نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایعدستی
این اشیا، حافظه دارند
۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۳
صنایعدستی ایران مجموعهای تحسینبرانگیز از شیوههای تولید، نقشمایهها و آثار زیبا و کاربردی است. هرکدام از این آثار، در کنار ویژگیهای هنری و کاربردی خود، روایتی گویا از سرزمین ما دارند؛ سرزمینی که از تنوع و سخاوتمندی طبیعت برخوردار است و شکوه آن در متون قدیم و جدید بازتاب یافته است. در پس هر رشته و اثر صنایعدستی، شبکهای پویا از تعامل میان انسان، طبیعت، اقلیم و دانش بومی قرار دارد. این ارتباط در گذر قرنها شکل گرفته و شیوه زیست انسان ایرانی و جوامع محلی این سرزمین را بازتاب داده است. از الیاف گیاهی در حصیربافی گرفته تا خاک و لعاب در سفالگری و رنگهای طبیعی در بافتهها، مواد اولیه صنایعدستی بخشی از حافظه زیستی نواحی مختلف ایران بهشمار میروند.
از دهه ۱۹۹۰ میلادی، مفهوم «میراث زیستیـفرهنگی» (Biocultural Heritage) مطرح شد و بهمرور در ادبیات علمی جهان گسترش یافت. میراث زیستیـفرهنگی به پیوند و تعامل میان تنوع زیستی، سنتها، شیوههای زیست و نظامهای فرهنگی جوامع بشری اشاره دارد. از این منظر، طبیعت و فرهنگ نه دو عرصه مجزا، بلکه اجزای یک نظام بههمپیوستهاند.
بهعبارتدیگر، این مفهوم تنوع زیستی، تنوع فرهنگی و پیوند میان آنها را دربرمیگیرد؛ پیوندی که در گذر زمان و در نتیجه تعامل انسان و طبیعت شکل گرفته است. این مفهوم نشان میدهد که حفاظت از طبیعت و محیطزیست، بدون حفاظت از دانش بومی، زبانها، آیینها و شیوههای سنتی مدیریت سرزمین، ناقص و دشوار است. بنابراین، نمیتوان میراث هنری و فرهنگی را از طبیعت جدا دانست. در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، هنرهای سنتی و صنایعدستی در تعامل مستقیم با زیستبومهای محلی شکل گرفتهاند.
هرگونه مداخله در منابع طبیعی، کاهش تنوع زیستی یا تخریب محیطزیست میتواند تداوم برخی از این هنرها را با تهدیدی جدی روبهرو کند. از این منظر، حفاظت از صنایعدستی بدون توجه به سرزمین، جغرافیا و منابعی که آن را پدید آوردهاند، رویکردی ناقص است. صنایعدستی بستری برای تجلی روایت سرزمین و برآمده از میراث زیستیـفرهنگی آن است.
در دنیای امروز، مفاهیمی مانند بحران اقلیمی، کاهش منابع طبیعی و گسست انسان از طبیعت به دغدغههایی اساسی تبدیل شدهاند. صنایعدستی در چنین شرایطی میتواند حامل دانشی ارزشمند درباره شیوههای پایدار زندگی انسان باشد. تجربه زیسته بسیاری از جوامع محلی نشان میدهد که آنها در طول تاریخ آموختهاند چگونه با استفاده محدود و مسئولانه از منابع پیرامون خود، محصولاتی بادوام، معنادار، کاربردی و زیبا خلق کنند و به زندگی خود سامان دهند. بیتردید، این دانش زیستمحور بخشی از سرمایه فرهنگی و بومشناختی ایران است؛ سرمایهای که به بازشناسی، حمایت و بازتولید نیاز دارد. بازخوانی صنایعدستی از منظر میراث زیستیـفرهنگی به ما یادآوری میکند که این عرصه راهبردی را نباید تنها از منظری اقتصادی یا تزئینی ارزیابی کنیم. چنین نگاهی میتواند ما را به درکی عمیقتر از رابطه میان هنر، زمین و جامعه برساند. صنایعدستی ایران در حقیقت روایت دستهایی است که از سرزمین خود آموختهاند و در بستر آن زیستهاند؛ روایتی که حفظ آن بهتنهایی میسر نیست و به حفاظت همزمان از فرهنگ و طبیعت نیاز دارد.
اهمیت این پیوند در اسناد حقوقی بینالمللی، از جمله «کنوانسیون ۱۹۷۲ یونسکو درباره حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان» نیز بازتاب یافته است. این کنوانسیون مفاهیم حفاظت از طبیعت و صیانت از میراث فرهنگی را در یک سند گرد هم آورده و کشورهای عضو را به شناسایی، حفاظت و انتقال این میراث به نسلهای آینده متعهد کرده است.
یک اثر صنایعدستی فقط محصولی فرهنگی نیست، بلکه حاصل تعامل تاریخی یک جامعه با زیستبوم خود است. صنایعدستی روایتی مادی و عینی از ارتباط انسان ایرانی با سرزمینش و بخشی از حافظه زیستیـفرهنگی ایران است. اما چرا این روایت در ایران اهمیت ویژهای دارد؟ پاسخ را باید در تنوع زیستی و اقلیمی کشور جستوجو کرد.
گسترهای که از زاگرس و البرز تا کویرهای مرکزی و سواحل شمال و جنوب امتداد دارد، به شکلگیری شیوهها و سبکهای متعدد تولید و انواع دانش بومی منجر شده است.
رشتههای متنوع صنایعدستی ایران فقط میراثی متعلق به گذشته نیستند، بلکه زبان این سرزمین برای بیان تجربه زیسته، هویت، تاریخ و همزیستی انسان با محیط پیرامون خود بهشمار میروند. به همین دلیل، آسیبدیدن صنایعدستی، تضعیف آن یا ازرونقافتادن رشتههایش میتواند به از دست رفتن بخشی از روایت سرزمین و فراموشی میراث زیستیـفرهنگی ایران منجر شود. بنابراین، وقتی از صنایعدستی سخن میگوییم یا به مسائل مربوط به محیطزیست و طبیعت ایران میپردازیم، نمیتوانیم این عرصهها را جدا از یکدیگر ببینیم و تحلیل کنیم؛ زیرا آنها کلیتی واحد و تفکیکناپذیرند.
این پیوند در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نگرش جزیرهای به دو عرصه راهبردی صنایعدستی و محیطزیست میتواند بهمرور بخش مهم و جذابی از روایت سرزمین ما را به فراموشی بسپارد. امید میرود با اصلاح اسناد بالادستی و سیاستهای اجرایی، این خلأ کاهش یابد و این میراث ارزشمند به نسلهای آینده منتقل شود.
برچسب ها:
. دانش بومی، تنوع زیستی، توسعه پایدار، حفاظت محیطزیست، روایت سرزمین، روزنامه پیام ما، صنایعدستی ایران، میراث زیستیـفرهنگی، میراث زیستیفرهنگی، میراثفرهنگی، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مصوبه جنجالی درباره آرای قطعی «کمیسیون ماده ۱۰۰» فعلاً متوقف شد
شهر در دوراهی تخریب و جریمه
از انتقال برای استقرار نیروهای وزارتخانه تا حفاظت در برابر جنگ؛ دو روایت از یک جابهجایی
دستور امنیتی برای گنجینه هنرهای سنتی
اعلام عرضه آزمایشی بنزین با نرخ جدید در کرمان و توقف آن پیش از اجرا نگرانیها از پیامدهای تغییر قیمت سوخت را آشکار کرد
بنزین؛ گره کور ناترازی و معیشت
جنگ پس از خاموشی آتش
نفتِجنگ به قشم رسید
مرگ مرجانها بر اثر آلودگی نفتی
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
جنگ و دگرگونی زبان محاوره
«گلپایگان» چگونه شهر مانده است؟
اختصاص ۸ میلیارد تومان برای نجات یوزپلنگ آسیایی
آغاز طرح «یوزبان» در خراسان جنوبی
مهار آتشسوزی در هفت هکتار از عرصههای جنگلی پارک ملی ارسباران
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید