نگاهی به عوامل مؤثر بر افت تراز دریای خزر، فراتر از تبخیر و تغییر اقلیم
چرا خزر عقب نشست؟
در ۷۰ سال گذشته، سدسازی، کشاورزی، کشتیرانی و تولید برقآبی الگوی طبیعی جریان رودخانههای ورودی به خزر را تغییر دادهاند.
3 مهر 1405، 20:32
|پیام ما| درباره کوچکتر شدن خزر تردیدی نیست. آنچه هنوز محل بحث است، علت افت تراز این دریاست. در هفتمین نشست «کنوانسیون تهران»، تغییر اقلیم و افزایش تبخیر اصلیترین عوامل عقبنشینی معرفی شدند، اما پژوهش علمی تازهای نشان میدهد که افزایش تبخیر فقط ۳۷ تا ۴۰ درصد در کاهش حجم آب خزر نقش دارد و نمیتوان اثر مداخلات انسانی و کاهش ورودی رودخانهها را در وضع فعلی بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان نادیده گرفت.
دریای خزر از میانه دهه ۱۹۹۰ میلادی حدود ۲۴ هزار کیلومترمربع از سطح خود را از دست داده است؛ مساحتی تقریباً به اندازه استان مازندران. این دریا ۴۱ درصد از مجموع حجم دریاچههای شور جهان را در خود جای داده و زیستگاه بیش از ۸۵۰ گونه بومی است؛ همچون فوک خزری که جمعیت آن در وضعیت بحرانی قرار دارد و ماهیان خاویاری که ۹۰ درصد خاویار سیاه جهان را تولید میکنند. خزر همچنین برای شیلات، تجارت و صنایع پنج کشور ساحلی، یعنی جمهوری آذربایجان، ایران، قزاقستان، روسیه و ترکمنستان، اهمیت اقتصادی دارد.
کاهش تراز خزر این پهنه آبی را در ابعاد مختلف تحت فشار قرار داده است. عقبنشینی خط ساحلی، کاهش مساحت تالابهای ساحلی و تهدید زیستبومهای آبی، شیلات و تأسیسات ساحلی از پیامدهای این روند است. بر پایه یافتههای اخیر، تراز آب خزر از حدود منفی ۲۶ به منفی ۲۸ متر نسبت به سطح متوسط دریا رسیده و از سال ۱۹۹۶ حدود دو متر کاهش یافته است. کاهش تراز در این مدت با از دست رفتن حدود ۲۳ هزار و ۸۵۸ کیلومترمربع از سطح خزر و حدود ۶۳۰ کیلومترمکعب از حجم آب آن همراه بوده است.
تراز خزر از نگاه کنوانسیون تهران
کاهش تراز خزر آنقدر اهمیت یافته که در هفتمین نشست کنوانسیون تهران به یکی از محورهای بحث درباره آینده این دریا تبدیل شد و در بیانیه نهایی اجلاس هم به آن اشاره شد. «احمدرضا لاهیجانزاده»، معاون «سازمان حفاظت محیطزیست»، در نشست خبری COP7 دراینباره گفت: «میانگین کاهش تراز خزر در فاصله ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۰ حدود ۷.۵ سانتیمتر در سال بود، اما این میزان در فاصله ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ به حدود ۲۰ سانتیمتر در سال رسید و در سال ۲۰۲۶ نیز کاهشی ۲۳سانتیمتری ثبت شد.»
به گفته او، در بخش شمالی خزر، بهدلیل عمق کمتر، میزان پسروی شدیدتر است و در برخی مناطق به ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر رسیده و بنادر کشورهای این بخش را تحت تأثیر قرار داده است. در ایران هم بیشترین میزان عقبنشینی در گلستان رخ داده و این پدیده در مازندران و گیلان هم مشاهده شده است. لاهیجانزاده در توضیح علت این روند، افزایش دما، تغییر اقلیم و افزایش تبخیر را مهمترین عوامل دانست و کاهش آورد رودخانهها را مؤثر، اما کماهمیتتر از تبخیر عنوان کرد. طبق توضیح او، حدود ۸۰ درصد ورودی رودخانهای خزر از ولگا تأمین میشود و سهم ایران از این ورودی حدود پنج درصد برآورد شده است. در این نشست، کاهش آورد رودخانهها نیز به عواملی مانند کاهش بارندگی در حوضههای آبریز و احداث سدها نسبت داده شد.
تبخیر و تغییر اقلیم همه ماجرا نیست
پژوهشی که ژوئن ۲۰۲۶ در نشریه علمی «آینده زمین» (Earth’s Future) منتشر شده، به عوامل مؤثر بر کاهش آب خزر نگاه متفاوتی دارد. پژوهش «دریای خزرِ در حال کوچکشدن: واکنشهای بومشناختی ـ هیدرولوژیکی به فشارهای انسانی و اقلیمی» با مشارکت ۲۸ پژوهشگر، از جمله «کاوه مدنی»، با بررسی تغییرات تراز، حجم آب، بارش، تبخیر و ورودی رودخانهها نشان میدهد که عوامل جوی بهتنهایی نمیتوانند افت چنددهه اخیر خزر را توضیح دهند.
در فضای سیاسی و تصمیمگیری، پسروی خزر اغلب به تغییر اقلیم نسبت داده میشود؛ عاملی جهانی و بیرونی که ظاهراً خارج از کنترل انسان در مقیاس محلی است. اما این پژوهش با بررسی عوامل مؤثر بر کوچکشدن خزر نشان میدهد که فعالیتهای انسانی و اثرات انسانساخت در مقیاس محلی ممکن است نقشی بسیار مهمتر از آنچه تاکنون در فضای عمومی مطرح شده، داشته باشند.
برخلاف مطالعات اخیر مبتنی بر مدلهای اقلیمی که افت آب دریای خزر را عمدتاً به افزایش تبخیر ناشی از تغییر اقلیم نسبت دادهاند، نتایج این پژوهش نشان میدهد کاهش تراز آب خزر در سالهای اخیر را نمیتوان بهطور کامل با عوامل جوی توضیح داد: «تغییر اقلیم بدون تردید فشار بر این سامانه را تشدید میکند، اما یافتههای پژوهش نشان میدهد عوامل انسانساخت احتمالاً نقش بزرگتری در کاهش اخیر آب خزر دارند.»
پژوهشگران با استفاده از دادههای ماهوارهای و اندازهگیری جریان رودخانهها دریافتهاند که میزان بارش در منطقه در مجموع تغییر چندانی نکرده، درحالیکه تبخیر اندکی افزایش یافته است. همزمان، ورود آب رودخانهها به خزر، بهویژه از رودخانه ولگا، به میزان قابلتوجهی کاهش یافته است. علاوه بر این، نشانههایی از افزایش فشار بر اکوسیستم در بخش شمالی خزر مشاهده میشود که افزایش غلظت کلروفیل-آ (شاخصی برای میزان جلبکهای موجود در آب) مصداق آن است. آنها با این یافتهها بر ضرورت مدیریت هماهنگ آب میان کشورهای منطقه برای کاهش خطرهای اکولوژیکی و اقتصادیاجتماعی در آینده تأکید کردهاند.
نتایج نشان میدهد مجموع ورودی رودخانهای به خزر بهطور معناداری کاهش یافته و عامل اصلی آن، کاهش دبی رودخانه ولگا بوده است. در همین حال، میزان بارش بر حوضه آبریز خزر در مجموع تغییر چشمگیری نداشته، اما تبخیر از سطح دریا روندی افزایشی، هرچند محدود، نشان داده است. این یافتهها از تأثیر همزمان عوامل انسانی و اقلیمی بر تراز آبی منطقه حکایت دارد.
خزر و تجربه آرال
افت تراز خزر پدیده تازهای نیست. دادههای اندازهگیری تراز آب نشان میدهد این دریا در چند دهه گذشته نوسانهای قابلتوجهی داشته است؛ مهمترین کاهش پیش از روند فعلی در اواخر دهه ۱۹۷۰ رخ داد. پس از آن، تراز آب از ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۵ افزایش یافت و در اوایل دهه ۱۹۹۰ آبگرفتگی مناطق ساحلی خسارتهایی به همراه داشت، اما این روند از ۱۹۹۶ معکوس شد و در دو دهه اخیر کاهش تراز شتاب گرفت.
پژوهشگران کاهش آب خزر را با نمونههایی مانند «دریای آرال»، «دریاچه ارومیه» و «دریاچه چاد» مقایسه میکنند و وجه مشترک آنها را در مدیریت ناپایدار آب، برداشت بیش از حد و توسعه ناهماهنگ زیرساختها میدانند. بر اساس این پژوهش، از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در نبود یک نظام بینالمللی مورد حمایت کشورهای ساحلی برای حکمرانی و تقسیم منابع، دریای خزر درگیر یکی از طولانیترین مناقشات فرامرزی بر سر آب و انرژی بوده است؛ مناقشهای که پیامدهای مهم محیطزیستی نیز داشته است. این روند، در کنار ساختار پراکنده حکمرانی میان کشورهای پیرامون خزر و رقابت آنها بر سر انرژی و نفوذ ژئوپلیتیکی، شباهتهایی با کوچکشدن انسانساخت دریای آرال دارد.
پژوهشگران روند کنونی خزر را با تجربه دریای آرال مقایسه میکنند، اما تأکید دارند که هنوز نمیتوان سهم نسبی نوسانهای اقلیمی، تغییرات هیدرولوژیکی و فشارهای انسانی را در دو سامانه یکسان دانست. به گفته آنها، خزر نیز مانند دیگر پهنههای آبی محصور در خشکی با مسئله حکمرانی فرامرزی منابع آب روبهرو است و پراکندگی تصمیمگیری میان کشورهای ساحلی، رقابت بر سر منابع آب و انرژی و نبود شفافیت در حسابداری آب، مدیریت این بحران را پیچیده کرده است.
پژوهشگران میگویند بهعکس دریای آرال، نقش نسبی نوسانهای اقلیمی، تغییرات هیدرولوژیکی و فشارهای انسانی در کاهش آب خزر هنوز بهخوبی شناخته نشده است.
این پژوهش مینویسد: «برای جلوگیری از تشدید اختلالات اکولوژیکی، اقدام هماهنگ بینالمللی و سیاستهایی برای کاهش روند کوچکشدن خزر، ازجمله بهینهسازی تخصیص آب و رهاسازیهای آب و نیازهای محیطزیستی، ضروری است. در کنار این اقدامات، تقویت تابآوری بلندمدت اکوسیستم باید در اولویت قرار گیرد.» بر اساس هشدار این پژوهش، در صورت نبود مداخله فوری، خزر ممکن است به سمت مسیری مشابه دیگر پهنههای آبی محصور در خشکی که در حال خشکشدن هستند پیش برود؛ روندی که میتواند پیامدهای ماندگار اکولوژیکی و اقتصادیاجتماعی داشته باشد. این پژوهش از همین رو بر همکاری میان پنج کشور، تبادل دادههای آبی و مدیریت هماهنگ منابع آب تأکید دارد.
نقش قابلتوجه فعالیتهای انسانی
بررسی دادهها نشان میدهد ذخیره آب خشکی در حوضه خزر تا سال ۲۰۲۰ روندی نزولی داشته و به حدود منفی ۱۲۰۰ میلیمتر معادل آب رسیده است. همزمان، حجم آب خزر نیز بهطور پیوسته کاهش یافته و دادههای تراز آب، تداوم روند از دست رفتن آب خزر را تأیید میکنند.
نتایج این بررسی نشان میدهد کاهش حجم آب خزر را نمیتوان تنها با تغییرات عوامل جوی توضیح داد. بارش در حوضههای خزر و ولگا، در مقیاس سالانه و فصلی، روند معناداری نداشته است. افزایش تبخیر از سطح آب خزر هم اگرچه از نظر آماری معنادار بوده، فقط ۳۷ تا ۴۰ درصد از کل کاهش حجم آب را توضیح میدهد. در مقابل، ورودی آب رودخانهها در نیمه دوم دوره مطالعه نسبت به نیمه نخست، سالانه ۴۱.۹ کیلومترمکعب کاهش یافته است که ۳۱.۹ کیلومترمکعب آن مربوط به ولگاست؛ این کاهش در حالی رخ داده که بارش در حوضه ولگا تغییر معناداری نداشته است. همچنین محاسبه تراز سالانه آب نشان میدهد بین برآورد تراز طبیعی آب و تغییرات مشاهدهشده در ذخیره آب، بهطور میانگین حدود ۳۰ کیلومترمکعب در سال اختلاف وجود دارد. پژوهشگران بخشی از این اختلاف را به عدم قطعیت در دادههای مشاهدهای نسبت میدهند، اما آن را با مصرف آب در داخل حوضه نیز سازگار میدانند.
در مجموع، پژوهشگران بر این اساس احتمال میدهند مصرف آب در داخل حوضه یکی از عوامل اصلی کاهش آب خزر باشد.
در یافتهها آمده است: «اقدامات مهندسی در رودخانه ولگا و شاخههای آن طی ۷۰ سال گذشته، با هدف توسعه کشاورزی، کشتیرانی، فعالیتهای صنعتی و تولید برقآبی، هیدرولوژی این حوضه را بهشدت تغییر داده است. این مداخلات موجب قطعهقطعهشدن سامانه رودخانهای، کاهش ورودی آب شیرین و اختلال در الگوی طبیعی جریانهای فصلی شدهاند؛ بهویژه در بخش شمالی خزر. کاهش تراز آب همچنین میتواند پیامدهای محیطزیستی داشته باشد.»
از سوی دیگر، بر پایه این بررسی، با وجود شواهدی درباره نقش فعالیتهای انسانی، دادههای جزئی و عمومی درباره میزان برداشت آب، بهویژه برای آبیاری، صنعت و مصارف شهری در کشورهای مختلف، در دسترس نیست. همین مسئله امکان اندازهگیری دقیق اثرات انسانساخت را محدود میکند. با وجود این محدودیت دادهای، پژوهشگران شواهد موجود درباره نقش فعالیتهای انسانی در کاهش آب خزر را قابلتوجه میدانند.
آنها با اشاره به اینکه «دریای خزر از حدود ۱۳۰ رودخانه آب دریافت میکند که ۸۰ درصد آنها از حوضه آبریز ولگا در روسیه سرچشمه میگیرند»، به توسعه کشاورزی و آبیاری، ساخت مخازن و تغییر الگوی جریان رودخانهها برای کشتیرانی و تولید برقآبی بهعنوان بخشی از مداخلاتی اشاره میکنند که طی دهههای گذشته بر ورود آب به خزر اثر گذاشتهاند.
فشارهای انسانی مورد اشاره در این بررسی فقط به برداشت آب و تغییرات هیدرولوژیکی محدود نمیشود و صید غیرقانونی و بیرویه، آلودگی ناشی از توسعه شهری و گردشگری و دفع نامناسب پسماند را نیز دربرمیگیرد. پژوهشگران بهطور مشخص به توسعه سریع زیرساختهای گردشگری در سواحل جنوبی خزر در ایران اشاره میکنند که در بسیاری موارد بدون برنامهریزی کافی و زیرساخت مناسب برای تصفیه فاضلاب انجام شده است.
آنها همچنین بر اهمیت همکاری پنج کشور ساحلی برای مدیریت خزر تأکید میکنند و به توافقهایی مانند «کنوانسیون ۲۰۰۶ حفاظت از محیطزیست دریای خزر» و «کنوانسیون آکتائو» در سال ۲۰۱۸ اشاره دارند. از نظر آنها، نبود شفافیت در حسابداری منابع آب و سازوکارهای الزامآور، مدیریت پایدار ورودی آب و جلوگیری از تشدید تخریب ناشی از فعالیتهای نفت و گاز را دشوار میکند.
در جمعبندی، نویسندگان تأکید دارند که افت آب خزر را نمیتوان صرفاً پیامد تغییر اقلیم دانست و آن را نتیجه مجموعهای از عوامل انسانی و اقلیمی میدانند. ساخت سدها، برداشت آب، توسعه فعالیتهای انرژی و ضعف در مدیریت محیطزیست از جمله عواملی هستند که به گفته آنها نقش مهمی در این روند دارند. آنها خواستار همکاری هماهنگ پنج کشور ساحلی، شفافیت و تبادل دادههای آبی و تقویت سازوکارهای حفاظت محیطزیستی برای جلوگیری از آسیبهای بلندمدت به خزر هستند.
چرا کنوانسیون خزر اثر نکرد؟
از نگاه پژوهشگران، یکی از مسائل اساسی خزر، پراکندگی تصمیمگیری میان پنج کشور ساحلی و نبود شفافیت کافی درباره میزان برداشت و مصرف آب در حوضه است. با اینکه کنوانسیون ۲۰۱۸ خزر یک چارچوب حقوقی برای کشورهای ساحلی ایجاد کرده، نویسندگان پژوهش معتقدند این چارچوب نتوانسته به بحران پاسخ کافی بدهد: «کنوانسیون خزر نتوانسته است به بحران هیدرولوژیکی در حال گسترش در خزر پاسخ دهد و کشورهای ساحلی را در شرایط رقابت شدید بر سر منابع رو به کاهش قرار داده است.»
این نقد در شرایطی مطرح میشود که در هفتمین نشست کنوانسیون تهران، برنامهای برای مقابله و سازگاری با پیامدهای کاهش تراز خزر تدوین شده و کلیات آن به امضای کشورهای عضو رسیده است. به گفته معاون سازمان حفاظت محیطزیست، دو هفته دیگر هم نشستی در ترکمنستان برگزار میشود که رئیسجمهور و رئیس سازمان در آن موضوع تراز دریای خزر را در سطح سران کشورها مطرح میکنند.
همزمان با تشدید نگرانیها درباره عقبنشینی خزر، برنامهای برای سازگاری با تغییرات تراز آب این دریا در کشور ابلاغ شده است. این برنامه که ۲۹ شهریور از سوی رئیس «سازمان برنامه و بودجه» ابلاغ شد، تا سال ۱۴۲۴ برای پایش و پیشبینی تغییرات تراز، افزایش تابآوری زیرساختها و سکونتگاههای ساحلی، حفاظت از اکوسیستمهای حساس و مدیریت خطرات ناشی از تغییر سطح آب، ۲۹ اقدام عملیاتی پیشبینی کرده است.
برچسب ها:
پسروی دریای خزر، پیام ما، تغییر اقلیم خزر، خشک شدن خزر، دریای خزر، رودخانه ولگا، عوامل انسانساخت، کاهش تراز خزر، کاوه مدنی، کنوانسیون تهران
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ابهام در مبنای کارشناسی تصمیم وزارت میراث درباره پلاک خیابان سعدی
یک پلاک، دو نظر، یک نامه
محیطبانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند
روایت همکاران محیطبان «شهرام مشرف» از وضعیت تجهیزات در پارک ملی «تنگصیاد»
یکی از آن ۲۵ نفر دیگر نیست
آلایندگی یک کارخانه در چهارمحال و بختیاری پس از اولتیماتومها و احکام قضایی ادامه دارد
یک دهه انتظار برای رفع آلودگی یک کارخانه
همزمان با اجلاس سران، هفت نامزد اصلی دبیرکلی سازمان ملل متحد مشخص شدند
دبیرکل سازمان با اقلیم سازگار میشود
روایتی از «استاد حسن قمی»
پایداری دریای خزر؛ از عزم سیاسی تا اقدام
مشاهده قوچ وحشی در منطقه حفاظتشده کهیاز زواره
رهاسازی یک سنجاب ایرانی در زیستگاه طبیعی شهرستان روانسر
بررسی موانع حقوقی و الزامات زیستمحیطی طرحهای شیلاتی بندر کیاشهر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید