بایگانی مطالب برچسب: باستان‌شناسی

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

کشف پادشاه ۴هزارساله در صخره‌های ایذه

در دل صخره‌های آیاپیر ایذه، کوچکترین نقش‌برجسته ایلامی کشف شد؛ پادشاهی چهارهزارساله که بر تخت نشسته و «ناهونته، خدای خورشید و عدالت» را نیایش می‌کند. باستان‌شناسانی که چهارسال پیش برای پیمایش آثار باستانی راهی ایذه خوزستان شده بودند، آن را به‌صورت اتفاقی دیدند تا پس از چهارهزار سال، صدای گمشده این پادشاه، در زمانه‌ ما شنیده شود. نامش را گذاشتند: «نویافته ایلامی»؛ پادشاهی که در حال نیایش خدای عدالت است. حالا با این کشف جدید، سیزدهمین نقش ایلامی ایذه قرار است روزنه‌ای شود به سنت‌های نیایشی و هنر صخره‌ای این دوران ناشناخته. البته اگر مسئولان مربوطه در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی برنامه‌‌ای برای حفاظت از آن داشته باشند.

کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز

قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گره‌گاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نام‌هایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمی‌شد. روایت‌ها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقه‌اش «شکر اصفهانی» می‌گویند و نشانه‌های معماری موجود، لایه‌هایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان می‌دهد. همین درهم‌تنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعین‌حال، مغفول‌ترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟

سدِ پرهزینه

|پیام ما| ساخت سد فینسک که اردیبهشت‌ماه سال ۱۴۰۱ با مخالفت جدی فعالان محیط‌زیست، میراث‌فرهنگی و مردم محلی متوقف شده بود، حالا با تصویر جدیدی روبه‌رو است، از سد ساخته‌نشده لوله‌کشی شروع شده، آن‌هم در منطقه حفاظت‌شده پرور. این اتفاق به‌گفته «حنیف‌رضا گلزار»، فعال محیط‌زیست مازندران، تلاشی است برای فشار بر دولت تا بعد از پایان لوله‌گذاری مجوز برای ساخت سد و آبگیری آن شروع شود. آن‌هم در شرایطی که گزارش‌های بسیاری در سال‌های اخیر ساخت این سد را هم برای محیط‌زیست و هم برای آثار باستانی مضر دانسته‌‌اند. گفته می‌شود با ساخت این سد سه روستا زیر آب می‌رود و در ادامه بی‌آبی گریبان شالیزارها و روستاهای مازندران در پایین‌دست را خواهد گرفت.

معمای اصفهان

محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهم‌ترین کانون‌ توجه در حوزه باستان‌شناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآن‌روست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجه‌گیری درباره آن، می‌تواند روایت‌های تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازه‌ترین اظهارنظرها، «علی شجاعی‌اصفهانی»، سرپرست هیئت باستان‌شناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعه‌ای از منابع مکتوب تاریخی، بررسی‌های زیرسطحی و داده‌های میدانی تقویت می‌شود. او با اشاره به سفرنامه‌ کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت‌ پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوش‌های میدانی می‌داند و معتقد است چنین داده‌هایی می‌توانند جایگاه کاخ‌ها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشن‌تر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنش‌ها و نقدهای متعددی را در میان باستان‌شناسان و صاحب‌نظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهره‌گیری از دیدگاه‌ باستان‌شناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.

در جست‌وجوی ایوان گمشده ناصرخسرو

|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل می‌کند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانه‌زنی‌ها و کاوش‌هایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستان‌شناسی ایران است و تمرکز پژوهش‌هایش بر باستان‌شناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفت‌وگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نه‌فقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.

کنسرت پینک فلوید، هشدار برای تخت‌جمشید

برگزاری کنسرت در کنار برج آزادی و پل خواجو و تخت‌جمشید در روزهای اخیر هر یک به‌دلیلی جنجال‌آفرین شده‌اند. یک نقطه مشترک در این سه خبر وجود دارد: برگزاری برنامه در جوار یک بنای تاریخی. سال‌هاست که تمام سؤالات درباره اینکه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی تا چه اندازه با رعایت ضوابط و اصول انجام می‌شود، از سوی مسئولان امر بی‌پاسخ مانده و یا با پاسخ‌ کلی «همه‌چیز رو به راه است، نگران نباشید» روبه‌رو شده است. اما اگر وزیر میراث‌فرهنگی با قاطعیت می‌گوید: «در این رویدادها تمام نظام‌های مراقبتی و حفاظتی رعایت می‌شود.» لازم است درباره جزئیات این «نظام‌های مراقبتی» توضیح دهد. آیا دستورالعمل و آیین‌نامه‌ای از سوی وزارت میراث‌فرهنگی در این زمینه تدوین، تصویب و منتشر شده است؟ برگزارکنندگان این کنسرت‌ها تا چه اندازه به ضوابط حضور در یک بنای تاریخی واقف‌اند؟ اگر با این اصول آشنا هستند؛ تجهیزاتی که در اختیار دارند، چقدر با استانداردهای برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی منطبق است؟ چه کسی بر اجرای این ضوابط نظارت دارد؟ درصورت رعایت نکردن این ضوابط چه اتفاقی می‌افتد؟ وقتی در تمام این سال‌ها پاسخ روشنی به این سؤالات داده نشده است، می‌توان به نتایج تلخی رسید. در دنیا کنسرت‌های متعدد در بناهای تاریخی برگزار می‌شود؛ از کولوسئوم تا اهرام جیزه، از آکروپلیس تا پمپئی. اما تمام این برنامه‌ها با اعمال محدودیت‌ها و رعایت اصول نورپردازی، تنظیم صدا، نصب استیج و... اجرا می‌شود. درحالی‌که در ایران به‌وضوح شاهدیم کیفیت و شیوه برگزاری کنسرت در یک بنای تاریخی تفاوت چندانی با فضاهای دیگر ندارد که اگر داشت، به‌طور حتم توضیح شفافی از سوی مسئولان در مورد آن داده می‌شد.