بایگانی مطالب برچسب: جامعه محلی

«هُماگ» تنها می‌سوزد

«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونه‌های بزرگ‌جثه بود که هم سایر گونه‌ها فراموش شدند و هم زیستگاه‌هایشان؛ ‌نمونه‌اش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو‌»، دانش‌آموخته زیستگاه‌ها و تنوع‌زیستی، می‌گوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظت‌شده «هماگ» افتاد‌، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیط‌زیستی‌‌ها می‌دانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونه‌هایی دارد؟ درحالی‌که به‌گفته این خزنده‌شناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارک‌های ملی ارسباران و گلستان است».

مهاجرتی که دیگر معکوس نیست

اواخر دهه ۸۰ بود، آن روزها که گردشگری هنوز نفس می‌کشید و امیدها هنوز زنده بود برای آمدن مهمان‌هایی از آن‌سوی مرزها. همان روزها بود که اولین خانه‌های بومگردی، شدند میزبان مهمانان ماجراجویی که به‌دنبال تجربه‌های ناب و تازه بودند و هدفشان از سفر شناخت بیشتر فرهنگ‌ها بود و دمخور شدن با آدم‌ها و دنیاهای جدید. هر روز به تعداد مهمانان و بومگردی‌ها اضافه می‌شد. بومگردی‌ها خانه‌های باصفا و کوچکی بودند با میزبانانی که گردشگری را می‌شناختند و با ذائقه مسافران تا حدودی آشنا بودند. رونق گرفتن این خانه‌ها بهانه‌ای شد تا جوانان بیشتری برگردند و خانه‌های اجدادی را احیا کنند. کاهگل دیوارها را نو کنند و روایت خانه را برای مسافران بازگو کنند. در نقاط مختلف کشور، قصه آدم‌هایی که ماجرایشان پایان مشابهی داشت دهان‌به‌دهان نقل شد؛ پایانی با نام «خانه بومگردی».

«رفع تداخل» یا سلب مالکیت

|پیام‌ما| شش دهه از تصویب قانون ملی جنگل‌ها می‌گذرد. چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، موضوع رفع تداخلات اراضی جامعه محلی با آنچه به‌نام منابع ملی می‌شناسیم، همواره یکی از موضوعات مهم دولت بوده است. تداخلی که معمولاً به‌دلیل محدودیت‌ها هم به ضرر جامعه محلی تمام شده است و هم به ضرر منابع ملی. این میان، سوداگری گروهی اندک در قالب طرح‌هایی که به‌عنوان زمین‌خواری مطرح می‌شود نیز مطرح است. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی اعلام کرده است که پس از انقلاب اسلامی تصویب «قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی» و ایجاد کمیسیون‌‎های مربوط به آن در استان‌ها، به‌عنوان اقدامی مؤثر در این زمینه بود. قانونی خوب که شیوه اجرای آن، کارایی لازم را از آن گرفته بود. به‌نظر می‌رسد این مطالعه کمیسیون‌های مربوطه فقط رفع تداخلات را می‌بینند نه مدیریت آن را؛ همین نبود مدیریت، زندگی جامعه محلی را خدشه‌دار کرده است. همچنین، این گزارش هشدار می‌دهد کمیسیون‌ها نباید به‌بهانه رفع تداخل در حدود مالکیت تداخل کنند.

ابهام در آینده غذایی ایرانیان

«اگر با این رویکرد ادامه دهیم، کشاورزی در بسیاری از مناطق ایران از دست خواهد رفت و چشم‌اندازی روشن برای تولید غذا، حفاظت از نظام‌های میراث کشاورزی و تنوع‌زیستی کشاورزی وجود نخواهد داشت.» این گفته «مائده سلیمی»، پژوهشگر حوزه کشاورزی پایدار و حاکمیت غذایی، است. او معتقد است باید نظام کشاورزی متناسب با تغییرات جهانی و نیازهای ملی و محلی تغییر کند. از توان سرزمینی، اکولوژیکی و تنوع‌اقلیمی کشور برای حل چالش‌های موجود استفاده شود و اینها محقق نمی‌شود، مگر با تغییر رویکرد جدی و بهبود عملکردی در وزارت جهادکشاورزی. در گفت‌وگو با این پژوهشگر از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ چه کارهایی تاکنون انجام داده؟ و اگر کشاورزی بومی ما خوب و استفاده از آفت‌کش‌ها بد است،‌ چرا کشاورزان خلاف آن عمل می‌کنند؟

حفاظت از طبیعت با نظام جبران خسارت

در چارچوب اکوتوریسم پایدار، تنها تأکید بر کاهش پیامدهای منفی کافی نیست؛ بلکه در مواردی که آسیب‌های محیط‌زیستی اجتناب‌ناپذیر یا پیش‌بینی‌نشده رخ می‌دهند، باید سازوکارهای جبران خسارت مؤثر، منصفانه و علمی در دستورکار قرار گیرند. همچنان که در سایر کشور چنین رویه‌ای اعمال می‌شود. در کانادا و آلمان هرگونه خسارت واردشده به مناطق تحت‌حفاظت، باید با اقدام جبرانی هم‌ارز یا مؤثرتر در همان نوع زیستگاه جبران شود. در استرالیا در اکوسیستم‌های حساس صدور مجوز برای فعالیت‌های طبیعت‌گردی مشروط به اجرای هم‌زمان پروژه‌های احیای زیستگاه شده است و مجریان طرح‌های اکوتوریسم ملزم به تأمین بخشی از منابع مالی این اقدامات هستند. در شیلی، برزیل و ژاپن ابزارهایی مانند بیمه‌های محیط‌زیستی برای جبران خسارات غیرقابل‌پیش‌بینی یا حوادث نادر طبیعی نیز به‌کار گرفته می‌شوند.

زخم انفجار بر تن کارگران بلوچ

لباس‌های شسته و آویخته در توالی بندهایی طولانی نشان از فرارسیدن زمان استراحت دارد. استراحتی که کارگران بلوچ شاغل در اسکله شهید رجایی می‌گویند که کمتر نصیبشان می‌شود حتی همین حالا که انفجار در بندر جان برخی را گرفت، برخی را مصدوم کرد و گروهی را مفقود. کار با حقوق کم و بدون بیمه در بندر ادامه دارد. کارگران ساکن در اقامتگاه‌های کارگری میانگین سن بین ۲۰ تا ۳۰ سال دارند و عموماً از مناطق محروم بلوچستان ایران آمده‌اند. «لقمه‌ای نان»‌ تنها دلیلی است که برای ادامه کار و تحمل شرایط موجود انگیزه‌شان شده است. لقمه نانی که در شهر و دیار و آبادی خودشان یافت نخواهد شد. حالا جامعه محلی اطراف بندر شهیدرجایی می‌گویند نداشتن اوراق شناسایی و قرارداد کار، گروهی از این افراد را در هیچ سیاهه‌ای از این کشور ثبت نکرده است و همین می‌شود که کسی دنبال آنان نیست.

بغض کردکوی در سوگ مصدق

«خدا خانه‌ات را خراب کند شکارچی!» زن دست‌هایش را بالا گرفته بود، سرش رو به پایین، صدایش جمعیت انبوه اطراف گور را یکی یکی کنار زد و پخش شد در اندک فضای خالی! از آنجا فرصتی یافت و رو به بالا رفت تا رسید به سقف بخش شهدای گورستان کردکوی. راه نبود، پایین‌ افتاد و سر خورد توی گوش جمع بزرگ سوگواران! همان وقت که در بندرعباس مردم برای گرفتن ردی از عزیزان گمشده‌شان در راه پزشکی قانونی و بیمارستان‌ها در هروله بودند، ادارات و سازمان‌ها جلسه‌های فوری و نیمه‌فوری می‌گذاشتند تا چاره‌ای برای فاجعه بندر بیابند، اهالی سیاست از مذاکره می‌گفتند و سیمای ملی رد سیاه عزاداری را از صفحه برداشته بود، در کردکوی مردم سوگوار محیطبان شهیدشان بودند؛ یاسر (کاظم) مصدق.

گردشگری پایدار؛ رویای دور

در سواحل خلیج‌فارس، جایی که جنگل‌های حرا و جزایر مرجانی داستانی از زیبایی طبیعت روایت می‌کنند، گردشگری انبوه سایه‌ای بر این اکوسیستم انداخته است. خلیج فارس با پتانسیل‌های بی‌نظیر در حوزه گردشگری، در حال حاضر با خطرات ناشی از گردشگری ناپایدار و انبوه مواجه است که آینده‌اش را تهدید می‌کند. محدثه گرمابدری، فعال گردشگری، مدرس و جهانگرد، به جزئیات این خطرات پرداخته و بر لزوم تغییر رویکردها در صنعت گردشگری ایران تأکید دارد. او از اهمیت نگاهی نو به توسعه گردشگری در نقاطی چون جزیره قشم سخن می‌گوید، جایی که درگذشته‌ای نه‌چندان دور به لحاظ زیست‌محیطی و فرهنگی، محلی امن و بکر محسوب می‌شد.

توسعه‌ای بی‌جهت، مدیریتی بی‌نقشه

توسعه ناپایدار گردشگری در حاشیه خلیج‌فارس به‌عنوان موضوعی چالش‌برانگیز به یکی از نگرانی‌های جدی در این منطقه تبدیل شده است. باوجود پتانسیل‌های فراوان، نبود برنامه‌ریزی‌های علمی و دقیق در مدیریت مقاصد گردشگری، سبب شده تا این صنعت نه‌تنها به اهداف توسعه پایدار نرسد، بلکه با مشکلاتی همچون افزایش قیمت‌ها، آلودگی محیط‌زیست و تغییر کاربری زمین‌ها مواجه شود. در بسیاری از موارد، گردشگری به طور غیر مدبرانه‌ای اجرا می‌شود و به‌جای بهره‌برداری از ظرفیت‌های محلی، آسیب‌هایی جدی به جوامع محلی و منابع طبیعی وارد می‌شود. برای بررسی این شرایط و چالش‌های موجود، با علی شادلو، مدرس و فعال گردشگری و محیط‌زیست، به گفت‌وگو پرداخته‌ایم. او در این مصاحبه به تحلیل و واکاوی دلایل ناکامی‌های موجود در عرصه گردشگری در حاشیه خلیج‌فارس و ارائه راهکارهایی برای دستیابی به توسعه پایدار می‌پردازد.

قرق‌ها زیر آماج اتهام‌ها

«گمان می‌­کنم مشابه بسیاری از نقاط دنیا اشکال مختلفی از حکمرانی در مناطق تحت حفاظت در کشور شکل بگیرد که قرق‌های اختصاصی یا همان حفاظتگاه‌ها نیز مدلی از آنها هستند.» «فرشته باقری» که سال‌هاست در حوزه قرق‌ها کار می‌کند، آینده را این‌چنین می‌بیند. در زمانه‌ای که فعالان حفاظتگاه‌های مردمی یا همان قرق‌های اختصاصی زیر تیغ آماج انواع اتهام‌ها هستند، حضور او به‌عنوان یک زن در این حوزه آیا مشکلات مضاعفی را برایش ایجاد کرده است؟ در گفت‌وگو با او علاوه‌بر این موضوع درباره کارایی قرق‌ها در ایران، مقایسه آن با اکوتوریسم و ... پرسیدیم.

«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

بافت‌های تاریخی ایران، گنجینه‌ای از هویت فرهنگی و تمدنی‌اند که در طول تاریخ، روایتگر سبک زندگی، باورها و ارزش‌های جوامع شهری بوده‌اند. این کوچه‌ها و بناهای کهن، با وجود معماری چشم‌نواز و داستان‌های پنهان در دل خشت‌هایشان، امروزه بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی و تخریب قرار گرفته‌اند. تغییر الگوهای زندگی شهری، مهاجرت جمعیت بومی و عدم توجه کافی به نیازهای روزمره این محلات، بسیاری از آنها را به فضاهایی متروک و بی‌روح تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان به این بافت‌های ارزشمند حیات دوباره بخشید؟

نجات از گودال در هشت ساعت

«یکی-دو روز زودتر رسیده بودیم،‌ سه بز کوهی تلف‌شده زنده می‌ماندند»، این گفته «محمد پیروزی» از اهالی روستای صالح‌آباد بندرلنگه است. این روزها فیلمی از او که به‌همراه «محمد دژپناه»، «محمد علیشاپور» و «محمد راه‌نشین» در شبکه‌های اجتماعی به‌شکل گسترده پخش شده که ۲۴ فرد کل و بز را نجات می‌دهند. آنها حدود هشت ساعت در حال امدادرسانی بودند و درنهایت حوالی ۹ شب به خانه برگشتند و ویدئویی کوتاه را در صفحه شخصی‌شان در اینستاگرام گذاشتند. فیلم نه‌تنها در اینستاگرام بلکه در سایر شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت دست‌به‌دست شد و آنها را به شخصیت‌هایی شناخته‌شده بدل کرد.