بایگانی مطالب برچسب: قاچاق چوب
حمله با داس و چاقو به جنگلبان آملی
سر با داس شکافته شده و بخیهها روی لایههای خون نشستهاند. چاقو پای راست «فضلالله اسماعیلی» را نشانه گرفته و او در روزهای اخیر بر تخت بیمارستان آراد تهران مدام به این فکر کرده که چطور قاچاقچیان چوب، جنگلبانی را در شهر و مقابل خانوادهاش به خاک نشاندهاند و فقط یک نفر از آنها بازداشت شده؟ اتفاق روز هجدهم شهریور افتاد، در شهر آمل؛ یک روز بعد از آنکه اسماعیلی و همکارانش کامیون یک قاچاقچی چوب را گرفتند. فردای آن روز دو برادرزاده آن فرد مقابل همسر، زن برادر و کودکان دو و هشت ساله به اسماعیلی حمله کردند. بچه هشتساله هنوز نتوانسته حمله به عمویش را هضم کند، تحت رواندرمانی است و مدام گریه میکند. پای اسماعیلی بیحس است، عصبها ناتوانند و او میگوید: «هیچچیز به قبل برنمیگردد.» سال گذشته هم عدهای خانه او را به رگبار بستند و هنوز مشخص نیست این کار توسط چه کسانی انجام گرفته بود.
مواجهه با دریای گردوغبار
«اگر ۱۰ سال قبل کسی میگفت در مازندران غبار وجود دارد، همه فکر میکردند شوخی میکند، حالا چی؟ غبار به اینجا هم رسید.» این جمله را یکی از اهالی بابل میگوید که در چندین عکس و فیلم از آنجا در کانال بابلیها و دیگر کانالها، این شهر را هم با ریزگرد اندک نشان میدهد. در سالهای اخیر غبار راهش به گلستان و بعد مازندران باز شد. مهمترین راهی که غبارها طی کردهاند، از بیابان قرهقوم ترکمنستان بوده؛ اما حالا که آب خزر عقب نشسته، بیم افزایش غبارهای داخلی هم بالا گرفته است. شنهای ساحل با پسروی دریا رطوبت خود را از دست میدهند و آب دریا که قبلاً تالابهای مهم استانهای شمالی را سیراب میکرد، هر روز کمرمقتر از قبل میشود. چنانچه استاندار مازندران در روزهای اخیر گفت «۱۵ هزار هکتار از ۴۵ هزار هکتار پهنه آبی تالاب میانکاله رو به خشکی رفته است.»
نهادهای نظارتی از هرگونه اقدام در میانکاله جلوگیری میکنند
سخنگوی قوه قضائیه:
بلوطها را بریدند، حقیقت را دفن کردند
چند درخت در منطقه «دشمن زیاری» قطع شده؟ فعالان محیطزیست میگویند بیش از ۳۰۰ درخت. در مقابل، عددی که مسئولان عنوان میکنند، ۳۵ است. از نظر مدیران استانی عدد ۳۰۰ و بیشتر بزرگنمایی است و رسانهها نباید آن را جدی بگیرند. «بهمن ایزدی»، فعال محیطزیست در استان فارس، اما نظر دیگری دارد؛ «حرف که میزنیم به فعالان و انجمنهای محیطزیستی انگ میزنند و ما را به حاشیه میبرند. زیستگاههای ما در حال از بین رفتن است و انجمنها ماندهاند چه باید بکنند. شب و روز کارمان شده حسرت و ناراحتی! مردم نگران بلاهایی هستند که بر سر جنگلها آوار شده. متخلف با چراغ سبز مسئولان در منطقه «دشمنزیاری» بیش از ۳۰۰ درخت کهنسال بلوط را قطع کرده! به رئیس سازمان منابعطبیعی هم اطلاع دادهایم، اما دریغ از پاسخ! بازرس بفرستند و ببینند ما دروغ میگوییم و بزرگنمایی میکنیم یا مدیران استانی.»
جنگلهای هیرکانی در دنیای بینظم سیاستها
تلاش برای حذف و نادیده گرفتن اندیشه مخالف، برچسب بیسوادی، وابسته بودن به گروههای مافیای چوب، نادان، احساسی، متخصصان هفتدرصدی، لشکرکشی مجازی و ... را امروز از سوی طرفداران و مخالفان طرح تنفس جنگل میشنویم. تأسفبارتر آنکه در این کشمکش اگر تا دیروز با چشمپوشی از جنگلهای زاگرس، ایران و تورانی، خلیج و عمانی و ارسبارانی منظور از جنگلهای کشور، جنگلهای هیرکانی بود! امروز منظور آن بخشهایی از جنگلهای هیرکانی است که قابلیت برداشت درختان شکسته و افتاده دارند!
درختان افتاده ؛ فرصتی برای احیا یا تهدیدی برای اکوسیستم؟
مسئله درختان افتاده در جنگلها و دلسوزی بیش از حد در مورد حیات قارچها، ویروسها و باکتریهای موجود در خاک اخیراً به یک هیجان غیرقابلکنترل در جامعه محیطزیستی تبدیل شده است! جنگلهای هیرکانی علیرغم تبلیغات گسترده مبنیبر قدمت ۴۰ میلیون ساله آنها، جنگلهای طبیعی بکر و دستنخورده نیستند بلکه منابعی هستند که سالیان متمادی به اشکال مختلف در آنها دخالت شده است. ازاینرو، متوسط حجم سرپای این جنگلها پایین و بهتبع رشد سالانه درختان آنها نیز بسیار کمتر از توان تولیدی این جنگلهاست. علیرغم شرایط آبوهوایی مناسب و خاکهای غنی در شمال کشور، متأسفانه رویش سالیانه این جنگلها ۲ تا ۲.۵ مترمکعب در هکتار برآورد شده؛ درحالیکه این رویش در جنگلهای مشابه در اروپا ۸ تا ۹ مترمکعب در سال و هکتار است.
جنگلهای ارسباران در مسیر احیا
فعالیتهای صنعتی و معدنی همواره آثار منفی و قابلتوجهی بر محیطزیست و جوامع محلی داشته است. این تخریبها نهتنها به منابع طبیعی آسیب میزنند، بلکه چالشهای جدی برای زندگی و سلامت مردم بهوجود میآورند. با این حال، در سالهای اخیر، واکنش جامعه و افکار عمومی به این مشکلات افزایش یافته و فشار بیشتری به صنایع وارد کرده است تا مسئولیتهای خود را در قبال محیطزیست و جامعهای که در آن فعالیت میکنند، جدیتر بگیرند. اکنون، برخی صنایع مانند مجتمع معدنی و صنعتی مس سونگون که در سالهای قبل، سابقهای از تخریبهای زیستمحیطی داشتهاند، درحال برداشتن گامهای مؤثر برای جبران آسیبها و احیای منابعطبیعی هستند. این تغییرات نهتنها نشاندهنده قدرت تأثیرگذاری افکار عمومی است، بلکه اثبات میکند مسئولیت اجتماعی شرکتها نیازی به مداخله مستقیم دولت ندارد و میتواند از درون صنعت، خود بهوجود آید.
ملاحظاتی درباره مدیریت پایدار جنگلهای شمال کشور
