بایگانی مطالب : محیط زیست
بهشت شادگان جهنم نفتی شد
اکتشاف نفت در تالاب بینالمللی شادگان، بعد از سه سال، حالا به مرز فاجعه رسیده است؛ فاجعه انسانی و محیطزیستیای که پیشازاین نیز پروژههای نفتی در خوزستان به بار آورده بودند. اخیراً یکی از کارگران اکتشاف نفت در تالاب شادگان کشته شد. این تمام فاجعه نیست، هر روز تعدادی تا پای مرگ میروند. شرایط غیرانسانی این کارگران از یکسو و دستاندازی به زیستگاههای امن تالابی از سوی دیگر، یادآور سناریوی تلخ تخریبهای نفت در هورالعظیم با دخالت چینیهاست که قدمبهقدم در تالاب شادگان در حال اجراست. «علیرضا جنامی»، کارگر ۲۷ساله اکتشاف نفت، حدود دو ماه پیش، هنگام عملیات لرزهنگاری در تالاب شادگان کشته شد. این خبر که با عنوان گرمازدگی منتشر شده بود، در میان اخبار گم شد. تا وقتی که ۱۲ شهریور باز گروهی از کارگران لرزهنگاری نفت بهخاطر گیر افتادن در زمینهای باتلاقی تا پای مرگ پیش رفتند و استانداری خوزستان اعلام کرد: «هشت تکنسین شرکت اکتشاف نفت که در تالاب شادگان گرفتار شده بودند، از خطر مرگ نجات یافتند.»
آزادراه تهران-شمال، راه توسعه یا نابودی؟
ورود تورهای گاوبانگی ممنوع
در اواسط ماه شهریور، جنگلهای شمال ایران میزبان یکی از شگفتانگیزترین و حساسترین پدیدههای طبیعی میشود؛ گاوبانگی. این اصطلاح به دوره جفتگیری مرالها یا همان گوزنهای قرمز اشاره دارد، که در آن مرالهای نر با فریادهای بلند، هم گوزنهای ماده را به قلمرو خود جذب میکنند و هم برای رقبای نر خط و نشان میکشند. این دوره که حدوداً از ۱۵ شهریور تا ۱۵ مهرماه برگزار میشود، با نمایش قدرت و رقابتهای شدید میان نرها همراه است و نقش حیاتی در بقای این گونه دارد. درعینحال، همین نمایش طبیعی باشکوه، مرالها را در معرض خطر شکارچیانی قرار میدهد که با تقلید صدای گوزنهای نر، آنها را فریب میدهند و شکار میکنند. از نظر برخی کارشناسان، تهدید دیگری که بقای این گوزنها را به خطر میاندازد، برگزاری تورهای علمی و تخصصی گاوبانگی است. به همین دلیل، سازمان حفاظت محیطزیست ورود و حضور افراد بدون مجوز سازمان حفاظت محیطزیست را در عرصههای جنگلی و مناطق حفاظتشده ممنوع اعلام کرده است.
سرمایه اجتماعی روی مین رانت
«بند «ج» ماده ۵ برنامه هفتم توسعه یک بمب اجتماعی است؛ بمبی که انسجام اجتماعی را از بین میبرد، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد و تبعیض و بدبینی را میان مردم تقویت میکند.» این توصیف «محمد الموتی»، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابعطبیعی، از این قانون است. تنها او نیست که نسبت به آنچه دولت سیزدهم برای تعریف جدید تشکلهای مردمنهاد، در قالب برنامه توسعه تدارک دید و نمایندگان مجلس هم آن تصویب کردند، نگران است. «امید سجادیان»، عضو شورای هماهنگی شبکه محیطزیست کشور، نیز میگوید: «یکی از آسیبهای بند «ج» ماده ۵ قانون برنامه هفتم توسعه، ایجاد تشکلهای صوری برای گرفتن پروژهها است، درحالیکه سازمانهای مردمنهاد مستقل زیر انواع فشارها خم شدهاند.» ماده پنجم برنامه هفتم توسعه در حالی به اجرا درآمده که نخستین اردوی شورایعالی جهادی محیطزیست در اردبیل تشکیل شد. در جلسهای به همین منظور اساتید دانشگاههای عضو شورایعالی جهادی محیطزیست به بیان راهکارهای مدیریت پسماند و انرژی تجدیدپذیر پرداختند. مشاور امور زنان و خانواده رئیس سازمان حفاظت محیطزیست هم اعلام کرد: «در بحث حفاظت از محیطزیست از حضور و توانمندیهای بانوان در کنار بنیاد جهادی مهرالرضا(ع) و شورایعالی جهادی محیطزیست کشور بیشتر استفاده شود و دغدغههای آنها را بیشتر بشنویم تا شاهد زیباییهای حضورشان در این عرصه باشیم.» رصد تشکلهای مردمنهاد نشان میدهد اعضای این تشکلها در چند سال گذشته سراغ دو گزینه رفتهاند؛ مهاجرت و خروج از فعالیتهای مردمنهاد. پرسش اینجاست که گروههای جهادی در حوزه محیطزیست قرار است چه کاری انجام دهند؟ آیا آنها جایگزین تشکلها میشوند؟ تکلیف کارشناسان و کنشگران مستقل چه میشود؟
سدهای سنتی نگهبان خرسها شدند
|پیام ما| «با کاهش بهرهوری و تعداد نخلها در کوهستان، خرس سیاه آسیایی برای یافتن خرما بهسمت روستاهای حاشیه کوه حرکت میکند که این امر به تعارض با انسان منجر میشود.» این گزاره نتیجه پژوهشهای پروژه حفاظت از خرس سیاه آسیایی است. در راستای این پروژه، فعالیتهایی برای حل این چالش و احیای زیستگاه خرس سیاه آسیایی انجام شده است. با همکاری مردم محلی مناطق کوهستانی استان هرمزگان، در طول شش ماه شش سد قدیمی رسوبگیر که مردم محلی به آن «دربن» میگویند، تعمیر یا بازسازی شدهاند تا جلوی تخریب بیشتر این مناطق گرفته شود. نتیجه این فعالیت در خبرنامه انجمن بینالمللی پژوهش و مدیریت خرسها (IBA) و گروه تخصصی خرسها در اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت در هفتههای اخیر منتشر شده است.
سفیر مرگ در «قُلقُله»
شلیک به معترضان معدن طلای «قلقله» در سقز، جان جوانی ۲۲ساله را گرفت. عصر دوشنبه (۲۴ شهریور)، وقتی اهالی روستای «پیرعمران» برای اعتراض تجمع کردند، با سلاح گرم به معترضان شلیک شد؛ «محمد رشیدی» جان باخت و سه نفر دیگر مجروح شدند. از مدتها پیش کسی به انتقادها درباره راهسازیهای این معدن طلا و آلایندگی آن توجهی نکرد و چندین تجمع اعتراضی مردم محلی بیجواب ماند. اکنون جسم بیجان یکی از جوانان روی دست اهالی مانده است.
خروج پنهانی گاز از کشور
یکی از اصلیترین موضوعاتی که تولید بهویژه تولید و صادرات بخش کشاورزی در کشور را در پی تشدید بحران ناترازیهای آب و برق و گاز به چالش کشیده است، موضوع خروج آب پنهان یا مجازی از کشور بهواسطه محصول تولیدی است. اینبار اما موضوع دیگری به میان آمده که کمتر مورد توجه بوده است: گاز پنهان یا همان گاز مصرفشده برای تولید هر محصول. مدیر انرژی و کربن شرکت ملی گاز کشور میگوید بهواسطه محصولات گلخانهای گاز بهصورت گاز مجازی از کشور خارج میشود و میزان این گاز، در محاسبه مصارف منابع تولید لحاظ نمیشود. همچنین، او به قیمت پایین این گاز که به نازلترین قیمت ممکن در اختیار تولیدکننده قرار میگیرد نیز اشاره و از بخش چالشبرانگیز دیگری صحبت میکند: یارانههای عظیم پنهان، گاز مصرفی خانگی ۲۰۰ تومان، صنایع حدود ۸ تا ۹ هزار تومان و گاز تحویلی به پتروشیمیها تنها ۵۰۰ تومان قیمتگذاری میشود. این، یارانه پنهان عظیمی است که باید مدیریت شود. همچنین، اگر میزان هدررفت انرژی را به گاز طبیعی تبدیل کنیم، معادل روزانه ۲۰۰ میلیون مترمکعب گاز خواهد بود، این رقم معادل تولید ۸ فاز از میدان گازی پارس جنوبی است که باید تا پایان برنامه هفتم به چرخه مصرف بازگردد.
از تالار بورس تا حفاظت پرندگان
«نباید از چالشهای مهمی مانند تأمین مالی حفاظت غافل شد. علاوهبراین، اوضاع اقتصادی و نابرابریهای اجتماعی و توسعه ناپایدار و افسارگسيخته همچنان باعث تنزل درجه اولویت حفاظت از محیطزیست، حیاتوحش و تنوعزیستی در سطح جامعه میشود». اینها گفتههای «پریسا شوکتی»، حفاظتگر، است. او متولد ۱۳۶۰ است. در مقطع کارشناسی آمار خواند و بعد در مقطع ارشد سراغ اقتصاد با گرایش توسعه رفت. ۱۶ سال در بورس کالا کار کرد تا اینکه در سال ۱۴۰۰، در اوج همهگیری کرونا، از سمت مدیریت معاملات کالا در کارگزاری استعفا داد و وقتش همه صرف محیطزیست شد. در گفتوگو با این حفاظگتر از او پرسیدیم چرا محیطزیست؟ اولین تجربه حفاظتش به کدام گونهها مربوط میشود؟ این روزها درگیر چه پروژههایی است و چشمانداز حفاظت را چطور میبیند؟
تصور خام در سوداگری در قاچاق پرندگان شکاری
پرندگان ایران در حراجیهای عربی
«اول قاچاق، دوم قاچاق، سوم قاچاق، چهارم تخریب زیستگاه!» «آرش حبیبیآزاد»، پرندهنگر، مهمترین تهدیدهای پیش روی حفاظت از پرندگان شکاری را اینطور دستهبندی میکند. اما قاچاق هم شیوههای مختلف دارد. «رضا کیامرزی»، دامپزشک و پژوهشگر پرندگان شکاری، از تغییر روشهای برداشت شکاریها از طبیعت در سالهای اخیر میگوید: «در گذشته، بیشتر جوجههای نابالغ صید میشدند، اما اکنون مشتریها تمایل بیشتری برای خرید پرندگان بالغ دارند. صید یک پرنده بالغ، از بین بردن چندین جوجه بالقوه است و چرخه تولید نسل را دچار اختلال میکند.» «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر، نیز روی موضوع دیگری تأکید دارد: «الگوی حفاظت ما از پرندگان، مشابه پستانداران و سایر گونهها، در محدوده مناطق چهارگانه است، درحالیکه قاچاق و صید آنها در مناطق آزاد اتفاق میافتد.» این روزها همزمان با شمارش پرندگان شکاری مهاجر توسط پرندهشناسان و پرندهنگرها در مناطق شمالی ایران، گروه دیگری هم سخت درگیر پرندگان هستند؛ قاچاقچیان و رابطهایشان. آنها در شمال و جنوب ایران به کار صید و زندهگیری و انتقال محمولههای پرندگان بومی و مهاجر به کشورهای عربی مشغولاند. دسته سومی هم داریم که پرندگان را از کشورهای آسیای میانه و مرزهای شرقی از ایران عبور میدهند تا به دست مشتریان برسانند؛ در بازار سیاه!
