طرح با اتهام مرکزگرایی روبهرو است
۷ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۲۲
فکر کردن به تأمین آب جدید از سد طالقان، ما را در معرض موقعیتها و پرسشهایی متناقص و واقعی قرار میدهد. از یکسو، آب شرب حق است و از قطعی گسترده آب در شهری بزرگ باید جلوگیری کرد. از سویی دیگر، این تصمیم بهدرستی ما را در معرض اتهام مرکزگرایی، پنهانسازی مصارف گسترده شهر تهران پشت اسم «آب شرب»، سازهپرستی و خطر موکول کردن دوباره مدیریت تقاضا به آیندهای نامعلوم، قرار میدهد.
مدیریت عرضه تلاش میکند زیرساخت را مقدس کند. اما زیرساخت بیطرف نیست، درعینحال که اهریمن هم نیست و در برابر مدیریت تقاضا نیز نمیتواند واقعیتهای بیآب شدن را نبیند. از آن مهمتر نمیتوان صرفاً واژه «مدیریت تقاضا» را به زبان آورد، بدون اینکه صورتبندی دقیقی برای امکان پیادهسازی ارائه داد. پیشنهاد من این است که بهجای کتمان زیرساخت، آن را به رسمیت بشناسیم تا امکانی برای دوباره فکر کردن درباره آن و برندگان و بازندگان آن فراهم کنیم.
وقتی مدیریت تقاضا بهخوبی تحلیل و صورتبندی نشده، برای تأمین حق آب شرب در شرایط کنونی، اجرای خط دوم انتقال آب از سد طالقان، حفر چاه جدید یا تکمیل رینگ آبرسانی تهران استدلالهای واقعی و پذیرفتنی فراهم کردهاند. چاه و خط انتقال گزینههایی سهلالوصول برای شرایط کنونی هستند. رینگ تأمین آب میتواند در شرایط کمآبی سدهای غرب یا شرق تهران، مجموعه دیگری از سدها را وارد سیستم تأمین آب کند تا توزیع افت کیفی و کمی آب عادلانه شود.
کتمان نکردن زیرساخت، پرسشهای واقعیتری را پیش رو میگذارد تا زیرساختی که کتمان نشده، قابل رؤیت شود و بیطرفی و سراسر خیر بودن آن قابل نقد شود. پرسشهایی ازایندست که استانداردهای تعیینشده برای تأمین آب شرب تهران، در سایر مناطق کشور تا چه اندازه اجرایی شده است؟ پس از گذار از این سال چه تصمیمی برای چاههای جدیداً حفر شده یا خط دوم انتقال از سد طالقان داریم؟ آب تأمینشده جدید قبلاً کجا میرفت؟ حقوق بهرهبرداران قبلی چه میشود و خسارتهای بازتخصیص چطور جبران میشود؟ با پساب جدید در شرایط افت آبخوان چه میکنیم؟
آب شربی که حق است، برای هر نقطهای دیگر هم حق است؛ مناطقی که تأمین آب شربشان زبانی برای به سخن درآمدن پیدا نمیکند. آبی که از کشاورزی قزوین تا رشت سلب میشود، برای آن کشاورزان هم حق است. نمیتوان گزینههای بازتخصیص در پیش چشم خود را فراموش کرد و چون صدای دورتر را نمیشنویم به سراغ آوردن آب از آنجا برویم. همانطورکه نمیتوان پذیرش حقوق و جبران خسارت ناشی از بازتخصیص را چه در نزدیک و چه دور فراموش کرد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آنجا که تاریخ بوی میخک میدهد
از بحران «ناریه» و بیکاری تا ضرورت حمایتهای بیشعار
جامعهای که شنیده نشود، همراه نمیشود
از دولت به تشکلهای بهرهبردار
تحول در مدیریت منابع آب
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
یادی از «فرخ سعیدی» و نقشش در پزشکی معاصر ایران
از تیغ جراحی تا قلم فرهنگ
حکمرانی اقلیمی در ایران
نقد نگاه اقتصادی و تزیینی به صنایعدستی
این اشیا، حافظه دارند
مرگ مرجانها بر اثر آلودگی نفتی
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
وب گردی
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید