بایگانی مطالب: آثارباستانی

کشف خانه ابدی با تزئینات خلاقانه

| پیام ما | «این دخمک/... پسر نیکداد؟/ بهشت /برین بهرش/ باد.» این جملات در پنج سطر بر کتیبه‌ای که اخیراً در نقش‌رستم خوانده شده، نقش بسته است. کتیبه‌ای تدفینی متعلق به عصر ساسانی و به زبان پهلوی کتابی. کتیبه‌های تدفینی در کاوش‌ها و مطالعات باستان‌شناسی بخش مهمی از نوشته‌های مرتبط با سنت زرتشتی هستند. ازآنجاکه مجموعه نقش‌رستم، ماهیتی آیینی دارد در این محدوده و محوطه‌های اطراف آن بارها کتیبه‌های مشابه به‌دست‌آمده است. کتیبه اخیر اما تزئیناتی دارد که توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرده است.

مقبره‌ای ۲۶۰۰ ساله و دست‌نخورده در ایتالیا کشف شد

باستان‌شناسان در گورستان «سن جولیانو» در ایتالیا، مقبره‌ای اتاقکی و دست‌نخورده از ۲۶۰۰ سال پیش را کشف کردند که حاوی بقایای چهار نفر و بیش از ۱۰۰ شیء خاکسپاری به‌خوبی حفظ‌شده است.

هنر زندگی در عصر پارینه‌سنگی‌

نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانه‌هایی به‌جا گذاشت؛ گویی می‌خواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانه‌ها و پیام‌هایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچی‌ای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان می‌دهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را می‌گویند و ابزارهایی که در خود نشانه‌هایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کرده‌اند. غارهای پارینه‌سنگی خرم‌آباد از همین جنس‌اند؛ پر از رمزوراز، پر از داستان‌هایی که از پسِ قرون سر برآورده‌اند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعت‌زده‌ ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان می‌برند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته‌ خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامی‌خواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرم‌آباد و قدمت این سرزمین است.

غارهای پارینه‌سنگی آغل گوسفندان شده بودند

«محوطه پیش‌ازتاریخ (پارینه‌سنگی) دره خرم‌آباد» به‌عنوان بیست‌ونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسان‌های نئاندرتال و دوره‌های مختلف پیش‌ازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای داده‌اند. این محوطه به‌عنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سال‌های گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راه‌آهن» هم حضور داشت.

توسعه پایدار یا تخریبی ماندگار؟

صنایع استخراجی و از جمله استخراج نفت، گاز و مواد معدنی، ستون فقرات اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهند. این صنایع با بهره‌مندی از هفت درصد از ذخایر معدنی جهان، نقش کلیدی در اشتغال‌زایی، تأمین درآمدهای ارزی و توسعه صنعتی دارند. این فعالیت‌ها که اغلب در مناطق دوردست و کم‌برخوردار انجام می‌شوند، پیامدهای عمیق اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی بر جوامع محلی دارند. وجود ثبات اجتماعی برای بهره‌برداری از منابع‌طبیعی، نیاز به نیروی کار و استفاده از زیرساخت‌های محلی، ارتباط میان صنایع استخراجی و جوامع میزبان را به «ضرورتی استراتژیک» تبدیل کرده است. اما این ضرورت اغلب با دیدگاهی از بالابه‌پایین و یک‌سویه همراه است.

تنش آبی در جنگ با میراث جهانی

|پیام ما| خشکسالی، تنش آبی و پدیده‌های حدی موضوعاتی که یونسکو در گزارش اخیر خود در مورد آنها هشدار داده و اعلام کرده است حدود ۷۳ درصد از سایت‌های میراث جهانی در کشورهای مختلف در معرض تهدید ناشی از این پدیده‌ها قرار دارند. تهدیدهایی که از سویی ریشه در تغییراقلیم دارد و از سویی مربوط به مدیریت ناپایدار منابع به‌ویژه منابع آبی و توسعه نامتوازن است. براساس تازه‌ترین تحلیل یونسکو و مؤسسه منابع جهانی (WRI)، مجموع این عوامل ساختار و ارزش‌های فرهنگی و طبیعی این مکان‌های منحصربه‌فرد را که میراث بشری محسوب می‌شوند، با خطر جدی مواجه کرده است. هر چند در گزارش یونسکو به مخاطراتی که آثار جهانی ایران را تهدید می‌کند، اشاره‌ای نشده است اما در سال‌های اخیر کارشناسان بارها در مورد تهدیدات مرتبط با مخاطرات آبی به‌ویژه فرونشست زمین که نتیجه مدیریت غیراصولی منابع آب زیرزمینی است، هشدار داده‌اند. براساس آخرین گزارش مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، سایت‌های تاریخی در ایران از جمله تخت‌جمشید، نقش‌جهان، مسجدجامع اصفهان، گنبد سلطانیه و شهر تاریخی یزد در معرض آسیب‌های شدید ناشی از فرونشست قرار دارند. این بررسی نشان داده است از ۶۳ سایت میراث جهانی ایران ۲۷ سایت در مناطق پرخطر فرونشست زمین قرار دارند. کارشناسان و پژوهشگران راهکارهایی برای محافظت از این آثار هم ارائه داده‌اند و همچنان مطالعاتی در این زمینه در حال انجام است، در گزارش اخیر یونسکو نیز راهکارهایی به دولت‌ها پیشنهاد شده تا میزان آسیب ناشی از این مخاطرات را به حداقل برساند و خواستار تقویت تاب‌آوری، مدیریت پایدار آب و بهره‌گیری از تجربه‌های محلی و فناوری‌های نوین برای جلوگیری از بروز فاجعه‌ای فرهنگی شده است.

در سنگر ایران باستان چه گذشت؟

«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش می‌بارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچ‌کس نمی‌دانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی می‌گذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل می‌کند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور می‌کند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سخت‌ترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر به‌جز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغه‌مندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سی‌تیر و سرنوشتش در آن آتش‌افروزی‌ها فکر نمی‌کرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزه‌ها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آن‌هم در سخت‌ترین شرایط و با محدودیت‌های بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید می‌کند؛ بعد از گفتن از محدودیت‌ها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همه‌چیز نامعلوم بود، می‌گوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر می‌کردیم.»

تبعات این جنگ فراتر از مرزهای ایران

ما در جنگ بودیم. لحظاتی غریب که آسمان آرامش خود را دریغ کرده بود و زمین جای ناایمنی برای زندگی شده بود. جهان به ما چگونه نگاه می‌کرد؟ آیا احساسات ما برایش معنایی داشت؟ آیا کسانی بودند که صدای ما شوند؟ در همین شرایط با دانشمند ایرانی مقیم اروپا که در حال حاضر به‌عنوان پژوهشگر ارشد در مرکز تحقیقات لایبنیتس مشغول به کار است، گفت‌وگو کردیم. او تحصیلات خود را در دانشگاه سوربون و مدرسه عالی پاریس (اکول نرمال سوپریور، ENS) به پایان رسانده و هم‌اکنون به‌عنوان پژوهشگر مهمان در این دو دانشگاه و دانشگاه علم و فناوری و مؤسسه بین‌المللی ریاضی شنژن چین فعالیت می‌کند. در زمینه ژئوفیزیک، تغییراقلیم و فلسفه، به‌ویژه فلسفه عدالت زیست‌محیطی و فلسفه سیاسی پژوهش‌های گسترده‌ای دارد. علاوه‌بر انتشار مقالات علمی متعدد، سلسله‌سخنرانی‌هایی نیز در این دانشگاه‌ها و نیز کنفرانس‌های بین‌المللی ارائه کرده است. او تحقیقات گسترده‌ای در زمینه تغییراقلیم در آسیای میانه انجام داده و به‌اتفاق برخی از مراکز پژوهشی چین، مطالعات عمیقی درباره اقلیم فلات ثبت انجام داده است که نتایج آن در پیش‌بینی روندهای اقلیمی آینده این منطقه بسیار اثرگذار بوده است. آخرین نوشته منتشرشده از او، کتابی به‌نام «فلسفه عدالت زیست‌محیطی» (Philosophy of Environmental Justice) است که در آن مفهوم «اکو دوالیسم» را معرفی می‌کند. این مفهوم مدلی توسعه‌یافته براساس پایداری است که هم‌زمان بر حفظ حقوق انسان و طبیعت تأکید دارد و عدالت زیست‌محیطی را شامل تمامی موجودات زنده می‌داند. قرار بود پیش‌ازاین درباره توسعه پایدار با «مسعود رستمی» صحبت کنیم، اما اینجا ایران است و وقایع غیرقابل پیش‌بینی. برای همین این گفت‌وگو درباره جنگ اخیر ایران و اسرائیل پا گرفت. از او درباره فعالیت‌های بین‌المللی در مورد آگاه کردن مردم و نهادهای بین‌المللی درباره وضعیت ایران و از تبعات جنگ بر میراث‌فرهنگی و محیط‌زیست پرسیدیم.

برای نجات آثار موزه‌ها ریشخندمان می‌کردند

| پیام ما | سخت است این روزها که آسمان ایران می‌خروشد و زمینش بی‌تاب می‌شود، درباره حفاظت از آثار تاریخی و موزه‌ای گفتن و هشدار دادن. واقعیت اما این است که هویت تاریخی این ملت کهن با دست‌های خونین و دل‌های امیدوار به آینده، ماندگار شده است. زنان و مردان بسیاری قرن‌هاست که جان خود را نادیده گرفته‌اند تا فرهنگ و تاریخ این مرزوبوم پایدار بماند. یکی از آنها بی‌شک «جعفر مهرکیان»، باستان‌شناس پیشکسوت، است. او در روزهای نخستین جنگ ایران و عراق، وقتی کمتر کسی در ایران به فکر آثار باستانی و حفظ تاریخ بود و حتی آنها را مضحک می‌دانستند؛ ایده انتقال آثار موزه ملی ایران به مخزن زیرزمینی را داد. پس‌ازآن، یک ماه از جنگ نگذشته زیر توپ و خمپاره رفت تا با دستانی خالی، آثار موزه‌ای ایران در خوزستان را نجات دهد و به‌جای امن برساند. آثاری که باعث فخر و مباهات ایرانیان است و قرار است تا این سرزمین برپاست برای مردمانش باقی بماند.

نجات‌یافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان

بازداشت‌شده‌ها به ستون‌های باستانی بسته شده‌اند. تروریست‌ها قرار است آنها را اعدام کنند. نمایشی دردناک در آمفی‌تئاتر باستانی «پالمیرا» برپاست. داعش در پالمیرا جولان می‌دهد. ستون‌ها را منفجر می‌کند. آدم‌ها را اعدام می‌کند و باستان‌شناس شریف پالمیرا را بعد از بازجویی گردن می‌زند و پیکرش را بر یکی از ستون‌های پالمیرا می‌آویزد. حالا ۱۰ سال از آن‌همه تلخی که کام بسیاری از علاقه‌مندان به میراث بشری را تلخ کرد، گذشته است. پالمیرا زخم‌های زیادی به تن داشت که داعشی‌ها تصرفش کردند، دینامیت به ستون‌هایش بستند، تندیس‌هایش را «بت کافر» خواندند و با پتک خرد کردند و تمام توانشان را به‌کار بستند تا هر چه از تمدنی که از قرن سوم پیش‌ازمیلاد باقی مانده بود، نابود کنند. آنها مهمترین ویرانه باستانی جهان را ویرانه‌تر کردند و رفتند. حالا ۱۰ سال گذشته، سوریه کمی آرام شده است، فقر اما هنوز بر شهرها سیطره دارد. مردم هنوز تاوان جنگ را پس می‌دهند. پالمیرا هم از این حجم فقر و استیصال در امان نیست. قاچاقچیان شبانه به سراغش می‌روند و هر چه را که به‌دست می‌آورند، در فیسبوک به دلالان آثار تاریخی در سراسر جهان می‌فروشند. جنگ در خاورمیانه تنها آرامش و امنیت و سلامت را نشانه نرفته، گویی نااهلان -از تروریست‌ها گرفته تا قاچاقچیان- قصد دارند تمام نشانه‌های تمدن‌های غنی در این منطقه را با هر بهانه و بر هر بستر و فضایی محو و نابود کنند.