گفت‌وگو با یکی از فعالان محیط‌زیست که از ۱۴ سال پیش برای اطفای حریق تالابی در شمال فارس تلاش می‌کند

به‌خاطر «آسپاس»؛ تالاب تنهای سوزان

تالاب ما میان چندین اداره سرگردان است و هیچ‌کس مسئولیت آن را نمی‌پذیرد وقتی با حفر کانال، آب از زیر پای تالاب کشیده می‌شود، هیچ دستگاهی برای جلوگیری از انحراف حقابه به میدان نمی‌آید





به‌خاطر «آسپاس»؛ تالاب تنهای سوزان

۱۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۷

خس‌خس سینه‌اش که شدت می‌گیرد، انگار صدای جیغ پرندگان از میان ریه‌هایش می‌گذرد؛ صدایی که در میان شعله‌ها به‌دنبال راهی برای فرار می‌گردد. مردم شمال فارس «پوریا مرادی» را به‌خوبی می‌شناسند؛ مردی که می‌گوید از ۱۴ سال پیش با حریق‌های بیشه‌زار آسپاس و تالاب بکر این منطقه در جدال است. او بارها همراه مردم محلی و دوستداران محیط‌زیست به دل آتش زده است تا شعله‌ها را مهار کند.

با صدایی خفه که بر اثر استنشاق دود می‌لرزد، می‌گوید این خس‌خس مانند تپش‌های بی‌تاب و دم‌وبازدم گونه‌های این اکوسیستم بکر است. پوریا مرادی می‌گوید ۱۸ درصد از ظرفیت ریه‌هایش را در آتش‌سوزی‌ها از دست داده است و رد سوختگی‌های عمیق روی بدنش، نشانی از مبارزه او با شعله‌های آتش است.

او می‌گوید طی این ۱۴ سال، ۸۵ درصد از هزینه‌های مقابله با حریق و اطفای آتش‌سوزی‌های تالاب آسپاس را مردم محلی تأمین کرده‌اند. مرادی با همراهی تیم واکنش سریع ۱۲ نفره‌ای از جوانان روستای آسپاس، بار اصلی حفاظت از این بیشه‌زار را به دوش می‌کشد؛ درحالی‌که نبود تجهیزات کافی در شهرستان اقلید باعث می‌شود مهار آتش در پهنه دوهزار هکتاری تالاب در ساعات اولیه عملاً ناممکن باشد.

آتش همیشگی فصل گرما

تالاب بزرگ دشت آسپاس در شمال فارس، با وسعت دوهزار هکتار، یکی از معدود اکوسیستم‌های بکر و زنده این استان است. درحالی‌که بسیاری از تالاب‌های منطقه در دو دهه اخیر خشک شده‌اند، آسپاس به‌دلیل پایداری سرچشمه‌ها، همچنان مأمن حیات‌وحش و پرندگان مهاجر و چراگاه دام‌های محلی است.

این منطقه که از نظر تاریخی محل پرورش اسب‌های هخامنشی بوده، خاک‌های بسیار مرغوبی از نوع «پیت‌لند» و سرشار از ریزمغذی‌ها دارد. اکنون همین ویژگی به یکی از تهدیدهای جدی این زیست‌بوم تبدیل شده است.

آسپاس هر سال در فصل گرما با خطر آتش‌سوزی روبه‌روست؛ آتشی که در صورت نفوذ به لایه‌های خشک و عمیق خاک، می‌تواند هفته‌ها و حتی ماه‌ها ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، نبود تجهیزات تخصصی و کافی، عملیات اطفا را برای نیروهای محلی دشوارتر می‌کند.

مرادی می‌گوید: «طی این سال‌ها، مردم محلی و دوستداران محیط‌زیست بار اصلی مقابله با آتش را به دوش کشیده‌اند. ما با امکانات ابتدایی وارد آتش می‌شویم، اما وسعت منطقه و عمق حریق‌ها بیشتر از توان نیروهای مردمی است.»

تالابی میان چند متولی

بحران آسپاس به آتش ختم نمی‌شود. گسترش بی‌رویه کشاورزی و استفاده از ادوات مکانیکی، حریم این اکوسیستم را نیز محدود کرده است. از سوی دیگر، مرغوبیت خاک پیت‌لند آسپاس، این خاک ارزشمند را به طعمه‌ای برای قاچاق تبدیل کرده است. به گفته فعالان محلی، این خاک شبانه از دشت برداشت و به شهرهایی مانند اصفهان و شهرضا منتقل می‌شود.

بااین‌حال، از نگاه مرادی، آسیب‌های ساختاری تالاب عمیق‌تر از آتش و قاچاق خاک است و ریشه بحران را باید در نبود مدیریت یکپارچه جست‌وجو کرد.

او به «پیام ما» می‌گوید: «ما در آسپاس با یک بحران مدیریتی روبه‌رو هستیم، نه فقط یک بحران محیط‌زیستی. تالاب ما میان چندین اداره سرگردان است و هیچ‌کس مسئولیت نهایی را نمی‌پذیرد. وقتی آتش‌سوزی رخ می‌دهد، با تجهیزات بسیار ابتدایی و هزینه خودمان با آن می‌جنگیم. وقتی هم کانال‌های عمیق سه‌متری با بیل مکانیکی حفر می‌شود و آب را از زیر پای تالاب می‌کشند، هیچ دستگاهی برای جلوگیری از این انحراف حقابه به میدان نمی‌آید.»

به باور او، نبود متولی مشخص باعث شده است بحران‌های مختلف آسپاس، به‌جای آنکه در ساختاری واحد و منسجم مدیریت شوند، میان دستگاه‌های مختلف تقسیم شوند؛ درحالی‌که حیات تالاب، مرزی میان آب، خاک، پوشش گیاهی و حیات‌وحش نمی‌شناسد.

انحراف حقابه از طریق حفر کانال‌های عمیق و نصب موتورهای آب‌کش، یکی دیگر از نگرانی‌های جدی درباره آینده آسپاس است. به گفته مرادی، این اقدامات باعث شده است تالاب تا عمق سه متر زهکشی شود؛ وضعیتی که نه‌تنها زیست‌بوم را با خطر خشکیدگی مواجه می‌کند، بلکه آتش را نیز به عمق خاک می‌کشاند.

وقتی لایه‌های زیرین تالاب خشک می‌شوند، آتش می‌تواند به بخش‌های عمیق خاک نفوذ کند و عملیات مهار را به‌مراتب دشوارتر سازد. در چنین شرایطی، آنچه از دور تنها لکه‌ای از دود و خاکستر به نظر می‌رسد، ممکن است در زیر سطح زمین همچنان در حال سوختن باشد.

مرادی تأکید می‌کند که آسپاس برای ادامه حیات، بیش از هر چیز به حفظ جریان طبیعی آب نیاز دارد؛ چراکه سرچشمه‌های زنده تالاب، مهم‌ترین دلیل دوام آن در سال‌های طولانی خشکسالی بوده‌اند.

قاچاق خاک بستر تالاب

خاک پیت‌لند آسپاس که به گفته فعالان محلی مرغوبیت و ارزش بالایی دارد، اکنون خود به یکی از تهدیدهای جدی این زیست‌بوم تبدیل شده است.

مرادی با اشاره به وضعیت نگران‌کننده خاک و حریم تالاب می‌گوید: «قاچاق خاک پیت‌لند آسپاس به مقصد شهرهای دیگر یعنی در روز روشن، حق حیات را از این اکوسیستم می‌گیرند. ما به یک قرارگاه واحد نیاز داریم؛ متولی‌ای که هم مسئول حیات‌وحش باشد، هم مسئول آب و هم مسئول علفزارها. اگر این قرارگاه تشکیل نشود و مطالعات علمی جامعی برای شناخت گونه‌های جانوری و پرندگان اینجا انجام نگیرد، ما فقط به تماشای مرگ آسپاس نشسته‌ایم.»

در نگاه او، هر بار که بخشی از خاک تالاب برداشت می‌شود، بخشی از ساختار اکولوژیک آن نیز از بین می‌رود؛ ساختاری که شکل‌گیری آن حاصل سال‌ها و حتی قرن‌ها فرایند طبیعی است و به‌سادگی نمی‌توان آن را جایگزین کرد.

آسپاس هنوز زنده است

پوریا مرادی که ۱۴ سال از عمر خود را در خط مقدم حفاظت از این تالاب سپری کرده است، اکنون از مسئولان شهرستان اقلید و مدیران ارشد استان فارس در حوزه آب و خاک می‌خواهد تجهیزات اطفای حریق را در اختیار نیروهای محلی قرار دهند و به‌جای تقسیم مسئولیت میان اداره‌ها، مدیریت یکپارچه‌ای برای آسپاس ایجاد کنند.

او می‌گوید: «اگر حریق‌های آسپاس امروز مهار نشوند، فردا دیگر نه سرچشمه‌ای باقی می‌ماند و نه تالاب نفس می‌کشد.»
با همه حریق‌ها، آسپاس هنوز زنده است؛ تالابی که سرچشمه‌هایش همچنان نفس می‌کشند و پرندگان و حیات‌وحش هنوز در گوشه‌هایی از آن زندگی می‌کنند. اما این زیست‌بوم برای زنده ماندن به متولی نیاز دارد؛ چرا که هر سال در برابر آتش، خشکسالی، انحراف حقابه، توسعه کشاورزی، برداشت خاک و نبود مدیریت یکپارچه، بخشی از ظرفیت حیاتی خود را از دست می‌دهد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *