آزادسازی ۵۹ هکتار از شهر تاریخی ارگان بهبهان
حفاظت یا حذف یکپارچگی؟
26 آذر 1404، 17:33
در سالهای اخیر بارها با این استدلال مواجه شدهایم که اگر در بخشی از یک محوطه یا شهر تاریخی، آثار معماری شاخص بهوضوح دیده نمیشود، میتوان آن بخش را از شمول عرصه خارج کرد و به فعالیتهای توسعهای سپرد. تازهترین نمونه این رویکرد، پیشنهاد آزادسازی حدود ۵۹ هکتار از عرصه مصوب شهر تاریخی ارگان است؛ آنهم با این وعده که پس از برداشت شن و ماسه، این پهنه به «سایتموزه» تبدیل شود. پرسش ساده اما بنیادین این است: وقتی بستر تاریخی یک شهر باستانی از میان میرود، قرار است چه موزهای شکل بگیرد؟
ارگان یک محوطه منفرد یا لکهای تصادفی از آثار باستانی نیست، بلکه یک شهر تاریخی است؛ شهری با ساختار، اندامهای بههمپیوسته و شبکهای از عناصر کارکردی که بدون درک ارتباط میان آنها، اساساً قابلفهم نیست. پل، بند، سیستم آبرسانی، دروازهها، بخشهای مرکزی و پیرامونی و حتی زمینهای کشاورزی وابسته به شهر، همگی اجزای یک کلیت واحد هستند. عرصه مصوب شهر تاریخی ارگان نیز نه براساس حضور اتفاقی دیوار یا بنای شاخص، بلکه برای حفاظت از همین کلیت تعریف شده است.
بااینحال، استدلال اصلی برای آزادسازی ۵۹ هکتار از این عرصه، بر نتایج گمانهزنیهایی استوار شده که در بخشی از این محدوده، شواهد باستانشناختی کمتری را نشان دادهاند. این استدلال در ظاهر فنی و متکی بر دادههای میدانی است، اما درواقع از یک خطای مفهومی جدی رنج میبرد. گمانهزنی ابزار شناخت لایهها و ارزیابی وضعیت بسترهای باستانشناسی است، نه معیاری برای نفی ماهیت شهری یک پهنه. نبود یا کمبود شواهد در برخی گمانهها، بهویژه در محوطههایی با سابقه طولانی تخریب، بههیچوجه بهمعنای بیارزشی تاریخی آن بخش نیست.
حتی در همین گزارشها نیز تصریح شده است دلیل فقدان پدیدارهای باستانشناختی در بخشهایی از محدوده مورد بحث، ساختوسازهای گسترده و دخلوتصرفهای چند دهه گذشته است. به بیان سادهتر، آنچه امروز بهعنوان «فضای کماثر» معرفی میشود، محصول تخریبهای پیشین است، نه نشانه فقدان تاریخ. در چنین شرایطی، آزادسازی عرصه نه راهحل، بلکه نوعی پاداش دادن به تخریب است؛ منطقی که اگر پذیرفته شود، میتواند بهراحتی به الگویی خطرناک برای سایر شهرها و محوطههای تاریخی کشور بدل شود.

طرفداران این طرح، وعده تبدیل محدوده آزادشده به سایتموزه را بهعنوان تضمینی برای حفاظت مطرح میکنند. اما اینجاست که تناقض اصلی خود را نشان میدهد. سایتموزه زمانی معنا دارد که بر بستر سالم یک اثر شکل گیرد و امکان درک رابطه میان اجزا را برای مخاطب فراهم کند. وقتی بستر تاریخی با برداشت شن و ماسه دگرگون یا حذف میشود، آنچه باقی میماند «سایتموزه» نیست، بلکه یادمانی از یک مداخله مخرب است. نمایش عکسها، تابلوها یا اشیای پراکنده، جایگزین تجربه مواجهه با یک شهر تاریخی زنده و یکپارچه نخواهد شد.
تجربههای پیشین در ارگان و دیگر محوطههای خوزستان بهروشنی نشان دادهاند برخورد گزینشی با عرصههای تاریخی، چه پیامدهایی بهدنبال دارد. هر بار که بخشی از یک محوطه بهبهانه توسعه، سدسازی، فعالیت صنعتی یا عمرانی از پیکره اصلی جدا شده، نهتنها آن بخش، بلکه امکان فهم کلیت اثر نیز برای همیشه از دست رفته است. این تجربهها امروز باید بهعنوان دانش انباشتهشده دستگاه میراثفرهنگی عمل کنند، نه اینکه دوباره، اینبار با ادبیاتی آراستهتر، تکرار شوند.
نکته مهم دیگر آن است که شهرهای باستانی الزاماً در تمام پهنه خود دارای تراکم یکنواخت آثار معماری نیستند. وجود فضاهای باز، زمینهای کشاورزی وابسته، مسیرهای آبرسانی و بخشهایی با کارکردهای غیرمسکونی، جزئی طبیعی از ساختار شهری در دورههای تاریخی مختلف است. همانگونهکه حتی وجود بقایای قناتهای تاریخی در بخشهایی از محدوده مورد بحث، خود نشانهای روشن از اهمیت و نقش آن پهنه در سازمان فضایی شهر ارگان است. انتظار یافتن دیوار و بنا در هر نقطه از یک شهر باستانی، انتظاری نادرست و برخاسته از درکی سطحی از شهرنشینی تاریخی است.
درنهایت، مسئله اصلی فراتر از یک اختلاف نظر کارشناسی یا یک پروژه محلی است. آزادسازی ۵۹ هکتار از عرصه مصوب شهر تاریخی ارگان، بهمعنای ایجاد شکافی در پیکره یک شهر ساسانی و خدشهدار کردن اصل بنیادین یکپارچگی آن است. اگر این تصمیم بهعنوان یک «راهحل» پذیرفته شود، فردا میتوان هر بخش دیگری را نیز، صرفاً به این دلیل که کمتر دیده میشود یا پیشتر تخریب شده، از عرصه خارج کرد.
حفاظت از میراثفرهنگی، بهویژه در مورد شهرهای تاریخی، نه با کوچکسازی عرصهها و پاککردن صورتمسئله، بلکه با احترام به ضوابط مصوب، پذیرش تجربههای تلخ گذشته و پرهیز از تصمیمهای کوتاهمدت ممکن است.

برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
نمایشگاه «قصههای تهران» همزمان با هفته گردشگری در کوشک باغ هنر برپا شده است
روایت تهران از دل نقشهها و خاطرهها
بناهای تاریخی مشهد در سایه توسعه شهری تخریب میشوند و بسیاری پیش از ثبت از بین میروند
مشهدی که زیر شهر جا ماند
تدوین برنامه اجرایی برای احیای کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان
روایتهای متناقض درباره قدمت سینمای یادمان و بیتوجهی به ارزش تاریخی آن
۵۰ سال خاطره، بدون شناسنامه میراثی
کشف ۱۴ هزار شیء تاریخی و دستگیری ۵ هزار متهم
گزارش عملکرد دو ساله یگان حفاظت میراث فرهنگی
کشف مقبره مجلل ۲۷۰۰ ساله اتروسکی در شهر باستانی وولچی ایتالیا
ممنوعیت فعالیت معدنی در حریم قلعه تاریخی سموران عنبرآباد
آغاز ساماندهی مجسمه شاپور اول ساسانی در کازرون با اعتبار ۲۰ میلیارد ریال
ابهام در مبنای کارشناسی تصمیم وزارت میراث درباره پلاک خیابان سعدی
هفت روز برای پاککردن یک تاریخ
کشف ۱۹۳ قطعه شی باستانی در خرمآباد و دستگیری یک متهم
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
کشف نزدیک به ۱۴ هزار اثر تاریخی و توقیف ۳ هزار فلزیاب طی ۲ سال اخیر
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




عباس محمدی
نه آنهایی که در فکر تخریب این محوطه تاریخی بخاطر استخراج شن و ماسهاند؛ شرافت دارند و نه آنهایی که طرفداران طرحی هستند کخ وعده تبدیل محدوده آزادشده به سایتموزه را بهعنوان تضمینی برای حفاظت مطرح میکند؛ درک و فهم و شعور علمی دارند و فهمشان به اندازه الاغ ملانصرالدین و بز اخفش هم نیست.