بایگانی مطالب: میراث

غفلتی که چشم اصفهان را کور کرد

ماجرا از حفاری اداره برق در گذر تاریخی چهارباغ پایین اصفهان آغاز شد؛ جایی که پیمانکار بدون استعلام از اداره‌کل میراث‌فرهنگی، اقدام به کندن زمین کرد و طبق گزارش‌های منتشرشده، احتمال کشف اسکلت‌های انسانی در محدوده‌ای که روزگاری گورستان تاریخی «آب‌بخشان» نام داشت، مطرح و سپس تأیید شد. این اتفاق بار دیگر پرسشی مهم را پیش روی متولیان میراث‌فرهنگی کشور گذاشت: چرا در کشوری با پیشینه چندهزارساله هنوز نقشه دقیقی از لایه‌های مدفون شهرهای تاریخی وجود ندارد؟ این پرسش نه‌فقط مسئله‌ای محلی بلکه بحرانی ملی است که با هر کلنگ عمرانی، احتمال تخریب تاریخ را در دل خود دارد. «سید روح‌الله سیدالعسگری»، معاون میراث‌فرهنگی استان اصفهان، در گفت‌وگو با رسانه‌ها تأکید کرده است «هیچ‌گونه استعلامی از میراث‌فرهنگی انجام نشده بود و عملیات به‌محض اطلاع، متوقف شد». اما پرسش اینجاست: حتی اگر استعلام هم انجام شود، بر چه اساسی می‌توان لایه‌های پنهان در دل زمین را شناسایی کرد، وقتی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؟

تخریب به‌جای کاوش مقصر کیست؟

|پیام ما| با انتشار تصاویر و اخبار مربوط به تخریب در محوطه باستانی کنارصندل در جیرفت در رسانه‌های محلی و روزنامه «پیام ما»، بحث‌ها بر سر این موضوع بالا گرفته است. دهیار روستا با دفاع از عملکرد خود و ارائه توضیحاتی، اقدام خود را قانونی و با تکیه بر مستندات طرح هادی می‌داند، اما پایگاه ملی جیرفت از تخلف آشکار دهیار روستا می‌گوید. امروز حدود یک هفته بعد از شروع پروژه ساخت سالن چندمنظوره ورزشی در کنارصندل، معاون میراث‌فرهنگی کشور از تلاش برای برخورد قضائی با متخلفان خبر داده است. در این میان، آنچه مغفول مانده است، مسئله مهم تعیین حریم دو اثر ملی در کنار صندل است؛ موضوعی که سال‌هاست به تعویق افتاده و در یک سال اخیر که پایگاه جیرفت پرونده تعیین حریم را به وزارتخانه ارسال کرده هم هنوز خبری از به نتیجه رسیدن آن نیست.

بانک ملی لار ثبتی نیست پس می‌توان نوسازی کرد

مسئولان میراث‌فرهنگی استان فارس و شهرستان لار، یک‌به‌یک، تعرض به بنای بانک ملی شعبه لار نو و تخریب آن را منکر شده‌اند و می‌گویند آنچه در حال وقوع است، «نوسازی» است؛ از جمله «عبدالرضا نصیری‌اصل» که سابق بر این معاون میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان فارس بود و اکنون کارشناس مسئول ثبت طرح‌های مرمتی این اداره است. او در گفت‌وگو با «پیام ما» ثبت ملی بودن بانک ملی لار را منکر می‌شود، حال‌آنکه علی‌اصغر مونسان، وزیر وقت میراث‌فرهنگی در خرداد ۱۴۰۰، مراتب ثبت این بنا را به استاندار فارس ابلاغ کرد: «بانک ملی لارنو (میراث معماری معاصر) واقع در شهرستان لارستان، بخش مرکزی، شهر جدید لار، بلوار فرهنگ، نبش میدان طاووس به شماره ۳۳۰۶۹ مورخ ۹۹/۳/۱۹». درست در همین زمان، نصیری‌اصل معاون میراث‌فرهنگی استان فارس بود. او در حالی از عادی بودن تخریب و نوسازی بناهای ثبتی معاصر می‌گوید که طبق قانون حفظ آثار ملی که در سال ۱۳۰۹ تصویب شده و تخریب و نوسازی بناهای ثبت‌شده در فهرست آثار ملی، توسط دولت و مالکان خصوصی، جرم است.

حرف‌هایی که ستون‌های چهلستون لرزاند

هفته میراث‌فرهنگی در اصفهان امسال نه با تجلیل از حافظان گذشته، که با یک جنجال بر سر سرنوشت میراث، به پایان رسید. در مراسمی که به‌مناسبت هفته میراث‌فرهنگی در باغ‌موزه چهلستون برگزار شد، امام‌جمعه اصفهان سخنانی بر زبان آورد که نه‌تنها موجی از واکنش‌های کارشناسان، متخصصان مرمت، باستان‌شناسان و کنشگران حوزه میراث را به‌دنبال داشت، بلکه فضای مجازی را نیز تحت‌تأثیر قرار داد. «آیت‌الله سیدیوسف طباطبایی‌نژاد» در این مراسم گفت: «هزار خانه تاریخی نمی‌خواهیم، ۱۰ یا ۲۰ تا را نگه دارید. اگر پنجره‌ای خراب شد، آن را دور بیندازید و یک پنجره نو بسازید.» او همچنین درباره ستون‌های چوبی چهلستون گفت که بهتر است آنها را روغن بمالند یا رنگ کنند. این سخنان که بدون پشتوانه تخصصی و خارج از ادبیات فنی مرمت آثار تاریخی بیان شد، واکنش‌های گسترده‌ای از سوی متخصصان داشت. بسیاری از کاربران فضای مجازی این اظهارات را «فرمان تخریب میراث» تعبیر کردند و از نقش غیرکارشناسی در سیاستگذاری میراث‌فرهنگی ابراز نگرانی کردند. در این گزارش، چند تن از کارشناسان حوزه مرمت، معماری، احیای خانه‌های تاریخی و جامعه‌شناسی شهری در گفت‌وگو با «پیام ما» پاسخی علمی، مستدل و کارشناسی به این سخنان داده‌اند.

فرمان تخریب یا اظهارنظر؟

حدود ۴۰ سال بعد از اولین نقدها به حفاظت از بناهای تاریخی و جلوگیری از تخریب آنها و بعد از سال‌ها تلاش برای آموزش و فرهنگسازی بین مردم برای حفاظت و مرمت از بناهای تاریخی، حالا اظهارات یکی از مسئولان مذهبی شهر اصفهان که بناهای جهانی آن آوازه‌ای بلند بین کشورها دارد، نگرانی‎‌های زیادی را مطرح کرده و به واکنش‌های زیادی بین فعالان میراثی و فعالان فضای مجازی منجر شده است.

«تخریب» نمای بانک ملی لار نو به جای «مرمت»

ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله

دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخی‌اش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی به‌کار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمی‌دانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام می‌گوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف می‌زند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش برده‌اند، یک‌هفته‌ای می‌شود که مشغول کارند و مخالفت‌های پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکه‌های سفال شده و تخریبی سازمان‌یافته در قلب نشانه‌های تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بین‌النهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زده‌اند، همان‌طورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخ‌سوراخش کردند و همان‌طورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همان‌طورکه امروز کسی دم نمی‌زند و به تخریب نشانه‌های یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمی‌دهد.

میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

|پیام ما| درِ ورودی بوستان بسته است. نگهبان می‌گوید چند ماه است که اجازه ورود به کسی داده نمی‌شود. وقتی درباره کشف آثار تاریخی در بوستان می‌پرسم، می‌گوید: «شما کی هستی؟ از کجا می‌دانی؟» بالاخره در را باز می‌کند و می‌گوید: «هر چی هست پشت این دیوارهای سیمانی پیدا شده.» حدود دو متر دیوار سیمانی را اسفندماه گذشته دور گودالی عمیق که آثار در آن پیدا شده، کشیده‌اند. تابستان سال گذشته بود که آثار تاریخی در بوستان مادر و کودک (یاس) کشف شد و تا هفته گذشته که رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران و شهردار منطقه۳ آن را رسانه‌ای کردند، نه مسئولان میراث‌فرهنگی استان تهران و نه مدیران شهرداری درباره آن صحبت نکرده بودند. «محسن سعادتی»، معاون میراث‌فرهنگی استان تهران، به «پیام ما» می‌گوید: «پژوهشگاه میراث‌فرهنگی به موضوع ورود کرده و در حال بررسی است. ما منتظر نتایج پژوهشگاه بودیم تا اظهارنظر کنیم.» حفاری پروژه متوقف شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره انجام مطالعات و جزئیات بررسی‌ها در دست نیست. تنها اظهارات کلی «احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، درباره قدمت آثار کشف‌شده در دست است که گفته: قدمت آثار مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول است. از طرفی نشانه‌ای از انجام مطالعات باستان‌شناسی در محوطه محصورشده دیده نمی‌شود و نگهبان هم می‌گوید: «تا جایی که من دیدم، همان روزهای اول چند نفر از میراث و شهرداری آمدند، دیدند و بعد رفتند و خبری نشد.» چندی پیش هم که در بهشت زهرای تهران آثاری به‌دست آمد، مسئولان در مورد حفاری‌های بهشت زهرا سکوت کرده بودند، تا روزی که یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی موضوع کشف آثار باستانی در این محدوده را منتشر و مسئولان را مجبور به واکنش کرد؛ هر چند در قبال این موضوع هم مسئولان میراث‌فرهنگی ابراز بی‌اطلاعی و دوباره سکوت پیشه کردند و مسئله را به گذر زمان سپردند و امید به هیاهوی اخبار روز بستند.

«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراث‌فرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که می‌تواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت می‌کنند و حتی سال‌ها بعد می‌توان به آن‌ها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلم‌های مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراث‌فرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار می‌شد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سال‌های گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را می‌توان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.

رقص «گوران» روی موج‌های خلیج‌فارس

ریش‌سفیدها با آن دشداشه‌های پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق می‌زند، پا‌به‌پای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفته‌اند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را به‌سمت دریا می‌برند. ریش‌سفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر می‌کنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوان‌ها اما به اولین لنجی که به دریا می‌برند، به «گوران»، فکر می‌کنند، به آینده لنج‌سازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و می‌رقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع هم‌سن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه می‌کوبد و یک نفر میان‌داری می‌کند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانی‌اش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیج‌فارس روان شود. آن تلاش عرق‌ریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، می‌گوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدم‌هایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشته‌اند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راه‌اندازی شده هر چند بندری‌ها دردودل‌ها دارند آن‌ها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر می‌گوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جام‌جهانی از آن بهره‌برداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.