از کارزار تا خیابان: سیاستِ نشنیدن و منطقِ اعتراض
12 بهمن 1404، 18:38
سالهاست که «کارزار» در ایران بهمثابه یکی از کمهزینهترین، مدنیترین و رسمیترین اشکال کنش جمعی وجود دارد؛ فضایی که قرار بود میان دولت و جامعه پل بزند، امکان بیان مطالبات را فراهم کند و از انباشت خشم و رادیکالشدن اعتراض جلوگیری کند. کارزارها با تکیه بر نامههای رسمی، امضاهای جمعی، زبان حقوقی و خطاب قرار دادن نهادهای مسئول، دقیقاً درون منطق نظم سیاسی موجود عمل میکردند و تلاشی آگاهانه برای گفتوگو با قدرت از مسیرهای تعریفشده و کمهزینه به شمار میرفتند. بااینحال، مسئله بنیادین اینجاست: دولت ایران نهتنها این فضا را به رسمیت نشناخت، بلکه عملاً با سیاستِ «نشنیدن»، آن را بیاثر و تهی از معنا کرد.
در ادبیات علوم سیاسی، یکی از پیششرطهای حداقلی ثبات و حکمرانی پایدار، وجود «کانالهای نهادمند بیان نارضایتی» است؛ کانالهایی که اجازه میدهند تعارض اجتماعی پیش از رسیدن به نقطه انفجار، دیده، پردازش و مدیریت شود. پلتفرم کارزار دقیقاً قرار بود چنین کارکردی داشته باشد: سازوکاری برای ترجمه رنج اجتماعی به زبان سیاست. اما وقتی نامهها بیپاسخ میمانند، امضاها نادیده گرفته میشوند و حتی حداقلیترین اشکال پاسخگویی حذف میشود، دولت عملاً پیام روشنی به جامعه مخابره میکند: این مسیر، مسیر شنیدهشدن نیست!
از منظر جامعهشناسی سیاسی، کنش جمعی و نظریههای جنبشهای اجتماعی، این وضعیت را میتوان نمونهای کلاسیک از «انسداد فرصتهای سیاسی» دانست. «چارلز تیلی» و «سیدنی تارو» در بحث از چرخههای اعتراض نشان میدهند کنش جمعی زمانی از اشکال نهادمند به اشکال پرهزینهتر گذار میکند که دولت ظرفیت جذب، پاسخگویی و تنظیم تعارض را از دست بدهد؛ یعنی دقیقاً لحظهای که «دیدهنشدن» به تجربهای ساختاری بدل میشود. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند رادیکالشدن اعتراض نه حاصل میل ذاتی معترضان به خشونت یا بیثباتی، بلکه نتیجه مستقیم بستهشدن مسیرهای نهادمند مشارکت است. وقتی کنش مدنی و کمهزینه بیاثر میشود، خیابان نه انتخاب اول، بلکه آخرین امکان باقیمانده برای دیدهشدن است. در این معنا، خیابان جایگزین کارزار نمیشود؛ بلکه محصول حذف کارزار است.
کارزارها در ایران، برخلاف تصور رایج، صرفاً ابزار اعتراض طبقه متوسط شهری نبودند. بهتدریج، این فضا به بستری اینترسکشنال بدل شد که در آن مطالبات زنان، کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان و گروههای به حاشیه رانده شده در کنار هم مفصلبندی میشد. از این منظر این ویژگی اهمیت سیاسی تعیینکننده دارد. کارزارها محل تلاقی ستمهای طبقاتی، جنسیتی، قومی و نسلی بودند؛ جایی که میشد پیوند میان استثمار اقتصادی، نابرابری ساختاری و سرکوب فرهنگی را به زبان مطالبه ترجمه کرد.
نادیدهگرفتن سیستماتیک این فضا، در عمل بهمعنای نادیدهگرفتن شبکهای از رنجهای انباشته بود. دولت با بیاعتنایی به کارزار، نهفقط به یک فرم اعتراضی، بلکه به امکان گفتوگوی اجتماعی پشت کرد. این «نشنیدن» صرفاً یک خطای ارتباطی نبود، بلکه یک تصمیم سیاسی بود؛ تصمیمی که مسئولیت پیامدهای آن را نمیتوان از دوش ساختار قدرت برداشت. نتیجه چنین تصمیمی، انتقال رنج ترجمهنشده به خیابان است؛ جایی که زبان بدن، فریاد، حضور فیزیکی و ریسک، جایگزین نامه، امضا و خطاب رسمی میشود. در این معنا، خیابان نشانه شکست جامعه در گفتوگو نیست؛ بلکه نشانه شکست سیاست در شنیدن است. دولتی که این پلتفرم گفتوگویی را جدی نمیگیرد، عملاً خودش منطق خیابان را فعال میکند.
خیابان در این چارچوب، نه صرفاً عرصه خشم، بلکه میدان بازتولید سوژههای سیاسی است؛ سوژههایی که در غیاب به رسمیت شناخته شدن، یاد گرفتهاند با بدن، حضور و هزینهدادن، سیاست را به خود یادآوری کنند. از این موضع نمیتوان اعتراض خیابانی را بدون دیدن زمینههای مادی و ساختاری آن قضاوت یا تقبیح کرد. خیابان زمانی پدیدار میشود که شکاف طبقاتی، تبعیض جنسیتی، حذف سیستماتیک گروههای به حاشیه رانده شده و انسداد سیاسی بهطور همزمان عمل کنند. پلتفرم اجتماعی کارزار تلاشی بود برای مهار این همزمانی و ترجمه آن به مطالبه؛ تلاشی که با بیتوجهی دولت، عملاً خنثی شد.
اگر امروز اعتراض به خیابان آمده است، نه به این دلیل که جامعه گفتوگو را نمیفهمد یا از کنش مدنی عبور کرده، بلکه چون دولت سالهاست زبان گفتوگو را بیاثر کرده است. کارزارها هشدار بودند؛ هشدارهایی مکتوب، مدنی و کمهزینه و اما خیابان، نتیجه نشنیدن مداوم همان هشدارهاست.
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
نگاهی به نمایش «پسران فریدون» که دستمایه روایتی مخدوش از شاهنامه شد
پسران فریدون در متن و صحنه
آیین قالیشویان از یک دستبافته به حامل حافظه جمعی تبدیل شده است
قالی مقدس
تالاب بزنگان؛ وقتی قانون در کنار طبیعت ایستاد
آب، مسئله ملی نیست، مسئلهای منطقهای است
ویژگیهای شهر سازگار با آب
مدیریت موفق آب در شهرها در گرو چیست؟
پیام ما از استعفای معلمان و پرستاران در روزهای اخیر گزارش میدهد
انتقال هزینه بحران به مردم
کودک، بیرون از قواعد بازی
زنگ خطر سقوط کیفیت آموزش در مدارس به صدا درمیآید
کمبود معلم در کردستان
از سوی داروسازی دکتر عبیدی و انجمن آنکولوژی زنان، نخستین راهنمای بالینی کشوری مدیریت «اچ. پی. وی» و سرطان دهانه رحم رونمایی شد
مدیریت ایرانی سرطان دهانه رحم
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




صدرا
چه زیبا نگاشته شده ولی حیف و صدحیف که مثل همیشه قرار نیست کسی بشنود و پاسخگو باشد.
افتخار میکنم که انسان های باشرافتی مثل شما در میهن عزیزم وجود دارند.
سلامت و سرافراز باشید.