بایگانی مطالب: فرهنگ
رنگ زخمها
«نور زنطه» احساس خفگی میکرد. قتلعام برج ساعت حمص و شلیک به غیرنظامیان را به چشم دیده بود و آن روز دستور داده بودند که کسی خانهاش را ترک نکند. همان روز بود که به وسایل هنریاش دسترسی نداشت و فهمید دیگر هیچچیز مثل قبل نخواهد شد. وقتی باید بین مرگ حتمی یا تبعید انتخاب میکردند، خانوادهاش سوریه را ترک کردند و اینطور شد که مثل بسیاری دیگر از هنرمندان سوری، خانه را رها کرد، اما تصاویر دلخراشی که دیده بود، در آثارش ماندگار شد؛ موضوعی که در آثار سایر هنرمندان سوری هم میتوان انعکاس آن را دید.
محرم از نگاه گردشگران فرنگی
در روزگاری که روایتهای بومی از بسیاری آیینها و مناسک ایرانی کمتر به قلم آمده، گاهی نگاه ناظران بیگانه، به میراثفرهنگی این سرزمین عمق و دقتی بخشیده که در منابع داخلی کمتر میتوان نشانی از آن یافت. یکی از این آیینهای سترگ، سوگواره محرم است که نهتنها در حافظه تاریخی ایرانیان، بلکه در یادداشتها و سفرنامههای گردشگران فرهنگی و مذهبی جایگاهی ویژه یافته است. کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» به نویسندگی و تصویرگری «مهدی تمیزی» تلاشی است در بازخوانی و بازآفرینی روایتهایی که دیپلماتها، بازرگانان و مبلغان مذهبی از محرم ایران به یادگار گذاشتهاند؛ روایتهایی که اگرچه از دل فرهنگ غربی برآمدهاند، اما توانستهاند تصویری زنده و ملموس از آیینهای عاشورایی در دورههای مختلف بهویژه صفویه و قاجاریه برای ما بهجا بگذارند. این اثر، تنها گردآوری چند سفرنامه نیست؛ بلکه بازنگری خلاقانهای است که متن و تصویر را درهم آمیخته و با بهرهگیری از تصویرهای اصیل چاپ سنگی، روایت مکتوب را به میراث بصری پیوند زده است. تصاویری که برخی از آنها در دل کتابهای کهن ایرانی پنهان مانده بودند، در این مجموعه جانی دوباره گرفتهاند و بهعنوان ابزاری ارزشمند در معرفی آیینهای عاشورایی به مخاطبان داخلی و گردشگران خارجی ایفای نقش میکنند. آنچه مهدی تمیزی در این کتاب پیش روی ما میگذارد، صرفاً مرور یک سنت نیست؛ بلکه تلاشی برای احیای بخشی از هویت فرهنگی و آیینی ایران است که بیتوجهی به آن میتواند گسستی در زنجیره انتقال میراث ناملموس این سرزمین ایجاد کند. روایتهای او ما را به یاد این واقعیت میاندازد که گاه بخشی از حافظه تاریخی ما نه در اسناد بومی، که در یادداشتهای مسافران فرنگی محفوظ مانده است. در این گفتوگو، تلاش کردهایم از منظری نو، به ظرفیتهای این کتاب در حوزه میراثفرهنگی و گردشگری بنگریم و از مهدی تمیزی درباره کارکردهای مغفول این روایتها، جایگاه آنها در طراحی مسیرهای گردشگری مذهبی و اهمیت مستندسازی امروز برای آیندگان بپرسیم.
مرز را پرواز تیری میدهد سامان!
محرم و چالش مسئولیت اجتماعی
صحنه پس از آتشبس
نهم تیر میشود؛ شش روز پس از روزی که آتشبس میان ایران و اسرائیل اعلام شد. شش روز است که آرامآرام زندگی به نظم پیشینش بازمیگردد و مردم به خانهها و شهرهایشان بازگشتهاند. هرچند که از جنگ، بیخانگی یا ازدستدادن عزیزی سهم برخی از آنها شده، با اینهمه، در میان ویرانیها و ترسهای باقیمانده، نشانههایی از حیات دوباره دیده میشود. گالریها و صحنههای تئاتر که چند روز پیش در خاموشی و اضطراب فرو رفته بودند، حالا دوباره کمکم به روزهای گذشته خود بازمیگردند و سینماها که در دوران جنگ ۱۲روزه هم فعال بودند، شاهد اکران فیلمهای تازه میشوند. فرهنگ، بار دیگر خود را در دل خاکستر جای داده و آرامآرام جوانه میزند. بازگشایی تدریجی فعالیتهای فرهنگی، از تمرین نمایشهای نیمهتمام تا برگزاری نمایشگاهها، نشانهای است از اینکه هنر نیروی بازسازی است.
جنگ و ضرورتِ مبارزه برای شهر
هیچ خونی سرختر نیست
هنرمندانی که جنگ خانههایشان را آوار کرد
|پیام ما| در میان ویرانههایی که پس از دوازده روز از حملات اسرائیل به نقاطی از ایران باقی مانده، نامهایی آشنا به چشم میخورد؛ هنرمندانی که خانههایشان تخریب شد یا مورد آسیب قرار گرفت. اما با وجود این ویرانیها، امید همچنان در دل آنها زنده است و صدای زندگی در وجودشان خاموش نشده.
درخواست ایران از یونسکو برای حمایت از میراث فرهنگی در برابر حملات رژیم صهیونیستی
در پی تجاوزات نظامی اخیر رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران با ارسال نامهای رسمی به دبیرکل یونسکو، خواستار اقدام فوری این نهاد بینالمللی برای حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی کشور شد؛ میراثی که بهعنوان بخشی از هویت جهانی، اکنون در معرض تهدید جدی قرار گرفته و نیازمند حمایت مؤثر جامعه جهانی است.
سووشون؛ توقیف یا تبلیغات؟
سریال «سووشون» که قرار بود روایتگر رنج و مقاومت در روزگار آشوب باشد، خود گرفتار آشوب و حاشیه تمامنشدنی شده است. توقیف و همزمان از دسترس خارج شدن نماوا، پلتفرم میزبان این سریال، آخرین ماجرایی بود که سووشون با آن درگیر شد. اتفاقی که چندی پیش سریالی دیگر در یک پلتفرم شبکه نمایش خانگی هم با آن مواجه شد و حالا این پرسش پیش میآید آیا چنین روندی در پخش و توقف، گامی حسابشده در مسیر یک کمپین تبلیغاتی پرسروصدا برای سریالی است که حاشیههایش از خود روایت جذابتر شدهاند؟
