بایگانی مطالب برچسب: یوزپلنگ ایرانی

بازگشت به ابتدای راه

نجات یوز می‌تواند رؤیا نباشد

میاندشت؛ الگوی موفق حفاظت

بازگشت یوز

«به‌اندازه یک‌دهم توران هم دیده‌ نشده‌ایم. از سال ۸۸ نه نیروی محیطبانی زیاد شده و نه تجهیزات. پارک ملی توران برای هر پاسگاه محیطبانی یک خودرو دارد، اما ما حتی یک خودروی عملیاتی نداریم! از ابتدایی‌ترین ابزار حفاظتی محروم‌ایم. آب داریم، ولی آبرسانی با تراکتور با ظرفیت فقط سه تا چهار هزار لیتر انجام می‌شود،‌ درحالی‌که استان‌های خراسان‌جنوبی و سمنان کامیون‌های مخصوص آبرسانی ۱۲ هزار لیتری دارند.» اینها گفته‌های «احمد صفرزاده»، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان جاجرم، است. پناهگاهی که با پنج سال کوشش مداوم او، محیطبانان، مردم محلی و همراهی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خراسان‌شمالی احیا شده و شاهد حضور دوباره یوزپلنگ آسیایی بوده است. در روز ملی یوز درحالی‌که همه نگاه‌ها به‌سمت توران چه به‌لحاظ زیستگاه، سایت فراجمعیت و جاده عباس‌آباد است،‌ سراغ میاندشت رفتیم.

یوز همچنان قربانی جاده و بی‌آبی

در ایران هیچ گونه‌ای به‌اندازه «یوزپلنگ» توجه مردم و رسانه‌ها را به خود جلب نکرده است. از ابتدای دهه هشتاد، پروژه‌ بین‌المللی برای حفاظت از این گونه تعریف شد و دفتری در سازمان حفاظت محیط‌زیست به آن اختصاص دادند. پس از اجرای سه فاز تعلیق پروژه، حالا پس از شش سال دوباره شاهد شروع پروژه این‌بار با عنوان «ملی» هستیم. پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیست‌بوم‌های مرتبط، برجسته‌ترین برنامه و تلاش کشور برای حفظ آخرین جمعیت یوزپلنگ بوده است. این پروژه در روند اجرای خود بیشترین حجم مشارکت متخصصین خارجی و داخلی، بالاترین سطح حمایت اجتماعی و دریافت بیشترین سرمایه‌گذاری‌های مالی و انسانی را در امر حفاظت از یک گونه در ایران به‌همراه داشت. چرا برخلاف انتظارها، دارا بودن این حجم از حمایت نه‌تنها به احیای جمعیت یوز در ایران منجر نشد، بلکه شاخص‌های جمعیتی نشان از روند کاهشی جمعیت یوز دارند؟ در گفت‌وگو با «باقر نظامی»، مدیر ملی پروژه یوزپلنگ آسیایی و زیست‌بوم‌های مرتبط، دراین‌باره از او پرسیدیم. این ‌گفت‌وگو البته به آسیب‌شناسی فازهای پروژه محدود نشد و در آن مواردی مانند اولویت‌های پروژه، همکاران آن و آخرین وضعیت جاده یوز را هم جویا شده‌ایم.

حفاظتگری پاره‌وقت در بحران اقتصادی

تبعیض‌های جنسیتی در بسیاری از مواقع به چشم مردان نمی‌آید. وقتی یکی از اساتید دانشگاه به آنها می‌گوید بهتر است سراغ فعالیت‌ میدانی بروند و در این زمینه حاضر به حمایت از او هستند،‌ نمی‌دانند برخورد با زنان چقدر متفاوت است،‌ اینکه به زنان می‌گویند بهتر است سراغ گزینه‌های دیگری بروند. «فرنوش کوچالی» متولد اسفند ۱۳۷۰ دانش‌آموخته مهندسی منابع‌طبیعی گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین دانشکده محیط‌زیست است. در دوران دانشجویی برای اولین‌بار در پارک ملی توران، «دلبر»، یوز ماده، را در فنس دید و مشتاق شد فعالیت میدانی انجام دهد. بااین‌حال، همه‌چیز خلاف انتظار او پیش رفت؛ از گفت‌وگویش با استاد دانشگاه تا مدیران مناطق و محیطبانان. فرنوش کوچالی خسته نشد، جشنواره روز ملی یوزپلنگ را با کمک دیگر همکارانش در انجمن یوزپلنگ ایرانی برگزار کرد،‌ در پروژه آموزشی با موضوع پلنگ در طالقان و پروژه‌ای مرتبط با یوز در میاندشت همکاری کرد. جزئی از تیم «پروتکل ذخیره‌گاه نیمه‌طبیعی برای حفاظت از یوزپلنگ» بود و انواع و اقسام کارهای آموزشی و حفاظت مشارکتی را انجام داد. او در حال حاضر جزو اعضای تیمی است که در حال حفاظت مشارکتی برای «زیستگاه یوزپلنگ» هستند. از او پرسیدم چطور وارد این عرصه شد؟ چه کرد؟ و چشم‌انداز حفاظت را چطور می‌بیند؟

ترس، پنهان‌کاری، انقراض

زنان حفاظتگر در رزمی بی‌پایان با نابرابری‌ها

«سازمان حفاظت محیط‌زیست یکی از مردسالارترین نهادهای کشور است». این را «صفورا زواران حسینی» می‌گوید از همان نوجوانی یعنی در اواخر دهه ۷۰ درگیر مسئله محیط‌زیست بوده و بیش از ۲۰ سال است که در این حوزه فعالیت می‌کند. او در این سال‌ها هم در مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست کار کرده است و هم در مدارس و روستاهای حاشیه زیستگاه یوز! در این سه دهه ناچار بود هم درگیر رنگ لباس و اندازه مانتو باشد و هم اینکه چه ساعتی در مهمانسرا با همکاران مرد خود جلسه بگذارد،‌ مبادا دیروقت باشد و بگویند «چرا تا ساعت ۱۱ شب با هم جلسه دارید؟» موضوع دیگری هم از نظر زواران محدودیت‌هایی را برای زنان ایجاد می‌کرد؛‌ قشر اجتماعی و اقتصادی! «درحالی‌که ما در انجمن‌مان بیشتر وابسته به حمل‌ونقل عمومی بودیم، گروه‌های دیگر با خودروهای شخصی شاسی‌بلند راحت‌تر تردد می‌کردند. این تفاوت‌ها به‌شدت بر تجربه حضور ما در فیلد تأثیرگذار بود و باعث می‌شد دسترسی به موقعیت‌های میدانی برای ما دشوارتر و دورتر باشد. نمی‌دانم چقدر بتوان این موضوع را به‌صورت دقیق بیان کرد، اما قطعاً قشر اجتماعی و اقتصادی فرد و دسترسی به امکانات، نقش مهمی در تاریخ حضور زنان در فعالیت‌های میدانی دارد.» زواران در سال‌های اخیر از مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست فاصله گرفته و درگیر آموزش در محیط شهری است. این روزها ذهنش به این مسئله مشغول شده است، «چرا تنها یک طبقه اقتصادی از آموزش‌های مرتبط با طبیعت در شهرها بهره‌مند می‌شوند؟»