بایگانی مطالب برچسب: یوزپلنگ ایرانی

ترس، پنهان‌کاری، انقراض

زنان حفاظتگر در رزمی بی‌پایان با نابرابری‌ها

«سازمان حفاظت محیط‌زیست یکی از مردسالارترین نهادهای کشور است». این را «صفورا زواران حسینی» می‌گوید از همان نوجوانی یعنی در اواخر دهه ۷۰ درگیر مسئله محیط‌زیست بوده و بیش از ۲۰ سال است که در این حوزه فعالیت می‌کند. او در این سال‌ها هم در مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست کار کرده است و هم در مدارس و روستاهای حاشیه زیستگاه یوز! در این سه دهه ناچار بود هم درگیر رنگ لباس و اندازه مانتو باشد و هم اینکه چه ساعتی در مهمانسرا با همکاران مرد خود جلسه بگذارد،‌ مبادا دیروقت باشد و بگویند «چرا تا ساعت ۱۱ شب با هم جلسه دارید؟» موضوع دیگری هم از نظر زواران محدودیت‌هایی را برای زنان ایجاد می‌کرد؛‌ قشر اجتماعی و اقتصادی! «درحالی‌که ما در انجمن‌مان بیشتر وابسته به حمل‌ونقل عمومی بودیم، گروه‌های دیگر با خودروهای شخصی شاسی‌بلند راحت‌تر تردد می‌کردند. این تفاوت‌ها به‌شدت بر تجربه حضور ما در فیلد تأثیرگذار بود و باعث می‌شد دسترسی به موقعیت‌های میدانی برای ما دشوارتر و دورتر باشد. نمی‌دانم چقدر بتوان این موضوع را به‌صورت دقیق بیان کرد، اما قطعاً قشر اجتماعی و اقتصادی فرد و دسترسی به امکانات، نقش مهمی در تاریخ حضور زنان در فعالیت‌های میدانی دارد.» زواران در سال‌های اخیر از مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست فاصله گرفته و درگیر آموزش در محیط شهری است. این روزها ذهنش به این مسئله مشغول شده است، «چرا تنها یک طبقه اقتصادی از آموزش‌های مرتبط با طبیعت در شهرها بهره‌مند می‌شوند؟»

ورود ممنوع؛ مگر با محارم

«به‌بهانه‌های مختلف از حضور من و دو-سه دختر هم‌سن‌وسال دیگر جلوگیری می‌شد و این درحالی بود که پسرهای هم‌سن‌وسال ما به‌راحتی در جمع پذیرفته می‌شدند». اینها گفته مژده رخشان، حفاظتگر دهه هفتادی است که اوایل دهه ۹۰ کار خود را در حوزه حفاظت از یوز شروع کرد. شرایط به‌گفته او آسان نبود؛ مردان پروژه‌های میدانی را انجام می‌دادند و برای حضور زنان مشکلاتی وجود داشت. همین باعث شد رخشان برای دوره‌ای در انزوا بودن را انتخاب کند. «دوره‌ای که حتی ارتباط مجازی را با اهالی محیط‌زیست به حداقل رساندم و اخبار مربوط به انقراض یا حفاظت را پیگیری نمی‌کردم». او بار دیگر به عرصه حفاظت برگشت و این روزها با مؤسسه «رمیاران حیات‌وحش» فعالیت می‌کند. از او پرسیدم چه تفاوتی میان نسل جدید حفاظتگران با دوره‌های گذشته است؟ آیا اگر به گذشته بازگردد، باز همین راه را می‌رود و اینکه سازمان حفاظت محیط‌زیست چه باید انجام دهد تا میل به مهاجرت کاهش یابد؟

حفاظت از یوز و امدادرسانی به مسافران نوروزی

در سال‌های گذشته ۱۳ یوز در این محور بر اثر تصادفات جاده‌ای جان خود را از دست داده‌اند و در حال حاضر فقط هفت یوز بالغ و ۱۰ توله‌یوز در این منطقه شناسایی شده‌اند که اهمیت حفاظت از این گونه ارزشمند را دوچندان می‌کند. طرح پایش کریدور یوز آسیایی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ به دعوت اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان اجرا شد. این طرح در محور عباس‌آباد به میامی در مسیری به طول تقریبی ۴۵ کیلومتر انجام گرفت و شاهد حضور ده‌ها نفر از علاقه‌مندان، فعالان محیط‌زیست و حامیان طبیعت بود،‌ کسانی که قید سفرهای نوروزی و استراحت را زدند و شبانه‌روز برای یک هدف تلاش کردند؛‌ حفاظت از یوز آسیایی! آنچه می‌خوانید برداشت نگارنده به‌عنوان فردی است که در طول این طرح به‌مدت ۱۱ روز در پاسگاه محیطبانی عباس‌آباد و پایش‌های میدانی حضور داشته.

حذف ترمز در جاده یوزها

«مسئولیت تصادف یوز را نمی‌پذیرم، ان‌شاءلله تصادفی نخواهیم داشت.» این گفته «موسی بزرگی»، رئیس‌پلیس راهور استان سمنان و از موافقان برداشته شدن محدودیت سرعت در محور عباس‌آباد شاهرود است؛ همان جاده‌ای که تاکنون ۱۳ یوز بر اثر تصادف در آن کشته شده‌اند. در جلسه‌ای که چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ در استانداری سمنان با موضوع ستاد اجرایی خدمات سفر نوروز برگزار شده بود، بحثی درباره برداشته شدن محدودیت سرعت در این جاده پیش آمد. موسی بزرگی درباره گله و شکایت‌های مردم درباره محدودیت سرعت سخن گفت و گروه دیگری از مدیران نیز اعلام کردند موافق برداشته شدن محدودیت سرعت هستند. همان زمان که استاندار و مدیران دولتی درباره افزایش سرعت در محور عباس‌آباد به‌عنوان یکی از حادثه‌خیزترین محورهای استان صحبت می‌کردند‌،‌ مجموعه دولت در حال رایزنی برای اطلاع‌رسانی بیشتر به مردم درباره پویش «نه به تصادف» و ترغیب آنها به کاهش سرعت بود. وزارت بهداشت در هفته‌های اخیر آماری را در اختیار رسانه‌ها قرار داد که براساس آن، سرعت غیرمجاز در کنار عدم رعایت فاصله ایمنی،‌ رانندگی خطرناک و سبقت غیرمجاز دلیل ۵۰ درصد از علل تصادف در ایران هستند.

خروج هر زن از حفاظت، یک قدم به سمت نابودی حیات‌وحش

«خروج هر زن از حفاظت ضرر بیشتری به جامعه زنان حفاظتگر خواهد زد». این گفته «عطیه تک‌تهرانی»، کارشناس حیات‌وحش، را گرچه درباره جامعه محدود مردان حفاظتگر هم می‌توان به کار برد، اما اگر پیکره نحیف زنان حفاظتگر را در نظر بگیریم، آنگاه می‌بینیم نگهداشتن هر کدام از این زنان برای حفاظت از تنوع زیستی ایران چقدر ضروری است. زنانی که با انواع و اقسام محدودیت‌ها در کارشان مواجهند و باز به‌گفته این کارشناس حیات‌وحش شرایطشان با وضعیت ایده‌آل فاصله دارد. عطیه تک‌تهرانی نامش با یوزپلنگ آسیایی گره خورده است. او از سال ۱۳۹۰ تا امروز که ۱۳ سال از آن تاریخ می‌گذرد، برای حفظ این گونه تلاش کرده؛ آن‌هم در شرایطی که تعداد کارشناسان زن در حوزه گوشتخواران بسیار محدود است و در زمینه یوزپلنگ هم حساسیت‌های فراوانی وجود دارد. در ماه‌های اخیر البته تک‌تهرانی به‌همراه پنج کارشناس دیگر حوزه حیات‌وحش با مشکل جدیدی هم مواجه شده؛‌ در نامه‌ای نام این حفاظتگر آمده و ورودش را به مناطق تحت‌مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست ممنوع کرده‌اند. در گفت‌وگو با این کارشناس حیات‌وحش از او پرسیدم چه زمانی وارد عرصه حفاظت شد، با چه مصائبی به‌عنوان یک زن در عرصه کار میدانی مواجه بود و این نامه چه شرایطی را برایش رقم زده است.

تمبرهای کوچک، پیام‌های بزرگ

از تمبرها تا طبیعت؛ چگونه تمبرهای محیط‌زیستی به آگاهی جهانی و منابع مالی برای حفاظت از محیط‌زیست کمک می‌کنند

نجات یوز از مدیریت جزیره‌ای

از زمانی که حمید ظهرابی پست معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست را در اختیار گرفته، چند اقدام و اظهارنظرش واکنش‌های زیادی را در جامعه به‌همراه داشته است. اولین آنها به انتشار فراخوانی برمی‌گردد که براساس آن قرار است گروهی از کارشناسان عضو کمیته‌ای برای تصمیم‌گیری درباره پرحاشیه‌‌ترین گونه حیات‌وحش ایران یعنی یوز باشند. دومین مورد باز به منطقه‌ای مربوط است که گردشگری در آن همواره در صدر خبرها بوده؛‌ آشوراده! پس از پایان یک روز کاری به دفتر حمید ظهرابی رفتیم تا درباره آنچه قرار است برای حفاظت از یوز و گردشگری در تنها جزیره دریای شمال انجام شود، از او بپرسیم. ظهرابی در میان انبوه کارهایی که بایست پس از این ساعت پیگیری می‌کرد، به پرسش‌های ما پاسخ داد و در ادامه باز سراغ جلساتی رفت که به همین دو موضوع برمی‌گشت.