بایگانی مطالب: کشاورزی
«خرمآباد» در قرق ملخها
«خرمآباد» لرستان در قرق ملخهاست. قرقی که کشاورزان، اهالی و کسبه میگویند نگرانکننده است، اما «سازمان حفظ نباتات» در این استان میگویند از لحاظ جمعیت هنوز نمیتوان به آن «هجوم» گفت و جای نگرانی وجود ندارد. تصاویر و گفتههای شهروندان نشان میدهد حالا در خرمآباد همهجا از پارک گرفته تا خانههای مردم را ملخهایی به رنگ زرد احاطه کردهاند. شهرداری متولی مبارزه با این آفت در شهر است، اما پاسخی نمیدهد. بااینحال، سازمان حفظ نباتات اعلام کرده است عملیات مبارزه با ملخها در سطحی بالغبر یکهزار و ۲۳۰ هکتار از اراضی کشاورزی لرستان انجام شده است.
خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد
|پیام ما| «کشاورزی و دامپروری گسترده و تداوم کشت برنج و ذرت، برداشت آب از منابع زیرزمینی به میزان بسیار زیاد موجب فرونشستهایی در فاصله ۱۰ متری نقشرستم و ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری تختجمشید شده است که بهصورت شکافهای عظیم قابلمشاهده هستند.» این سخنان «مهدی زارع» که در نشست تخصصی «بررسی تأثیر تغییراقلیم بر میراث فرهنگی» مطرح شده است، خبر تازهای نیست. بیتوجهی مسئولان نسبت به این سخنان نیز تازگی ندارد. وضعیت فرونشست در دشت مرودشت سالهاست مرز بحران را گذرانده، اما هنوز چاههای غیرمجاز و کشاورزی بیضابطه در این دشت، جان مرودشت را میمکد و آن را از درون تهی میکند. این روند نهتنها منجر به مرگ این دشت حاصلخیز میشود و بهگفته زارع: «بر تحریک گسلهای فعال تأثیرگذار است»، بلکه تمام نشانههای تمدنی بینظیر آن را برای همیشه از بین خواهد برد.
جهنمِ تخیل در بهشتِ گیلان!
آیینی برای قرنها پیوند انسان و زمین
بالای تپههای جنگل پوتوماجو، آتش در خیمههای بومیان همچون قلبی میتپد و هرم هوای داغ آمازون را با شعلههای گرم خود در هم میآمیزد. صدای زنگولههای آویزان از درختان، همراه با عطر گیاهان شفابخش، نوای رازآلود طبیعت را در گوش جنگل زمزمه میکند. اینجا، در قلب آمازون، مراسمی مقدس در جریان است؛ آیینی که برای قرنها پیوندی ناگسستنی میان انسان و زمین برقرار کرده است.
رمزگشایی از گودال مرموز
در نوار غربی ساحل دریاچه ارومیه بخشی از این دریاچه که البته این روزها در مساحت خشک آن قرار دارد، به یکباره سروکله گودالی پر از آب پیدا شد. گودالی که یکبار دیگر ارومیه را سر زبانها انداخت؛ اما اینبار با رمز و راز. مسئولان دولتی مانند مدیرکل حفاظت محیطزیست آذربایجانغربی و مدیرعامل شرکت آبمنطقهای این استان میگویند منشأ پیدایش این گودال در دست بررسی است، اما «علیبیتالهی»، زمینشناس و عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات راهوشهرسازی ایران، گزارشی اولیه از این پدیده تدوین کرده است که در آن میگوید «نقطه مذکور (گودال) احتمالاً در زمان قبل از کاهش آب دریاچه زیر آب بوده و در محل و محدوده تقریبی گودال محدوده آبی وسیعتر در میان نهشتههای نمکی اطراف قابلمشاهده است. میتوان استدلال کرد که محل تشکیل گودال کنونی، محل وجود گودال بزرگتری پیش از این بوده و این پدیده تازهای در نیست.» این گزارش در مورد منشأ آب این گودال نیز میگوید: «مسیر کانال آب از دریاچه سد حسنلو(شورگل) تا شمال روستای «شیرینبلاغ» ادامه یافته است و اراضی بین نوار ساحل و مسیر کانال را پوشش میدهد. این مسیر در شمال روستای شیرینبلاغ تمام میشود و آب کانال در مسیری رو بهسوی ساحل (بهسمت شرق) جریان پیدا میکند.» جریانی که بهنظر میرسد وجود بخشی از آب ظاهرشده در گودال را توجیه میکند. همچنین، احتمالاً با توجه به مسیر کانال و سمتوسوی زهکش آبهای زراعی، ارتباط آب گودال با آب زراعی قابل استنباط است.
زندگی در یک قدمی قحطی
«بچههام بعد از خوردن اینها، استفراغ میکنند. بوی خیلی بدی میده.» این را «ایمان رجب»، مادر شش فرزند میگوید که داخل چادری پر از مگس در شهر غزه نشسته و مشتمشت آرد الک میکند. این نصفه کیسه آرد را از داخل یک سطل زباله پیدا کرده است. کیسه پر از حشره است و آلودگی در آن موج میزند. اما همین هم امید ایمان برای سیرکردن فرزندان و زنده نگهداشتن آنهاست. او بار دیگر آرد را الک میکند تا نان درست کند.
دستهای بیادعا زندگیبخش تالابهای خشک
«مؤسسه مطالعه و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» پنجشنبه گذشته همایشی با عنوان «نقش جوامع محلی در مدیریت منابع آب» برگزار کرد. همایشی که بهگفته مجریان آن، در جستوجوی دانش جایی بیرون از دانشگاه است؛ دانشی اصیل، در میان جامعه محلی، آنهم آنجا که به ثمر نشسته است. تلاشهای «سیروس زارع» و «علینصیری»، دو روستانشین از جنوب استان فارس، یکی از احیای تالاب خشکشده «کمجان» و دیگری در استفاده و مدیریت منابع آب بهنفع «بیابانزدایی» و حفاظت از گونههای حیاتوحش در منطقهای که میرفت تا بیابان شود (پاقلات) بهعنوان دو الگوی موفق و درسآموخته در این همایش روایت شد. روایتی از سختیها و صبوریها که با همراهی جامعهمحلی و تکیه بر توان و دانش بومی منطقه، با پایانی خوش همراه شد. کمجان امروز یک تالاب احیا شده است و «پاقلات و ارتفاعاتش» روستایی که بیابان را به منطقهای مطلوب برای بنات و نبات تبدیل کرده است.
«رفع تداخل» یا سلب مالکیت
|پیامما| شش دهه از تصویب قانون ملی جنگلها میگذرد. چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، موضوع رفع تداخلات اراضی جامعه محلی با آنچه بهنام منابع ملی میشناسیم، همواره یکی از موضوعات مهم دولت بوده است. تداخلی که معمولاً بهدلیل محدودیتها هم به ضرر جامعه محلی تمام شده است و هم به ضرر منابع ملی. این میان، سوداگری گروهی اندک در قالب طرحهایی که بهعنوان زمینخواری مطرح میشود نیز مطرح است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی اعلام کرده است که پس از انقلاب اسلامی تصویب «قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی» و ایجاد کمیسیونهای مربوط به آن در استانها، بهعنوان اقدامی مؤثر در این زمینه بود. قانونی خوب که شیوه اجرای آن، کارایی لازم را از آن گرفته بود. بهنظر میرسد این مطالعه کمیسیونهای مربوطه فقط رفع تداخلات را میبینند نه مدیریت آن را؛ همین نبود مدیریت، زندگی جامعه محلی را خدشهدار کرده است. همچنین، این گزارش هشدار میدهد کمیسیونها نباید بهبهانه رفع تداخل در حدود مالکیت تداخل کنند.
رسیدن به آینده سبز با مد پایدار
آوارگی در وطن
دهمین نسخه «گزارش جهانی از آوارگان داخلی» یا GRID، بار دیگر آمار بیسابقهای اعلام کرده است؛ تا پایان سال ۲۰۲۴، ۸۳ میلیون و ۴۰۰هزار نفر در کشور خود آواره شدهاند.شمار آوارگان داخلی ۲۰۲۵ که تعداد بیخانمانشدههای داخل کشورها را تا پایان سال ۲۰۲۴ محاسبه کرده، بیش از دو برابر آمار اولین گزارش این سازمان است که یک دهه پیش منتشر شد.
