که تعداد اساتید تئاتر حتی از تعداد بازیگرها هم بیشتر شده است. البته باید به هنرجویان تازه وارد به عرصه تاتر حق داد که در انتخاب استاد و موسسات آموزشی تئاتر (بر حسب انگیزه ورودشان) دچار اشتباه شوند. چون هنوز در کرمان منبع آگاهی چه بصورت مجازی و چه بصورت حقیقی در دسترس نیست! که الگوی مناسبی برای انتخاب هنرجو در اختیارش بگذارد.
موضوع دیگری که در این عرصه با آن روبرو هستیم جایگاه پیشکسوتان تئاتر استان است. پیشکسوتان تاتر کرمان هموراه باعث دلگرمی و امیدواری هنرجویان تاتر بودند. اما اگر بخواهیم نیمه خالیه لیوان را باز ببینیم، این دلگرمی و امیدواری ها اگر در جایگاه منطقی هنرجو اعمال نشوند بیشتر باعث تخریب و به راه کج رفتن هنرجو می شود. با نهایت احترامی که نسبت به پیشکسوتان تاتر کرمان داریم باید به سه نقطه ضعف این (پدران معنوی تاتر استان) اشاره کرد.یک: آپدیت نشدن این عزیزان به مسائل روز تاتر دنیا، دو: انتخاب الگوی غر زدن به جای انتخاب مسائل علمی و تئوریک، سه: تزریق احساسات شخصی و سلیقه ای، به بهانه نقد یک اثر نمایشی.
و اما جایگاه منتقدان و روزنامه نگاران در این عرصه به چه شکلی رواج پیدا کرده است. این دو کاراکتر نام برده همراه در حاشیه تئاتر استان سعی کرده اند به تقسیر و تحلیل مسائل تئوریک و نمود نتیجه یک اثر نمایشی در جامعه بپردازند. متاسفانه می شود گفت در حوزه تاتر کرمان نمی شود فردی را پیدا کرد که بطور حرفه ای و آگاهانه به نقد تئاتر بپردازد. ولی با این وجود افرادی هستند که چه به صورت شفایی و یا کتبی نقد هایی را اعمال می کنند که قابل فهم و احترام هست ولی لاجرم قابل اعتماد نمی توانند باشند. اما در حاشیه تاتر کرمان به وفور تعداد زیادی (شبه منتقد) پیدا می شود که حتی از خصوصیت های فرا زمینی برخوردار هستند! که بگونه ای یک اثر نمایشی را نقد و تفسیر می کنند که کارگردان، نویسنده،بازیگر و… را در حد یک آدم فضایی تصور می کنند، که از یک عالم دیگر و با دانشی فرای آن چیزی که فکر می کنیم پا به سیاره زمین گذاشتند و خالق سبک های تازه نمایشی در این سرزمین خواهند بود. و اگر ایرادی از نقدشان گرفته شود این بهانه را بازگو می کنند که صرفا نظر شخصی و سلیقه ای خویش را بیان کرده ایم. اما با این وجود این نقدها در روزنامه و رسانه های کرمان پخش می شوند. و متاسفانه یا خوشبختانه مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهند، بدون اینکه مخاطب و هنرمند ملاقات فرهنگی با هم داشته باشند. با این تفاسیر منتقد و روزنامه نگاران باید سعی کند فضایی را ایجاد کنند که مخاطب درگیر ملاقات با هنرمند استان خود بشود.
در پایان باید عرض کنم این مطلب همراه اشاره به نیمه خالیه وضعیت تاتر استان داشته است. و از تزلزل جایگاه افراد سخن به میان آورده است. باز هم باید اشاره کرد که افراد صاحب منصب تئاتر کرمان و به تناسب آن، وضعیت تئاتر کرمان دچار پدیده مصلحت طلبی هستند. که ورود تاتر استان را به فضای تاتر حرفه ای سخت کرده است. و ناگریز می بایست خیلی وقت پیش ها با افراد و مکان هایی که به شدت دوست دارند از جایگاه خود، بدون هیچ رشد سوادی و تجربی اعمال کنش کنند، برخورد کرد. بی تردید عدم توجه به این قضیه، همان مصلحت طلبی می باشد. در زمانی ترجیح بر این می بود که کمیت را بر کیفیت برای جذب نیروی تاتری مقدم بشمارند. ولی دیگر در این زمان باید به سراغ کیفیت رفت و با بوجود آوردن (اتاق های بازرسی کیفیت) چه صنفی و چه بصورت مشاوره، کیفیت را به کمیت ترجیح داد.قابل ذکر است که دوباره بیان شود این مطلب فقط ایجاد طرح سوال می کند که جایگاه هر فرد در تئاتر استان کجاست؟ و هر فردی در چه سطحی میتواند به فعالیت خود ادامه بدهد؟
تنها دوربین کافی نیست
برای تهیهی عکسهای بهتر، داشتن یک دوربین حرفهای کافی نیست. باید حوصله کرد و فوت و فن کار را یاد گرفت. برخی نکات عکاسی تنها به دوربینهای حرفهای مربوط میشوند و برخی دیگر در عکاسی با تمام دوربینها، حتی دوربینهای کوچک گوشیها نیز کاربردی هستند. در این مطلب سعی شده مهمترین نکات برجسته در عکاسی مطرح گردد؛ نکاتی که برای افراد کاملاً تازهکار مفید واقع میشود؛ گرچه اگر عکاس آماتور هم باشید، این مقاله تا حدی برای شما مفید خواهد بود.
قانون یک سوم
یاد گرفتن و استفاده از این قانون بسیار ساده در عکاسی، الزامی است. هیچ وقت سوژه را در مرکز تصویر قرار ندهید! در نگاه اول شاید به نظر برسد که سوژه میبایست در مرکز تصویر قرار بگیرد؛ اما بهتر است به جای تعجب و مخالفت، در عمل امتحان کنید.
همهی دوربینهای عکاسی و بعضی از گوشی های همراه قابلیت نمایش شبکه را دارند. اگر آن را فعال کنید، دو خط افقی و دو خط عمودی روی صفحه نمایش دیده میشود و آن را به 9 قسمت مساوی تقسیم میکند. برای ترکیب بهتر مناظر و سوژهها، سعی کنید آنها را روی خطوط و یا در محل تقاطع آنها قرار دهید. به عنوان مثال اگر در منظرهی مورد نظر شما، خط افق هم وجود دارد، بسته به اینکه تمرکز شما روی آسمان یا زمین و یا دریا باشد، سعی کنید آن را روی خط افقی پایینی و یا خط افقی بالایی قرار دهید، همیشه سعی کنید خط افق در مرکز تصویر واقع نشود. اگر سوژهای مثل یک انسان یا درخت دارید، سعی کنید آن را روی خط عمودی چپ یا راست قرار دهید. معمولاً یک عکاس در هنگام عکاسی، با فعال کردن خطوط راهنما (یا Leading Lines ) به شکل ناخودآگاهانه سعی در قرار دادن سوژهها روی خطوط میکند. مثلاً در تلاش است جاده، رودخانه و یک راه کوتاه را روی خطوط قرار دهد تا در نهایت به سوژهی اصلی منتهی شوند. از این رو فعال کردن آن یک امر ضروری است.
تغییر ارتفاع خودتان یا دوربین عکاسی
سعی کنید دوربین را پایینتر یا بالاتر از ارتفاع چشم بگیرید. در این صورت دیدن صفحهنمایش یا منظرهیاب (ViewFinder) دوربین مشکل میشود؛ اما عکسها از زاویهی بهتری گرفته خواهند شد. در این موارد استفاده از دوربینی با صفحه نمایش قابل چرخش، کاربرد زیادی دارد. به عنوان مثل فرض کنید که میخواهید از کودک، حیوانات و گلها عکس بگیرید. پایین گرفتن دوربین حتی در حدی که به سطح زمین بچسبد، معمولاً نتیجهی بسیار خوبی خواهد داشت. در عکاسی از مناظر هم برای افزایش دید بهتر است دوربین را بالاتر از سطح چشم بگیرید. البته مراقب لرزش دوربین هم باشید و سعی کنید در شرایط متعادلتری، آن را به صورت دو دستی بگیرید.
همیشه عکسها را با بالاترین رزولوشن و کیفیت بگیرید
اگر برای ایمیل کردن و به اشتراک گذاشتن عکس، میخواهید حجم آن کم باشد و همچنین لبهی عناصر، تند و تیز یا اصطلاحاً شارپ شود، بهتر است این مراحل را روی کامپیوتر انجام دهید. همیشه دوربین خود را طوری تنظیم کنید که عکسهای گرفته شده بیشترین کیفیت و رزولوشن را داشته باشند؛ حجیم شدن آن به هیچ وجه مهم نیست.
تنها استثناء، مواردی است که میخواهید عکسهای پشت سر هم را با سرعت بالا تهیه کنید. در این صورت کم کردن حجم عکس در سریع ذخیره شدن آن تأثیر مستقیم دارد.
اگر دوربین شما قادر به ذخیرهی تمام آنچه سنسور دریافت میکند هست، از این قابلیت استفاده کنید. دوربینهایی با قابلیت عکاسی با فرمت RAW یا خام، چنین کاری انجام میدهند و معمولاً دوربینهای حرفهای هستند. ویرایش عکسهایی با فرمت jpg بدون افت کیفیت ممکن نیست اما اگر عکسهایی با فرمت RAW داشته باشید، بعداً میتوانید آن را ویرایش کنید. نکتهی دیگر اینکه عکسهای گرفته شده را حتیالامکان حذف نکنید؛ حتی اگر بد باشند. شاید هنگام ویرایش روی کامپیوتر به آنها نیاز پیدا کنید.
مثلث اِکسپوژِر: ISO، سرعت شاتر و گشادگی دیافراگم
این قسمت مشکلترین بخش در عکاسی است. برای فهم بهتر این اصطلاحات بهتر است مطالعهی بیشتری داشته باشید و از منابع آموزش عکاسی استفاده نمائید.
توضیح برگزار کنندگان آفرود راور- کوهساران-شهداد درباره این برنامه
نه به حریم لوت تجاوز شده، نه زیستگاه یوز ایرانی تخریب
روزنامه پیام ما در شماره 782 مورخ 9 آذر 1395 اقدام به چاپ مطلبی با تیتر« سبقت آفرودرها از میراث فرهنگی و محیط زیست» نمود و در آن گزارش به بیان دیدگاه ها و نظرات افراد مختلف و مسئولان ذیربط پرداخت، گزارشی که موافقان و مخالفان زیادی را به دنبال داشت. روز گذشته مطلبی از سوی برگزار کنندگان این برنامه به دست ما رسید که حسب وظیفه مطبوعاتی، عینا در ذیل می آید، لازم به ذکر است گزارش چاپ شده پیام ما به هیچ عنوان قصد قضاوت، حمایت و یا مخالفت با این گونه برنامه ها را نداشته و ندارد و درست یا غلط بودن برگزاری این آفرود را به عهده کارشناسان می سپارد.
یوز و لوت را حفظ کنیم
در مورخ 27 و28 آبان ماه یک برنامه طبیعت گردی تحت عنوان اولین دوره آفرود کوهساران با شعار حمایت از یوز ایرانی و با هدف احیاء مسیر باستانی راور -کوهساران – شهداد و معرفی جاذبه های طبیعی و تاریخی مسیر و کمک به رونق صنعت گردشگری کوهساران و راورانجام گرفت ولی متاسفانه این کار فرهنگی، ورزشی ومحیط زیستی توسط افرادی و بعضی خبرگزاری ها و جریان ها با موجی از تخریب ها و توهین ها و تهمت ها روبرو شد.
این ها هر یک به نوعی مراتب اعتراض خود را به این آفرود اعلام داشتند و برگزاری این برنامه طبیعت گردی را تخریب لوت برشمردند و با استفاده از واژه های مانند ورود به منطقه حفاظت شده دربند وزیستگاه یوز، ورود به عرصه لوت و مسابقه آفرود که بهتراست نامش را کلمات حساسیت برانگیز بگذارم بر سیر داغ و پیاز داغ آن افزودند.
در این میان عده ای نیز فکر می کردند گوی سبقت را باید از دیگری بربایند و یک بیانیه یا نوشته حتی چند سطری هم که شده باید صادر کنند تا خدای نکرده کویر لوت تخریب نگردد روی سخنم در این بین با عده ای هست که قصد دارند خود را دایه مهربان تر از مادر نشان بدهند، میباشد و برای اینکه خود را دلسوزکویر لوت نشان بدهد با نشر یادداشتی در فضاهای مجازی و رسانه انواع تهمت ها و هجمهها را به مسئولان و کارگزاران منطقه ای و استانی وبرگزار کنندگان نثار کرده است که جای بسیار تعجب و شگفتی دارد.
حال که برنامه ای با محوریت جوانان خونگرم و مهمان نواز کوهساران برگزار شده که جاذبه های طبیعی و تاریخی کوهساران را با تمام غنا و پیشینه ای که دارد به نمایش می گذارد، باید هیاهوی بسیار راه بیندازیم و قضاوتی غیرمنصفانه داشته باشیم؟ و با تهمت به فرهنگ و شعور آنها توهین کنیم؟ وآنها را از هدفشان که حفظ و نگهداری محیط زیست و میراث فرهنگی است دور کنیم و با این تهمت ها آنها را درمقابل سازمان میراث فرهنگی و محیط زیست قرار دهیم؟ چرا به ویژگی های برجسته اکوتوریسم منطقه توجه نمی کنیم ؟ نکند می خواهیم با خودمان رو راست نباشیم؟ خیلی همت دارید، به جای تخریب، به ما کمک کنید چون که محل زندگی ما اینجاست حفظ و نگهداری این منطقه وظیفه شرعی و قانونی ما می باشد.
به احتمال اعتراض کنندگان به سال های نه چندان دور مروری نداشتند که این گونه دست به اعتراض زدند! و برگزارکنندگان این برنامه را بر آن داشت تا جوابیه ای نسبت به این تخریب ها اعلام کنند وبه یک خبرگزاری و یک نشریه که این خبر را منتشرکرده بودند جوابیه ارسال گردید ولی متاسفانه منتشر نگردید.
جوابیه به شرح زیر می باشد
تپه های ماسه بادی، بلندترین کلوت های جهان، گرم ترین نقطه کره زمین و مامن تمدن 6 هزار ساله که کهن ترین درفش مفرغی جهان از آن یافت شده است کیلومترها ازهم فاصله دارند که در نقشه محل آنها و مسیر طی شده توسط این گروه طبیعت گردی که در جاده باستانی و کف رودخانه دهانه غار و جاده شاه آباد به شفیع آباد بوده مشخص است و هیچ ترددی در آنها انجام نگرفته است.
عنوان شده است تخریب زیستگاه یوز با شعار حمایت از یوز در صورتی که زیستگاه یوزپلنگ در منطقه حفاظت شده دربند راور است و مسیراین گروه طبیعت گردی به هیچ عنوان داخل این محدوده نبوده و مطابق نقشه چندین کیلومتر تا این ناحیه فاصله دارد.
این برنامه طبیعت گردی با اخذ مجوزهای لازم درخارج از عرصه لوت و منطقه حفاظت شده دربند انجام شده است وبه دلیل زیبایی این دره وجلوگیری از ایجاد سروصدا مسیر 50 کیلومتری در مدت زمان 10 ساعت طی شده است و مسابقه ای در کار نبوده است وکاش تمام گروه ها و اشخاصی که پا به عرصه لوت میگذارند، جهت حفاظت ازاین گنج با مجوز باشد و نه به دلیل اینکه قبلا به لوت سفر کرده اند احساس مالکیت کرده و هرزمان دلشان بخواهد بدون مجوز پا به لوت گذاشته و دیگران را زیر سوال ببرند این درحالی است که بعضی معترضان ازبرنامه های آفرود و جمع کردن شهاب سنگ در کویر که قبلا انجام داده اند، عکس و فیلم تهیه کرده ودر فضای مجازی پخش کرده اند و جای بسی تاسف است که چنین افرادی نام خود را دلسوز میگذارند. و در پایان از جناب دکتر مهران مقصودی که مسولیت گروه ثبت جهانی لوت برعهده و حاصل تلاش زحمات ایشان بوده تشکر وقدردانی میشود در صورتی که در بعضی خبرگزاریها حاصل زحمات ایشان را به شخص دیگری نسبت داده بودند و از مسئولین سازمان محیط زیست و میراث فرهنگی که در جهت روشن شدن حقیقت کمک کردند، کمال تشکر را داریم.
در کتاب گزارش جغرافیایی شهداد وجغرافیای تاریخی دشت لوت نگارش دکتر مستوفی از راه خبیص (شهداد) به راور از طریق دهنه غار به صراحت بیان شده ومکان تاریخی چله خانه و روستای تاریخی مزارشاه -تقی آباد – شاه آباد و چهار برج در طول این مسیر دال بر این ادعاست و در طول سال هزاران نفرمسافر جهت تفریح و ادای نذورات خود از سطح استان به روستای تاریخی مزارشاه که به روایتی مقبره ابراهیم ادهم و پیغمبرلوت(ع)می باشد به آنجا می آیند واین برنامه طبیعت گردی اولین تردد در این مسیر نبوده است. در خبر گزاری مهرعنوان شده است تنگ باستانی مزارشاه در زون حفاظتی پرونده جهانی لوت محسوب می شود و آب تمدن کهن خبیص از این رودخانه تامین می شده است در حالی که طبق نقشه ثبت جهانی لوت این تنگه در خارج از عرصه و حتی خارج از حریم لوت می باشد و رودخانه ای که اب شیرین تمدن کهن خبیص و شهداد امروزی را تامین می کند، رودخانه درختنگان می باشد.
چرا انقراض یوزهای آسیایی فاجعه است؟
چرا انقراض یوزهای آسیایی فاجعه است؟
در 30 سال گذشته، یوزهای آسیایی همانند خویشاوندان نزدیک آفریقاییشان به دلیل از دست دادن زیستگاه و طعمه در سراسر قلمروشان با کاهش جدی جمعیت مواجه بودهاند. براساس تحقیقات، یوزهای آسیایی ، نوعی زندگی مبتنی بر کوچ دارند و به همین دلیل تنها در مناطق حفاظتشده و امن حضور نداشته و بارها در خارج از مناطق حفاظتشده نیز رویت شدهاند. حتی در مناطق حفاظتشدهای همچون بافق یزد، تاثیرات توپوگرافی سبب شده تا جایگاه شکارچی و رقیب دیرین یوزها یعنی پلنگها مستحکمتر شود و پلنگها در عمل یوزها را از زیستگاهشان بیرون کنند.
مهندس هومن جوکار، مدیر پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی ضمن اشاره به تهدیدات بقای یوزها در ایران به جامجم میگوید: «شش میلیون هکتار زیستگاه یوز در ایران را میتوان یک ظرفیت گردشگری استفاده نشده توصیف کرد، این ظرفیت همانند بسیاری دیگر از ظرفیتها بهواسطه وجود نفت در سایه باقی مانده است. صنعت گردشگری نمونه بارزی از ظرفیتهای استفاده نشده در کشور ماست، درحالی که ظرفیت پذیرش گردشگر در ایران خیلی بیشتر از میزان کنونی است. شاید اگر از همین فردا گردشگری به ایران نیاید و ما بخواهیم هزینه اقتصادی این مساله را برآورد کنیم، در وهله نخست به نظر برسد که چندان زیان اقتصادی متحمل نشدهایم، اما این واقعیت نیست؛ چراکه اگر فرضا روزی نفت ما تمام شود و بنا باشد که چرخهای اقتصاد بر پایه صنعت توریسم بگردد، آنگاه مشخص میشود که ما چقدر متضرر شدهایم.»
وی میافزاید: «در زیستگاههای یوز نیز دو ظرفیت مهم وجود دارد که هم میتوان روی آنها خیلی تکیه کرد، هم اینکه در عین حال حفاظت یوزها را به نوعی معنا میکنند. این دو ظرفیت عبارت است از کارکرد بازاری و کارکرد غیربازاری. کارکرد بازاری همان کارکردی است که به پول تبدیل و وارد جامعه میشود، اما کارکرد غیربازاری آن کارکردهایی است که منافع آن به جامعه میرسد، اما در این میان پولی رد و بدل نمیشود. برای مثال کارکرد جنگلهای هیرکانی منطقه گلستان و ممانعت آنها از سیل نوعی کارکرد غیربازاری است. چنانچه در حال حاضر نیز به دلیل مدیریت 15 ساله مرتع در زیستگاههای یوز ما کارکردهای غیربازاری داریم که باعث میشوند تا چشمههای گرد و غبار در زیستگاههای کویری که البته بسیاری از آنها نزدیک به سکونتگاههای شهری هستند، شکل نگیرند. درحالی که اگر مدیریت این مراتع به واسطه پرچمداری حفاظت از یوز نبود، بسیاری از این مناطق به عنوان مثال در سبزوار و نیشابور یا حتی بافق به نقاط بحرانخیز زیستمحیطی تبدیل شده بودند.»
مهندس جوکار در ادامه به فعالیتهای اقتصادی پایدار در سکونتگاههای انسانی همجوار با زیستگاههای یوز اشاره کرده و افزود: «در زیستگاههای یوز مدتهاست که ما روی نمونههای پایلوت معیشت پایدار کار میکنیم. برای مثال در توران و روستای قلعهبالا حدود چهار پنج سال است که روی نمونههای پایلوت از کارکردهای بازاری کار شده و این نمونه پایلوت خوشبختانه به نتایج خوبی هم رسیده است، هرچند که مقیاس آن کوچک بوده، اما واقعیت این است که ما توانستهایم حداقل گامی رو به جلو برداریم و نهتنها از مهاجرت جامعه محلی جلوگیری کنیم، بلکه در عین حال تعدادی از خانوادههایی را هم که از روستا مهاجرت کرده بودند، از طریق آشنایی با معیشت پایدار مجدد به منطقه بازگرداندهایم. آشنا کردن مردم محلی با جاذبههای گردشگری منطقهشان و اینکه برای مثال چطور میتوانند با حفظ خانههایشان، باعث جذب گردشگران شوند، اکنون روستای قلعهبالا را به جایی رسانده که گردشگران حتی در آغاز ماههای سرد سال مانند مهرماه نیز به تعداد قابلتوجه وارد این منطقه میشوند و در روستا اقامت میکنند. بنابراین اگر روزی یوزها منقرض شوند، به این معناست که مدیریت مرتع و دقت لازم برداشته خواهد شد، بنابراین تمامی آن ظرفیتها اعم از بازاری و غیربازاری از بین خواهد رفت، درحالی که یوزها با حضورشان این ظرفیتها را معنا میبخشند.»
تغییرات اقلیمی و خطر انقراض جانوران
تغییرات اقلیمی و خطر انقراض جانوران
مطالعات اخیر محققان نشان می دهد، تغییرات اقلیمی آنچنان با سرعت طی می شوند که بسیاری از گونه های زیستی قدرت تطبیق با شرایط جدید را نداشته و محکوم به انقراض هستند.
به گزارش خبرنگار مهر، مطالعاتی که در 150 سال گذشته انجام شده بود، نشان می داد که گونه های جانوری با استفاده از فرآیند آزمون و خطای طبیعت خود را با تغییرات اقلیمی تطبیق داده تا زنده بمانند. اما مطالعه جدیدی نشان می دهد، تغییرات اقلیمی آنچنان با سرعت به وقوع می پیوندند که بسیاری از گونه های زیستی قادر به تطبیق خود با شرایط جدید نیستند و در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند. محققان دانشگاه آریزونا پس از بررسی 250 گونه گیاهی و جانوری به این نتیجه رسیدند که دوزیستان، خزندگان و گیاهان بیش از سایر گونه ها در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند. بسیاری از گونه های حیوانی قدرت تطبیق خود برای مقابله با تغییرات اقلیمی جدید مانند افزایش دما، تغییرات بارشی یا بیابان زدایی را ندارند. محققان معتقدند بسیاری از حیوانات با تغییر و افزایش دمای هوا مهاجرت می کنند اما بسیاری دیگر از گونه های زیستی در مناطق ایزوله زندگی کرده و قادر به ترک محل زندگی خود نیستند. نتایج این مطالعه نشان می دهد، حیواناتی که در مناطق گرمسیر زندگی می کنند، در معرض خطر بیشتری نسبت به سایرین هستند. اما برخی از پستانداران و پرندگان به دلیل داشتن قدرت تطبیق دمای بدنشان با دمای بیرونی از شرایط بهتری نسبت به سایر گونه های زیستی برخوردارند. این مطالعه نشان می دهد، بسیاری از گونه ها زمان لازم برای تطبیق خود با شرایط جدید را نداشته و محکوم به نابودی هستند. این موضوع در حالی است که چندی پیش نیز در گزارشی در مجله سیاره زنده Living Planet Report (هر 6 ماه یکبار توسط بنیاد جهانی طبیعت منتشر می شود) آمده بود: «بین سال های 1970 تا 2012 میلادی، جمعیت حیوانات روی کره زمین به طور کلی در حدود 58 درصد کاهش یافته و اگر این روند ادامه پیدا کند، پیش بینی می شود این روند انقراض تا سال 2020 میلادی باعث منقرض شدن بیش از 67 درصد از جمعیت حیوانات شود».
تاریخچه فرش در شهر کرمان
با استناد به مدارک تاریخی همچون تاریخ عالم آرای عباسی و سفرنامه شاردن می توان گفت قالی بافی در کرمان در دوره صفویه رواج فراوانی داشته است( ژوله، 1381: 163). کرمان یکی از مراکز مهم قالی بافی ایران بوده است و نمونه های چشم نوازی از قالی های کرمان مربوط به آن دوران در موزه های سراسر دنیا پراکنده است.
«کرمان در ادوار گذشته به ویژه دوره صفوی معروفیت زیادی در زمینه تولید پارچه علی الخصوص شال بافی نیز داشته وعده ای بر این باورند که قالی های کرمان در پی این صنعت شکل گرفته باشد. در حالی که طرح ها و ویژگی های بافت قالی های کرمان ( گره یا استفاده از سه پود بین هر دو رج و همچنین دارهای عمودی اولیه) سابقه ای بیش از هزار سال برای آن رقم می زند. وجود طراحان و نقاشان اوایل عهد قاجار در کرمان که سرآمد استادان عصر خود بوده اند، نشان دهنده پیشینه طولانی هنر فرش دراین منطقه است» (ژوله ، 1381 : 163).
«قالیهای راور قدیمی ترین قالی های منسوب به کرمان است و در مجموعه قالی های آستان قدس سه تخته قالی وجود دارد که بدون شک در راور بافته شده است» ( ادواردز، بی تا: 228).
پس از سقوط دولت صفوی و در ادوار جنگ خاندان افشار و زندیه ، رکود شدیدی در صنعت بافت این منطقه ایجاد شد و تولید فرش در این منطقه کاهش چشمگیری یافت. اما دوباره در دوره قاجار مورد توجه قرار گرفت و در اواخر این دوره حتی بیشتر از صنعت شال بافی به آن روی آورده شد. قالی بافی کرمان از این زمان به بعد دوران پر نشیب و فرازی را طی کرده که برخی از نویسندگان از جمله سیسیل ادواردز برای آن نام قائل شده اند. دوره نخست که تحت عنوان شال بافی یا دوره ترمه نام گذاری شده است، از حدود سالهای 1330 تا 1315 ه.ق شروع شده و تا جنگ اول جهانی ادامه می یابد. قالی های این دوره منقش به نگاره بته جقه و سرو است و شمای کلی قالی ها را به شال ترمه های سنتی کرمان نزدیک می سازد. «احتمال دارد اغلب آن قالی ها توسط افرادی طراحی شده باشد که قبلاً در کار طراحی شالهای مذکور بوده اند» (ادواردز،بی تا: 237).
بعد از پایان یافتن جنگ، توسعه صنعت قالی بافی از سرگرفته شد و بازارهای امریکا به عنوان اصلی ترین متقاضیان قالی کرمان، متناسب با شرایط سلیقه ای و نگهداری آن زمان، خواهان ایجاد تغییراتی در زمینه دوام و طرح های قالی کرمان شدند و این امر طراحان قالیهای کرمان را به سمت طرح های اسلیمی و شاه عباسی دوره صفوی کشاند که آنها را با با زمینه های ذهنی خاص خود تلفیق نمودند. این مقطع از قالی بافی کرمان که به «دوره کلاسیک» معروف شد، حدود ده سال به طول انجامید و دوره ای استثنایی محسوب می شود. از بین شهرهای کوچک این استان که قالی هایشان تحت عنوان کرمان به بازار عرضه می شود، میتوان از ماهان، راور، قهرود و زرند نام برد.
شروع بحرانهای اقتصادی در آمریکا در سال 1306 ه.ش موجب برچیده شدن شرکتهای امریکایی و توقف سفارشات و در نتیجه کاهش چشمگیر تولید قالی های کرمان شد با این شرایط زمینه بازگشت نقوش قبل از جمله نگاره های ریزتر و زمینه های پر نقش و نگار قبل از دوره کلاسیک فراهم شد و نقش سبزیکار بیش از پیش معمول گردید.
از معروفترین استادان طراحی فرش کرمان می توان از خاندان شاهرخی، پاک گوهری ، ارجمندی و مایل یاد کرد که نقش بسیاری در شهرت و رونق فرش کرمان در قرن اخیر دارند.
سبک نقاشی قاجار
ترکیب بندی و آرایش آثار دوره قاجار، تأثیرپذیری از هنر نقاشی اروپایی را آشکار میسازد. علم پرسپکتیو نمودی رنسانسی، به ویژه ایتالیایی، دارد. نقش و نگار پارچه اغلب پارچهها در نقاشیها از نمو نههای قرن هجدهم فرانسوی است. شیوه اجرای همانندسازی با بافتهای طبیعی در این آثار به وفور دیده میشود که سعی در بازنمایی مشابه عین خارجی آن دارد. این بازنمایی در نقاشی از چهرهنگاری به اوج ظهور میرسد.
همچنین آثار چاپی گوناگون نقاشان اروپایی تأثیرات گوناگونی بر هنرمندان نقاش قاجار بر جای گذاشت و علاوه بر پیامدهای قابل توجه و حتی کژفهمیهایی نیز به همراه داشت. بازنمایی عین خارجی ناسوتی موضوع، تفسیری است که در مرحله نخست در تفکر هنرمند مصداق یافته و این برخورد تلاش میشود. واقعیت جهان بیرون جایگزین نقاشی تجریدی در پیوند با شعر و ادبیات شود. در این تلاش، حضور جهانی بیرونی به عنوان موردی نفسانی، در آثار آشکار میشود. بدین ترتیب اثری مستقل از تخیل شاعر و ادبیات به ظهور میرسد.
هنرمند نقاش دوره قاجاریه با مکاشفهای هنری کل تجربیات سنتی و مدرن زمان خود را به نمایش میگذارد. پس از انقراض سلطنت صفویان، سبکی منسجم و مکتبی متشکل در نقاشی ایران پدید میآید که با توجه به ویژگیهای موضوعی و کاربردی نقاشیها، عنوان «پیکرنگاری درباری» را برای این مکتب مناسب میدانم. عمده مشخصات این سبک عبارتند از: ترکیب بندی متقارن و ایستا با عناصر افقی و عمودی و منحنی؛ سایه پردازی مختصر در چهره و جامه؛ تلفیق نقشمایههای تزیینی و تصویری، و رنگ گزینی محدود با تسلط رنگهای گرم به خصوص قرمز. این سبک کمابیش تا آغاز سلطنت ناصرالدین شاه باقی است. پیکرنگاری درباری نمایانگر اوج هم آمیزی سنت های ایرانی و اروپایی است در یک قالب پالایش یافته و شکوهمند. به سخن دیگر، این مکتبی است که در آن روشهای طبیعت پردازی، چکیده نگاری و آذینگری به طرز درخشان با هم سازگار شدهاند. در این مکتب، پیکر انسان اهمیت اساسی دارد؛ ولی به رغم بهرهگیری از اسلوب برجسته نمایی، همواره شبیهسازی فدای میثاقهای زیبایی استعاری و جلال و وقار ظاهری میشود. غالباً، شاه، شاهزادگان، و رامشگران درباری تنها در برابر ارسی یا پنجرهای که پرده اش به کنار جمع شدهاست، قرارگرفتهاند. مردان با ریش بلند و سیاه، کمر باریک، و نگاه خیره در حالی که دستی بر شال کمر و دست دیگری بر قبضه – خنجر دارند، نمایانده شدهاند؛ و زنان با چهره بیضی، ابروان پیوسته، چشمان سرمه کشیده و انگشتان حنا بسته در حالتی مخمور به تصویر درآمدهاند. همگی در جامگان زربافت و مروارید نشان، و غرق در جواهر و زینتها تجسم یافتهاند. سریر، تاج، کلاه، سلاح، قالیچه، مخده و جز اینها نیز سراسر نقشدار و فاخر هستند. به طور کلی، افراد بیشتر به واسطه اشیاء معرفی میشوند، و کوششی برای نمایش خصوصیات روانی آنها مشهود نیست. اشیاء فرعی چون صراحی و جام، میوه و گلدان و غیره، فضای دو بعدی تصویر را پر میکنند. در برخی پردهها چشماندازی از طبیعت یا معماری در پس زمینه به چشم میخورد.
دوره دوم نقاشی قاجار که مقارن با سلطنت ناصرالدین شاه و بعد از آنست. تماس ایران با اروپا روز بروز بیشتر و گستردهتر شد. از طرف دیگر به علت سیاست استعماری دولتهای غربی بهویژه روس و انگلیس سرنوشت ایران با سیاست کشورهای دیگر آمیخته میشود. مجموعه این عوامل به اضافه تحولات داخلی، دگرگونیهای اجتماعی بزرگ و عمیقی ایجاد میکند که در انقلاب مشروطیت آثار آن به شکل انفجار آمیزی آشکار شد.
محمد صابری؛ تنها کُلِک ساز ماهان: بیش تر مشتری هایم یزدی و اصفهانی هستند
محمد صابری؛ تنها کُلِک ساز ماهان:
بیش تر مشتری هایم یزدی و اصفهانی هستند
ماهان؛ حیاط خلوتی دنج در حومه کرمان است. حیاط خلوتی که بسیاری از کرمانی ها در روزهای تعطیل از شلوغی شهر به آن پناه می برند. ماهان؛ تاریخی ژرف دارد. از باغ شاهزاده گرفته تا شاه نعمت الله ولی و دیگر آثار تاریخی این شهر همه و همه بیانگر این تاریخ است.
با وجود این که آپارتمان نشینی به برخی از مناطق ماهان راه یافته و شهرنشینان خانه های باصفای آن را به ویلا مبدل کرده اند؛ اما باز هم می توان در کوچه پس کوچه های آن نشانی از گذشته زیباو جذاب آن یافت. کوچه محتشم یکی از آن کوچه هاست. آن روز بعد از ظهر که با هماهنگی یک دوست قدیمی و ماهانی به کوچه محتشم رفتم، این را دریافتم.
آبی زلال از همان ابتدای کوچه از بغل دیوار راه خود را پیدا می کرد و به انتهای کوچه می دوید. آبی که پنجاه قدم پایین تر به کارگاهی کوچک با سقفی کوتاه می رسید. پیرمردی کنار آب، روی خاک نشسته بود و با تیشه ای کوچک به چوب دستی زخمه می زد. درخت های چنار روی کارگاهش سایه انداخته بود. پیرمرد در کوچه بن بست کوچک کنار کارگاه خانه داشت. خانه ای در یک کوچه باغ باصفا و قدیمی!
همه چیز برای داستان سرایی آماده است. پیرمرد داستان ما لب به سخن باز می کند. زیاد هم اهل حرف زدن و خاطره بازی نیست. خودش می گوید:«من خاطره سَرَم نمیشه!»
اما دیدن پیرمردی که همه سال های عمرش را در ساختن کلک(قفل) گذرانده بسیار خواستنی است. حتی اگر حرف نزند. اما کلک سازی هم صنعت کم اهمیتی نیست. کلک؛ قرن هاست که از خانه و باغ و اموال آباء و اجداد ما حفاظت کرده است. نام کلک را شنیده بودم. دورادور هم دیده بودم؛ اما از سیستم آن آگاهی نداشتم. اصلاً نمی دانستم ضریب امنیت کلک آن قدر بالاست که کلید چوبی یک کلک روی کلک دیگر کار نمی کند. و تا زمانی که کلک قفل نشود، کلید از کلک بیرون نمی آید. بیش از ده کلک در اندازه های مختلف در کارگاه موجود بود. می گفت:«کلیدهای این ها فقط روی خودشون کار می کنه و اصلاً به هم نمی خورن!»
به هر حال «استاد محمد صابری» معروف به «محمد کلک ساز» تنها کلک ساز منطقه ماهان است. نمی دانم در مناطق دیگر استان کرمان هم این حرفه وجود دارد یا خیر؟ اما همین دم را غنیمت شمردیم و با او به گفت و گو نشستیم.
او متولد 1313 خورشیدی است. در ماهان به دنیا آمده و از کودکی به کلک سازی مشغول است.
صابری می گوید که پدر و پدربزرگم به این کار مشغول بوده اند. پدربزرگم چرخ آسیاب آبی می ساخت. پدرم هم کار او را ادامه داد تا این که من به سنی رسیدم که می توانستم کار کنم. از بچگی کلک سازی را شروع کردم و در حال حاضر 75 سال است که حرفه ام همین است.
جو در مقابل کُلِک
صابری ادامه می دهد که برادرانم قالی می بافتند. اما من به خاطر بیماری توانایی قالی بافی را نداشتم و همان شغل باشو(پدربزرگ) و پدرم را ادامه دادم. کار دیگری بلد نبودم و از عهده ام هم برنمی آمد. آن سال ها هم سال های فقر و تنگدستی بود. پولی بابت کار به استاد کار نمی دادند. مثلاً در برابر ساخت یک کلک مقداری جو و شاید هم گندم می گرفتیم. الآن قیمت کلک هایی که می سازم 50 هزار تومان تا صد هزار تومان است.
کلک برای دکوری
اما امروز که دیگر کسی در چوبی استفاده نمی کند که کلک به کارش بیاید. در ماهان کسی استفاده نمی کند. اما در قناتغستان، لنگر، سکنج و عرب آباد خیلی کم استفاده می شود. اما مشتری های من بیش تر از اصفهان، یزد و تهران هستند که کلک ها را برای دکوری می خرند. یک ماه چهار، پنج کلک می خرند؛ اما یک ماه هم هیچ مشتری ندارم. قبلاً درب، کلک و نردبان می ساختم یا تعمیر می کردم. اما حالا بیش تر دسته بیل و کلنگ می سازم.
علاوه بر دسته و بیل ابزاری مثل بنیکو(ابزاری برای آماده سازی نخ جهت قالی بافی)، کف گیر چوبی(برای هم زدن بلغور)، چوبدستی(عصا) میل زورخانه، چوب گهواره و غلتوک(تیر خمیر پهن کنی)، جُک (برای خرمن کوبی) می سازم.
سی، چهل همکار داشتم
در ماهان فقط من به این شغل مشغول هستم. چهل، پنجاه سال پیش سی، چهل نفر همکار در ماهان داشتم که همه شان از دنیا رفته اند. اگر کسی هم امروز به کار چوب مشغول است با دستگاه های برقی و وسایل جدید کار می کند. خیلی از مشتریانم هم از دنیا رفته اند. قبلاً مشتری های زیادی داشتم که خرید می کردند و می رفتند. کاری هم نداشتم که ببینم مشتری ام کیست یا چه کاره است.
بی بی فاطی رفسنجانی
بی بی فاطمه رفسنجانی بانویی ادیب و فاضل بوده و «درویشه» تخلص می کرده است. از تاریخ دقیق تولد و مرگ او اطلاعاتی به دست نیاوردم؛ اما ظاهرا هنگامی که حکومت کرمان با عبدالحسین میرزا نصرت الدوله «فرمانفرما۲-1314-1312 ه ق» بوده است وی زنی سالخورده بوده و از اشتهار ادبی برخوردار است. در آن روزگار مرکز رفسنجان را «قلعه آقا»می گفتند. یک روز فرمانروا،برای بازدید از رفسنجان وارد «قلعه آقا» می شوند و به خانه حاکم شهر «یحیی خان لنگ» نام داشته می رود و خواهان ملاقات بی بی فاطی می شود. بی بی که زنی سالخورده و فرتوت بوده در آن ضیافت حضور می یابد. فرمانروای کرمان چنان تحت تاثیر شخصیت و بیان وی قرار می گیرد که از دختر بی بی فاطی که او هم در کمال و ادب نظیر مادر خود بوده و در جمال آیتی به شمار می آمده خواستگاری می کند. کمی بعد مادر و دختر راهی کرمان می شوند و از آن جا به تهران می روند و بی بی فاطی در تهران بدرود حیات می گوید. شهرت بی بی در شعر و از آن جا به تهران نیز سر زبان ها می افتد. به طوری که عین الدوله «1345-1361 ه ق» رجل مشهور دوره مظفرالدین شاه که در فن کتابت و انشا مرتبتی بسزا داشت، ضمن نامه ای از فرمانفرما و همسرش و مادر همسرش دعوت می کند برای نهار به خانه او بروند. بی بی در آن محفل چنان داد سخن می دهد که همگان را به تعجب وا می دارد تا که عین الدوله از وی خواهش می کند. فی البداهه شعری بسراید و او بیدرنگ غزل زیر را در توصیف دختر عین الدوله بر زبان آورد: این زلف خم به خم به رُخَت سایه افکن است/ یا شام تیره همروش صبح روشن است/ گیسو -کمند رستم و ابرو- کمال زال / مژگان سنان گیو و زنخ چاه بیژن است/ زلف تو تا بخورد وافعی صفت به هم/ پیچیده چون کمند خم خان بهمن است / خال تو مشکبو بود و سینه چون بلور
یا شاه زنگبار فرنگش نشیمن است /ای سینه گر بناله درآیی چو اشکبوس/ حق داری این ملالت تیر تهمتن است
بی بی فاطمه علاوه بر مراتب فضل و کمال، شاعری حاضر جواب و شوخ طبع بوده است. وقتی که برای نخستین بار با حاکم کرمان ملاقات می کند می گوید: این شل که تو بینی که شلان است و شلان است/ از جمله اشخاص کلان است و کلان است
یک روز هم خود او حاکم رفسنجان و جمعی از معاریف آن شهر را به ناهار دعوت می کند. چون سفره چیده می شود و میهمانان برای خوردن ناهار فراخوانده می شود و شکم درد مزمن خان حاکم عود می کند، او برمی خیزد و به جای رفتن سر سفره شکم خود را روی عصای خود قرار می دهد تا تسکین یابد. بی بی می گوید تا شما ننشینید دیگران نخواهند نشست. لطفاً کمی طاقت بیاورید و عیش دیگران را منغض نکنید. خان حاکم نمی پذیرد و همچنان ایستاده بر عصا تکیه می دهد که بی بی با صدای بلند می گوید:
می نهد از درد دل بر چوبدستی ناف را/ پیرمرد بی خرد گم کرده راه شاف را
جناب آقا سید جواد هجری می گویند:«او فرزند ذکوری نداشته است و آقایان عبدالمهدی فلاح زاده و یوسف هلاکوزاده تولید کنندگان طلای سبز«پسته» از بستگان مادری وی بشمارند؛ اما شناختی از آثار وی ندارند و گویا یک بار مرحوم مهدی سهیلی در برنامه رادویی «مشاعره»از وی و اشعارش نام برده است.
دوش دیدیم دلبرم گیسو به دوش انداخته / زین به دوش انداختن خلقی به جوش انداخته/ هر شکنج زلف مویش حاجتی سازد روا/ حاجت ما را چرا در پشت گوش انداخته
