بایگانی مطالب برچسب: جشنواره ملی بومگردی
ضرورت بازنگری در سیاستگذاری دولت
در دنیای امروز، سفر به روستاها و زندگی بومگردی به یک انتخاب جذاب و متفاوت برای گردشگران تبدیل شده است. بومگردی فرصتی است تا مسافران در دل طبیعت غوطهور شوند، از فرهنگها و آداب و رسوم محلی بیاموزند و دنیایی از تجربههای اصیل و متفاوت را با خود به خانه ببرند. اما این سؤال برای بسیاری از فعالان حوزه گردشگری کشور مطرح است: آیا ما در ایران قادر به پاسخگویی به این نیازهای جدید هستیم؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ «حرمتالله رفیعی»، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و جهانگردی، ایران رفتیم. او در گفتوگو با «پیامما» به بررسی چالشها و فرصتهای موجود در بومگردی پرداخت و مشکلات و چالشهای پیش روی بخش خصوصی در صنعت گردشگری را مورد بحث قرار داد.
حفظ هویت در تلاقی سنت و مدرنیته
پیام ما- در دنیای امروز، بومگردی بهعنوان تجربهای منحصربهفرد و عمیق از ارتباط با طبیعت و فرهنگ محلی شناخته میشود. یکی از جنبههای اساسی بومگردی که نیازمند توجه ویژه است، گردشگری خوراک است. غذا نهتنها ابزاری برای سیرکردن شکم، بلکه آئینهای از فرهنگ و سنتهای یک منطقه به شمار میآید. در ایران، با تاریخ غنی و تنوع اقلیمی بینظیر، این موضوع اهمیت دوچندان مییابد. معرفی غذاهای محلی در بومگردیها میتواند به حفظ هویت فرهنگی، ارتقای کشاورزی پایدار و ایجاد درآمدزایی برای جوامع محلی کمک کند. همچنین، گردشگری خوراک فرصتی است برای گردشگران تا از طریق غذا به عمق فرهنگ و آدابورسوم محلی پی ببرند و تجربههای فراموشنشدنی را به دست آورند. بااینحال، برخی چالشها نیز وجود دارد که میتواند این ظرفیت را تهدید کند. نبود زیرساختهای استاندارد برای ارائه خدمات مناسب به گردشگران، مانند رستورانهای محلی و اقامتگاههایی که فرهنگ و غذاهای منطقه را بهدرستی معرفی کنند، از جمله این مشکلات است. همچنین، کاهش توجه به مواد اولیه سنتی و محلی که نقش کلیدی در اصالت غذاها ایفا میکند، میتواند بهتدریج این میراث غنی را تحتتأثیر قرار دهد.
گردشگری با چاشنی محلی
گردشگری غذا ابعادی از تجربیات فرهنگی را ارائه میدهد که با بومگردی ادغام میشود. در اقامتگاههای محلی، مسافران فرصت دارند تا در فضایی طبیعی و اصیل با فرهنگها و غذاهای محلی آشنا شوند و تجربیات غنیتری از سبک زندگی و عادات غذایی جوامع مختلف به دست آورند. بومگردی، با تأکید بر حفظ میراث فرهنگی و طبیعی، به گردشگران این امکان را میدهد که نهتنها غذاهای محلی را بچشند بلکه در فرآیند تهیه آنها نیز مشارکت کنند. این تعامل به ایجاد ارتباط عمیقتری با فرهنگ مقصد منجر میشود و مسافران را به مشاهده و درک عادات و سنتهای غذایی آن جامعه ترغیب میکند. رسانهها در این میان، نقش مهمی ایفا میکنند. با افزایش محبوبیت شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال، زیباییشناسی غذا به یک موضوع جذاب و قابل اشتراک گذاری تبدیل شده است. مردم به شکل و ظاهر غذاها توجه بیشتری دارند و این موضوع به ترویج فرهنگ غذایی و اشتراک آن بین کشورها کمک میکند.
بیمههای بیاثر
اواخر آذرماه پارسال شعلهها بهسرعت به کپرهای اقامتگاه «کاشکیلو» رسید. دیررسیدن آتشنشانی و مشکلات در سیستم اطلاعرسانی به نهادهای امدادی باعث شد خساراتی سنگین و نزدیک به دو میلیارد برای این اقامتگاه بومگردی شهداد باقی بماند که هنوز هم زخمهای آن باقی است. «پیامما» سال گذشته در گزارشی بیمه اقامتگاههای بومگردی را بررسی کرده بود، اما پیگیریهای دوباره نشان میدهد هنوز هم در بر همان پاشنه میچرخد. «سرور اسکندری»، مدیر کاشکیلو، درباره پیگیریهایش برای پرداخت خسارت از سوی بیمه به «پیامما» میگوید هنوز بعد از گذشت ماهها بهدلیل قوانین بیمه نتوانسته خسارت واردشده را دریافت کند. موضوعی که بار دیگر ضرورت بازنگری و تقویت پوششهای بیمهای اقامتگاههای بومگردی را مطرح میکند و این پرسش را پیش میآورد که چرا چارچوب بیمهها متناسب با فضای اقامتگاهها نیست؟
مهاجرتی که دیگر معکوس نیست
اواخر دهه ۸۰ بود، آن روزها که گردشگری هنوز نفس میکشید و امیدها هنوز زنده بود برای آمدن مهمانهایی از آنسوی مرزها. همان روزها بود که اولین خانههای بومگردی، شدند میزبان مهمانان ماجراجویی که بهدنبال تجربههای ناب و تازه بودند و هدفشان از سفر شناخت بیشتر فرهنگها بود و دمخور شدن با آدمها و دنیاهای جدید. هر روز به تعداد مهمانان و بومگردیها اضافه میشد. بومگردیها خانههای باصفا و کوچکی بودند با میزبانانی که گردشگری را میشناختند و با ذائقه مسافران تا حدودی آشنا بودند. رونق گرفتن این خانهها بهانهای شد تا جوانان بیشتری برگردند و خانههای اجدادی را احیا کنند. کاهگل دیوارها را نو کنند و روایت خانه را برای مسافران بازگو کنند. در نقاط مختلف کشور، قصه آدمهایی که ماجرایشان پایان مشابهی داشت دهانبهدهان نقل شد؛ پایانی با نام «خانه بومگردی».
تراژدی بومگردی
از آن روزهایی که مفهوم «بومگردی» و بهویژه «اقامتگاه بومگردی» در ادبیات گردشگری ایران زاده شد، حالا نزدیک به دو دهه میگذرد. پیشگامان بومگردی در ایران، بیش از یک دهه، یعنی از اواسط دهه ۱۳۸۰ تا اواسط دهه ۱۳۹۰ شمسی سخت تلاش کردند تا بومگردی را به فرزند تنیِ گردشگری تبدیل کنند؛ درست زمانی که بخشهای مختلف، بهویژه هتلداران، اقامتگاههای بومگردی را تهدیدی جدی علیه کسبوکار خود میدانستند و شمشیر را برای این کسبوکارهای بومی از رو بسته بودند؛ غافل از اینکه نه مشتریان بومگردی، مشتری هتل میشوند و نه برعکس. سالها زمان برد تا خوشهساری که با گرد هم آمدن بومیان و صاحبان بومگردیها از سراسر کشور شکل گرفته بود، به بار بنشیند و در نهایت، انجمنی شکل گیرد تا حافظ منافع این صنف باشد؛ به نام «جامعه انجمنهای حرفهای اقامتگاههای بومگردی ایران». حالا بعد از دو دهه، «بومگردی» یک روز در تقویم هم دارد؛ اتفاقی که کمک میکند این مفهوم بیشتر در جامعه شناخته شوند. اما همانطور که مسیر شناختهشدن مفهوم بومگردی در گردشگری ایران تاکنون هموار نبوده، ادامه مسیر هم چندان هموار نیست. چالشهای عمدهای این بخش را تهدید میکند؛ توسعه بیضابطه و ناپایدار، نبود استاندارهای شفاف و عملی، نبود نظارت دقیق و تخصصی، فقدان زیرساختها در جوامع بومی و… تنها بخشی از چالشهایی است که این روزها بومگردی را تهدید میکند.
از خاموشی برق تا تغییرات اجباری
در روستایی بیبرق در دل کوههای کرمان، میان خانهای خشتوگلی شاهرود، یا اقامتگاهی بومی کنار دریا، هرکجا که نام بومگردی بر سر در خانهای نقش بسته، روایتی پنهان است؛ روایتی از رؤیای زندگی آرام و اصیل در دل طبیعت که امروز در سایه مشکلات اقتصادی، تغییرات بیضابطه، نگاه تجاری و بیتوجهی به اصالتهای فرهنگی، به محاق میرود. این گزارش، از دغدغههای صاحبان بومگردیها میگوید؛ از آنان که میان ماندن و رفتن، میان اصالت و درآمد، گرفتارند.
برای برندسازی «روز بومگردی» برنامهریزی کنیم
«محمد جهانشاهی» نامی آشنا در حوزه گردشگری ایران است؛ مردی که بیش از سوابق مدیریتیاش، با ایدههای نو و دغدغههایش برای توسعه پایدار گردشگری شناخته میشود. از روزهایی که به عنوان معاون گردشگری و رئیس پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در کرمان فعالیت میکرد تا زمانی که سکان ادارهکل میراثفرهنگی استان سمنان را برعهده داشت و حالا که در جایگاه معاون گردشگری داخلی و دبیر کمیته ملی طبیعتگردی کشور فعالیت میکند، جهانشاهی همواره نگاهی متفاوت به گردشگری داشته است. در سالهای اخیر نام او بیشتر با مفهوم «گردشگری سبز» و ایده «راه ادویه» گره خورده است؛ مسیری که به دنبال احیای جادههای تاریخی تجارت ادویه و پیوند فرهنگها و جوامع محلی است. اما شاید یکی از مهمترین دستاوردهای او ثبت روز ۳۱ اردیبهشت به عنوان «روز بومگردی» در تقویم رسمی کشور است. او در گفتوگو با «پیام ما» درباره ایده این کار صحبت کرده و از چالشها و چشماندازهای بومگردی ایران گفته است.
