بایگانی مطالب: گزارش روز

استارتاپ‌ها؛ بازندگان خاموش جنگ

در جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل، فقط موشک‌ها در میدان نبودند، بلکه زیرساخت‌های دیجیتال کشور نیز در خط مقدم ضربه خوردند. قطعی گسترده اینترنت در سراسر ایران، شبکه‌ای از کسب‌وکارهای آنلاین را در تنگنایی بی‌سابقه قرار داد و پیامدهای آن، نمایی هشداردهنده از آسیب‌پذیری اقتصاد نوآوری را نمایان کرد.

کمک‌رسانی مرگبار به گرسنگان غزه

«ما واقعاً گرسنه‌ایم. در غزه هیچی برای خوردن نیست. من هیچی نمی‌خورم. وزن‌مون خیلی کم شده. من شاید ۱۰ کیلو کم کرده باشم. و استخوان‌هام، می‌تونید استخوان‌هامو ببینید. خیلی زود به یک اسکلت تبدیل می‌شم.» شاید به ذهن هیچ‌کس خطور نکرده بود که در سال ۲۰۲۵ جمعیتی از گرسنگی جان می‌دهند. رنج مردم غزه عمق جدیدی پیدا کرده است. دستیابی به مواد غذایی همیشه به‌سختی ممکن بود، اما اکنون به تقلایی مرگبار برای مردم غزه تبدیل شده است.

نخل‌ها فریاد می‌زدند

صلات ظهر، «شیخ» پشت بلندگوی حسینیه فریاد زد: «مردم! بیرون بیایید که نخل‌ها سوخت.» باد داغ در آتش دمید و شعله‌های وحشی، نخل‌به‌نخل و ده‌به‌ده پیش رفتند. زن‌ها دست بچه‌ها را گرفتند و از خانه‌ها بیرون دویدند و صدای شیون در سه روستای «منیوحی» پیچید. مردها با سطل و دیگ به نهر زدند، اما ظرف‌هایشان از گِل پر شد. عرق‌‌ریزان، گل را با اندک آب باقیمانده در نهر رقیق کردند و به ردیف نخل‌های سوخته رساندند. زور آتش بیشتر بود. ماشین‌های آتش‌نشانی دیر رسیدند. تا شب بیست هزار نفر نخل و چهار خانه مسکونی در «کوت‌شنوف»، «ابوشکر» و «ابوعقاب» سوخت و خرماهای شیرین، بر شاخ نخل، سیاه و تلخ شدند.

اینترنت طبقاتی علیه اینترنت آزاد

با گذشت بیش از ۲۰ روز از اعلام آتش‌بس، اینترنت هنوز به وضعیت قبلی برنگشته است. البته وضعیت قبلی هم هیچ‌وقت عادی نبود. اختلال‌های گاه‌وبی‌گاه، کیفیت و سرعت کم و حتی قطعی کامل، تجربه همیشگی کاربران از اینترنت ایران بوده است. این‌بار اما علاوه‌بر افزایش اختلال‌ها، با ایده‌هایی مثل «اینترنت اضطراری»، «منطقه آزاد سایبری»، «دسترسی سازمانی» و اینترنت‌های مجوزمحور و سطح‌بندی‌شده مواجه‌ایم. طرح قدیمی اینترنت طبقاتی با نام‌هایی گمراه‌کننده بازسازی شده است: تقسیم مردم به «دارندگان اینترنت آزاد» و «محرومان از آن». با اینکه بعضی مسئولان از مخالفتشان با تبعیض دیجیتال سخن می‌گویند، مصوبات شورای‌عالی فضای مجازی بر محدودیت بیشتر تمرکز دارد و ادامه اختلالات، ادعاها درباره پایبندی به «اینترنت آزاد» را رد می‌کند.

زخمی آتش‌بس

دستگیری و اخراج مهاجرین و محروم‌شدن آنها از خدمات رفاهی، آموزشی و سلامت ادامه داشت که جنگ ۱۲روزه علیه ایران آغاز شد. جنگی که توقف آن به سرعت‌گرفتن و گسترده‌شدن روند اخراج و تجربه تبعیض و اتهام برای افغانستانی‌های ساکن منجر شده است. «پیام ما» در این گزارش با زنان جوان افغانستانی‌ای صحبت کرده است که لزوماً در خطر مستقیم اخراج‌شدن نیستند. آنها از ماندن و تلاش برای زندگی می‌گویند، از ناامن شدن شهر برای آنها، از آزار در فضای مجازی و رنج چندباره تجربه جنگی که مادرانشان پیش‌تر در سرزمین دیگری آن را به چشم دیده بودند. نام‌های کوچک در این گزارش به خواست افرادی که با آنها مصاحبه شده است، تغییر پیدا کردند و روایت‌ها بازنویسی شدند. از «مرضیه حیدری» که در جمع‌آوری این روایت‌ها نقش اصلی داشت، تشکر می‌کنیم.

نامشان «غیرمجاز» است

|پیام ما| جنگ و دستگیری چند تبعه افغانستانی، اخراج اتباع غیرمجاز را کلید زد. حتی آنانی که از دل آتش جنگ و کابوس طالبان گریخته و به ایران پناه آورده بودند، حالا درگیر موجی شدند که زندگی‌شان را دوباره به لرزه انداخت. از آغاز این روند، ویدئویی در فضای مجازی دست‌به‌دست شد؛ مردی با صدایی لرزان و چشمانی اشک‌آلود می‌گفت: «من پاسپورت داشتم… پاسپورت من را پاره کردند.» این جمله، تلخی روزهای تلخ پناهجویانی را نشان می‌دهد که در جست‌وجوی امنیت، حالا در محاصره اضطراب و ناامنی قرار گرفته‌اند و نظرات متفاوتی درباره اخراجشان وجود دارد.

اخراج؛ هرچه کاشتید رها کنید و بروید

دستور اخراج افغان‌های غیرمجاز ششم تیرماه صادر شد. درست پنج روز پس از آتش‌بس. هول جنگ هنوز بر سر همه ما افتاده بود که هراسی دیگرگونه به دل اتباع ساکن سرزمین‌مان افتاد حتی مجوزدارها. صداهایی خاموش که کمتر کسی آنها را می‌شود. از جمله این گروه‌ها، کشاورزان افغانستانی بودند که سالیان دراز است در زمین‌های گسترده ایران مشغول به کارند. این گزارش روایتی است از این کشاورزان که ناگهان به‌ آنها اعلام کردند؛ باید محصولاتشان را بگذارند و بروند... در زمانه‌ای تلخ که حتی استارتاپ‌های تازه پاگرفته کشاورزی بی‌هیچ تقصیری باید سقفشان فرو بریزد چرا که اسرائیل می‌خواست روزشمار معکوس «نابودی اسرائیل» را بزند.

ادعایی که از اساس پوچ بود

|پیام ما| در روزهای پیش از حمله اسرائیل و آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران، رافائل گروسی در سخنانی که رویترز در روز 20 ژوئن آنها را منتشر کرد، اعلام کرده بود: «اصفهان، محل یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات هسته‌ای ایران، مکانی است که قرار بود یک مرکز غنی‌سازی اورانیوم در آن راه‌اندازی شود.»

بحران در بحران

بیمارستان‌ها مثل باقی افراد و سازمان‌ها و اماکن، در روزهای جنگ وارد وضعیت بحران شدند، اما نه‌فقط بحران جنگ، بلکه بحران کمبود نیرو، قطعی اینترنت و حتی بسته‌شدن بخش‌های مختلف بیمارستان به‌دلیل ترک کار از سوی پزشکان و پرستاران.

شبی که مرگ پشت پنجره ایستاد

بامداد سوم تیر شبی عجیب برای ساکنان جغرافیای تهران بود. این را می‌شد از چشمان گودرفته پرستارانی که صبح آمده بودند تا شیفت‌ را تحویل بگیرند، خواند. همه گوشی‌به‌دست در حال قطع و وصل فیلترشکن برای دنبال‌کردن اخبار بودند. موجی از امید و شادی در جمع حاکم بود. عده‌ای اما به این سکون و سکوت تحمیلی خوش‌بین نبودند. کافی‌ است در هنگامه جنگ بیمار باشی و یا بیماری داشته باشی تا دریابی بالاتر از سیاهی رنگی هست. در شبی که آسمان تهران از دود و نور پرندگان جنگی روشن بود، بیماران و همراهانشان اوقات عجیبی را گذراندند؛ شبی که دیگر سوم تیرماه نیست و به شب آتش‌بس معروف است.