بایگانی مطالب برچسب: خرس سیاه

گمرکان در برابر معادن، جنگ برسر زمین‌های ملی شده

اهالی گمرکان عزادارند. دو روز قبل در تقاطع جاده روستایی و جاده معدن در این منطقه گویا به‌دلیل آنکه بار کامیون‌های شن در محل تقاطع در جاده ریخته بود، تصادف می‌شود و دو فرزند یک خانواده که کمربند ایمنی هم نداشتند از دست می‌روند و فرزند سوم هم در کماست. از ۱۰ سال قبل که پای معدن‌کاوان به دهنه گمرکان و امگز رسید تا حالا آنچه نصیب محلی‌ها شده، ویرانی بوده است. دهنه گمرکان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان عنبرآباد و از توابع جنوب و مرکز رشته‌کوه جبالبارز استان کرمان است. نقطه‌ای پرشده از درختان بنه و بادام که در روزهای اخیر برای ساخت جاده معدنی، بخش عمده آنها از ریشه کنده‌ شده‌اند. گشت‌های منابع طبیعی پنجشنبه هفته گذشته و بعد از اعلام محلی‌ها به منطقه رفتند و مقابل کار ایستادند، اما آنچه هویداست، فعالیت افسارگسیخته چند شرکت معدنی برای برداشت مس است که برای این کار زمین‌های آباواجدادی ساکنان این منطقه در سال‌های گذشته و بدون اعلام، به‌عنوان زمین‌های ملی تعیین شده است. محلی‌ها سند، بنچاق‌ و هر برگه‌ای را که نشان از مالکیت آنها داشت، برای شکایت برده‌اند؛ اما تاکنون نتیجه‌ای نداشته است و زمین‌ها بعد از آنکه اراضی ملی شدند، به‌جای حفظ و حراست به معدن‌کاوان سپرده‌ شده‌اند.

سفری ۱۵۰ساله به بشاگرد

جلسات سفرنامه‌خوانی که با همت «مهدی گوهری» هر بار در یکی از مکان‌های تاریخی تهران برگزار می‌شود، شنبه ۲۴ آذر در خانه اتحادیه میزبان طاهر قدیریان فعال محیط‌زیست بود؛ با روایت سفرنامه ارنست فلویر انگلیسی به «بشاگرد» بلوچستان. قدیریان از کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای، «بلوچستان نکاویده» گفت که شرح سفر فلویر در ۱۵۰ سال پیش به این منطقه بود.

نجات یوز از مدیریت جزیره‌ای

از زمانی که حمید ظهرابی پست معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست را در اختیار گرفته، چند اقدام و اظهارنظرش واکنش‌های زیادی را در جامعه به‌همراه داشته است. اولین آنها به انتشار فراخوانی برمی‌گردد که براساس آن قرار است گروهی از کارشناسان عضو کمیته‌ای برای تصمیم‌گیری درباره پرحاشیه‌‌ترین گونه حیات‌وحش ایران یعنی یوز باشند. دومین مورد باز به منطقه‌ای مربوط است که گردشگری در آن همواره در صدر خبرها بوده؛‌ آشوراده! پس از پایان یک روز کاری به دفتر حمید ظهرابی رفتیم تا درباره آنچه قرار است برای حفاظت از یوز و گردشگری در تنها جزیره دریای شمال انجام شود، از او بپرسیم. ظهرابی در میان انبوه کارهایی که بایست پس از این ساعت پیگیری می‌کرد، به پرسش‌های ما پاسخ داد و در ادامه باز سراغ جلساتی رفت که به همین دو موضوع برمی‌گشت.

باز هم رسانه ملی و تداوم استفاده ابزاری از حیات‌وحش

تداوم قانون‌گریزی باغ‌وحش‌ها

پآن چیزی که ما در سال‌های گذشته شاهدش بودیم، تداوم قانون‌گریزی باغ‌وحش‌ها و فقدان برخورد لازم از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست است. این مسئله در طول سالیان متمادی ادامه داشته و در پاره‌ای موارد وضعیت بدتر هم شده است. برای مثال در بهمن‌ماه سال ۱۴۰۰ در باغ‌وحش شهرداری اراک یک کارگر توسط شیرها کشته شد. همین اتفاق در فروردین سال ۱۴۰۲ در باغ‌وحش صفه اصفهان رخ داد و خرس‌ها کارگر آنجا را کشتند. سؤال اینجاست که تخلف در چه سطحی باید انجام شود که سازمان حفاظت محیط‌زیست برخورد لازم را انجام دهد؟ متأسفانه هرکجا مالک باغ‌وحش یا باغ پرندگان شهرداری یا سایر نهادهای حکومتی هستند، عملاً برخوردی انجام نگرفته است و فقط تماشاچی بوده‌اند.

حفاظت مشارکتی، سخت اما پایدار

«پس از سال‌های طولانی، این جلسه اولین تجربهٔ صحبت رودرروی من است.» این جمله‌ای است که «طاهر قدیریان»، کارشناس حیات‌وحش، سخنانش را با آن آغاز کرد. از بهمن ۱۳۹۶ تا کارگاه «مشارکت جوامع محلی (پروژهٔ خرس سیاه)» در مهر ۱۴۰۳ طاهر قدیریان نتوانسته بود در حوزهٔ آموزش محیط‌زیست و حیات‌وحش حضور پررنگی داشته باشد.‌ حالا اولین گام آن با پرداختن به «خرس سیاه» به‌عنوان گونه‌ای که سال‌ها برای حفاظت از آن تلاش کرده، برداشته شده است. او در این نشست بارها و بارها تأکید کرد «حفاظت مشارکتی» بسیار پیچیده است و نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای آن نوشت.