بایگانی مطالب برچسب: باستان‌شناسی

باستان‌شناسی، دانش ریشه‌ها و افق آینده

ساخت غسالخانه روی محوطه‌ ۷هزارساله

گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبت‌ملی‌شده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوه‌بر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ می‌گویند غسالخانه‌ای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستان‌شناسان را شگفت‌زده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یک‌به‌یک سر از خاک بیرون می‌آوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که می‌توانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کرده‌اند: «گودین‌تپه». بی‌مهری‌ها به گودین‌تپه سابقه چند دهه‌ای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراث‌فرهنگی از سوی دیگر روبه‌رو است. شهرداری و اوقاف بی‌توجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش می‌برند، کارشناسان میراث‌فرهنگی نگران‌اند غسالخانه به بهره‌برداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراث‌فرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.

بازگشت جام هخامنشی

بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالش‌های بی‌شمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراث‌فرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمی‌گردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمی‌گردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینی‌شده (مولاژ) می‌شد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقاب‌های سیمین ساسانی و چینی‌های آبی و سفید می‌شدند. مسئله اما اینجا بود که هم‌زمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست‌ به‌ دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراث‌فرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم می‌زد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفت‌وگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس‌ موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما به‌عنوان یک روزنامه‌نگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبه‌ها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

کشف پادشاه ۴هزارساله در صخره‌های ایذه

در دل صخره‌های آیاپیر ایذه، کوچکترین نقش‌برجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش می‌کند. باستان‌شناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را به‌صورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه‌ ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنه‌ای شود به سنت‌های نیایشی و هنر صخره‌ای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برنامه‌‌ای برای حفاظت از آن داشته باشند.

کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز

قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گره‌گاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نام‌هایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمی‌شد. روایت‌ها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقه‌اش «شکر اصفهانی» می‌گویند و نشانه‌های معماری موجود، لایه‌هایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان می‌دهد. همین درهم‌تنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعین‌حال، مغفول‌ترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟

سدِ پرهزینه

|پیام ما| ساخت سد فینسک که اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۱ با مخالفت جدی فعالان محیط‌زیست، میراث‌فرهنگی و مردم محلی متوقف شده بود، حالا با تصویر جدیدی روبه‌رو است، از سد ساخته‌نشده لوله‌کشی شروع شده، آن‌هم در منطقه حفاظت‌شده پرور. این اتفاق به‌گفته «حنیف‌رضا گلزار»، فعال محیط‌زیست مازندران، تلاشی است برای فشار بر دولت تا بعد از پایان لوله‌گذاری مجوز برای ساخت سد و آبگیری آن شروع شود. آن‌هم در شرایطی که گزارش‌های بسیاری در سال‌های اخیر ساخت این سد را هم برای محیط‌زیست و هم برای آثار باستانی مضر دانسته‌‌اند. گفته می‌شود با ساخت این سد سه روستا زیر آب می‌رود و در ادامه بی‌آبی گریبان شالیزارها و روستاهای مازندران در پایین‌دست را خواهد گرفت.