بایگانی مطالب برچسب: پارک ملی
محیطزیست گیر افتاده میان امنیت و معیشت
|پیام ما| تعیینتکلیف خرسهای سیاه، ترکیب کمیتهیوز، تفرج در پارک ملی گلستان، صدور پروانه شکار برای قرقداران، رویه انتخاب مناطق چهارگانه، دخالت امنیتیها و حراستیها در ریزترین تصمیمات مرتبط با مدیریت حیاتوحش، دغدغههای حفاظت در زمانه جنگ موضوعاتی بودند که با «حمید ظهرابی»، معاون محیطزیست طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، مطرح کردیم. ظهرابی در پاسخ از تغییر در رویه در انتخاب مناطق، تأثیر خشکسالی بر مسئله پروانهها، تشکیل کمیتههایی برای گونههای مختلف حیاتوحش، آغاز آزمایشهای ژنتیک برای خرسهای سیاه در اسارت، لزوم تغییر الگوی معیشت در فریدونکنار و پیگیری سامانه پدافند زیستی برای آسیب کمتر به مناطق چهارگانه گفت.
حفاظت یعنی بمانی، وقتی هیچکس باور ندارد
زنان حفاظتگری که در حوزه گوشتخواران فعالیت میکنند، همچنان با چالش امنیت و پذیرش اجتماعی مواجهاند. نگاه سنتی و محافظهکارانه مدیران برخی مناطق چهارگانه مانع حضور آنها میشود. بااینحال، بهگفته «مهسا برکت»، حفاظتگر دهه هشتادی، استمرار، حرفهایبودن و رفتار مسئولانه بهمرور اعتماد مسئولان، جامعه محلی و همکاران را جلب میکند و درنهایت میتواند این سد را بشکند.
مدافعان طبیعت
|پیام ما| «آهای مردم بدانید ما برای زیست شماها کشته میشویم. ما برای آب و هوای این کشور زحمت میکشیم. ما برای حفظ تنوعزیستی این کشور داریم زحمت میکشیم. حق ما نیست اینطور بمیریم. واقعاً حق ما نیست.» تصویر مردی را در لباس محیطبانی نشان میدهد که بغض امانش را بریده. محیطبانان دیگر کنار او و جسم بیجان «محمود شاهمرادی» نشستهاند، شب نیمه مردادماه ۱۴۰۴ است و شکاریان، «شاهمرادی»، محیطبان پارک ملی گلستان را از پا درآوردهاند. قبل از او، محیطبانان این پارک ملی بارها عزادار ازدستدادن رفقایشان شده بودند، آنها قبل از بر روی شانه گذاشتن جسم شاهمرادی در مردادماه، ششم اردیبهشت امسال جسم بیجان «یاسر مصدق» یکی دیگر از محیطبانان پارک ملی گلستان را روی شانههایشان گذاشته بودند، مصدق هم در رویارویی مستقیم با شکارچیان از دست رفته بود. اما در میان مرگ دو محیطبان گلستانی، مرگ «هدایتالله دیدهبان» امسال را تلختر از همیشه کرد. او در کمین طراحیشده شکارچیان گیر افتاد و آنها در ۱۳ خرداد با بیرحمی تمام جان این محیطبان و مسئول منطقه حفاظتشده خاییز در استان کهگیلویهوبویراحمد را گرفتند. این سه تن در شش ماه نخست امسال جانشان را در رویارویی مستقیم با شکارچیان از دست دادند اما هیچ سالی وجود ندارد که خبری از کشتهشدن محیطبانان در آن نباشد.
حفاظت بیحقوق، آزمون بیعدالت
«رنگ آفتاب را هم ندیده؛ نه میداند بیابان چیست، نه میداند موتور چیست، نه میداند چشمه چیست. نه میداند حیاتوحش چیست». علاوهبر «رضا شاهحسینی» رئیس پارک ملی کویر که چنین توصیفی از پذیرفتهشدگان آزمون محیطبانی ارائه میکند، «مهدی تیموری» رئیس سابق پارک ملی گلستان، «احمد درویش» رئیس سابق پارک ملی «صیدوا»، «مبین صوفی» همیار سابق پارک ملی گلستان و کارشناس حیاتوحش نیز نقدهای جدیای بر شیوه جذب محیطبان دارند. آنها علاوهبر انتقاد از محتوای آزمون جذب محیطبان بر مواردی تأکید میکنند که نشان از بیارتباط بودن افراد جذبشده با فضای محیطبانی دارد. مؤلفههایی که کارشناسان بر آن دست گذاشتهاند، نشان میدهد شرکتکنندگان در آزمون محیطبانی صرفاً در جستوجوی شغل هستند و گاه حتی مدرک لیسانس و فوقلیسانس خود را مخفی و با مدرک دیپلم در این آزمون شرکت میکنند و بعد از پذیرفتهشدن مدرک خود را برای ارتقای شغلی ارائه میدهند. با وجود این انتقادها از کیفیت آزمون پذیرش محیطبانی، «رضا رستگار»، فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیطزیست، در پاسخ به «پیام ما» میگوید قرار نیست تغییری در شیوه برگزاری آزمون صورت گیرد.
۳۰ هزار مترمربع از «بوجاق» زیر تیغ تصرف
|پیام ما| نظریه کارشناسی دادگاه تجدیدنظر، ۳۰ هزار مترمربع از اراضی پارک ملی بوجاق در بندر کیاشهر استان گیلان را خارج از منطقه پارک ملی و جزو مستثنیات اعلام کرده است. برخی از این زمینها که در دهههای گذشته زیر نظر سازمان منابعطبیعی بودند، بعد از تغییر وضعیت منطقه به پارک ملی همچنان محل مناقشهاند. حالا اما رئیس پارک ملی بوجاق به «پیام ما» میگوید هنوز حکم قطعی دراینباره صادر نشده و آنها در تلاشاند این زمین را که فرد متصرفش سند آن را ندارد، پس بگیرند. او میگوید نمیداند کارشناس بر چه اساسی چنین نظریهای داده، اما باید این نظر تغییر کند.
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
حفاظت در بنبست تبعیض
«رؤیای حفاظتگری داشتم، اما در آن شکست خوردم. همین است که تأکید میکنم خودم را حفاظتگر نمیدانم و تا زمانی که تبعیضهای جنسیتی در آن وجود داشته باشد، به این حوزه بازنمیگردم.» اینها گفتههای «لادن سلامت» است. او به نسل دهه هفتادیها تعلق دارد و در ۲۳سالگی یعنی سال ۱۳۹۵ پا به عرصه حفاظت گذاشت. بااینحال، بازداشت فعالان محیطزیست او را از حوزه کار میدانی خارج کرد. کسانی که در این سالها برای دویدن به پارک پردیسان میروند، او را بارها دیدهاند؛ زنی که هر روز بهتنهایی و بدون همراه میدود و توانسته ماراتن را به انتها برساند، هر چند بهگفته خودش، در عرصه حفاظت به «بنبست» رسیده است.
«هومن جوکار»، امید محیطزیست ایران
