بایگانی مطالب برچسب: جامعه محلی
تفریح انسانها به قیمت رنج حیوانات
|پیام ما| دو سال پیش مرگ یک اسب کالسکه در منهتن، منجر به تدوین قانونی در شورای شهر نیویورک شد که هدف آن حذف کالسکههای اسبکش از سنترالپارک و دیگر بخشهای منهتن بود. قانونی که به یاد همین اسب «رایدر» نامگذاری شد. حالا شهردار نیویورک از شورای شهر درخواست کرده تا هرچه سریعتر قانون «رایدر» را تصویب کند و کالسکهها از سنترالپارک جمعآوری و کالسکه یا ماشینهای برقی جایگزین شود. حذف کالسکههای اسبکش با رویکرد مخالفت با بهرهکشی از حیوانات برای گردشگری در بسیاری از کشورها اتفاق افتاده است. در ایران هم این مسئله، بهویژه درباره وضعیت نامناسب اسبهای درشکه در میدان نقشجهان اصفهان و ارگ شیراز، سالهاست مطرح است. اوج حساسیتها زمانی بود که در تابستان ۱۳۹۸ یکی از اسبها در میدان نقشجهان بر اثر شدت گرما از حال رفت؛ اما پیگیریها مقطعی ماند و درنهایت منجر به تصمیمگیری یا اقدامی اساسی نشد. هرچند در مورد اقداماتی که برای برچیدن این درشکهها صورت گرفته، حرف و سخن فراوان است.
سدهای سنتی نگهبان خرسها شدند
|پیام ما| «با کاهش بهرهوری و تعداد نخلها در کوهستان، خرس سیاه آسیایی برای یافتن خرما بهسمت روستاهای حاشیه کوه حرکت میکند که این امر به تعارض با انسان منجر میشود.» این گزاره نتیجه پژوهشهای پروژه حفاظت از خرس سیاه آسیایی است. در راستای این پروژه، فعالیتهایی برای حل این چالش و احیای زیستگاه خرس سیاه آسیایی انجام شده است. با همکاری مردم محلی مناطق کوهستانی استان هرمزگان، در طول شش ماه شش سد قدیمی رسوبگیر که مردم محلی به آن «دربن» میگویند، تعمیر یا بازسازی شدهاند تا جلوی تخریب بیشتر این مناطق گرفته شود. نتیجه این فعالیت در خبرنامه انجمن بینالمللی پژوهش و مدیریت خرسها (IBA) و گروه تخصصی خرسها در اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت در هفتههای اخیر منتشر شده است.
تجربهای کهن برای گردشگری نوین
۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمیگردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ مینامند، در نقوش یافتشده آشوری و بابلی بهکرات دیده میشود. کلدانیان خرما را درخت زندگی مینامیدند. در اوستا خرما خوردنیترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایتهای برداشتش بهبهانهای برای گردشگری تجربهگرا تبدیل شده است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنیبر کهن الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطهاش با زمین و آسمان. رابطهای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.
از تالار بورس تا حفاظت پرندگان
«نباید از چالشهای مهمی مانند تأمین مالی حفاظت غافل شد. علاوهبراین، اوضاع اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی و توسعه ناپایدار و افسارگسيخته همچنان باعث تنزل درجه اولویت حفاظت از محیطزیست، حیاتوحش و تنوعزیستی در سطح جامعه میشود». اینها گفتههای «پریسا شوکتی»، حفاظتگر، است. او متولد ۱۳۶۰ است. در مقطع کارشناسی آمار خواند و بعد در مقطع ارشد سراغ اقتصاد با گرایش توسعه رفت. ۱۶ سال در بورس کالا کار کرد تا اینکه در سال ۱۴۰۰، در اوج همهگیری کرونا، از سمت مدیریت معاملات کالا در کارگزاری استعفا داد و وقتش همه صرف محیطزیست شد. در گفتوگو با این حفاظگتر از او پرسیدیم چرا محیطزیست؟ اولین تجربه حفاظتش به کدام گونهها مربوط میشود؟ این روزها درگیر چه پروژههایی است و چشمانداز حفاظت را چطور میبیند؟
هتلهای ایران در مسیر سبز
|پیام ما| معاونت گردشگری با همکاری جامعه حرفهای هتلداران ایران و دبیرخانه کمیته ملی طبیعتگردی و گردشگری سبز اولین رویداد «اعطای نشان سبز هتلهای ایران» را در پنجم مهرماه ۱۴۰۴ برگزار میکند.
بازگشت یوز
«بهاندازه یکدهم توران هم دیده نشدهایم. از سال ۸۸ نه نیروی محیطبانی زیاد شده و نه تجهیزات. پارک ملی توران برای هر پاسگاه محیطبانی یک خودرو دارد، اما ما حتی یک خودروی عملیاتی نداریم! از ابتداییترین ابزار حفاظتی محرومایم. آب داریم، ولی آبرسانی با تراکتور با ظرفیت فقط سه تا چهار هزار لیتر انجام میشود، درحالیکه استانهای خراسانجنوبی و سمنان کامیونهای مخصوص آبرسانی ۱۲ هزار لیتری دارند.» اینها گفتههای «احمد صفرزاده»، رئیس اداره حفاظت محیطزیست شهرستان جاجرم، است. پناهگاهی که با پنج سال کوشش مداوم او، محیطبانان، مردم محلی و همراهی ادارهکل حفاظت محیطزیست خراسانشمالی احیا شده و شاهد حضور دوباره یوزپلنگ آسیایی بوده است. در روز ملی یوز درحالیکه همه نگاهها بهسمت توران چه بهلحاظ زیستگاه، سایت فراجمعیت و جاده عباسآباد است، سراغ میاندشت رفتیم.
کوچ پاییزه، دام تشنه
با رسیدن آخرین ماه تابستان، کوچ پاییزه عشایر آغاز شده و حالا ایلبهایل و طایفهبهطایفه براساس زمانبندی اعلامی از سوی دولت روانه قشلاق خواهند شد. با اینهمه تابستان خشک ۱۴۰۴ مشکل بزرگی پیش روی عشایر گذاشته است: کمبود علوفه. اهالی ایل میگویند دولت باید در تخصیص علوفه یارانهای حمایت بیشتری داشته باشد، وگرنه عشایر ناگزیر از فروش دامهای خود هستند. مسئلهای که درصورت فراگیری، تولید و توزیع گوشت قرمز در کشور را با مشکل روبهرو میکند. مسئولان امور عشایری در استانها کمبود علوفه و آب برای احشام ایلات را تأیید میکنند، اما دولت هنوز برنامهای برای تأمین این اقلام اعلام نکرده است.
مسئولیت اجتماعی شرکتی از تجربه جهانی تا بنبست ایرانی
«در ایران، مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک نمایش صوری بدل شده است: بنگاهها بهجای جبران واقعی خسارتهای محیطزیستی و اجتماعی، پول خرج میکنند و قوانینی که برای الزام CSR وضع شدهاند، تنها ظاهری قانونی به فعالیتها میدهند.» اینها بخشی از صحبتهای سعید معیدفر، جامعهشناس و دانشیار بازنشسته گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. او در گفتوگو با «پیام ما» ادامه روند فعلی در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی را موجب فرسودگی جامعه و محیطزیست میداند و معتقد است این سیستم، نسلهای آینده را با «سرزمینی سوخته» روبهرو میسازد.
توسعه در دل غذا صنایعدستی و قصههای محلی
چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشههای توسعه. اما در میان اینهمه خطکشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خطها و نقشهها اگر به درد زندگی واقعی آدمها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسهای که برای حفاظت از محیطزیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جادهای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیاتوحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایعدستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه میکشید، حالا با زنان و مردانی کار میکرد که باید محصولاتشان را استاندارد و بهروز میکردند تا کاربران امروز، قصههایشان را بشنوند. رفتوآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازهای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایعدستی تا شنیدن داستانهای بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظتشده بردارد. تجربهای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.
معدنکاری در مناطق کمآب؛ مأموریتی سخت اما ممکن
با وجود بحران آب و برق در ایران، بهویژه در فلات مرکزی، توسعه معادن این مناطق بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار گرفته است. مدافعان میگویند با بهرهگیری از فناوریهای کممصرف، بازچرخانی آب، استفاده از انرژی خورشیدی و بادی و تمرکز بر معادنی با ارزشافزوده بالا، میتوان این چالش را به فرصتی پایدار تبدیل کرد. منتقدان اما هشدار میدهند که بدون توجه به توان اکولوژیکی منطقه، پیامدهایی چون افت منابع آب زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی و تنشهای اجتماعی اجتنابناپذیر خواهد بود. پرسش کلیدی این است: آیا میتوان میان توسعه معدن، حفظ منابع حیاتی و منافع جوامع محلی تعادلی پایدار برقرار کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، سراغ «علی خطیبی»، عضو هیئتمدیره خانه معدن ایران، رفتهایم. او معتقد است سیاستگذاران معدن، باید توسعه را در چارچوب منطقهای و با همکاری سایر دستگاهها بهگونهای مدیریت کنند تا بهرهبرداری از منابع معدنی با حفظ تعادل اکولوژیکی و توسعه پایدار مناطق همراستا باشد.
معادن و جامعه میزبان؛ از مسئولیت اجتماعی تا همزیستی پایدار
جزیره نیازمند راه سوم
قشم باید از مرکزگرایی و بومیگرایی عبور کند
