پژوهش‌ها هزینه محیط‌زیستی و اجتماعی قهوه را چقدر برآورد می‌کنند؟

اثرات محیط‌زیستی یک فنجان قهوه

مجموع هزینه‌های پنهان محیط‌زیستی، اجتماعی و سلامت هر تن قهوه حدود ۳۶۶۵ دلار است، درحالی‌که قیمت صادراتی هر تن قهوه اوگاندا فقط ۲۰۰۰ دلار محاسبه می‌شود





اثرات محیط‌زیستی یک فنجان قهوه

19 مهر 1405، 23:37

بسیاری از ما روز خود را با قهوه شروع می‌کنیم یا در طول روز حداقل یک فنجان از آن را برای انرژی‌گرفتن می‌نوشیم. اما آیا تابه‌حال به این فکر کرده‌ایم که هر فنجان قهوه‌ای که می‌نوشیم از کجا آمده و چه اثراتی بر محیط‌زیست آن منطقه گذاشته است؟ برای مثال، آیا باعث ازدست‌رفتن غنی‌ترین زیستگاه‌های استوایی شده است؟ یا چقدر از آب‌وهوا را آلوده کرده است؟ حتی مهم‌تر از آن، کشاورزان و تولیدکنندگان اولیه قهوه در چه شرایطی به تولید می‌پردازند؟ شاید ما قهوه را فقط یک نوشیدنی انرژی‌زا ببینیم، اما داستان پشت آن مسائل مختلفی را روایت می‌کند.

قهوه در سال‌های گذشته بیش از همیشه جای خود را در زندگی روزمره ایرانی‌ها باز کرده است؛ از کافه‌ها و خانه‌ها گرفته تا قفسه فروشگاه‌ها. اما پشت هر فنجان قهوه، زنجیره‌ای طولانی از تولید، فرآوری و حمل‌ونقل در جریان است؛ محصولی که هزاران کیلومتر دورتر از ایران، در مزارع کشورهای تولیدکننده کشت می‌شود و سپس به بازارهای جهانی می‌رسد.

مقاله «پیامدهای محیط‌زیستی، بهداشتی و اجتماعی در زنجیره ارزش قهوه اوگاندا: هزینه پنهان قهوه» که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، درباره آثار تولید قهوه بر محیط‌زیست و همچنین پیامدهای اجتماعی آن تحقیق می‌کند. شاخص‌هایی که محققان این پژوهش برای سنجش آثار محیط‌زیستی انتخاب کردند، شامل تغییر اقلیم، آلودگی هوا، آلودگی آب، مصرف آب کمیاب، فرسایش خاک، کاربری زمین و تغییر کاربری زمین است. این شاخص‌ها انتخاب شدند تا بتوانند تقریباً تمامی آسیب‌های ممکن و هزینه‌های محیط‌زیستی آن را پوشش دهند. نتایج این تحقیق نشان داد که فرسایش خاک با ۳۴ درصد از هزینه‌های محیط‌زیستی تولید قهوه، در صدر فهرست قرار می‌گیرد. پس از آن، گازهای گلخانه‌ای با ۳۲ درصد، آلودگی هوا با ۱۷ درصد و آلودگی آب با ۱۶ درصد، هزینه‌های محیط‌زیستی را تشکیل می‌دهند.

 

بیشترین مصرف آب در مرحله کشت است

کشت قهوه، به‌خصوص در مناطق خشک، به آب زیادی نیاز دارد. همچنین در مرحله فرآوری تر آن آب زیادی مصرف می‌شود. در مطالعه‌ای با نام «ارزیابی چرخه حیات محیط‌زیستی، اجتماعی و اقتصادی در زنجیره تأمین قهوه ایتالیا» که در سال ۲۰۲۵ انجام شد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که ۹۵ درصد از کل آبی که در چرخه حیات قهوه مصرف می‌شود، در مرحله کشت‌وکار است. این موضوع می‌تواند بر منابع آبی محل کشت قهوه اثر بگذارد و منجر به تنش آبی و کاهش آب در دسترس جوامع محلی شود. البته تنش آبی تنها مشکلی نیست که به وجود می‌آید. داده‌های مطالعه اوگاندا از تولید پساب اسیدی قابل‌توجه در فرایند فرآوری قهوه خبر می‌دهد که می‌تواند منابع آبی را آلوده کند.

میزان مصرف آب و تولید پساب در شیوه‌های مختلف فرآوری، متفاوت است. برای تولید قهوه عربیکا از روش تر استفاده می‌شود که به آب زیادی نیاز دارد و برای هر کیلوگرم آن، ۲۰ لیتر آب مصرف و ۲۰ لیتر فاضلاب تولید می‌شود. اما در روش خشک، که در آن دانه‌ها زیر نور خورشید خشک می‌شوند، آب بسیار کمتری مصرف و فاضلاب کمتری هم تولید می‌شود. البته خشک‌کردن مکانیکی کاملاً بی‌هزینه نیست، زیرا استفاده از سوخت‌های فسیلی انرژی‌بر است و پوست قهوه، به‌عنوان محصول جانبی، در صورت دفع نامناسب، منجر به آلودگی خاک می‌شود.

 

نابودی تدریجی غنای زیستی

رحمان و پتریلو در پژوهشی که درباره زنجیره تأمین قهوه ایتالیا انجام داده‌اند، می‌نویسند که حدود ۸۰ درصد از زمین‌ها به کشت قهوه اختصاص دارد. این یعنی زمین‌های مناطق استوایی که غنی از تنوع زیستی‌اند، برای چندین و چند سال به کشت قهوه اختصاص می‌یابند. این کار در بیشتر مواقع به ازدست‌رفتن جنگل‌ها و کاهش تنوع زیستی منجر می‌شود. براساس داده‌های «پایش جهانی جنگل‌ها» (Global Forest Review)، از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵ تقریباً ۱.۹ میلیون هکتار جنگل به مزارع قهوه تبدیل شده‌اند؛ البته همه این جنگل‌ها الزاماً جنگل‌های بکر بارانی نبوده‌اند. در این میان، برزیل با حدود ۴۶۴ هزار هکتار، اندونزی با ۳۶۳ هزار هکتار، پرو با ۱۶۰ هزار هکتار و ویتنام با ۱۳۲ هزار هکتار، در میان کانون‌های اصلی این تغییر کاربری قرار داشته‌اند.

همچنین مقاله «هیدروژئومورفولوژی مزارع قهوه در مناطق شیب‌دار؛ رواناب و فرسایش سطح خاک» که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده، درباره میزان فرسایش خاک مزارع قهوه می‌نویسد که فرسایش در مناطق زیر کشت قهوه ۱۰ تا ۱۰۰ برابر بیشتر از زمین‌های دست‌نخورده است. این میزان بین ۳ تا ۲۴ تن در هکتار در سال برآورد می‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که ۹۹ درصد از رسوب تولیدشده در مزرعه، ناشی از جاده‌های خاکی داخل مزارع است.

 

انتشار گازهای گلخانه‌ای خطرناک‌تر از دی‌اکسید کربن

پس از آسیب‌های وارده به آب و خاک، نوبت به آب‌وهوا می‌رسد. پژوهش رحمان و پتریلو درباره زنجیره تأمین قهوه ایتالیا به آلودگی هوای ناشی از تولید و فرآوری قهوه می‌پردازد: «کودهای نیتروژنی جزو کودهایی است که در زمان کشت قهوه استفاده می‌شود و می‌توانند اکسید نیتروژن منتشر کنند، گازی که صدها برابر از دی‌اکسید کربن قوی‌تر است و اثر گلخانه‌ای بیشتری دارد.» البته تأثیر بر آلودگی هوا و تولید گازهای گلخانه‌ای به مرحله کشت ختم نمی‌شود. ماشین‌آلات کشاورزی، فرآوری، برشته‌کاری، بسته‌بندی و توزیع، هرکدام به انرژی نیاز دارند و به انتشار گازهای گلخانه‌ای و آلاینده‌های هوا منجر می‌شوند.

مطالعه اوگاندا که میزان آسیب وارده را به شکل دلاری تعیین می‌کند، هزینه اقتصادی اثرات انتشار گازهای گلخانه‌ای و تغییر اقلیم ناشی از انتشار این گازها را به‌ازای هر تن قهوه برشته، ۷۶۰ دلار دانسته است. این هزینه شامل ۲۲۸ دلار در مرحله کشت، ۱۲۸ دلار در مرحله فرآوری اولیه، ۱۶۹ دلار در مرحله فرآوری ثانویه و ۱۵۰ دلار در مرحله عمده‌فروشی (توزیع و بازاریابی) می‌شود.

 

آثار محیط‌زیستی به‌جامانده از مصرف‌کننده

با رسیدن قهوه به دست مصرف‌کننده، آثار محیط‌زیستی آن به پایان نمی‌رسد. رحمان و پتریلو در مقاله خود درباره این موضوع می‌نویسند: «اثرات پس از تولید عمدتاً ناشی از انرژی مورد نیاز برای جوشاندن آب و دم‌کردن قهوه است که در آن انتشار گازهای گلخانه‌ای اجتناب‌ناپذیر است. همچنین اگر تفاله‌های قهوه که پس از دم‌آوری باقی می‌مانند، در محل‌های دفن زباله دفع شود، متان منتشر می‌کنند، گازی که ۲۵ برابر قوی‌تر از دی‌اکسید کربن است.»

 

کارگران بی‌سروصدا استثمار می‌شوند

اما به‌جز مشکلات محیط‌زیستی، مسائل دیگری هم هستند که عموماً در مطالعات نادیده گرفته می‌شوند؛ ازجمله استثمار نیروی کار در مزارع قهوه. مطالعه‌ای دیگر در برزیل با نام «ارزیابی چرخه زندگی اجتماعی تولید اولیه قهوه در برزیل» بر بخش اجتماعی تولید قهوه تمرکز دارد. روگری و سیلوستری در این پژوهش نشان دادند که در تولید اولیه قهوه از کار ارزان کودکان استفاده می‌شود، کارگران امکان و توانایی ایجاد تشکل و چانه‌زنی جمعی برای بهبود شرایط خود را ندارند و از ساعات کاری طولانی و دستمزد ناکافی رنج می‌برند.

یکی از نگران‌کننده‌ترین یافته‌های این مطالعه، شیوع کار کودکان در تولید اولیه قهوه برزیل است. آمار نشان می‌دهد به‌ازای هر هزار کارگر، حدود ۲۰.۹ نفر از آن‌ها کودک هستند. پشت این آمار، فقر روستایی، درآمد ناکافی و دسترسی محدود به خدمات اجتماعی قرار دارد؛ شرایطی که گاه خانواده‌ها را به استفاده از نیروی کار کودکان در مزارع وامی‌دارد. نتیجه، چرخه‌ای از فقر است که با ترک تحصیل، فرصت‌های آینده کودکان را محدود می‌کند. قهوه همچنین در فهرست کالاهای تولیدشده با کار کودکان یا کار اجباری وزارت کار آمریکا قرار دارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد این مشکل را نمی‌توان صرفاً موردی استثنایی دانست.

یافته‌های این پژوهش همچنین نشان می‌دهند که در زنجیره جهانی قهوه، ارزش اقتصادی لزوماً به شکلی متناسب میان بازیگران توزیع نمی‌شود. در حالی که بخش‌های پایین‌دست زنجیره، مانند برشته‌کاران و فعالان نزدیک به بازارهای مصرف، سهم بیشتری از ارزش افزوده را از طریق بازاریابی، برند و فروش دریافت می‌کنند، تولیدکنندگان کوچک در ابتدای زنجیره بخش مهمی از هزینه‌ها و ریسک‌های اقلیمی و اقتصادی را تحمل می‌کنند. این یعنی کشاورز کوچکی که در معرض خشکسالی، نوسان قیمت، آفات و هزینه نهاده‌ها قرار دارد، سهم ناچیزی از درآمد را دریافت می‌کند و بخش مهمی از ریسک اقتصادی به دوش او می‌افتد. علاوه‌براین، همواره از کشاورزان انتظار می‌رود از روش‌های کم‌مصرف‌تر استفاده کنند، به کشاورزی ارگانیک روی بیاورند، خاک و پساب را مدیریت کنند و روش‌های جنگل‌محور را در اولویت قرار دهند؛ درحالی‌که این کارها به سرمایه‌ای نیاز دارند که کشاورز در اختیار ندارد.

در حوزه ایمنی و سلامت، آمار رسمی نشان می‌دهد که به‌ازای هر صد هزار کارگر در تولید اولیه قهوه برزیل، ۴۹.۶ حادثه رخ می‌دهد که در دسته «ریسک بسیار کم» قرار می‌گیرد. اما این عدد تنها شامل حوادث ثبت‌شده و رسمی است؛ درحالی‌که حدود ۳۷.۸ درصد از جمعیت شاغل در بخش کشاورزی برزیل غیررسمی هستند و بسیاری از کارگران به‌دلیل ترس از دست‌دادن شغل، حوادث را گزارش نمی‌کنند. همچنین مقاله «پیامدهای محیط‌زیستی، بهداشتی و اجتماعی در زنجیره ارزش قهوه اوگاندا: هزینه پنهان قهوه» نشان می‌دهد که تقریباً ۱۳ درصد از کشاورزان و کارگرانی که در معرض سم‌پاشی با آفت‌کش‌ها قرار گرفته‌اند، به‌طور مستقیم با مواد شیمیایی تماس داشته‌اند؛ موضوعی که سلامت آن‌ها را به خطر انداخته است.

در نهایت، پژوهشگران مطالعه اوگاندا مجموع هزینه‌های پنهان محیط‌زیستی، اجتماعی و سلامت را حدود ۳۶۶۵ دلار به‌ازای هر تن قهوه تخمین زده‌اند؛ درحالی‌که قیمت صادراتی قهوه اوگاندا حدود ۲۰۰۰ دلار به‌ازای هر تن بوده است. این یعنی هزینه‌های پنهان ناشی از آثار منفی زنجیره قهوه تقریباً ۱.۸ برابر قیمت صادراتی محصول شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *