بایگانی مطالب برچسب: توسعه پایدار

اصطلاح توسعهٔ پایدار (Sustainable development) نخستین بار توسط باربارا وارد در اعلامیهٔ کوکویاک دربارهٔ محیط زیست و توسعه به‌ کار رفت.
بدنبال آن پس از گزارش‌های باشگاه رم و بنیاد هامرشولد به تدریج توسعهٔ پایدار در طی سال‌های دههٔ ۱۹۸۰ و از زمانی که اتحادیهٔ بین‌المللی برای حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی (IUCN-82)، راهبردهای جهانی از محیط زیست و منابع طبیعی با هدف کلی دستیابی به توسعهٔ پایدار را از طریق حفاظت از منابع حیاتی (زنده) را ارائه کرد، مورد توجه جدی و اساسی اندیشمندان و متفکران توسعه قرار گرفت.

قرق‌های بلاتکلیف

|پیام ما| ساخت دو پاسگاه، ۱۴ آب‌انبار و تانکر آب، خرید سه خودرو،‌ هفت دوربین دوچشمی،‌ سه دوربین عکاسی،‌ یک تلسکوپ، یک دوربین عکاسی،‌ ۱۰ دوربین تله‌ای و ۱۱ موتورسیکلت، اولین هزینه‌ای بود که مدیران قرق علی‌آباد چهل‌گزی انجام دادند. آنها هفت سال هزینه تعمیر، نگهداری،‌ سوخت و روغن وسایل نقلیه، پذیرایی و آبدارخانه، حمل،‌ برق مصرفی،‌ آب،‌ تعمیر و نگهداری اثاثیه و منصوبات،‌ تعمیر و نگهداری ساختمان،‌ بیمه تکمیلی کارکنان، هدایا، بیمه شخص ثالث،‌ حقوق و عیدی کارکنان و پرسنل را از جیب خود پرداختند تا بالاخره در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۵ با حضور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست و رئیس وقت فراکسیون محیط‌زیست مجلس شورای اسلامی و با حضور جمعی از مدیران کارشناسان محیط‌زیست،‌ پروانه فعالیت قرق‌های اختصاصی به آنها داده شد. از آن سال تا امروز سازمان حفاظت محیط‌زیست تصمیمات مختلفی برای قرق‌ها گرفته که هزینه‌ای برایش ندارد. در مقابل قرق‌ها که حیاتشان به این تصمیمات وابسته است‌، دچار تلاطم‌های مختلف شده‌اند. تنها یک چیز برایشان ثابت بوده؛‌ «هزینه»،‌ مبالغی که هر سال باید برای حقوق پرسنل، تعمیر و نگهداری و... بپردازند. این روزها خبر می‌رسد که سازمان حفاظت محیط‌زیست علاقه‌ای به واگذاری پروانه برای قرق‌های اختصاصی ندارد، هزینه این عدم علاقه اما به دوش سازمان نیست‌، قرق‌داران باید آن را بپردازند. در قرق علی‌آباد چهل‌گزی این عدد برای سال قبل «چهار میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان» بود.

مهرگان؛ جشنی برای زندگی‌خواهی

مهرگان آیین زندگی و شادمانی است؛ دعوتی به داد، پرهیز از ظلم و دوری از تاریکی که نماد آن ضحاک است. در اسطوره‌ها و آیین‌های مهرگان، این پیام روشن است: چرخشی از گفتمان مرگ‌اندیشی و «مرگِ خوب» به‌سوی «زندگیِ خوب». آنچه در داد و داوری فریدون دیده می‌شود، بازتاب همین معناست. مهرگان آیین زیست‌افزایی و زندگی‌خواهی است؛ خواستن زندگی برای مردم به‌شکلی عادلانه و برابر. اگر می‌خواهیم به پیام نهفته در دل مهرگان گوش فرا دهیم، باید رؤیا و آرزوهای مردم را زنده کنیم؛ رؤیای گروه‌های بی‌صدا و محروم: کودکان کولبر کردستان، کودکان سوخت‌بر سیستان‌وبلوچستان، کودکان کار و جوانان بی‌اشتغال. این رؤیا جز با چرخشی بزرگ در نگاه ما به جهان و معنای زندگی تحقق نمی‌یابد. مهرگان پیام تولد دوباره و باززایی یک ملت است؛ پیامی که در آن «زندگی خوب» مطالبه اصلی مردم است و فقر و نداری به‌مثابه آفریده‌ای اهریمنی شناخته می‌شود. پیام مهرگان، برچیدن شکاف‌های طبقاتی است؛ جهانی که در آن، زندگی خوب تنها به اقلیتی محدود متعلق نیست و دوزخ سختی‌ها بر دوش اکثریت مظلوم سنگینی نکند. در چنین جهانی، دیگر خبری از زنانه‌شدن، کودکانه‌شدن، قومی‌شدن، زیست‌محیطی‌شدن و میراثی‌شدنِ فقر نخواهد بود.

نقش استراتژی سازمانی در توسعه پایدار

از چارچوب‌های جهانی تا راهبرد بومی‌شده

گردشگری ایران نیازمند نقشه راه

گردشگری در جهان امروز به یکی از مهم‌ترین موتورهای محرک توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها تبدیل شده است. بسیاری از کشورها با بهره‌گیری از این صنعت توانسته‌اند ضمن ایجاد اشتغال و درآمد پایدار، جایگاه فرهنگی و سیاسی خود را نیز در سطح بین‌المللی ارتقا دهند. ایران نیز با برخورداری از تمدنی چندهزارساله، تنوع اقلیمی، غنای فرهنگی و میراث تاریخی گسترده، ظرفیت‌های بی‌بدیلی برای قرار گرفتن در زمره مقاصد مهم گردشگری جهان دارد. بااین‌حال، تحقق این هدف بزرگ بدون نقشه راهی جامع، علمی و آینده‌نگر امکان‌پذیر نخواهد بود.

تاب‌آوری

سایه تهدید مکانیسم ماشه، بیش از آنکه بتواند به‌لحاظ اقتصادی جامعه ایران را تهدید کند، در حال به چالش کشیدن آمادگی روانی جامعه است. برخی از تحلیل‌های غیررسمی هشدار بحران اجتماعی می‌دهند. بااین‌حال، «غلامرضا معصومی»، استاد مدیریت بحران و سلامت در بلایا، در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید می‌کند که با تقویت تاب‌آوری اجتماعی از طریق آموزش عمومی و اعتمادسازی میان مردم و نهادها می‌توان نه‌تنها آسیب‌ها را کاهش داد، بلکه ظرفیت‌های جامعه را برای عبور از بحران‌ ارتقا داد.

حکمرانی سبز، حکمرانی سیاه

جایگزین انرژی‌های پاک، تنها گریزگاه انسان

حقابه‌های کاغذی، تالاب‌های خشکیده

بحران تالاب‌ها و دریاچه‌های ایران سال‌هاست که به یکی از جدی‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی کشور بدل شده است. همگان می‌دانیم که ریشه‌های اصلی این بحران را باید در توسعه ناپایدار، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب و خاک و مدیریت بخشی و منفصل منابع‌طبیعی جست‌وجو کرد؛ الگویی که در تضاد با اصول توسعه پایدار و حفاظت از اکوسیستم‌های حساس آبی عمل کرده است. بااین‌حال، در کنار این عوامل بیرونی، یک بُعد کمتردیده‌شده نیز وجود دارد: چالش‌های نهادی و موانع درون‌سازمانی نهاد متولی محیط‌زیست، یعنی سازمان حفاظت محیط‌زیست. نهادی که اگرچه وظیفه سیاستگذاری، نظارت و پیگیری وضعیت محیط‌زیست کشور را برعهده دارد، اما ساختار درونی آن با وظایف و مسئولیت‌های رو به گسترش هم‌راستا نیست و نیازمند بازنگری اساسی است. این مطلب، نگاهی دارد به برخی از مهم‌ترین موانع ساختاری درون این سازمان که بر توان آن در ایفای نقش مؤثر در بازسازی اکوسیستم‌های تالابی کشور سایه افکنده‌ است؛ با این هدف که اصلاح ساختار، هم‌پای اصلاح سیاست‌های توسعه، در اولویت قرار گیرد.

بلوط‌های خاموش، پرسش‌های بلند