بایگانی مطالب : گزارش روز
امید به تغییر رای درباره اعدامها
«به پرونده دسترسی نداریم.» این جمله را «حسن آقاخانی»، وکیل «محمدامین بیگلری»، «یاسر رجاییفر» و «شهاب زهدی»، متهمان اعتراضات دیماه که در معرض اعدام قرار دارند، چند بار تکرار میکند. او میگوید رأی ۱۸ بهمن و برای هفت نفر در این پرونده صادر شده. آنها وکلایی تسخیری داشتهاند. این وکلا اعتراض زدهاند، اما بعد از آنکه او و همکار دیگرش وکالت پرونده برای سه متهم را برعهده گرفتهاند، از دسترسی به پرونده محروماند و همین، کار را برای آنها سخت کرده است. حالا درخواست آنها از قوه قضائیه این است که امکان مشاهده پرونده برای آنها ممکن شود تا بتوانند براساس شواهد موجود به دفاع از موکلانشان بپردازند.
جامعه در دو سوی شکاف
پس از وقایع دیماه فضای اجتماعی ایران به نظر میرسد بیش از قبل قطبی است. در چنین فضایی، تضادهای ساختاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیش از اختلافنظرهای سیاسی یا عقیدتی پررنگتر به نظر میرسند. «احمد بخارایی»، جامعهشناس، با هشدار نسبت به تعمیق شکافهای اجتماعی از فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت سیاسی و افت اعتماد عمومی بهعنوان نشانههای یک جامعه قطبیشده یاد میکند؛ جامعهای که بهگفته او، بهجای حرکت دیالکتیکی بهسوی حل تعارضها، در چرخهای از کینه، بیاعتمادی و ناامیدی گرفتار شده است.
جامعه در گرداب استیصال
پس از وقایع دیماه، جامعه وارد یک نوع استیصال شده است. دلایل این وضعیت بهگفته «حسین ایمانی جاجرمی»، ناشی از همزمانی بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اخیر است و چشمانداز روشنی از بهبود آن دیده نمیشود. این استیصال موجب کاهش مشارکت، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت کشور و فرسایش سرمایه اجتماعی شده است.
اگر موجی دیگر در راه باشد
اعتراض قرار بود فرصت بازگشت احساس عاملیت باشد؛ فضایی که نهتنها باعث بیان خواست جمعی به مستقیمترین شکل ممکن میشود که حتی شکافهای کهنه را هم کنار میزند و بین افرادی با زبان، جنسیت و سن متفاوت، هویتی تازه و باوری به سرنوشت مشترک میسازد. اما بعید است بتوان با این کلمات آنچه اتفاق افتاد و تجربه مردم معترض در دیماه را خلاصه کرد. حالا واژههای اصلی بهجا و بهیادمانده، «خشونت و مرگ» است و مردمی ماندهاند که بازماندگان و سوگواران آناند. خشونتی که نهتنها عاملیت را در هم میشکند، که سد روانی افراد برای آسیبرساندن به دیگران و حتی خود را هم سست میکند. به همین دلیل، افزایش نرخ خودکشی یکی از نگرانیهای پس از این حوادث است.
سکوت پس از معیشت سوخته
مدتی پس از وقوع آتشسوزی گسترده در بازارچه جنت تهران، حادثهای که بهگفته کسبه حدود ۳۰۰ غرفه را بهطور کامل از بین برد، غرفهداران اعلام میکنند هنوز پاسخ روشنی از سوی نهادهای مسئول درباره علت دقیق حادثه، میزان خسارت، نحوه جبران زیانها و زمانبندی بازسازی دریافت نکردهاند. این آتشسوزی معیشت دستکم ۳۰۰ خانواده را بهطور مستقیم تحتتأثیر قرار داده است. افزونبرآن، صدها نفر دیگر که بهشکل مستقیم و غیرمستقیم در زنجیره تأمین، تولید، فروش و خدمات وابسته به این بازارچه فعالیت داشتند، دچار آسیب شدهاند. در میان مالباختگان، شمار قابلتوجهی از زنان سرپرست خانوار حضور دارند؛ زنانی که بخش عمدهای از غرفهها را اداره میکردند و فعالیتشان در حوزههایی چون پوشاک، صنایعدستی، خرازی و تولیدات خانگی متمرکز بود. همچنین، برخی غرفهداران از کارآفرینان خرد و هنرمندان دارای معلولیت جسمی بودند که بازارچه جنت تنها محل عرضه محصولات و منبع اصلی درآمدشان محسوب میشد. روز چهارشنبه، ۲۹ بهمنماه، جمعی از مالباختگان در محل بازارچه گرد هم آمدند تا گزارشی از پیگیریهای انجامشده از سوی نمایندگان خود دریافت کنند.
درد بیدرمان گرانی دارو
مردم ایران در یک سال گذشته با موج شوکآوری روبهرو شدند: «گرانی دارو». با این وجود دولت باز هم بر حذف ارز ترجیحی دارو پافشاری کرد. این درحالیاست که بررسی نتایج یک پژوهش* نشان میدهد؛ مشکلات جدی در تأمین دارو و هزینههای بالای آن، یکی از انگیزههای معترضان در ناآرامیهای ۱۴۰۱ بهبعد بوده است. از سوی دیگر، سایه جنگ بر سر کشور، مردم را نگران کرده است. یکی از نمایندگان مجلس چندی پیش گفته بود، در صورت وقوع جنگ، ذخایر دارویی کشور برای دو ماه جواب میدهند این در حالی است که سازمان غذا و دارو باید یک ذخیره ششماهه داشته باشد.
عدالت اجتماعی؛ حلقه مفقوده حکمرانی ایرانی
از نگاه اکثریت مردم در جامعه امروز ایران عدالتی وجود ندارد. اعتماد به حکمرانی از دست رفته است و دیگر امیدی به داوری منصفانه نیست. نارضایتی افزایش پیدا کرده و تحقق عدالت به بحران تبدیل شده است. از سوی دیگر، این شرایط منجر به شکافهای عمیق اجتماعی شده و دسترسی به فرصتهای برابر را محدود کرده است. سؤال اینجاست که آیا مفهوم عدالت از نگاه مردم و حکمرانی یکی است؟ در دنیای امروز عدالت چگونه معنا پیدا میکند؟ از همین رو، همزمان با روز جهانی عدالت اجتماعی با «صالح نقرهکار»، حقوقدان و تحلیلگر مسائل حقوقی، درباره این چالشها گفتوگویی داشتیم.
نگرانی از تنش و ناامنی در برخی مدارس
بعد از آنکه یک مرد و زن، با عنوان تحلیلگر سیاسی به مدرسهای در تهران رفتند و تصاویری خشن از اعتراضات دیماه را به بچههای پایه دهم نشان دادند، یکی از بچهها غش کرد و بچههای دیگر حال روحی بدی را تجربه کردند. این روایتی شنیده شده از اتفاقی است که میگویند در مدارس برخی از شهرها رخ داده. همه آنها اما میخواهند نامشان در گزارش نیایند، نام شهر و مدرسهشان عنوان نشود و مهمتر از همه اینها، فضای مدرسه بار دیگر مدرسه شود؛ بدون حضور عوامل خارجی، تصویربرداری از بچهها، تهییج آنها و نشاندادن فیلمهای خشن از اعتراضات. هرچند پیگیری ما از سخنگوی آموزشوپرورش دراینباره بینتیجه بود، اما روابطعمومی این وزارتخانه گفت «سخنگو پیشازاین درباره بازداشت دانشآموزان و فضای امنیتی صحبت و آن را تکذیب کرده است، از همان استفاده کنید.» پیگیریهای «پیام ما» در این زمینه همچنان ادامه دارد و از مسئولان مربوطه میخواهیم که در این زمینه پاسخگوی نگرانیهای خانوادهها باشند.
شکاف روایتها درباره دانشآموزان بازداشتی
تعداد دانشآموزان بازداشتی همچنان یکی از ابهامات اصلی پرونده حوادث دیماه است. «علیرضا کاظمی»، وزیر آموزشوپرورش، از آزادی همه دانشآموزان بازداشتی خبر داد، اما «محمد حبیبی»، سخنگوی شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان، این گفتهها را رد کرد و از تداوم بازداشت تعدادی از دانشآموزان گفت.
جامعه در آستانه سرریز خشم فروخفته
خشم این روزهای ایران، صرفاً یک واکنش لحظهای نیست؛ در صف نان، پشت فرمان، زیر پستهای شبکههای اجتماعی و حتی در سکوت خانهها مدام جریان دارد. بعد از بحرانهای پیدرپی، از اعتراضات دیماه تا فشارهای اقتصادی و فرسودگی اجتماعی، حسی در روان جمعی ما انباشته شده است؛ تنشی مزمن که بهسادگی فروکش نمیکند و با هر محرک کوچکی دوباره سر برمیآورد. این خشم، واکنش به یک تجربه خاص نیست؛ حاصل سالها تجربه بیثباتی، ناامنی و احساسات فروخورده است که به این روزهای ما خلاصه نمیشود. وقتی خشم در یک جامعه مزمن میشود، به حافظه جمعی راه پیدا میکند و آهستهآهسته به نسلهای بعد منتقل میشود. خشم سرکوبشده میتواند بهشکل پرخاشگری پنهان، فرسودگی، بیاعتمادی یا حتی بیحسی عاطفی بازتولید شود و تداوم یابد. اما این خشم انباشته، جامعه را به چه سمت میبرد؟ آیا به چرخهای از فرسایش روانی و اجتماعی دامن میزند یا شکلهای تازهتری از تنش و گسست را در سالهای پیش رو رقم خواهد زد؟ «سید وحید شریعت»، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، در گفتوگو با «پیام ما» از ریشههای این خشم و پیامدهای آن میگوید.
