ابهام در مبنای کارشناسی تصمیم وزارت میراث درباره پلاک خیابان سعدی

یک پلاک، دو نظر، یک نامه





یک پلاک، دو نظر، یک نامه

3 مهر 1405، 20:37

درباره امکان تخریب و نوسازی یک پلاک تاریخی در خیابان سعدی تهران، نامه‌ای صادر شده است. بنا بر اطلاعاتی که به «پیام ما» رسیده، صادرکننده این نامه «علیرضا ایزدی» است؛ کسی که پیش‌تر مدیرکل اداره ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی بود و اکنون با حکم وزیر، ریاست مرکز ثبت، حفظ و احیای میراث‌فرهنگی و طبیعی را بر عهده گرفته است. این مرکز از تلفیق اداره‌کل ثبت و حریم با اداره‌کل حفظ و احیای بناها، محوطه‌ها و بافت‌های تاریخی تشکیل شده است. وزیر میراث فرهنگی و مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران هر دو صدور مجوز تخریب این پلاک را تکذیب کرده‌اند. در مقابل، بنا بر اطلاعات موجود، ایزدی اعلام کرده است که بنا در فهرست آثار ملی ثبت نشده و فاقد ارزش تاریخی است. با این حال، قرار گرفتن پلاک در حریم «قنادی مینیون» پرسش‌هایی را درباره امکان تخریب آن بر اساس ضوابط حریم مطرح می‌کند. از سوی دیگر، ارزش تاریخی یک بنا لزوماً به ثبت ملی آن وابسته نیست. این پرونده، در کنار انتقادها به انتصاب ایزدی، پرسش درباره مبنای تصمیم‌گیری او و حدود مسئولیتش در مرکز ثبت، حفظ و احیای میراث‌فرهنگی و طبیعی را پررنگ کرده است.

«ادیب‌زاده»، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران، صدور دستور تخریب در خیابان سعدی را تکذیب کرده است. در عین حال، نامه مربوط به اعلام فقدان ارزش تاریخی بنا برای فرد دیگری در وزارتخانه ارسال شده است. از سوی دیگر، ممکن است در نهایت راه‌حل را به حفظ پوسته بنا و ساخت‌وساز در پشت آن محدود کنند. در این صورت، ظاهر بنا حفظ می‌شود، اما ممکن است بخش مهمی از ساختار تاریخی آن از بین برود. اگر مالک نیز بابت مجوزها یا عوارض هزینه‌ای پرداخت کرده باشد، موضوع می‌تواند به چالشی حقوقی تبدیل شود. به همین دلیل، باید هرچه زودتر تکلیف پرونده روشن شود.

 

بنای تاریخی در خیابان سعدی

 

یک منبع آگاه به خبرنگار «پیام ما» گفته است که یک پلاک تاریخی در خیابان سعدی تهران، از بناهای تجاری شکل‌گرفته در دوره پهلوی اول، پس از سال‌ها کش‌وقوس میان مالک و میراث فرهنگی، در مسیر تخریب و نوسازی قرار گرفته است؛ در حالی که درباره روند تشخیص ارزش تاریخی آن ابهام‌هایی وجود دارد. مالک بنا در سال ۱۳۹۲ برای ساخت‌وساز پروانه دریافت کرده بود، اما ساخت‌وساز انجام نشد و پروانه نیز منقضی شد. مالک در سال ۱۴۰۳ برای تمدید پروانه اقدام کرد، اما این بار میراث فرهنگی تهران با تخریب بنا مخالفت کرد و آن را واجد ارزش تاریخی دانست.

این ساختمان در مجاورت قنادی مینیون، بنایی ثبت‌ملی‌شده، قرار دارد و مالک بنا نیز قصد ساخت ساختمانی حدود ۱۰ تا ۱۲ طبقه را داشته است. او در ادامه با ارسال نامه‌ای به وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، به هزینه بیش از ۱۳ میلیارد تومانی خود برای دریافت پروانه و پرداخت عوارض اشاره و اعلام کرده بود که جلوگیری از ساخت‌وساز موجب بلااستفاده ماندن این هزینه‌ها می‌شود.

 

اعلام فقدان ارزش تاریخی در هفت روز

 

این منبع آگاه می‌گوید: «پس از ارجاع نامه مالک به وزارت میراث فرهنگی، با وجود مخالفت میراث فرهنگی استان تهران، ایزدی، مدیرکل وقت حوزه ثبت و حریم وزارتخانه، تنها هفت روز بعد اعلام کرده که بنا فاقد ارزش تاریخی و فرهنگی است و امکان تخریب و نوسازی آن وجود دارد.»

مالک نامه خود را در ۶ بهمن ۱۴۰۴ ارسال کرده و فاصله هفت‌روزه تا اعلام نظر وزارتخانه، یکی از ابهام‌های اصلی این پرونده است؛ چراکه بررسی ارزش تاریخی بناهای واجد اهمیت معمولاً نیازمند طی فرایند کارشناسی و بررسی در مراجع فنی است.

این منبع می‌افزاید: «در حالی که میراث فرهنگی تهران همچنان با تخریب بنا موافق نیست، تلاش دارد از طریق بررسی نقشه‌های ساختمانی و اعمال ضوابط میراثی، بر روند ساخت‌وساز نظارت کند.» به گفته او، اکنون پرسش اصلی این است که معیار تشخیص ارزش تاریخی بنا چه بوده و چگونه ممکن است نظر استانی و نظر صادرشده در سطح وزارتخانه درباره یک پلاک واحد، در فاصله‌ای کوتاه تا این اندازه متفاوت باشد.

نامه‌ای که در آن درباره فقدان ارزش تاریخی و فرهنگی بنا اظهارنظر شده، وجود دارد، اما امکان انتشار عمومی آن فراهم نشده است. بنابراین، برای روشن شدن روند تصمیم‌گیری و مسئولیت بخش‌های مختلف، توضیح رسمی وزارت میراث فرهنگی درباره این پرونده ضروری است.

 

ثبت نشدن، مبنای اعلام فقدان ارزش تاریخی

 

«محمدمهدی کلانتری»، دبیر «پویش حفاظت از بافت‌های تاریخی»، درباره ماجرای پلاک تاریخی خیابان سعدی تهران به خبرنگار پیام ما می‌گوید: «برای تخریب پلاک بنای خیابان سعدی، نامه‌ای مستقیماً خطاب به وزیر میراث فرهنگی نوشته شده و در آن درخواست شده موضوع بررسی شود. وزیر نیز این نامه را به آقای ایزدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان تهران، ارجاع داده و از او خواسته است بررسی کند که آیا این پلاک ثبت ملی شده است یا خیر.»

او می‌افزاید: «به نظر من، اساساً ارجاع این موضوع به آقای ایزدی از ابتدا محل اشکال داشته است؛ چراکه حوزه مسئولیت او شامل موضوعاتی مانند ثبت، حریم و حفاظت از بناهای تاریخی است و نمی‌توان صرفاً براساس اینکه یک پلاک ثبت ملی شده یا نشده، درباره ارزش تاریخی آن حکم صادر کرد.»

کلانتری ادامه می‌دهد: «با توجه به اینکه این پلاک ثبت ملی نبوده، اعلام شده که فاقد ارزش تاریخی است و می‌تواند در آن نوسازی اتفاق بیفتد. در حالی که تعداد بسیار زیادی از آثار تاریخی کشور هنوز به ثبت ملی نرسیده‌اند و ثبت نشدن یک اثر به هیچ عنوان به معنای نداشتن ارزش تاریخی آن نیست. ما بیش از یک میلیون اثر تاریخی داریم و حدود ۳۵ هزار اثر ثبت شده‌اند. آیا باید نتیجه بگیریم که ۹۶۵ هزار اثر دیگر، صرفاً به دلیل ثبت نشدن، فاقد ارزش تاریخی هستند و می‌توان آنها را تخریب کرد؟»

او تأکید می‌کند: «اگر قرار باشد ثبت ملی را تنها معیار ارزش تاریخی بدانیم، بخش بزرگی از میراث تاریخی کشور در معرض خطر قرار می‌گیرد. ثبت ملی یکی از ابزارهای حفاظت است و نمی‌توان از ثبت نشدن یک بنا، به‌صورت خودکار نتیجه گرفت که آن بنا ارزش تاریخی ندارد. زمانی که اعلام می‌شود این پلاک فاقد ارزش تاریخی است و امکان نوسازی وجود دارد، عملاً مسیر تخریب و ساخت‌وساز جدید باز شده است.»

او با اشاره به واکنش میراث فرهنگی استان تهران پس از رسانه‌ای شدن موضوع می‌گوید: «مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران اعلام کرده است که هیچ مجوزی برای تخریب این پلاک صادر نکرده است. از سوی دیگر، عکس‌ها، نماها، مکاتبات و نقشه‌های موجود درباره این پلاک نشان می‌دهد که با یک پلاک باارزش مواجه هستیم. حتی اگر این بنا ثبت ملی نشده باشد، باید پرسید چرا تاکنون ثبت نشده است. اگر واقعاً بنا واجد ارزش تاریخی بوده و ثبت نشده، این می‌تواند ناشی از کم‌کاری میراث فرهنگی باشد و نمی‌توان پیامد این کم‌کاری را متوجه خود بنا کرد و گفت چون ثبت نشده، پس ارزش تاریخی ندارد.»

او تأکید می‌کند: «ثبت نشدن یک بنا نباید به معنای صدور حکم تخریب آن باشد. اگر میراث فرهنگی در طول سال‌های گذشته نتوانسته همه بناهای ارزشمند را شناسایی و ثبت کند، این مسئله نباید به فرصتی برای تخریب همان بناهایی تبدیل شود که هنوز ثبت نشده‌اند.»

 

اعلام فقدان ارزش تاریخی بنا

 

«وحید شهاب»، کنشگر میراث فرهنگی تهران، درباره پرونده بنای تاریخی خیابان سعدی می‌گوید: «به اعتقاد من، مسئله اصلی این پرونده را نباید صرفاً به این تقلیل داد که مجوز تخریب صادر شده یا نشده است. پرسش اساسی این است که چه فرایند کارشناسی‌ای طی شده که بنایی با این ویژگی‌های معماری و تاریخی، در سطح «وزارت میراث فرهنگی» ‹فاقد ارزش تاریخی و فرهنگی› تشخیص داده شده است.»

او می‌افزاید: «این موضوع زمانی نیازمند توضیح بیشتری می‌شود که بدانیم پیش از این، در بررسی‌های کارشناسی «اداره‌کل میراث فرهنگی استان تهران»، بنا واجد ارزش تاریخی و فرهنگی تشخیص داده شده بود. بنابراین یک پرسش کاملاً فنی مطرح است: چه مستندات یا یافته‌های کارشناسی جدیدی به دست آمده که نتیجه ارزیابی قبلی را تغییر داده است؟»

شهاب ادامه می‌دهد: «تشخیص ارزش تاریخی و فرهنگی یک بنا نمی‌تواند صرفاً یک اظهارنظر اداری باشد. باید روشن باشد ارزیابی بر اساس کدام ضوابط و معیارهای تخصصی انجام شده، قدمت، اصالت، ویژگی‌های معماری و کالبدی، پیشینه تاریخی و فرهنگی و ارتباط بنا با بستر پیرامون چگونه مورد بررسی قرار گرفته و چه کارشناسان یا مراجع تخصصی در رسیدن به این نتیجه نقش داشته‌اند.»

او می‌گوید: «به همین دلیل باید پرسید گزارش کارشناسی این تصمیم کجاست؟ چه مستنداتی مبنای اعلام ‹فاقد ارزش تاریخی و فرهنگی› بودن بنا قرار گرفته است؟ موضوع در کدام مرجع تخصصی بررسی شده و آیا فرایند مقرر برای ارزیابی ارزش تاریخی و فرهنگی بنا به‌طور کامل طی شده است؟»

شهاب با اشاره به موقعیت بنا می‌افزاید: «موضوع یک لایه مهم دیگر نیز دارد. ملک مورد بحث در مجاورت و در حریم عمومی اثر ثبت ملی «قنادی مینیون» قرار دارد. بنابراین حتی بحث درباره ارزش مستقل این بنا، تمام مسئله نیست. قرارگیری یک ملک در حریم اثر ثبت ملی، به‌خودی‌خود موضوع رعایت ضوابط حفاظتی حریم را مطرح می‌کند. در چنین شرایطی، ارتفاع، حجم و فرم بنای جایگزین و نحوه مداخله در محیط پیرامون اثر ثبت‌شده نیز باید از منظر ضوابط میراث فرهنگی مورد ارزیابی قرار گیرد.»

او تأکید می‌کند: «بنابراین باید میان دو موضوع تفکیک قائل شد: نخست، بر چه مبنایی ارزش تاریخی و فرهنگی خود این بنا رد شده است؛ و دوم، حتی با فرض فاقد ارزش بودن خود بنا، ساخت‌وساز جدید در حریم اثر ثبت ملی قنادی مینیون با چه ضوابط و محدودیت‌هایی امکان‌پذیر است. پاسخ به سؤال اول، جایگزین پاسخ به سؤال دوم نمی‌شود.»

شهاب در پایان می‌گوید: «و یک پرسش مهم‌تر نیز وجود دارد: آیا این یک پرونده استثنایی است یا در دوره مدیریت وقت «اداره‌کل ثبت و حریم»، بناهای دیگری نیز ‹فاقد ارزش تاریخی و فرهنگی› تشخیص داده شده‌اند؟ اگر چنین پرونده‌هایی وجود دارد، باید روشن شود این تصمیم‌ها بر اساس چه معیارها و مستنداتی اتخاذ شده و امروز آن بناها چه سرنوشتی دارند. وقتی یک تشخیص کارشناسی می‌تواند بر سرنوشت یک بنای تاریخی و حتی محیط پیرامون یک اثر ثبت ملی تأثیر بگذارد، انتظار شفافیت درباره مبانی، فرایند و مسئولیت چنین تصمیمی، یک مطالبه کاملاً حرفه‌ای و عمومی است.»

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *