بایگانی مطالب برچسب: اکوتوریسم

آزمون هم‌زیستی با خرس قهوه‌ای

|پیام ما| «جوان‌ترها، افراد باسواد کم‌تر و زن‌ها بیشتر از کشتن خرس‌ها حمایت می‌کردند، این در حالی است که کسانی با منبع درآمد جایگزین، کمتر با کشتن خرس‌ها موافق بودند.» «ریحانه راستگو»، «دانیال نیری»، «علیرضا محمدی»، «الیستر بث» و «محمدصادق فرهادی‌نیا» در شماره اخیر فصلنامه «People and Nature» مقاله‌ای با عنوان «چه کسانی حضور خرس را می‌پذیرند؟ بررسی شکاف میان دیدگاه مردم و میزان پذیرش کشتن خرس قهوه‌ای» منتشر کرده‌اند. در این مطالعه آنها با ۳۹۰ نفر از ساکنان ۲۶ روستا در استان گلستان مصاحبه کرده‌اند؛ منطقه‌ای که در آن زندگی مردم به کشاورزی و دامداری وابسته و تعارض با خرس‌های قهوه‌ای گره خورده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان پذیرش کشتن خرس‌ها در سناریوهای مختلف، از تعامل کم‌تنش تا تعامل پرتنش بوده است.

مسئولیت تاریخی برای نجات از فرونشست

|پیام ما| وزیر میراث‌فرهنگی و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در جلسه‌ای مشترک از تهدید فرونشست برای هویت ایران، پیوند ناگسستنی فرهنگ و محیط‌زیست و ضرورت حفاظت از سرزمین و تاریخ آن گفتند. آنها در هجدهمین نشست شورای راهبردی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از یک سو از برنامه گردشگری صحبت کردند و از سوی دیگر درباره گردشگری بی‌توجهی به محیط‌زیستی زنهار دادند. در این نشست، در حالی که «سیدرضا صالحی امیری»، وزیر میراث‌فرهنگی از برنامه‌هایی چون تغییر کاربری اراضی و بهره‌برداری از حریم رودخانه‌ها را از مشوق‌های اصلی دولت در حوزه گردشگری معرفی می‌کرد، «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، درباره توسعه گردشگری بدون پیوست‌های محیط‌زیستی و آسیب جدی به اکوسیستم هشدار داد.

نجات قوچ‌‌های مارکوپولو با شکار قانونی

آیا برای حفاظت پایدار و مؤثر از یک گونه، زیستگاه یا اکوسیستم، باید منتظر عملکرد بی‌نقص تمام عناصر درگیر، از سیاستگذاری گرفته تا پایش و مشارکت جوامع، محلی بود؟ این پرسشی است که در دو سفر اخیرم به زیستگاه قوچ و میش مارکوپولو در کوه‌های پامیر شرقی در کشور تاجیکستان، بارها در ذهنم تکرار شد. سفرهایی که فراتر از یک مأموریت میدانی، به تلاشی برای درک پیچیدگی‌های واقعی حفاظت از طبیعت در بسترهای متنوع اجتماعی و اقتصادی تبدیل شدند.

رقص «گوران» روی موج‌های خلیج‌فارس

ریش‌سفیدها با آن دشداشه‌های پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق می‌زند، پا‌به‌پای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفته‌اند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را به‌سمت دریا می‌برند. ریش‌سفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر می‌کنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوان‌ها اما به اولین لنجی که به دریا می‌برند، به «گوران»، فکر می‌کنند، به آینده لنج‌سازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و می‌رقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع هم‌سن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه می‌کوبد و یک نفر میان‌داری می‌کند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانی‌اش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیج‌فارس روان شود. آن تلاش عرق‌ریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، می‌گوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدم‌هایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشته‌اند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راه‌اندازی شده هر چند بندری‌ها دردودل‌ها دارند آن‌ها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر می‌گوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جام‌جهانی از آن بهره‌برداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.

جهنمِ تخیل در بهشتِ گیلان!

تغییر ریل مدیریت ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره

«ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره در کشور ما همچنان با همان شیوه‌ای مدیریت می‌شوند که سایر مناطق حفاظت‌شده اداره می‌شوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، در کارگاه «معیشت‌های جایگزین پایدار در ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره ایران» است. او علاوه‌بر شرح وضعیت فعلی، راه‌حلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آیین‌نامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیره‌گاه‌ها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را به‌عهده بگیرد. پس‌از‌آن نیز می‌توان به‌سمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»

مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی

«طفلک بچه‌ها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت می‌شد و سکوت می‌کرد، «حالا ترجیح می‌دهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچ‌وقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرنده‌نگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیط‌زیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم،‌‌ او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیط‌زیست در مدارس شد و پس‌از‌آن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعه‌بالا، رضاآباد و احمد‌آباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفته‌اند، او را به‌خوبی می‌شناسند؛ همچنان‌که در کلاته‌خیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیات‌وحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سال‌ها به حوزه پرنده‌نگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوه‌بر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قله‌های مختلفی را هم صعود کرده. در این سال‌ها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر برده‌اند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش و چه برنامه‌های پرنده‌نگری! در این گفت‌وگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیت‌هایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.

ابهام در آینده غذایی ایرانیان

«اگر با این رویکرد ادامه دهیم، کشاورزی در بسیاری از مناطق ایران از دست خواهد رفت و چشم‌اندازی روشن برای تولید غذا، حفاظت از نظام‌های میراث کشاورزی و تنوع‌زیستی کشاورزی وجود نخواهد داشت.» این گفته «مائده سلیمی»، پژوهشگر حوزه کشاورزی پایدار و حاکمیت غذایی، است. او معتقد است باید نظام کشاورزی متناسب با تغییرات جهانی و نیازهای ملی و محلی تغییر کند. از توان سرزمینی، اکولوژیکی و تنوع‌اقلیمی کشور برای حل چالش‌های موجود استفاده شود و اینها محقق نمی‌شود، مگر با تغییر رویکرد جدی و بهبود عملکردی در وزارت جهادکشاورزی. در گفت‌وگو با این پژوهشگر از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ چه کارهایی تاکنون انجام داده؟ و اگر کشاورزی بومی ما خوب و استفاده از آفت‌کش‌ها بد است،‌ چرا کشاورزان خلاف آن عمل می‌کنند؟