بایگانی مطالب برچسب: پارکهای ملی
شلیک در پارک ملی گلستان
«محمود شهمرادی فرمانده پاسگاه محیطبانی سولگرد، در پارک ملی گلستان به شهادت رسید.» خبر تلخ است، تلختر میشود وقتی میدانیم سه ماه قبل محیطبان «یاسر مصدق» در همین پارک ملی به شهادت رسیده است. هر دو محیطبان سالها در این پارک ملی خدمت کرده و زیر و بم آن را میشناختند. دراینباره که چطور درگیری شروع شد؟ چه کسی اول شلیک کرد؟ شکارچیان چند نفر بودند و محیطبانان چند نفر؟ چطور خبردار شدند؟ بر سر پیکر همکار شهیدشان در منطقه سولگرد چه گفتند؟ و... میشود طوری نوشت که با خواندنش اشک مخاطب برای مظلومیت محیطزیست و محیطبانان درآید. اما بیایید از زاویه دیگری به این مسئله نگاه کنیم؛ اینکه چرا پس از فاجعه دوم، بحثهای جدی درباره اثربخشی حفاظت مشارکتی ایجاد شد؟ کارشناسانی که سالها در پارک ملی گلستان فعالیت کردهاند، در گروههای تلگرامی و … چه میگویند؟ وقتی سازمان حفاظت محیطزیست از حفاظت مشارکتی حرف میزند، منظورش چیست؟ آیا تعریفی از این شیوه دارد؟
کار زنان در حوزه گوشتخواران هنوز تعجبآور است
موشکها که به تهران رسیدند و آوار را بر سر ساکنان بخشهایی از تهران ریختند، اولویت رسانهها را تغییر دادند. در شرایط جنگی پرداختن به مقوله زنان حفاظتگر و چالشهایی که در کارشان با آن مواجهاند، نه دیده میشد و نه حتی مسئله حفاظتگران بود. گرچه در زمانه آتشبس هستیم اما دوباره چهارشنبهها، سراغ زنان حفاظتگر میرویم تا یادمان نرود این جامعه گرههای زیادی دارد که باید گشوده شود. در این گفتوگو با «آذین سعیدینسب» از حفاظتگران نسل جدید که در زمینه گوشتخواران فعالیت میکند، صحبت کردیم. او در این گفتوگو چالشهایی را که زنان در این عرصه به صرف جنسیتشان با آن مواجهاند، برشمرد و مهاجرت را بخشی از مراحل زندگی نسل جدید دانست؛ مدرسه، دانشگاه، کار و مهاجرت. «دلم میخواهد بدانم زندگی و کار در جایی که به صرف جنسیت تو را از ابتدا کنار نمیگذارند، چه حسی دارد. »
حفاظت از پارکهای ملی خجیر و سرخه حصار اولویت سازمان محیط زیست است
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران گفت: حفاظت از پارکهای ملی خجیر و سرخه حصار در راستای حفظ تنوع زیستی از اولویت های سازمان حفاظت از محیط زیست است
محیطبانی و هزار مسئله
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
تغییر ریل مدیریت ذخیرهگاههای زیستکره
«ذخیرهگاههای زیستکره در کشور ما همچنان با همان شیوهای مدیریت میشوند که سایر مناطق حفاظتشده اداره میشوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، در کارگاه «معیشتهای جایگزین پایدار در ذخیرهگاههای زیستکره ایران» است. او علاوهبر شرح وضعیت فعلی، راهحلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آییننامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیرهگاهها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را بهعهده بگیرد. پسازآن نیز میتوان بهسمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
قابهای شکسته مستندهای سبز
در غیاب دوربینهای مستندسازان محیطزیست، بحرانها در حال شدتگرفتناند. در سالهای اخیر، با توجه به تشدید خشکسالی، تغییراقلیم، نابودی زیستگاهها و خطر انقراض گونههای جانوری اهمیت ساخت این نوع مستندها بیشتر به چشم میآید. بااینحال، چالشهایی که بر سر راه مستندسازان این حوزه قرار دارد، روند تولید را کند میکند. «پیام ما» در بررسیهای خود تلاش کرد به آماری از روند و تعداد ساخت این مستندها برسد، اما ازآنجاکه آمار جامعی از ساخت این نوع مستندها وجود ندارد، مقایسه تعداد مستندهای حاضر در جشنوارههای داخلی مانند فجر و سینما حقیقت طی سالهای مختلف حاکی از کاهش یافتن تعداد آنهاست. این درحالیاست که در شرایط کنونی که کشور با بحرانهای محیطزیستی مختلف دستبهگریبان است، چنین مستندهایی میتوانند برای تحلیل این مسائل و پیدا کردن راهحل مناسب راهگشا باشد. اما با اینکه این نوع مستندها در محفلهای محیطزیستی و بین مخاطبان بیشتر مورد اقبال عمومی قرار میگیرند، در بین مسئولان دولتی نادیده گرفته میشوند. این نکتهای است که مستندسازان این حوزه هم در گفتوگو با «پیام ما» به آن اشاره میکنند و از نبود حمایتهای لازم در روند تولید و پخش میگویند.
