بایگانی مطالب برچسب: جامعه محلی
مرگ تالاب انزلی، فاجعه برای حاشیهنشینان خزر
«در بخشی از تالاب انزلی، آلودگی در حدی است که مرگ و تلفات گروهی گونهها را شاهدیم، این موارد نشاندهنده یک فاجعه اقتصادی برای کل حاشیهنشینان خزر است.» اینها بخشی از سخنان «علیرضا میرزاجانی»، عضو هیئتعلمی دانشگاه گیلان، در شب «تالاب انزلی» است. در این شب سخنرانان از مصائب این تالاب در دهههای اخیر گفتند. در کنار بیان این چالشها، «نسیم طوافزاده»، فعال محیطزیست و مدیرعامل انجمن سبزکاران بالان به نکته مهمی اشاره کرد: «با هم میتوانیم»، در غیر اینصورت هر روز زخمی به تالاب میزنیم و درنهایت شاهد خشک شدن یا تبدیل شدن آن به تالابی فصلی خواهیم بود.
نظام ارزیابی محیطزیستی ناکارآمد است
چندی است که موضوع «پروژههای فاقد مجوزِ دارای پیشرفت فیزیکی» موجب بحث و نگرانی در میان فعالان محیطزیست شده است. چنین پروژههایی بدون اینکه «مجوز ارزیابی محیطزیستی» را از سازمان حفاظت محیطزیست دریافت کنند، عملیات اجرایی پروژه را شروع کردهاند و درواقع، معطل دریافت مجوز نماندهاند. در این یادداشت، ضمن مرور وضعیت فعلی و دیدگاههای مطرحشده، دیدگاه تحلیلی «دیدهبان ارزیابی محیطزیستی ایران» نسبت به این موضوع نیز بیان میشود.
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
برکناری در سایه آلودگی
کمتر از یک ماه از معرفی پالایشگاه بیدبلند بهبهان بهعنوان صنعت آلاینده و تشکیل پرونده قضائی برای آن، سرپرست اداره حفاظت محیطزیست بهبهان از کار برکنار شد. «عالیه چنگیزی» خردادماه امسال بهعنوان دومین مدیر زن در مجموعه ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان منصوب شده بود و از ابتدای کارش پیگیر آلودگی شدید و تخلفات پالایشگاه بیدبلند بود که بهدلایل نامعلومی چندسال عنوان «صنعت سبز» را یدک میکشید. این پالایشگاه در شهرستان بهبهان در شرق خوزستان، از سال ۱۳۹۹ متعهد بود گازهای همراه ۵۲ مشعل در شرق کارون را جمعآوری کند که معادل ۶۵۰ میلیون فوتمکعب گاز است، اما این تعهد تاکنون عملی نشده است. علاوهبراین، حوضچه تبخیر و سوزاندن هزاران تن گازهای اسیدی، اعتراض اهالی و کنشگران محیطزیست بهبهان و شورای شهر بهبهان را نیز بهدنبال داشته است. مسئله صنایع آلاینده بهبهان اما به پالایشگاه بیدبلند ختم نمیشود. چنگیزی در ۹ماه حضورش، ۲۵ واحد صنعتی در شهرستان بهبهان را برای نخستینبار بهعنوان صنعت آلاینده معرفی کرد و ۱۲ صنعت آلاینده از جمله یک شرکت نفت و گاز و یک کارخانه سیمان را نیز در شرف ثبت در فهرست صنایع آلاینده داشت که چند روز قبل از نهایی کردن این فهرست برکنار شد تا همه نگاهها متوجه فشارهای صنایع آلاینده بر مدیران محیطزیست بهویژه در شهرستانها شود.
آینده مسئولیت اجتماعی شرکتها در بودجه ۱۴۰۴
مسئولیت اجتماعی شرکتها (CSR) بهعنوان یکی از ارکان مهم توسعه پایدار، در سالهای اخیر مورد توجه دولتها و شرکتها در سراسر جهان قرار گرفته است. در ایران نیز با وجود تلاشهای دولتهای مختلف برای تدوین قوانین و مقررات در این حوزه، چالشهای عمیقی از جمله نبود شفافیت، ضعف در اجرا و عدم مشارکت جوامع محلی همچنان پابرجاست. اخیراٌ مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی نقاط ضعف و قوت سیاستهای اخیر ایران در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتها پرداخته است. این گزارش نشان میدهد که قوانین موجود در این حوزه، از جمله ماده ۸۰ قانون برنامه ششم توسعه و ماده ۲۲ قانون برنامه هفتم پیشرفت، نتوانستهاند به نتایج مطلوب برسند. همچنین، لایحه بودجه ۱۴۰۴ که بخشی از بودجه مسئولیت اجتماعی شرکتها را به دولت واگذار میکند، مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفته است. در این گزارش به چالشهایی مانند سبزشویی، روابط فاسد اقتصادی و کمتوجهی به جوامع محلی اشاره شده و پیشنهاداتی برای بهبود سیاستها ارائه شده است.
داستان مرگ ناگهانی اکد و شهر سوخته
«شهر سوخته» را یکی از عجیبترین تمدنهای کهن بشری در جنوبشرق ایران میدانند. تمدنی با پنج هزار سال قدمت و مردمانی بسیار پیشرفته در مقایسه با تمدنهای همدورهشان! که در علم، صنعت و اقتصاد حرف اول را میزدند. در هنر چنان پیشرو بودند که در جامی زیبا نخستین انیمیشن جهان را خلق کردند. کشفیات این شهر باستانی نشان میدهد ساکنانش جمجمه جراحی و چشم مصنوعی طراحی میکردند. اما شهر سوخته با تمدن عجیب و پیشرفتهایی که داشت، یکباره از صفحه روزگار ناپدید شد. باستانشناسان سالیان طولانی گورها و تپههای شهر سوخته را کاویدند تا شاید دلیلی محکم و قانعکننده برای فروپاشی ناگهانی تمدن بزرگ مردمان شهر سوخته پیدا کنند؛ چراکه تمدن شهر سوخته با آنهمه ویژگیهای منحصربهفرد تمدنی، هیچگاه نتوانست در طول تاریخ احیاء شده و به اوج شکوفایی بازگردد. باستانشناسان براساس یافتههای علمی میگویند چراغ زیباترین و روشنترین تمدن بشری جهان در شرق ایران ناگهان و برای همیشه خاموش شد و از هزارههای گذشته تا آغاز دوره اسلامی در دل تاریکی فرو رفت. بهاعتقاد آنها، شهر سوخته تنها تمدنی نبود که به این سرنوشت محکوم شد، بلكه تمدن اکد در بینالنهرین بهعنوان بزرگترین تمدن بشری جهان نیز دچار همین سقوط تاریخی شد. اما دلیل نابودی این تمدنها چه بود؟ این گزارش براساس مستندات علمی و در گفتوگو با «حسن فاضلی نشلی» پاسخهایی برای این سؤال دارد.
صد روز نگهبانی از مرالها
«نازگل»، «کاووس»، «مژده»، و «باران» حوالی نیمهشب بیهوش به نوشهر رسیدند. وزن هر کدامشان ١۵٠ تا ٣٠٠ کیلوگرم بود و در حالت بیهوش سنگینتر هم حس میشدند. منتقل کردن آنها به بالادست سختتر شده بود. «مهران قزوینی»، «فردین اکبرزاده»، «کریم شیرمحمدی»، «سلمان زالکانی» و «غلامحسن زالکانی» بهتنهایی از پس این کار برنمیآمدند. باید دست به دامن اهالی روستا میشدند، وگرنه نقشه رهایی آنها به سرانجام نمیرسید. لحظه به لحظه اثر داروی بیهوشی کمتر میشد و این چهار نفر با خود میگفتند چگونه از پس این چهار سنگینوزن بربیایند؟ اگر اهالی و همیاران محلی دو روستای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا»، مهرداد قزوینی و شهروز احمدی به کمکشان نمیآمدند، هرچه رشته بودند پنبه میشد. ۱۷ نفر از مردان روستا بهسرعت خودشان را رساندند و با زحمت جعبهها را بالا بردند. کار که به سرانجام رسید، اثر داروی بیهوشی هم کم شده بود، وقتی چشم گشودند دیدند همهچیز دوروبرشان تغییر کرده است، چهار قرقبان برای صد روز ۲۴ساعته دور فنس نگهبانی میدادند؛ مبادا کسی به آنها نگاه چپ کند. روز صدم در میان چشمان اشکبار و امیدوار این چهار مأمور و جمعی از مسئولان و درحالیکه هرکدام گردنبند ردیاب به گردن داشتند، در میان جنگل رها شدند تا نخستین پروژه رهاسازی همراه با تحقیق درباره رفتارشناسی مرال در ایران رقم بخورد، در جنگل تحقیقاتی نوشهر!
قصه رنج زایندهرود و گاوخونی
در دهههای اخیر، خشکی رودخانه زایندهرود و تالاب گاوخونی به یکی از بزرگترین چالشهای محیطزیستی اصفهان تبدیل شده است. کاهش بارندگی، سوءمدیریت منابع آبی و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی ازجمله عواملی است که منجر به خشک شدن این دو عنصر حیاتی در قلب فلات ایران شدهاند. این امر نهتنها زندگی موجودات زنده وابسته به این اکوسیستمها را تهدید، بلکه سلامت و رفاه شهروندان اصفهانی و استانهای همجوار را نیز به خطر انداخته است. در چنین شرایط بحرانی، آگاهیرسانی و جلب مشارکت عمومی برای حفاظت و احیای این اکوسیستم ارزشمند از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این میان، هنر، بهویژه هنر تئاتر، میتواند نقش مؤثری در افزایش آگاهی و ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به مسائل محیطزیستی داشته باشد.
گردشگری روستایی و عشایری بدون زنان معنا ندارد
«زندگی در شمال یعنی زیستن در طبیعت»، این گفته «مبینا نورمحمدیان»، کارشناس محیطزیست و معیشت پایدار مؤسسه «توسعه پایدار و محیط زیست» یا همان «سنستا»، است. او بیش از یک دهه در این مؤسسه بوده و در انواع و اقسام پروژههای داخلی و بینالمللی با موضوع عشایر و بازتوانمندسازی جامعه بومی و محلی حضور داشته است. از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ در این سالها در کدام مناطق کار کرده؟ آیا تفاوتی بین کار زنان و مردان در پروژههای مرتبط با جامعه محلی وجود دارد و مشارکت مردم در تصمیمگیریها آیا به رسمیت شناخته شده است یا خیر!
از آغاز، نابرابری را منحل کنیم!
حقوق کودکان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی است که با چالشهای زیادی روبهروست. در گفتوگو با «ژیلا مدنی»، فعال اجتماعی حقوق کودکان، به بررسی چالشها و مشکلاتی پرداختیم که کودکان در مناطق محروم با آن مواجه هستند. او بر اهمیت آموزش پیشدبستانی بهعنوان یک ابزار کلیدی برای کاهش فقر و نابرابریهای اجتماعی تأکید کرد. مدنی همچنین به ضرورت تقویت سیستمهای آموزشی با هدف برابری در دسترسی به آموزش اشاره کرد و نقش دولت و بخش خصوصی در حمایت از این حرکت را مهم دانست. ژیلا مدنی همچنین به مشکلات فرهنگی و اقتصادی که مانع از دسترسی کودکان به آموزش میشود، پرداخته و راهکارهایی برای رفع این مسائل مطرح کرد. این مطلب در پی میآید.
ابیانه؛ یک امضا تا جهانی شدن
ابیانه، روستای سرخپوش ایران، با قدمتی بیش از هزار و ۸۰۰ سال (برخی قدمت آن را بیش از چهار هزار سال تخمین زدهاند)، یکی از شاخصترین مناطق تاریخی کشور بهشمار میرود. این روستا که در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته، سالهاست که در انتظار ثبت جهانی در یونسکو است. اما با وجود پیگیریهای مکرر، همچنان موانعی در مسیر این ثبت وجود دارد که روند آن را با چالشهایی مواجه کرده است. باتوجهبه اهمیت این روستا از منظر فرهنگی، تاریخی و گردشگری، ثبت جهانی آن میتواند تحولی مهم در حفظ بافت سنتی و توسعه پایدار منطقه ایجاد کند. اما آیا مشکلات زیرساختی و تغییرات ناهمگون در فضای روستا، مانعی جدی در این مسیر محسوب میشود؟ گزارش پیش رو، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و دیدگاههای کارشناسان، مسئولان و مردم محلی را درباره این چالشها منعکس میکند.
نفت، مسئول همهچیز
خوزستان به صنعت نفت گره خورده است و اکنون که این استان درگیر مشکلات فراوانی است، تمام مشکلات به صنعت نفت حواله میشود و رفع این مصایب نیز بر گردن این صنعت انداخته میشود. در سفر اخیر دولت به خوزستان بار دیگر رفع همه کموکاستیها برعهده صنعت نفت گذاشته شده است. این درحالیاست که خوزستان نیز همچون تمام پهنه کشور سهمی از درآمد نفتی کشور دارد و حاکمیت و دولت وظیفه دارد با سیاستگذاری درست رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی مردمان این حیطه را تأمین کند. مسئولیت اجتماعی وزارت نفت باید به مسائلی چون رفع آسیبهای محیطزیستی و اجتماعی ناشی از فعالیتهای توسعهای و بهرهبرداری و صرفا در محدوده منطقه فعالیتش بپردازد، نه اینکه کمکاریهای دولت را جبران کند. اما توقعات و انتظاراتی که بهواسطه ناآگاهی جامعه و سخنان اشتباه دولتمردان ایجاد شده است، مانعی است برای توجه شایسته این صنعت به مسئولیت اجتماعی حقیقی و درست خود.
