بایگانی مطالب : گزارش روز
بازاری که اخطارها، از سوزاندن نجاتش نداد
خبر را که خواندم، بلافاصله شمارهاش را در لیست مخاطبینم جستوجو کردم. در دل خداخدا میکردم جواب دهد. با صدایی گرفته و پربغض گفت: «سمیهجون دیدی چی شد؟! تمام مغازهها سوختند.» اولین پرسشم نه درباره مغازهها، بلکه درباره «ایلیا» و «کیان» است؛ پسران ۲۵ و ۲۰ سالهاش. میگوید: «خدا رحممان کرده است، بچهها زندهاند. آسیبی ندیدهاند. حادثه تلفات جانی نداشت. ولی سمیهجون چهارپنج میلیاردمون رفت… .» بغضش ترکید و همان صدای گرفته زیر و بیرمق، کامل قطع شد. اتفاقات اخیر، پرپر شدن هزاران تن از جوانان و هموطنان آزادهام، سوگواری مادران جانسوخته، قلبهایمان را شرحهشرحه کرده، گویی در مواجهه با هر خبر تلخ میتوانیم دریادریا اشک بریزیم. بغضم شکسته شد. چند ثانیهای فقط سکوت بود.
مذاکرات در مسقط
|پیام ما| وزیر امور خارجه ایران، پس از پایان گفتوگوهای غیرمستقیم هستهای با آمریکا در مسقط، گفت این مذاکرات «شروع خوبی» داشته و قرار شد گفتوگوها ادامه یابد. دور تازه گفتوگوهای غیرمستقیم هستهای میان ایران و آمریکا جمعه در مسقط خاتمه یافت و ارزیابیها نشان میدهد مذاکرات برای روزهای آینده نیز ادامه خواهد یافت.
اختلال در حق ارتباط
در روزهایی که قطع اینترنت جهانی ایران، انسداد پیامکها و اختلال در تماسهای تلفنی به چالشی بزرگ برای شهروندان تبدیل شده بود، برخی از روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی با نوع دیگری از قطع ارتباط مواجه بودند؛ مسدودشدن سیمکارتها. اقدامی که پیشتر هم سابقه داشت و سال گذشته خبرساز شده بود. حالا آنچه روایتهای مسدودسازی سیمکارتها را در ماه اخیر به هم پیوند میدهد، قطع ارتباط بدون اطلاع قبلی، نبود توضیح شفاف درباره دلایل، و اختلالی است که نهتنها ارتباطات شخصی بلکه فعالیتهای شغلی و حتی امور ابتدایی زندگی را تحتتأثیر قرار میدهد؛ وضعیتی که از نگاه یک وکیل دادگستری میتواند با اصول قانونی مرتبط با حقوق اساسی شهروندان در تعارض باشد و تکرار این اقدام، پرسشهایی جدی درباره مبنای قانونی چنین تصمیمهایی و اثر آن بر حق دسترسی به ارتباطات ایجاد کرده است.
انگار همه مرده بودند
هر صدای بلندی شوکهکننده است و هر بار چند لحظه زمان میبرد تا به یاد بیاورند در شبها و روزهایی حساس، ایران نیستند و آنچه میشنوند نه صدایی از حضور مردم در خیابانهای ایران، بلکه احتمالا صدای باد یا صدای اتفاق دیگری هزاران کیلومتر آن طرفتر از وطنشان است. شرایط واقعی در اطراف مهاجران شبیه هیچ چیزی از آنچه در ذهنشان میگذرد نیست، بلکه وقتی اندک ارتباط مجازی با افراد مهم زندگیشان هم قطع میشود، شرایطی که تجربه میکنند، شبیه سوگ ازدستدادن عزیزان است، تمام عزیزان.
شبهات فهرست اعلامی دولت از کشتهشدگان
|پیام ما| انتشار فهرست اسامی کشتهشدگان اعتراضات دیماه از سوی دولت، با اینکه با عنوان «شفافسازی» ارائه شده، بحثها و نقدهایی را بهدنبال داشته است. بررسی فهرست نشان میدهد این فهرست کامل نیست و ایرادات مختلفی دارد.
آخرین روزنههای اتصال به جهان
اینترنت در ایران دیگر مثل گذشته نیست و نمیدانیم چه زمانی بهشکل سابق برمیگردد. از ۱۸ دی، یعنی ۲۵ روز پیش، اینترنت بهطور کامل قطع شد و چند روزی است که کاربران با ویپیانهای پراختلال و تحت کنترل میتوانند این محدودیت را دور بزنند. ارتباطات روزمره مختل شده و خسارت کسبوکارها هر روز روی هم تلنبار میشود. دفعه پیش در جنگ دوازدهروزه به همین وضع دچار شده بودیم، اما به گواه کارشناسان حوزه فناوری، اینبار از همه تجربههای پیشین سختتر است؛ سایه جنگ بر سر ماست و دور نیست که درصورت حمله، آخرین روزنههای اتصال به جهان مسدود شود.
بهشت زهرا چرا دوباره توسعه مییابد؟
|پیام ما| سایه جنگ هنوز از سر ایران کم نشده، ناو آمریکایی در نزدیکی دریای جنوب لنگر انداخته است. مادران و پدران بسیاری بعد از اعتراض خون بار دیماه، بهدنبال رد و نشانی از جگرگوشههایشان گورستانها را گز میکنند. ویدئوهایی از فضای بهشت زهرا از طریق تلفنهای همراه دستبهدست میشود. در یکی از همین روزها که مردم یک چشمشان به آسمان است و یک چشمشان به اخبار، دو نقلقول از رئیس سازمان بهشت زهرای تهران، توجهها را به خود جلب کرد: «مجموعهای در کنار عروجیان در سه هزار مترمربع در حال آمادهسازی است که فضای نگهداری موقت متوفیان را به ما میدهد.» و «در سناریوهای احتمالی تجاوز زمینی یا هلیبرن، موضوع ساماندهی موقت جنازه متجاوزان به کشور از جمله سربازان آمریکایی، محل نگهداری و دفن موقت تا زمان تعیینتکلیف نهایی بهمیزان پنج هزار قبر آماده شدهاند.»
آمار دقیقی از بازداشتیهای محیطزیستی وجود ندارد
بعد از ۱۸ و ۱۹ دی که زخمی تمامنشدنی بر پیکر ایران است و کشتهشدگانی که نامشان به سوگ هر روزه مردم بدل شده، خبر از بازداشتیها بهسختی میرسد. آمارها نامشخص است و هنوز هیچکس رقم دقیق بازداشتشدگان را اعلام نکرده. فقط برخی استانها جستهوگریخته اعدادی از بازداشتیها بیان میکنند. در این میان، چند فعال محیطزیست هم نامشان در لیست بازداشتیهاست. دو عکاس حیاتوحش که روز گذشته و هنگام نوشتن این گزارش خبر آزادی یکی از آنها یعنی «شیرکو کانیسنانی» آمد، اما همچنان «فریبرز حیدری» دیگر عکاس حیاتوحش، «نیایش مظفری» دانشجوی محیطزیست و فعال این عرصه و «آرش نیکخو» در بازداشتاند. نکته اصلی اما بهگفته «محمد الموتی»، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابعطبیعی کشور، این است که تعداد فعالان محیطزیست بازداشتی بسیار بیشتر از این تعداد است و آنها منتظر خبر از استانهای مختلف برای بررسی نهایی هستند.
ایرانِ پریشان
«زندگی معمولی» بسیاری از ایرانیها در هفتههای اخیر مختل شده. نمونهاش «مریم»، «محسن»، «تینا»، «فاطمه»، «مهدی» و «پریرخ»! آنها عزیزی را از دست ندادهاند، بهشت زهرا و کهریزک نرفتهاند، ناچار نبودند هر لحظه خبرها را دنبال کنند، بهجز یک نفرشان بقیه برای پستهایشان در شبکههای اجتماعی مورد بازخواست قرار نگرفتهاند. با اینهمه همان تصاویر و فیلمهای محدودی که از اشک و خون و عزاداری دیدهاند، آنها را از پا درآورده است. بروز بیرونی آن هم شده درد و عود کردن بیماری!
موهن و آزاردهنده
پخش برنامهای توهینآمیز به جانباختگان حوادث اخیر از شبکه افق صداوسیما که منجر به برکناری مدیر این شبکه شد، در کنار تداوم نگاه یکسویه آن به وقایع جامعه ایران موجب شده است فعالان رسانهای بر فاصله گرفتن از روایت صداوسیما و شبکههای فارسیزبان خارج از کشور تأکید کنند و حمایت از رسانههای مستقل و شکلگیری روایت سوم را ضروری بدانند.
