بایگانی مطالب برچسب: محوطه تاریخی

بازدید از کاهلی یک نهاد دولتی

گردشگران در کرمانشاه چه می‌بینند؟

باستان‌شناسی، حافظه زمین و آیین خرد

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

قلب تاریخی خراسان زیر آسفالت

|پیام ما| دو دهه پیش تکه‌سفال‌های پراکنده در سطح تپه ماهوری که بین مردم قاین به «تپه شاهزاده حسین» معروف بود و گاهی برای زیارت و نیایش به آنجا می‌رفتند، توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرد. بعد از مطالعات و بررسی‌های اولیه، گمانه‌زنی در آن محدوده آغاز و مشخص شد در این تپه آثار معماری و اشیا تاریخی متعددی وجود دارد. آثاری که نشان می‌داد شهر قدیم قاین که در سفرنامه‌های تاریخی از آن یاد شده، در جنوب قاین امروزی قرار دارد. نشانه‌هایی از یک مسجد در این منطقه کشف شد. به‌گفته «رجبعلی لباف خانیکی» که کاوش‌های قاین زیر نظر او انجام شده، جزو اولین مساجد ساخته‌شده توسط مسلمانان در ایران است. شهر قدیم قاین یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی شرق ایران است. اما در دو دهه اخیر مدیران شهری با نادیده گرفتن اصول حفاظتی در این محوطه و استفاده از سکوت سازمان میراث‌فرهنگی، طرح جامع شهری را اجرایی کرده و بخشی از محوطه تاریخی را آسفالت کردند. امروز تنها نشانه شهر قدیم قاین، تپه باستانی رهاشده در میانه میدانی در شهر است که با تابلوی «مزار (تپه) شاهزاده حسین» معرفی شده. در دو سال اخیر با بالا گرفتن موضوع بازنگری حرایم در میراث‌فرهنگی، این موضوع به شهر قدیم قاین هم کشیده شده و بسیاری از مالکینی که زمین‌هایشان در حریم این اثر قرار دارد، خواهان تعیین‌تکلیف زمین‌هایشان شده‌اند. اما در کشمکش مردم، مدیران شهری و میراث‌فرهنگی که هر یک توپ را به زمین دیگری می‌اندازد، بخشی از هویت تاریخی خراسان بزرگ در حال فراموشی و تخریب است. آنچه در شهر قدیم قاین رخ داده، تنها یک تخلف یا چشم‌پوشی بر ضوابط حفاظت نیست؛ مصداقی از یک بیماری مزمن در مدیریت میراث‌فرهنگی کشور است.

اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری

محوطه‌های باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارند. فعالان میراث‌فرهنگی و مردم فرهنگ‌دوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بی‌پناهی میراث‌فرهنگی در برابر بیل‌های مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرض‌های مکرر شهرداری به تپه‌ها، محوطه‌ها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیش‌ازپیش دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.

شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان

در سه روز گذشته، سحرگاهان بیل‌های مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهن‌ترین بافت‌های تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطه‌ای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستان‌شناسی، منجر به تخریب لایه‌هایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب می‌شود. منطقه‌ای که به‌گفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگی‌های طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. این‌بار خاکی جابه‌جا شد که به‌گفته «علیرضا جعفری‌زند»، نه‌فقط خشت و آجر بلکه تاریخ آل‌بویه، پیش‌ازآن و پس‌ازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، به‌وضوح نشانه‌ای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراث‌فرهنگی استان نامیده می‌شود. از سکوت‌های مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایه‌هایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانه‌هایی‌ است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچ‌گاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستین‌بار در آستانه متروک‌شدن حافظه‌اش قرار گرفته است. در پی واکنش‌ها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارش‌های واصل‌شده مبنی‌بر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرض‌کنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. به‌نظر می‌رسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمی‌کنند که این موضوع بسیار نگران‌کننده است و به‌طور قطع، دادستانی با این ترک فعل‌ها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی می‌کند: «محسن جاوری» باستان‌شناس و مسئول سابق کاوش‌های میدان عتیق، «علیرضا جعفری‌زند» حقوق‌دان و پژوهشگر میراث‌فرهنگی و «امیر کرم‌زاده» مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه می‌خوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، هم‌زمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آن‌هم در یکی از حساس‌ترین هسته‌های باستان‌شناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهن‌ها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب می‌تواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی می‌تواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟

نقشه‌ راهی برای نجات میراث در بحران

|پیام ما| از دولت نهم و دهم، میراث‌فرهنگی ایران با آسیب‌های ساختاری جدی روبه‌رو شد و تبعات برخی از آن آسیب‌ها تا امروز هم در این حوزه قابل‌لمس است. یکی از مهمترین این آسیب‌ها نادیده‌گرفتن توانایی و ضرورت حضور بدنه کارشناسی در ساختار میراث‌فرهنگی کشور بود که از دولت نهم آغاز شد و تا سال‌ها ادامه پیدا کرد. آسیب این نگاه همچنان در بخش‌هایی از این ساختار مشاهده می‌شود. با این‌همه در طول سال‌ها و در بزنگاه‌های مختلف، کارشناسان این حوزه دغدغه‌مندانه برای حفظ میراث‌فرهنگی ایران تلاش کردند. نمونه اخیر آن، اقدامی است که توسط برخی کارشناسان به‌شکل خودجوش در روزهای پرالتهاب جنگ اخیر صورت گرفت. هم‌زمان با روشن شدن آتش جنگ برخی مرمتگران و باستان‌شناسان در نامه‌ای اعلام کردند که آمادگی دارند تا در کنار کارکنان موزه‌های کشور برای حفظ میراث‌فرهنگی ایران حضور داشته باشند. درعین‌حال، برخی نیز در قالب یک گروه در شبکه‌های اجتماعی به آگاهی‌بخشی و گردآوری دانش حفاظت در شرایط بحران در قالب یک بولتن روی آوردند و نسبت به اصول حفاظت و استانداردهای موجود بین‌المللی اطلاع‌رسانی کردند. با «مهدی رازانی»، عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اسلامی تبریز که ایده تشکیل این گروه را ارائه کرد و با استقبال بدنه کارشناسی میراث‌فرهنگی روبه‌رو شد، گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم درباره این اقدام و ضرورت توجه به میراث‌فرهنگی در شرایط بحران. او می‌گوید تشکیل این گروه و گردهم‌آمدن متخصصان و دغدغه‌مندان حوزه میراث‌فرهنگی در روزهای ملتهب جنگ با استقبال خوبی مواجه شد و تأکید دارد تدوین یک سیاست کلان برای «حفاظت میراث در موقعیت‌های اضطراری» بسیار ضروری است.

ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله

دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخی‌اش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی به‌کار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمی‌دانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام می‌گوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف می‌زند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش برده‌اند، یک‌هفته‌ای می‌شود که مشغول کارند و مخالفت‌های پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکه‌های سفال شده و تخریبی سازمان‌یافته در قلب نشانه‌های تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بین‌النهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زده‌اند، همان‌طورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخ‌سوراخش کردند و همان‌طورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همان‌طورکه امروز کسی دم نمی‌زند و به تخریب نشانه‌های یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمی‌دهد.